"علی محمد مودب" در روزهای مقاومت سی و سه روزه لبنان در وبلاگ "سجیل "هر روز یک شعر نذر شهدای مقاومت می کرد. "عاشقانه های پسر نوح " ، "همین قدر می فهمیدم از جنگ " ، الفبای غلط"، "مرده های حرفه ای" ،"دروغ های " و "عطر هیچ گلی نیست" از کتاب های او هستند. متولد سال 1335 در یکی از روستاهای بین فریمان و تربت جام است. الهیات را تا مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه امام صادق خوانده و دبیر فصلنامه شعر٬ داوری جشنواره های شعرجوان، دفاع مقدس، عدالت٬ شعر عاشورای٬ حرفی از جنس زمان، عضویت در تحریریه ماهنامه سوره، مدیر دفتر آفرینش های ادبی حوزه هنری٬ دبیر جایزه ادبی تهران و عضویت در شورای کارشناسی شعر بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس بعضی از سوابق کاری او هستند.
*الان مشغول چه کاری هستید؟
کار مطبوعاتی و تدریس.
*با کدام روزنامه یا مجله کار می کنید؟
به واسطه یکی از دوستانم که در همشهری فعالیت می کند گاهی برای "همشهری" مقاله می نوسیم. دبیر تحریریه مجله "راه" هم هستم. در خانه های فرهنگ شعر تدریس می کنم و در شورای کارشناسی شعر بنیاد دفاع مقدس هم فعالیت می کنم.
*کتاب جدیدی دارید ؟
بله نامش" روضه در تکیه پروتستان ها"است که همین هفته از چاپ بیرون آمده است.
*اشعار این کتاب موضوع خاصی دارد ؟
بیشتر اشعار با موضوع عدالت و اعتراض به مسائل سیاسی-اجتماعی است. اما شعرهای عاشقانه شخصی هم دارد. این کتاب در واقع تقدیم شده به "حجت الاسلام جهانشاهی"، طلبه سیرجانی که علیه زمین خواری پیاده روی کرد.
*شعر عاشورایی هم سروده اید ؟
بله و کم هم نیستند. قصد دارم به پیشنهاد جدی یکی از دوستان اشعار عاشورایی ام را در یک مجموعه بگنجانم که فکر می کنم یک مجموعه 200 صفحه ای مذهبی خواهد شد. خیلی از این شعرها تا به حال جایی چاپ نشده است و خیلی ها هم به شکل پراکنده در کتاب های دیگر چاپ شده اند. اشعار این کتاب مربوط به اهل بیت است والبته بیشتر درباره امام حسین (ع) و عاشورا است. چند شعر برای حضرت علی اصغر دارم که قصد دارم بیشتر رویشان کار کنم.
*می توانید امام حسین (ع)را در یک جمله تعریف کنید؟
توصیف امام حسین(ع) دریک جمله کار سختی است چون ایشان از تمام جهات کامل بودند. امام حسین (ع) تجلی حضور یک انسان کامل در عرصه های سیاسی و اجتماعی است. ایشان خاطره حضور عقل در صحنه سیاست، عدالت و اعتراض هستند.
*رسیدن محرم برای شما خاطره ای به همراه ندارد ؟
ما روستایی هستیم و در محیط روستا جنس عزاداری ها خیلی خاص است، به نحوی که در روستای دورافتاده ما در تربت جام همه کسانی که مهاجرت کرده بودند، هر کجا که بودند محرم ها به روستا برمی گشتند و دور هم جمع می شدند. می آمدند تا با حال و هوای سنتی روستای خودشان عزاداری کنند.
*سنت خاصی هم برای عزاداری وجود داشت؟
بله. البته بخشی از آن در حال تغییر است اما خوب هنوز هم بعضی از آنها باقی مانده است. روستا حال و هوای خاص خودش را دارد، شکل عَلَم بستن های آن جا با این چیزی که ما در تهران می بینیم خیلی فرق دارد. روضه خوانی ها هم متفاوت است. مردم کشاورز و کارگر کل زندگیشان را در روزهای تاسوعا و عاشورا تعطیل می کنند. متاسفانه در شهرهای بزرگ این فرهنگ وجود ندارد .
در روستای ما حتی کارگرهای روزمزد هم عاشورا و تاسوعا پی روزیشان نمی روند و عزاداری می کنند . دسته های عزاداری هم فقط شب شام غریبان راه می افتند.
روز عاشورا که می رسد همه دسته ها از همه روستاها سرمزار شهدا می آیند و جا با هم مراسم مشترکی می گیرند و یک نوحه خوان برای همه می خواند . نوحه خوان های روستاهای مختلف هم به نوبت جایشان را با هم عوض می کنند.
*در عزاداری ها شرکت می کردید؟
بله، دوم -سوم دبیرستان که بودم یادم می آید یکی دوبار نوحه هم خواندم.
* اولین شعرتان در چه موضوعی بود؟
درباره طبیعت و پاییز بود.
*شما هم به پیروی از اهالی روستا محرم ها به روستایتان برمی گردید؟
نه متاسفانه! توفیق پیدا نکرده ام که برگردم. این سال ها خیلی گرفتارم.
*چند وقت است که برنگشتید؟
از زمانی که برای تحصیل آمدم .ازسال 75 به بعد، البته خانواده ام هم از آن روستا به مشهد نقل مکان کرده اند.
*حرف آخر؟
این سه شعر را به حصرت علی اصغر تقدیم می کنم .
1)
تاریخ از آن به بعد محرم بود
وقتی
تیر سهشعبه آمد
و از گلوی خشک علیاصغر
خون دیدة حسینِ علی را فرا گرفت
تیر سه شعبه آمد
و از کسوف خون
بر روی آفتاب
تا صبح حشر، سخت دل ماسوی گرفت
تیر سهشعبه آمد
آن تیر، آن تیغ!
... تیغی که در گلوی علی هم بود!
2)
فوارهای سرخ
در حوضهای آبی بسیار روشن شد
آن دم که تکلیف گلوی تو معین شد
تا باد بوی خون به جای شیر میآورد
پستان برخی حوریان رگ کرد
تصویر طفلی در چهرة خورشید
میتابید
3)
کودکی درون گاهواره، غلت میزند
کودکی به ماهواره، خیره مانده است
کودکی به ماه
صخرهها به دست موجهای مضطرب
شکستهاند
یا علیاصغر حسین!
واژههای خون تو هنوز
از سکوت کوههای آسمان برنگشتهاند
نظرات کاربران :