|
امسال نیز در روز جهانی کودک و رسانه بیشترین چیزی که خود نمایی می کرد افزایش زمان برنامه های کودک صدا و سیما بود . در صورتی که به نظر می رسد آنچه در این روز به نسبه مغفول مانده، بررسی علمی چالشها و نقشهایی ایست که یک رسانه مانند تلویزیون می تواند بر روی کودک به عنوان عنصر سر نوشت ساز آینده کشور تاثیر داشته باشد . بحث تاثیر رسانه ( خصوصا رسانه های فراگیری مانند تلویزیون و اینترنت به دلیل فراگیری و میزان بالای تاثیر گذاری و سهل الوصول بودن و ... ) بر روی خانواده ها و کودکان نه تنها مخصوص جامعه ما نیست بلکه چالشی ایست بین المللی که باعث انجام کوششهایی چه از سوی مراکز دولتی و چه نهادهای مردمی شده است . مواردی مانند تاثیر تلویزیون بر تعلیم و تربیت، استحکام خانواده، تسریع در بلوغ جنسی و روانی، ساختن فرهنگ مصرفی نسل آینده، بازاریابی بر روی کودکان و بسیاری موارد دیگر مواردی است که یک اندیشه آزاد را برای باز اندیشی در این زمینه به چالش می کشد چه برسد به جامعه ای که قصد ایجاد تمدن جدید اسلامی رادارد که از لوازم آن نگاه همراه با مبانی اسلامی به ابزارهای جامعه متجدد امروزی و تلاش برای اصلاح و بومی کردن آنها در مسیر اهداف خود و پروش انسانهایی است که در آینده بتوانند در مسیر تعالی گام بر داشته و جامعه را نیز در این راه یاری دهند . از موارد کلی یاد شده که بگذریم نگاهی به برنامه های کودک صدا و سیما از شبکه یک تا پنج این احساس را ایجاد می کند که کارهای کودک اختلاف های چشم گیری از نقطه ایده آل دارند . قابل ذکر است که قاعدتا ما باید تاوان این انحرافها را در آینده پرداخت کنیم که این آسیب ها می تواند در آینده در حوزه های مختلف اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی و غیره نمودار شود. اکثر برنامه های کودک صدا وسیما تبدیل شده اند به انجام نمایشهای از سوی مجریان ، بازیگران و عروسکها همراه با پخش سرودهایی با آهنگهایی تند . برنامه هایی که ذهن و تفکر کودک در آن جدی گرفته نمی شود و با آن بسیار سطحی بر خورد می گردد . گویا دغدغه اصلی در بسیاری از آنها پر کردن زمان است تا آموزش و سرگرمی سالم. مقایسه ای مابین این برنامه ها و انیمیشن هایی مانند خانواده دکتر ارنست، سند باد، بی خانمان، بچه های کوه آلپ و ... میتواند کمک کند تا منظور از تحقیر تفکر کودک و سطحی بودن در برنامه های صدا وسیما درک گردد انیمیشن هایی که شاید دارای آسیبهایی بودند اما بعضی ارزشهای انسانی درتار و پود آنها تنیده شده بود. پخش مویسقیهای تند همراه با حرکات سر و گردن واعضا و جوارح انسان را به صرافت این می اندازد که آیا انسانی که از سنین کودکی با این نوع موسیقی و حرکات عادت کرده در آینده می تواند سلیقه موسیقیایی و حتی سلیقهای ذهنی اش غیر از آن باشد و بعد شاهد ضعف موسیقی اصیل بومی در برابر موسیقیهای بعضا سخیف هستیم در این مورد صحبت زیاد است که شاید وقتی دیگر. با این حال متاسفانه این نوع موسیقی حجم بالایی از برنامه های کودک را در بر می گیرد و ما تا کی می خواهیم این طریق افراط و تفریط را پیش بگیریم ا... اعلم .
در مورد میان برنامه ها و پویا نمایی های خارجی نیز باید گفت که گویا در تهیه آنها استاندارد و هدف روشنی وجود ندارد و اصل بر برنامه اجرایی داخل استودیو گذاشته شده است نگاهی به برنامه های نمایشی از سوی برنامه رنگارنگ شبکه پنج به نظر موید این مطلب است. و در مورد برخی پویانمایی های ساخت داخل نیز ضعف در بسیاری موارد مانند فیلم نامه و قصه پردازی و موسیقی و غیره مشهود است که شاید مهمتر از ضعف در کار فنی پویانمایی باشد. ضعف در قصه پردازی در مورد پویا نمایی هایی با موضوع زندگی پیامبران و داستانهای کهن نیز به شدت دیده می شود هرچند کارهای پرارزش و افتخارانگیزی هم ساخته و گاهی پخش می شود که شایسته تقدیر اند. شاید بتوان گفت بسیاری از افرادی که در کار تهیه برنامه های کودک در صدا و سیما هستند اگر دغدغه مند باشند، به نظر دارای توان علمی و پشتوانه فکری لازم برای انجام این مهم در حد جامعه آرمانی ما نیستند و از برنامه ای کامل و علمی بر اساس اصول مشخص و روشن پیروی نمی کنند . اساسا گویا چندان تلاشی نمی شود که به این سوال پاسخ داده شود که : کودکی که در مهمترین دوران زندگی اش رو به روی برنامه هایی مانند فیتیله، رنگارنگ، خاله شادونه، خاله سارا و... نشسته است در آینده چه قدر با انسان متعالی فاصله دارد ؟ واساسا انسان متعالی کیست و برای دست یابی به آن ذر یک برنامه کودک چه باید کرد؟ سید محمد کمیل حسینی رستمی منبع:الف
|
نظرات کاربران :