پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري


بیانیه ی مجمع دانش جویان عدالت خواه دانش گاه شهید باهنر کرمان پیرامون 16 آذر و وقایع آن  (ويژه)  

عدالت و عدالت خواهی بایست نقطه ی وصل تمامی فعالیت های دانش جویی باشد. عدالتی که زنده کننده تمامی احکام الهی اسلام است (العدل حیات الاحکام). عدالت خواهی ای که طرفدار حق و حقیقت در برابر تمام مصلحت اندیشی های و محافظه کاری های کاذب است. عدالت خواهی ای که پشتیبان محرومین و مستضعفین در برابر اغنیاء و زورمندان - سیاسی و اقتصادی- است. عدالت خواهی ای که بدون استکبارستیزی و مبارزه با تبعیض معنا نمی یابد. عدالتخواهی ای که مدافع آزاد اندیشی در برابر جزم اندیشی ها و کوته نگری هاست. عدالت خواهی ای که نقد عقلائی و سازنده را بر مداحی ها و در کنار آن تخریب ها و هوچی گری ها مرجح می داند. عدالت خواهی ای که استقلال جزء لاینفک آن است؛ استقلال از قدرت و استقلال از تمامی گروه ها و جریان ها؛ و درعین حال احترام برای هر فکر اصیل. عدالت خواهی ای که لب انتظار است از دانش جویان.
  
 
پنجشنبه 19 آذرماه 1388  

 

16 آذر، روزی است که به واقع، متعلق به جریان فعال(و نه راکد) دانش جویی است؛ جنبش دانش جویی که بدون آن، دانش جو معنا پیدا نمی کند. در چنین روزی به سال 32 بود که سه تن از هم کلاسی هایمان پیش پای نماینده ی حکومت ضد مردمی شاه، قربانی شدند. هنگامه ی ورود نیکسون - معاون رئیس جمهور آمریکا- به ایران بود که بدنه ی بیدار دانش جویی در فضای بسته پس از کودتای 28 مرداد پویایی و حق طلبی اش را نمایاند. اعتراضات و تظاهرات دانش جویان، با کشته شدن چند دانش جو همراه شد  و پس از آن بود که نیکسون، دکترای افتخاری حقوق را - به پاس پاس داشت حقوق واقعی ملت ایران!-دریافت کرد. آن هم از دست روشن فکرنمائی چون تقی زاده که زمانی نماد آزادی خواهی و حق طلبی جامعه ایران شناخته می شد.

- جنبش دانش جویی به منزله ی بدنه ی بیدار ملت و دیده بان جامعه است که هماره پیش گام مطالبات به حق مردم و جامعه بوده است. وظیفه ی جنبش دانش جویی مسلمان، بالاخص در حکومت جمهوری اسلامی که دستاورد عظیم انقلاب اسلامی است، بسی سنگین تر است. بررسی فراز و فرودها و جریان شناسی جنبش دانش جویی، به وضوح بیان گر نقاط قوت و آسیب هایی است که ممکن است جریان دانش جویی بدان مبتلا  شود. مولفه های اسلام ناب و اصول اصیل انقلاب اسلامی و راه امام(ره) مبنایی است که باید در تمامی فعالیت های این قشر ریشه بدواند؛ که سرنوشت جدایی و انفکاک از آن، جز رهسپار شدن به اسلام آمریکایی نیست.

- پیش زمینه ی هر حرکت کوچکی، معرفت و آگاهی است. چه برسد به حرکت جنبش دانش جویی که نمود فعالیت هدف مند و والامقام قشر فرهیخته جامعه و متاثر بر کل جامعه است. آن چه آفت جبران ناپذیر جریان دانش جویی  است، دور افتادن و یا بی نیاز دیدن خود از پایه های بینشی و معرفتی است و به تبع آن اسیر شدن در فعالیت های صرف سیاسی و بدون پشتوانه و افتادن در ورطه ی بازی های سیاسی که از منتجات حرکت بدون بینش و نشناختن جای گاه واقعی جنبش دانش جویی است. و نتیجه اش جز فحاشی و یا مداحی حکومت نیست. و در نهایت تبدیل شدن جریان دانشجویی به پیاده نظام این گروه و آن جناح در دانشگاه.

- عدالت و عدالت خواهی بایست نقطه ی وصل تمامی فعالیت های دانش جویی باشد. عدالتی که زنده کننده تمامی احکام الهی اسلام است (العدل حیات الاحکام). عدالت خواهی ای که طرفدار حق و حقیقت در برابر تمام مصلحت اندیشی های و محافظه کاری های کاذب است. عدالت خواهی ای که پشتیبان محرومین و مستضعفین در برابر اغنیاء و زورمندان - سیاسی و اقتصادی- است. عدالت خواهی ای که بدون استکبارستیزی و مبارزه با تبعیض معنا نمی یابد. عدالتخواهی ای که مدافع آزاد اندیشی در برابر جزم اندیشی ها و کوته نگری هاست. عدالت خواهی ای که نقد عقلائی و سازنده را بر مداحی ها و در کنار آن تخریب ها و هوچی گری ها مرجح می داند. عدالت خواهی ای که استقلال جزء لاینفک آن است؛ استقلال از قدرت و استقلال از تمامی گروه ها و جریان ها؛ و درعین حال احترام برای هر فکر اصیل. عدالت خواهی ای که لب انتظار است از دانش جویان.

- دانش جو، نماد تفکر و بصیرت جامعه است. هوشیار بودن در برابر جریان ها و حوادث و با دید باز و منطقی به قضایا نگریستن لازمه ای این بصیرت است. جنبش دانش جویی اصیل، ریشه اش نه در قدرت حکومتی و نه در احزاب و جناح های سیاسی است که حاضر شود به خاطر آن ها اندکی از موضع حق خود پائین آید. مسلماً جریان دانش جویی که خود را از انقلاب و انقلاب را از خود می داند، وجهه ی همتش بالا بردن و بالا نگهداشتن ارج انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است، به دور از منافع سیاسی. نقد درون گفتمانی مبین لب مطلب است. همواره باید مدنظر داشت که آن زمانی که معیار مطالبات مان در تعارض با اصول انقلاب قرار گیرد، گام را اشتباه بر داشته ایم. مطمئناً نمی توان با چنین مطالباتی به نقد نشست.

- جریان جامعه در ربط مستقیم به جریان های فعال در سطح دانش گاه و نخبگان است، اعم از نخبگان علمی و سیاسی. بر جریان نخبگان است که هدایت گر جامعه به سمت حقیقت خواهی باشند. انحراف طیفی از نخبگان به منزله رهنمونی بخش بزرگتری از جامعه به مسیری غلط است. در جریان حوادث پس از انتخابات شاهد این تاثیرپذیری مستقیم بودیم. متاسفانه قسمتی از جریانی که نتوانسته بود آرای مردم را به خود جلب کند (به هر دلیل، یا در مبنا و اصول و یا در شیوه و تاک تیک)، از همین حربه استفاده برد. در این شرایط بود که در تقابل با بینش و آگاهی اجتماعی، موجی شروع به فعالیت کرد. فضای غیرعقلائی، آن چنان در جامعه پراکنده شد که حتی هرم بالای سیاسی این جریان، از جمله دو تن از کاندیداهای محترم را در اغما فروبرد. کاندیدایی که از بزگترین و مکررترین خواسته هایش، عدالت در فعالیت های رسانه ملی بود، به راحتی به درخواست مناظره ی زنده در صداو سیما با مسئولین برای شفاف تر شدن موضوع، پاسخ منفی می دهد. شاید نتوان به بدنه ی مردمی معترض پس از انتخابات خرده گرفت، اما بی انصافی است که راس سیاسی این جریان را هم مبرا از خطا بدانیم. اگر از روشن و محکم بودن شواهد که به قطع ارضا  کننده ی منطق یک نخبه ی سیاسی است بگذریم، از فرار آشکار وی از منطق نتوان گدشت، و از تناقضات آشکار در مواضع و عمل کرد- تاکید مصرانه بر قانون، و قانون گریزی؛ تاکید مصرانه بر خط امام، و تفاوت جدی عمل با تفکر و منش امام؛ دم از انقلاب زدن و فروریختن آبروی آن در جهان؛...- نیز همچنین. و صد البته قسمت اعظمی از ناآگاهی بدنه ی اجتماعی - ونه راس- معترضین به کم کاری ها و اشتباهات حاکمیت بر می گردد. عملکرد ضعیف  وغیرمنطقی رسانه ی ملی و سایر رسانه ها، تا موضع گیری های مطلق نگرانه ی مسئولین، همه در تکمیل پازل منطق گریزی رسانه های معترض بود. برخوردهای نادرست و غیرقابل توجیه برخی نهادها با قسمتی از بدنه ی مردم معترض که به واقع در وانفسای هوچی گری های رسانه ای دچار تردید نسبت به حق بودند، باعث هر چه شدیدتر و پیچیده تر شدن قضایا شد. و همچنان دو پازل یعنی عملکرد نادرست حکومت، گروه ها و شخصیت  های  اصطلاحاً  انقلابی از یک سو، و عملکرد ناپسند گروه ها و شخصیت های معترض از سوی دیگر، برای ادامه این جریان دست به دست هم داده اند.

- دانش گاه، مرکز بحث و گفتمان و منطق است. دانش جوی فرهیخته و دانش گاه رشد یافته، نه آن است که در آن مولفه های احساسی  و مقطعی بر مولفه هایی چون عقلانیت و منطق و قانون غلبه کرده باشد، بلکه آن دانش جو و دانش گاهی است که در پی حق و واقعیت باشد. حقیقت خواهی، مولفه ای است که اگر جنبش دانش جویی، اندکی از آن فاصله گرفت، مرگ آن فرارسیده است؛ مرگ جنبش، و نه الزاماً مرگ فعالیت تهی یک گروه و یا یک تشکیلات اعتباری صرف. دانش جوی آزاده هماره به دنبال حقیقت است وتنها به حق است که اقناع می شود. تنزل دادن جایگاه دانش گاه به فضای امنیتی-نظامی، نه تنها شایسته نیست، که حتی ایده ی استفاده از آن به عنوان راه کار مقابله با اختلافات فکری- سیاسی یک جریان، مضحک است. حاکم شدن فضای امنیتی و برخوردهای سیاسی و حذفی با دانش جویان- هر چند دارای تفکر مخالف باشند- بسی اسف بار می باشد. رویه ای که حتی به برخوردهای فیزیکی هم کشیده می شود. 16 آذر امسال شاهد این گونه رفتارهای نسنجیده از سوی مسئولین انتظامی و امنیتی دانشگاه کرمان بودیم، و عجیب تر از آن اظهار بی اطلاعی مسئولین رده اول دانشگاه از این موضوع؛ که یا نشان از عدم صداقت و همراه آن موافقت با این برخوردها ،  و یا در صورت درست بودن حرف، نشان از عدم کفایت در مدیریت افراد زیرمجموعه خود دارد. دانش جویان خواستار پیگیری ماجرا و مشخص شدن واقعیت و برخورد با خاطیان و اطلاع رسانی به عموم دانش جویان هستند. البته ناگفته نماند که  ریشه اصلی این ماجرا را می توان  در نگاه نادرست فرهنگی دولت به مسائل دانش گاه و دانش جو جست وجو کرد.  روشن گری و منطق، باید اولین و آخرین گزینه ی مورد استفاده در دانش گاه باشد و منطق گریزی آنان که به دنبال متاعی جز حقیقت هستند نیز باید همین گونه روشن شود. در این بین وظایف تشکل های دانش جویی بزرگ تر است. مطلق ننگریستن به مسائل از یک سو و چشم بر حقایق نبستن از سوی دیگر، کمترین انتظار از تشکل هاست. بستن روزنه های انتقاد به مواضع خود و مطلق انگاشتن آن، آسیبی است که چه بسا ریشه در مسائل دیگری داشته باشد و نتیجه اش گم شدن سخن حق در بین مطلق انگاری های حق به جانب است.

-فاصله گرفتن جنبش دانش جویی از کارکرد و مبانی اصیل خود، زنگ خطری است که گوش شنوای آن باید تمامی بدنه دانش جویی باشد. هضم شدن تشکل های مختلف دانش جویی در جریان های  سیاسی - که ریشه در مسائل بنیادی تری دارد- بزرگ ترین آسیب قابل طرح است. افتادن در دام ملاحظه کاری ها و محافظه کاری ها- که به تعبیر رهبر انقلاب قتل گاه انقلاب است- در این راستاست. نیاز امروز کشور و دانش گاه ها، نه چنین جریان خامی است که نهایت نقطه ی دید و عملش فراتر از منفعت مرام سیاسی خاصی نیست - حال چه به اسم آزادی باشد و چه بسا به اسم عدالت، چه به اسم اصلاح باشد و چه به اسم اصول، چه به اسم خط امام باشد و چه به اسم ولایت-  و این جاست که نیاز به تفکیک جریان ها از هم ضرورت می یابد. نیاز کنونی جامعه ی ایران اسلامی، جنبش دانش جویی مستقل عدالت خواهی است که به دور از هیاهوها و بازی های سیاسی، نقد درون گفتمانی همه جانبه جمهوری اسلامی را وجهه ی همت خویش قرار دهد. عدالت خواهی واقعی، به دور از شعار و همراه با بینش و معرفت، گم شده ی امروز جنبش دانش جویی است. جریان مستقل عدالت خواه، تنها بارقه ی امید برای برون رفت از وضعیت کنونی و در راستای اعتلای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است.                                                                                       

                                                                                                                            

                                                                                                                                        به امیدطلوع روزگار عدالت                                                                                                                                        مجمع دانش جویان عدالت خواه

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان