نویسنده: دكتر منصور سلطانزاده
در ماههای اخیر بخصوص درجریان انتخابات ریاست جمهوری درایران، شرایط فتنه و فضای غبار آلود بر كشور حاكم شد كه مقام معظم رهبری راه حل خروج از این شرایط را روشنگری دانستند . مقاله حاضر كوششی در جهت شفاف سازی اهداف جریانات سیاسی رایج در كشور می باشد.
نقش ملل مختلف در ایجاد تمدن بشری
علوم، فنون و دستاوردهای بشری حاصل تلاش اقوام وملل مختلف درطول تاریخ بشری بوده است . درطول تاریخ در هر دوره ای یك قوم یا یك منطقه از دنیا سردمدار و پیشتاز حركت علمی و فرهنگی در دنیا بوده است . دوره ای یونان، دوره ای ایران و در دوره ای اروپا در اوج شكوفایی فرهنگ و تمدن بسر می بردند . نكته حائز اهمیت در رابطه با موضوع این مقاله این است كه هر تمدنی در اوج شكوفایی خود، سایر نقاط دنیا را تحت تاثیر خویش قرار می داده است . بعنوان مثال، دوران شكوفایی تمدن اسلامی مصادف با دوره انحطاط قرون وسطایی در اروپا بوده است و وقوع جنگهای صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان منجر به آشنایی اروپائیان با فرهنگ وتمدن اسلامی گردید و این آشنایی در ایجاد نهضت پروتستان در اروپا موثر بود.
تأثیر تمدن غرب بر سایر ملل عالم
نهضت پروتستان، یك دوره انتقالی و گذرا در تاریخ تمدن غرب محسوب می شود و نارسایی مفاهیم فلسفی ،انگیزاسیون ( تفتیش عقاید )، استثمار مردم توسط امپراطوران اروپایی باهمكاری دستگاه كلیسا و میل به تحلیل پدیده ها از طریق عقلانیت تجربی منجر به كنار گذاشتن مذهب در اروپا و پیدایش رنسانس گردید.رنسانس موجب ایجاد انقلابی در علم و صنعت در اروپا شد و بدنبال آن تمدن غرب تمام دنیا را تحت تأثیر خویش قرار داد . قرون 18 و 19 میلادی اوج شكوفائی تمدن غرب و مدرنیته محسوب می شود و انواع نظریات و ایدئولوژیهای بشری از قبیل اومانسیم، پلورالیسم، سكولاریسم، لیبرالیسم، ماركسیم وكاپیتالیسم دراین دوره ظهور یافتند.
قرن بیستم با یك خوشبینی فراینده نسبت به مدرنیسم و تمدن غرب شروع شد و انتظار این بود كه بشر در قرن بیستم بتواند بهشت را در زمین ایجاد نماید . اما قرن بیستم هرچه به جلو رفت؛ اشكالات مدرنیته آشكارتر شد.جنگهای جهانی اول و دوم بفاصله مدت زمان كوتاهی از هم منجر به كشتارهای میلیونی انسانها در این قرن گردید.عدم كارایی و اشكالات اساسی سیستم های اجتماعی مدرنیته در جوامع اروپا كم كم آشكارتر شد و یاس از ایجاد یك مدینه فاضله در اردوگاه غرب سایه افكند.
تحولات سیاسی اجتماعی صد سال اخیر در ایران
ایران نیز مانند سایر نقاط دنیا در صد سال اخیر تحت تاثیر تمدن غرب بوده است؛ و در طی این مدت، چه پادشاهان و چه سیاسیون و روشنفكران خواهان اصلاحاتی در كشور به سبك و سیاق غرب بوده اند؛ منتهی گروهی طرفدار افكار لیبرالیستی تمدن غرب و گروهی طرفدار افكار ماركسیستی آن تمدن شدند؛ كه هر دو طرز تفكر در حقیقت دو روی یك سكه تمدن غرب می باشد.
از 15 خرداد 1342 هـ . ش. حركت جدیدی در ایران آغاز شد كه در قالب هیچكدام از تئوری ها و روش های اصلاحاتی مرسوم و رایج دنیا نبود و آن ورود اسلام ناب برگرفته از مكتب تشیع به عرصه مبارزات سیاسی كشور بود. از این تاریخ تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ما شاهد سه جریان مبارزاتی در ایران هستیم:
1- جریان متأثر از مدرنیته چه در قالب لیبرالیسم مثل جبهه ملی و چه در قالب ماركسیسم مثل حزب توده و چریك های فدائی خلق
2- جریان اسلام ناب متأثر از فرهنگ تشیع كه حضرت امام خمینی (ره) منادی آن بود.
3- جریان التقاطی كه هم متأثر از تمدن غرب و هم متأثر از فرهنگ اسلامی جامعه بود؛ نظیر نهضت آزادی، سازمان مجاهدین خلق ، فرقان ، آرمان مستضعفین و جنبش مسلمانان مبارز
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، جبهه ملی ، حزب توده و چریكهای فدائی از صحنه مبارزات سیاسی داخل كشور خارج شدند و عملا دو جریان اسلام ناب و اسلام التقاطی به فعالیت خود ادامه دادند .
انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام (ره) موقعیتش در كشور تثبیت شد؛ و توانست اسلام را به عنوان یك قدرت سیاسی در عرصه بین الملل مطرح نماید . به دنبال انقلاب اسلامی ایران موجی از نهضت ها و جنبش های اسلامی در كشورهای منطقه بوجود آمد؛ و اندیشه دینی مجدداً در دنیا احیا شد.
جریان انقلاب اسلامی، امید دارد كه زمینه ساز انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) باشد زیرا :
1- اسلام به عنوان یك قدرت سیاسی در عرصه بین المللی ظاهر گشته است.
2- ناكارآمدی انواع ایدئولوژی های ساخته بشر هر روز در حال آشكار تر شدن هستند
3- انسانهای سرگشته عصر حاضر به خصوص در غرب دنیا به دنبال پیدا كردن یك راه جدید هستند و ایدئولوژی اسلامی می تواند جوابگوی نیازهای انسان عصر حاضر باشد. پروفسور یاس اوس معاون دانشكده فنی دانشگاه برمن آلمان می گوید: " در این وادی سرگردانی جمهوری اسلامی ایران یك نظام ارزشی به جهانیان ارائه كرده است ."(1)
4- رشد تكنولوژی ارتباطات می تواند نهایتاً منجر به معرفی بیشتر اسلام گردد.
5- ظلم و ستم استكبار جهانی موجب گرایش محرومان و مستضعفین دنیا به سمت اسلام و انقلاب اسلامی ایران شده است.
مجموعه عوامل فوق، ویژگی های ممتازی را برای جهانی شدن اسلام فراهم می آورد .
اما با وجود این ،از حدود سال 1368 هـ . ش. و بعد از پایان جنگ تحمیلی و ارتحال حضرت امام(ره) كم كم روند غرب زدگی و غرب باوری در بدنه مجموعه های دولتی نظام نفوذ كرد. از این تاریخ به بعد، شاهد دو جریان اصلی در صحنه سیاسی اجتماعی كشور هستیم:
1- جریان اسلام ناب
2- جریان التقاطی ( اسلام + مدرنیته ) كه در دولت سازندگی بیشتر به شكل لیبرالیسم اقتصادی و در دولت اصلاحات بیشتر به شكل لیبرالیسم سیاسی ظاهر شد .
ویژگی های دو جریان اسلام ناب و التقاطی
از ویژگی های جریان اسلام ناب ،اعتقاد به كامل و جامع بودن دین اسلام می باشد و اینكه این دین برای تمام شئون زندگی اجتماعی از جمله اقتصاد ، سیاست ، فرهنگ و حقوق برنامه دارد . از جمله ویژگی های جریان اسلام ناب، اعتقاد به عدم جدائی دین از سیاست است و اینكه ولی فقیه باید رهبری جامعه اسلامی را به عهده داشته باشد .
البته همین جا لازم به یادآوری است؛ كه اعتقاد به جامعیت اسلام به معنای آن نیست كه نباید از علوم و دستاوردهای بشری استفاده نكرد ؛ بلكه به معنای این است كه در عین اعتقاد به استفاده از علوم روز ، آنجا كه بین دستورات اسلام و نظریات بشری تعارضی پیش آید ؛ اصل را باید بر اجرای احكام اسلامی گذاشت و به خاطر یك نظریه رایج بشری نباید حكم اسلامی را كنار گذاشت.
برعكس از ویژگی های تفكر التقاطی ،كنار گذاشتن بعضی از احكام اسلام بخاطر تعارض با مدرنیته است.قرآن كریم اینگونه طرز تفكر رامحكوم می كند." آیا به قسمتی از كتاب ایمان و به قسمتی دیگر كفر می ورزید . جزای كسی از شما كه اینگونه عمل كند جز خواری در حیات دنیا و اشد عذاب در روز قیامت نخواهد بود و خداوند از آنچه انجام می دهید غافل نیست ."(سوره بقره ایه 85)
این تفكر التقاطی در طول سالهای اخیر بحث هایی همچون سكولاریسم ، جدائی دین از سیاست ، كنار گذاشتن ولایت فقیه، لغو حكم اعدام به بهانه خشونت ، انجام رفراندوم برای بودن یا نبودن حجاب ، سیستم بانكداری ربوی و لیبرالیسم اقتصادی را مطرح كرده است .
مقام معظم رهبری در رابطه با این نوع طرز تفكر می فرماید:
"آقایانی بودند كه بعد از جنگ سر كار آمدند و البته قبل از جنگ هم بصورت دیگری و با مشرب دیگری حضور داشتند و از جهت فكری دچار مشكلاتی بودند تعبیری كه در مورد اینها هست این است كه اینها قائل به كفایت اسلام در اداره حكومت نیستند اینها به دنبال یك ضمیمه و متمم هستند كه به اسلام اضافه شوند . دائماً نیازمند خارج از اسلام هستند . اگر فضای حاكم بر جهان فضای چپ و سوسیالیزم باشد اینها اسلام را به علاوه سوسیالیزم می كنند . اگر فضای حاكم لیبرالیزم باشد اینها اسلام را به علاوه لیبرالیسم می كنند . یك اسلام به علاوه ، یك اسلام محتاج و نیازمند و ناقص را در نوع حكومت قائل هستند."(2)
از دیگر ویژگی های این جریان التقاطی ، كوتاه آمدن از اصول در مقابل تهدیدات دشمنان است . خداوند در سوره مائده آیات 51 و 52 می فرماید : " ای كسانیكه ایمان آورده اید یهود و نصاری را دوستان خویش مگیرید . آنها دوستان و یاوران یكدیگرند و هركس از شما آنها را دوست خود گیرد از آنها خواهد بود بی تردید خداوند ستم كاران را هدایت نمی كند- پس كسانی را كه در دلهایشان بیماری است می بینی كه در دوستی آنها شتاب می ورزند می گویند بیم داریم كه به ما آسیب برسد امید است خداوند فتحی یا كاری از جانب خود پیش آورد تا آنها بر آنچه در دلهایش پنهان می دارند پشیمان گردند ."
مشكل این است كه به هر مقداری كه در مقابل دشمن كوتاه بیائیم ؛ باز دشمن قانع نمی شود. خداوند در سوره بقره آیه 120 می فرماید : " و هرگز یهود و نصارا از تو خشنود نخواهند شد تا آن كه از آنان پیروی كنی بگو به یقین تنها هدایت خداوند حقیقی است و اگر پس از اینكه به علم و شناخت رسیدی باز از هواهای انها پیروی كنی هرگز از جانب خداوند برای تو سرپرست و یاوری نخواهد بود."
از دیگر خصوصیات این جریان التقاطی انجام رفتارهای منافقانه مانند دوستی با دشمنان می باشد.خداوند در سوره نسا ایات 138و139میفرماید: "منافقان را بشارت ده كه بر انان عذابی دردناك خواهد بود-ان گروه كه كافران را دوست گیرند و مومنان را ترك گویند،ایا نزد كافران عزت می طلبند؟همه عزت نزد خداست." مقام معظم رهبری می فرماید : "امروز برای شناسائی منافقین جدید نشانه وجود دارد و نشانه آن همراهی با دشمن شناخته شده است . جمهوری اسلامی دشمنان معروفی دارد كه هیچ پرده پوشی در دشمنی خود ندارند مانند جهان استكبار كه رأس آنها آمریكاست . منافق را می شود از همراهی با دشمن شناخت ."(3)
بهر حال این جریان التقاطی بعد از جنگ و در دوره سازندگی و اصلاحات رشد كرد . دو دلیل عمده رشد افكار التقاطی در دوران ذكر شده ، یكی خودباختگی در مقابل تمدن غرب و دیگری رواج تمایلات دنیائی بین خواص جامعه بود . حضرت امام علی (ع) آغاز پدید آمدن فتنه ها را دو عامل بدعت گذاری در احكام آسمانی و هوا پرستی می دانند. ایشان می فرمایند : " همانا آغاز پدید آمدن فتنه ها ، هواپرستی و بدعت گذاری در احكام آسمانی است . نوآوریهایی كه قرآن با آن مخالف است ... اگر باطل با حق مخلوط نمی شد بر طالبان حق پوشیده نمی ماند و اگر حق از باطل جدا می گشت زبان دشمنان قطع می گردید . اما قسمتی از حق و قسمتی از باطل را می گیرند و بهم می آمیزند ."(4)
فقر كتابهای دانشگاهی بخصوص در زمینه علوم انسانی از نظریات اسلامی و پر بودن فضای كتابهای درسی دانشگاهی از انواع نظریات نظریه پردازان غربی را می توان یكی از عوامل خود باختگی و رشد جریان التقاطی دانست . رهبر معظم انقلاب در طی سالهای اخیر چندین نوبت به مسئله ضعف نظریه پردازی در كشور اشاره و ایجاد كرسیهای نظریه پردازی را در حوزه و دانشگاه مطرح كرده اند . ایشان در دیدار اخیرشان با اساتید دانشگاه در تاریخ 10/06/88 فرمودند :" بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هائی است كه مبانی آنها باعث مادیگری و بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می شود و آموزش این علوم انسانی در دانشگاهها منجر به ترویج شكاكیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد ."
از رواج دنیا طلبی بین بعضی از خواص جامعه به عنوان یكی از دو عامل كلی رشد جریان التقاطی نام برده شد. این دسته از خواص با مطرح نمودن نظریاتی همچون مانور تجملات و توجیهاتی نظیر به دست گرفتن قدرت اقتصادی كشور توسط افراد طرفدار نظام خواسته یا ناخواسته موجب رشد افكار التقاطی در طی سالهای بعد از جنگ شدند .
رهبر انقلاب از سال 68 به بعد چه به صورت علنی و چه به صورت غیر علنی به خطر عامل دیگر ترویج افكار التقاطی یعنی دنیا طلبی اشاره داشته اند. ایشان در آن سالها می فرمایند :" یك جبهه بندی عظیم فرهنگی با سیاست و صنعت و پول مثل سیلی راه افتاده است."(5) ایشان در سال 71 می فرمایند :" آنچه باعث آن فاجعه عظیم كربلا شد یكی فراموش كردن خدا و معنویت و دوم دنیا طلبی و فراموش كردند آرمانها بود."(6) ایشان در همان سال 71 فرمودند :" یك عده به نام سازندگی خودشان را غرق پول كرده اند."(7) و در سال 75 در بحث عوام و خواص می فرمایند :" ویژه خواری خشت اول حادثه كربلا بود ."(8)
علیرغم تذكرات رهبری جریان تفكر التقاطی تا آنجا پیشرفت كه در دوره اصلاحات با طرح بحث سكولارسیم و جدائی دین از سیاست ، حذف ولایت فقیه را در دستور كار خویش قرار داد و شروع به اعتراض و حمله به نهادهائی كه به نوعی مستقیماً زیر نظر رهبری قرار داشتند از قبیل سپاه، بسیج، شورای نگهبان، صدا و سیما و قوه قضائیه نمود.
در سال 84 آقای احمدی نژاد به طور غیر قابل پیش بینی و با وجود تبلیغات وسیع و هزینه های گزاف میلیاردی سایر كاندیداهای ریاست جمهوری در انتخابات پیروز شد .
انتخاب آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، رشد جریان التقاطی را در مجموعه بدنه دولتی نظام متوقف نمود . علت حمایتهای بی سابقه رهبری از آقای احمدی نژاد را باید در حركت رئیس جمهمور در راستای احیای گفتمان امام راحل و اسلام ناب جستجو كرد . رهبری در تاریخ 13/10/84 در دیدار شورای عالی انقلاب فرهنگی می فرمایند : " این وضع جدیدی كه در كشور بوجود آمده است و تشكلیل دولت و گرایشی كه امروز در عموم مردم و دولتمردان مشاهده می شود ، این نوید را می تواند بدهد كه اوضاع برای برگرداندن جهت گیری غلط اوضاع مساعدی است ."
ایشان در تاریخ 2/6/87 در دیدار اعضائ هیئت دولت می فرمایند : "روند غرب باوری و غرب زدگی را كه متأسفانه داشت در بدنه مجموعه های دولتی نفوذ می كرد ، متوقف گردید این چیز مهمی است ." و نیز در تاریخ 24/9/87 در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه علم و صنعت می فرمایند : " انحراف در هدفها ، در آرمانها در جهت گیری ها را باید مراقبت كرد كه پیش نیاید . و این چیزی است كه ما در طول سالهای طولانی بخصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام درگیرش بودیم."
در حوادث اخیر انتخابات ریاست جمهوری نیز واقعیت این است كه بحث آقای احمدی نژاد یك بحث فرعی بود و موضوع اصلی دشمنان ونیز جریان تفكر التقاطی، تضعیف موقعیت ولایت فقیه و جریان اسلام ناب بود.به بعضی از صحبت های سران این جریان به نقل از سخنرانی سردار جعفری فرمانده سپاه در تاریخ 9/6/88 در مسجد ولی عصر تهران دقت فرمائید: موسوی خوئینی ها در بهمن 87 :" ما باید بیائیم و توان بگذاریم تا به هر قیمتی رهبر را از تخت پائین بكشیم."
بهزاد نبوی :" باید سعی كنیم احمدی نژاد را كاندیدای رهبری معرفی كنیم كه اگر شكست خورد ، رهبری شكست خورده باشد اكنون باید ضربه نهائی را به رهبری بزنیم."
مصطفی تاج زاده : "اگر بتوانیم ببریم با تجربیاتی كه در این سالها كسب كرده ایم به راحتی می توانیم رهبری را مهار كنیم ."
در وسایل الشیعه ج16ص179 در حدیثی ،حضرت امام رضا (ع) به فتنه ای اشاره می نماید كه از فتنه دجال بیشتر است. حضرت می فرمایند :" برخی از كسانی كه مودت و دوستی ما اهل بیت (ع) را دستاویز ساخته اند زیان و فتنه انگیزیشان بر شیعیان ما از دجال بیشتر است ." از حضرت پرسیدند: ای فرزند رسول خدا (ص) چرا فتنه شان از دجال بیشتر است . حضرت امام رضا (ع) فرمودند : "زیرا با دشمنان مهر و مودت می ورزند و نسبت به دوستان، دشمنی و عداوت می نمایند . هر گاه چنین شد حق و باطل بهم می آمیزد و حقیقت مشتبه می گردد . در نتیجه انسان مومن از منافق باز شناخته نمی شود ."
در فتنه اخیر بعضی از خواص جامعه سردرگم شدند. بعضی سكوت ، بعضی موضع گیری غلط و بعضی به نفع دشمن سخن راندند . به عنوان مثال آیت اله یوسف صانعی در سخنرانی اخیرش در گرگان در انتقاد از عملكرد نظام در جریان حوادث اخیر می گوید : "الحمدلله جوری شدیم كه در یك ذره از گناهان این آقایان شریك نیستیم سپاس خدا را ."(9)
در صدر اسلام هم حضرت علی (ع) گرفتار چنین فتنه هائی بود . هنگامی كه امام حسن (ع) به همراه عمار برای بسیج مردم كوفه برای جنگ با ناكثین به كوفه آمدند؛ ابو موسی اشعری حاكم كوفه بود . ابو موسی تحت تأثیر القائات عایشه و وجاهت وی كه همسر پیامبر اسلام (ص) و ام المومنین بود به مردم گفت : این فتنه یك فتنه كور است لذا در این فتنه انسان خواب بهتر از بیدار و نشسته بهتر از ایستاده و ایستاده بهتر رونده است ."(10) وی در جای دیگر می گوید:" سكوت راه بهشت و جنگ در ركاب علی راه دنیا است ."
حضرت علی (ع) در مورد ناكثین می فرماید :" به 4 نفر گرفتار شدم كه هیچ كس به مانند آنان دچار نشده است . گرفتار شدم به شجاعترین مردم زبیر و زیرك ترین مردم طلحه و مطاع ترین مردم عایشه و ثروتمندترین مردم یعنی یعلی بن مینه"(11)
در جریان سقیفه بنی ساعده از 44 نفر صحابه پیامبر (ص) كه قرار بود برای احقاق حق حضرت علی (ع) قیام كنند فقط 4 نفر در خانه علی (ع) حاضر شدند ؛و یكی از آنها زبیر بود . زبیر معروف به سیف السلام بود؛ اما همین زبیر با آن سوابق درخشان، در جنگ جمل مقابل حضرت علی (ع) قرار گرفت. حضرت علی (ع) فرمودند :" زبیر با ما بود تا اینكه فرزند نامباركش عبداله پا به جوانی گذاشت ."(12) در فتنه ناكثین شخصی به نام حارث بن هوط به حضرت علی (ع) می گوید: " من باور نمی كنم اینها دشمن باشند." حضرت علی (ع) به او فرمودند :" سرت كلاه رفته تو قبل از اینكه حق را بشناسی سابقه در نظرت جلوه گر شده است بنابراین سابقه سابقه داران را به عنوان حق پذیرفته ای ." در نهج البلاغه آمده است كه حضرت علی (ع) به وی فرمود:" تو زیر پای خود را دیدی اما به پیرامونت نگاه نكردی" در تاریخ انبیا و ائمه اطهار(ع) نمونه های زیادی از شخصیتهای بزرگ بودند كه بعداً منحرف شدند . بلعم باعور از حواریون حضرت موسی (ع) مستجاب الدعوه بود؛ اما مقابل حضرت موسی (ع) ایستاد و سقوط كرد . شمر كه در حادثه كربلا حضرت امام حسین(ع) را شهید كرد؛ از رزمندگان پای ركاب حضرت علی (ع) در جنگ خوارج بود . در پایان این مقاله به چند ملاك اساسی كه می تواند حق جویان را از گرفتاری به انحراف در شرایط فتنه باز دارد اشاره می شود:
1- پیدا كردن بصیرت و شناخت نسبت به جریانات سیاسی جهت تمیز جریان اسلام ناب از جریانات انحرافی و التقاطی
2- اطاعت از ولایت فقیه و توجه به رأی ایشان در اختلافات سیاسی و اجتماعی :
حضرت امام خمینی (ره) فرمودند :" پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به كشور شما آسیب نرسد." جرج تنت از كارشناسان سیا می گوید: "اطلاعات ما در مورد ایران كامل است اما آنچه محاسبات ما را بهم می زند آقای خامنه ای است كه نمی دانیم چه واكنشی نشان می دهد." خداوند در سوره نسا در آیات 59 و 60 می فرماید : "ای كسانیكه ایمان آورده اید از خدا و رسول و اولی الامر كه در بین خودتان است پیروی كنید و اگر در موضوعی اختلاف پیدا كردید آن را به خدا و رسولش ارجاع دهید اگر به خدا و آخرت ایمان دارید . این برای شما بهتر و خوش عاقبت تر خواهد بود. - آیا نمی بینید كسانی را كه به گمان خویش به آنچه به تو و آنچه قبل از تو نازل شده ایمان دارند ولی می خواهند قضاوت و داوری را نزد طاغوت برند در صورتی كه امر شده اند كه به طاغوت كفر ورزند و شیطان می خواهد آنها را در گمراهی دور افكند."
3- عدم اطاعت از كفار و گوش ندادن به حرف دشمنان:
خداوند در سوره آل عمران آیه 149 می فرماید :" ای كسانیكه ایمان آورده اید اگر از كسانی كه كافر شده اند اطاعت نمائید شما را به گذشته ( جاهلیت ) باز می گردانند و در این صورت از زیان كاران خواهید شد" امام خمینی (ره) فرمودند :" هر وقت دشمن شما را تأئید كرد روز بدبختی شماست."
به علاوه داشتن روحیه ایستادن عزتمدارانه در مقابل دشمن از دیگر ملاك هایی است كه قرآن بر روی آن تأكید دارد. خداوند در سوره مایده ایه 54 می فرماید :"ای كسانیكه ایمان آورده اید هر كه از شما از دین خود مرتد شود به زودی خدا قومی را كه بسیار دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مؤمنان خاضع و در برابر كافران ایستاده و مقتدرند برانگیزد كه در راه خدا جهاد كنند و از نكوهش و ملامت احدی باك ندارند . این است فضل خدا به هركه خواهد عطا كند و خدا را رحمت وسیع بی منتهی و داناس
منابع:
1- میر احمد رضا حاجتی ، عصر امام خمینی (ره)-ص363
2- بیانات رهبری در رابطه با طرح دولت اسلامی-سال1379
3- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با لشكر 10 سید الشهدا (ع)-سال1377
4- نهج البلاغه ترجمه محمد دشتی-خطبه 50
5- بیانات رهبر انقلاب در رابطه تهاجم فرهنگی-سال1368
6- بیانات رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان گردانهای عاشور-سال1371
7-همان
8-بیانات رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان لشكر محمد رسول الله(ص)-سال1375
9- سخنان ایت الله صانعی در حسینیه شریف موسوی گرگان-21/5/1388
10-تاریخ طبری-ج4-ص486
11-تاریخ مفصل اسلام-ص103
12-نهج البلاغه-ترجمه محمد دشتی-حكمت 452
13-همان- حكمت 262
منبع:سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی
نظرات کاربران :