|
انتقاد شديد نماينده جنبش از عملکرد صدا و سيما در به تصوير کشيدن تجملات و اشرافي گري
()
|
|
پنجشنبه 12 آذرماه 1388
|
|
به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا در اين نشست که در تالار شيخ انصاري دانشکده
حقوق دانشگاه تهران برگزار شد مملو بود از جواناني که آمده بودند از منظر
قشر خود به آزاد انديشي و عدالت نگاه کنند.
با گذشت بيش از نيم قرن از کشتار دانشجويان در دانشگاه تهران و نام
گذاري اين روز به نام روز دانشجو هنوز هم نيمه اول آذرماه، در دانشگاه ها
و دانشکده هاي مختلف کشور، مباحث و عناوين مرتبط با جريانات دانشجويي محل
فکر و گرد هم آمدن دانشجويان است و در اين نشست ها و گرد هم آمدن ها آنچه
از همه پررنگ تر است مطالبات دانشجويي و حرف هاي نا گفته اي است که به
دنبال گوش شنوايي براي شنيده شدن مي باشد.
برنامه مزبور که غروب سه شنبه با اندک تغييري و از ميزگرد آغاز شد،
با سخنان نمايندگان همين دانشجويان مشتاق در دانشگاه به گرمي گراييد. همه
آمده بودند تا عدالت را با زبان خود تعريف کنند و البته شايد اگر کمي
حوصله به خرج دهند بتوانند حرف هاي همديگر را هم بشنوند.
** نماينده انجمن اسلامي: دولت نبايد به حقوق شخصي افراد وارد شود
نماينده دانشجويان بسيجي: ولايت، نسبت به انفس مسلمين اولي است
نماينده انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران تعريف عدالت را از
فرمايش حضرت علي عليه السلام وام گرفت که فرموده است: عدل چيزي است که هر
چيزي را سر جاي خود قرار مي دهد و ادامه داد: عدالت مساوي با برابري، فصل
مشترک همه جوامع بشري است.
" سيد محي الدين فاضليان" مفاهيمي چون عدالت، برابري و نابرابري را
مفاهيمي تأکيد شده در مکتب اسلام و تشيع دانست که البته امروز مشاهده مي
شود اين جوامع غربي هستند که به مدد علم تجربي و در عمل، به اين مفاهيم
رسيده اند.
وي عدالت و برابري انسانها يا همان کرامت انساني را سبب پيدايش حقوقي
براي انسانها دانست که به دنبال خود و به جهت لزوم وجود ابزاري براي اداي
اين حقوق، فلسفه وجودي حاکميت شکل مي گيرد. به گفته فاضليان اصلي ترين وظيفه دولت، عدم ورود به حقوق شخصي افراد
ست و سپس تضمين حقوق برابر به شکل برابر براي همه انسانهايي که کرامت
انساني دارند که به دنبال اين برابري، آزادي شکل مي گيرد. با اين توضيح که
آزادي انديشه و بيان مهمترين اقسام آزادي است.
در ادامه "سيدحسين شهرستاني" به عنوان نماينده دانشجويان بسيجي از
عدالت گفت و با اين توضيح که عدالت، تقسيم بندي هاي متفاوتي را در مباحث
کلامي و فلسفي و نيز مباحث اجتماعي و سياسي و جامعه شناختي داراست، ساحت
اجتماعي عدالت را محل بحث هاي امروز جوامع دانست و گفت: در نظريه
ليبراليستي صحبت کردن از حق معنايي ندارد و تنها در سنت است که مي توان از
حق و موضع آن سخن گفت و به اين ترتيب بر اساس تعريف حضرت امير که عدل قرار
دادن هرچيز سرجاي خود است، لاجرم ليبراليسم دوره مدرن در مورد عدالت ساکت
است. وي در نفي سخنان فاضليان که حاکميت را از ورود به عرصه شخصي افراد
منع مي کند و ولايت هيچکس را بر هيچکس روا نمي داند، تصريح کرد: در منظر
ديني نبي و ولي حاکم نسبت به انفس مسلمين اولي است و اينجا مغايرت نظريه
آزادي ليبراليستي با تعاريف قرآن وائمه و فلاسفه از آزادي هويدا مي شود.
به گفته شهرستاني جنبش هاي عظيم مردمي در غرب عمدتاً از گفتمان عدالت
که گفتمان جريان چپ يا سوسياليست بود شکل گرفت و عمده تحولات بعد از ظهور
مارکس نيز در مقابل جريان هاي ليبراليستي بود و اين جريان، در بسيج عمومي
و هدايت جريان هاي سياسي اجتماعي نسبتا توفيق يافت. از اينجا مي توان
نتيجه گرفت که عدالت مفهومي توده گرايانه و مردم گرايانه و آزادي مفهومي
نخبه گرايانه است. وي با بيان اين نکته که جنبش هاي اجتماعي محصول فضايي است که يک قشر
اجتماعي را از ساير بدنه جامعه ممتاز مي سازد، اظهار داشت: جنبش دانشجويي
نيز با اين مفهوم براي خود قائل به نقش نخبه سالارانه است و وقتي جنبش
دانشجويي خصلت نخبه سالارانه پيدا کرد، گفتمان محوري اش از عدالت به آزادي
تغيير خواهد يافت.
**مبناي عدالت حق است
بحث پيرامون مفهوم عدالت با سخنان نماينده جنبش عدالت خواه دانشجويي ادامه يافت.
وي با بيان اينکه مبناي عدالت حق است، اين حق را در دايره حق انسان در
رابطه با خود، خدا و ساير انسانها دانست و اظهار داشت: عدالت به معناي
تنظيم اين روابط و پيدا کردن جايگاه هر يک از اين سه مورد است.
"سيد عباس موسوي فرد" حقوق انسانها را امانت هايي دانست که به دنبال
خود تکليف مي آورد و همين تکليف مفهوم آزادي و حدود آن را نمايان مي سازد.
وي سپس در تشريح عدالت از نگاه گرايش هاي اجتماعي، عدالت و آزادي را
لازم و ملزوم يکديگر دانست که هيچ يک بدون ديگري محقق نخواهد شد و غايت هر
دوي اين مفاهيم رسيدن به کمال و قرب به خداوند است که در سايه عدالت و
آزادي توأمان اتفاق مي افتد.
*رهبر انقلاب پرچمدار آزاد انديشي
نماينده جنبش عدالتخواه دانشجويي از آزادي انديشه، فکر و عقيده به
عنوان مفاهيم اصلي آزادي نام برد و اظهار داشت: جامعه بدون تفکر، جامعه
مرده است و اين تفکر است که مبناي پيشرفت جوامع خواهد شد.
وي از امام(ره) و رهبري انقلاب به عنوان پرچمداران آزاد انديشي نام
برد و گفت: رهبر معظم انقلاب بارها در سخنانشان به آزاد انديشي توصيه کرده
اند، اما اين مسأله تاکنون مسکوت مانده و بايد از سوي دانشجويان مطالبه
شود.
موسوي فرد کرسي هاي آزاد انديشي را محل توليد نرم افزارهاي اداره
جامعه دانست و تأکيد کرد: در جامعه اي که نخبگان آن نتوانند نرم افزار
اداره جامعه را تنظيم کنند طبيعي است کشور استعمار شود و استعمارگران
ترسيم اين نرم افزار را به دست گيرند.
**عدالت يا آزادي!
فاضليان نماينده انجمن اسلامي دانشجويان در ادامه اين بحث از اسلام به
عنوان نقطه اشتراک جريان هاي دانشجويي نام برد و اظهار داشت: جريانات
دانشجويي با خاستگاه ايدئولوؤيک خود ويژگي هايي را براي دانشجو ايجاد مي
کند که از آن جمله آرمان خواهي است و دانشجويان آرمان خواه در هر چيزي شکل
حداکثري آن را مي خواهند. در رابطه با عدالت نيز همين گونه است. وي توضيح داد: وقتي ما طالب عدالت هستيم توقع داريم به شکل حداکثري
پياده شود. آزادي و به طور اخص، آزادي انديشه نيز حداکثري باشد و در عين
حال از ضعفا حمايت شود. نمي توان از فکر و انديشه گفت اما از حقوق معطل
مانده ضعفا حرفي به ميان نياورد.
اما نماينده بسيج دانشجويي آزادي را مفهومي نخبه سالارانه و متعارض
با عدالت دانست و اظهار داشت: ابزار آزادي بيان در جامعه امروز ما رسانه
ها هستند اما از اين ابزار تنها زماني استفاده مي شود که بدنه اجتماعي
نخبگان تحت فشار قرار گيرد. در تاريخ سياسي کشور هر زمان که طبقه متوسط به
بالاي جامعه شهري با مسأله اي گريبانگير بوده، تمام جامعه روشنفکري براي
مطالبه اين مسأله بسيج شد. در حاليکه صداي جنبش گرسنگان ايران هيچگاه
شنيده نشد، چون بدنه اجتماعي نخبگان تحت فشار قرار نگرفت. وي گفت: نمودها و نمادهاي جريانات اخير کشور نيز به ما نشان داد اين
حوادث، جنبش توده مردم نبود بلکه با نخبگان جامعه و به شکلي جنبش دانشجويي
پيوند داشت.
فاضليان به عنوان نماينده انجمن اسلامي در واکنش به سخنان شهرستاني
ضمن رد تخصيص عدالت به توده مردم و آزادي به نخبگان، معيار اسلام را اصل
عدالت دانست و بر رابطه توأمان عدالت و آزادي تأکيد کرد.
وي از جريان دانشجويي به عنوان ناقد درون گفتماني و واسط ميان قشري
نام برد که به دليل همين خصيصه وظيفه مي يابد به عنوان چشم نگران نظام،
ظلم و بي عدالتي را مطرح کند.
فاضليان مشکل اصلي جامعه را انحصاري بودن رسانه در دست دولت دانست و
گفت: نظام ما نظام مقدسي است اما نبايد به واسطه اين تقدس، حصاري به دورش
کشيد و آن را از هرگونه نقد و انتقاد مبري دانست. رسانه ملي ما به واسطه
انحصاري بودنش تبلور ظلم است و چون در دست قشر خاصي است خواه ناخواه به
سمت گرايش خاصي پيش مي رود.
سخنان فاضليان واکنش شهرستاني را به دنبال داشت و وي در توضيح اختصاص
عدالت به توده مردم و آزادي به نخبگان جامعه گفت: عدالت به واسطه انگيزش
اجتماعي بيشتر در توده مردم جاي مي گيرد و گفتمان آزادي اغلب قشر نخبگان
را بر مي انگيزد. وي با تأکيد بر هوشمندي خاص مردم و توده جامعه گفت: مردم خود مصداق
ظلم در جامعه را مي شناسند و راجع به اينکه چه آدمهايي در چه خانواده هايي
داراي بهره مندي هاي خاص هستند خواه ناخواه ابراز نظر مي کنند. همين فهم
مردم سبب روي کار آمدن دو دولت اخير در کشور بود که با شعار تعارض و
ديگرگوني با حلقه هاي قدرت و ظلم قبلي، از سوي مردم انتخاب شدند.
در ادامه اين بحث، موسوي فرد با پذيرفتن اين نکته که جريان دانشجويي
جريان نخبگي است، اين امر را معلول محصور ماندن دانشجويان و عدم ارتباط
آنها 3با جامعه دانست و اظهار داشت: اگر جريان دانشجويي به واقع بخواهد
نماينده طبقه مستضعف جامعه باشد بايد تبديل به نهضت عدالت خواهي شود و
عدالت را از مسؤولين مطالبه کند. وي تاکيد کرد: دانشجو بايد به مردم بفهماند که عدالت خواهي و مطالبه
حق بايد توسط خود مردم صورت گيرد و بي تفاوتي مردم جامعه عواقبي در پي
خواهد داشت. نخبگان دانشجويي بايد مردم و عموم جامعه را از استضعاف فکري
نجات دهند. هر چند در حوادث پس از انتخابات نتوانستند اين وظيفه را درست
انجام دهند و حق مردم را به آنها بفهمانند.
وي وقوع ظلم در جامعه را انگيزه عدالت خواهي مردم دانست و با انتقاد
شديد از عملکرد صدا و سيما در به تصوير کشيدن تجملات و اشرافي گري، رسانه
ملي را به عنوان ابزاري در دست طبقات بالاي جامعه دانست که کوچک ترين
اهتمامي به اوضاع محرومين و مستضعفين جامعه نشان نمي دهد.
نماينده جنبش عدالتخواه با تکيه بر سخنان رهبري که مردم بايد در
جامعه احساس عدالت کنند، گفت: متأسفانه در وضعيت کنوني مردم نه تنها احساس
عدالت نمي کنند بلکه از شيوه کار نهادهاي مختلف چه صدا و سيما و چه قوه
قضاييه به دليل عدم رعايت عدالت و يک جانبه نگري ناراضي اند.
** ميزگرد به مناظره نمايندگان انجمن اسلامي و بسيج دانشجويي ختم شد
بخش پاياني اين ميزگرد به مناظره فاضليان و شهرستاني نمايندگان انجمن اسلامي و بسيج دانشجويي اختصاص يافت.
فاضليان از خط امام(ره) گفت و تفکرات امام و اينکه به گفته "خاتمي"
اسلام امام ريشه در تاريخ اسلام و ايران داشت. وي از شفاف سازي به عنوان
رسالت انقلاب سال 57 نام برد و با تقبيح اتهام بدون اثبات جرم به اشخاص،
اظهار داشت: در عرصه حاکميت کتمان يک ابزار است اما از ابتداي انقلاب
تاکنون بنا بر شفاف سازي بوده و نبايد بعد از گذشت 30 سال از انقلاب به
نام دين بر مردم ظلم کرد. بايد صداي نخبگاني که از اطلاعات و تحليل
برخوردارند به گوش مردم رسانده شود.
شهرستاني نماينده بسيج دانشجويي در پاسخ، احترام به قانون اساسي را
معيار انقلابي بودن دانست و گفت: اگر در کشور قوه قضائيه وجود دارد و بدون
اثبات جرم نبايد تهمت زد، اما از طرفي اين کشور قوانين ديگري هم دارد که
بايد به آن پايبند بود.اين کشور طبق قانون اساسي علاوه بر قوه قضائيه،
شوراي نگهبان هم دارد و آيا طبق همين قانون ولي فقيهي ندارد که حکمش لازم
الإتباع است و چرا برخي از ما بخشي از قانون اساسي را بنا به سليقه خود
برداشته و برخي را وامينهيم! وي افزود: در حوادث اخير استقلال کشور توسط برخي افراد به واسطه حرف
هاي اثبات نشده زير سؤال رفت. اهميت استقلال و تماميت ارضي کشور احساسات
مردم و قوه درک آنها را بيدار کرد. اگر در کشور خودي نباشد، ايران و
ايراني نباشد ديگر آزادي و عدالت معنا نخواهد داشت.
**آهنگ تجزيه ايران از راديوي بيگانه
در ادامه اين نشست دکتر "شهريار زرشناس" استاد دانشگاه و عضو هيأت
علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي پيرامون سير تاريخي جنبش دانشجويي به
ايراد سخن پرداخت.
زرشناس در رابطه با سابقه تأسيس دانشگاه در جهان اظهار داشت: تأسيس
اولين دانشگاه به قرن 17 و 18 ميلادي در غرب بر مي گردد که به دنبال تغيير
و تحولات شرايط اقتصادي تمدن غرب پديد آمد.
وي از سرمايه داران رنسانس به عنوان اولين بانيان نظام آموزشي مدرن
نام برد و گفت: نخستين جرقه نظام آموزشي مدرن در نيمه دوم قرن 14 ميلادي
زده شد که سرمايه داران رنسانس با تأسيس اين نظام آموزشي اهدافي چون
فراگير کردن جهان بيني اومانيستي و مفروضات مدرن، تربيت نيروي کار نظام
تمدن مدرن، جايگزين کردن دانشگاه و دانشمندان در جايگاه کليسا و روحانيون
را دنبال مي نمودند که با کمي تأمل مي بينيم نظام آموزشي مدرن دوران
رضاخان در ايران نيز همين اهداف را دنبال مي کرد.
زرشناس سيستم آموزشي قبل از مشروطه را سيستمي سنتي خواند که در عين
حال بزرگاني چون "ملاصدرا" و "بو علي" و ... را تربيت کرد. اما بعد از
اينکه مدرنيست ها قدرت را در ايران به دست گرفتند، به طور طبيعي کل نظام
ساختاري، اقتصادي، طبيعي، علمي و ... دچار تحول و دگرگوني شد. از آنجايي
که در ايران و کشورهاي اينچنيني امکان مدرن شدن بواسطه غرب زدگي مهيا
نبود، تلاش مي شد که غرب زدگي شبه مدرن در کشور محقق شود که يکي از وجوه
آن تغيير نظام آموزشي از سال 1310 و البته اوج آن سال 1313 با تأسيس
دانشگاه تهران بود.
زرشناس جهت تبيين دقيق اين موضوع دو دوره تاريخي قبل و بعد از انقلاب
را براي جريان هاي دانشجويي متصور شد که در دوره تاريخي قبل از انقلاب
جريان دانشجويي 5 مرحله متفاوت را پشت سر گذاشت. در نخستين دوره و در
فاصله سال هاي 1313 تا 1320، جنبش دانشجويي با وزن بسيار ناچيز کمي و کيفي
دانشجويان و نيز رفتار هاي محافظه کارانه به دليل منشأ اشرافي گري
دانشجويان حالتي خنثي و بي رمق داشت. وي افزود: اما با رفتن رضاشاه و تغيير اوضاع سياسي کشور و آزادي
زندانيان سياسي، فضاي خنثاي دانشگاه شکسته شد و طي سال هاي 1320 تا 1332
نمايندگاني از جريان ناسيوناليست هاي برتري طلب، گرايش جنبش مارکسيستي با
نمايندگان فعال و سازماندهي شده، جريان ناسيوناليست ليبراليست با
نمايندگاني چون دکتر "مصدق" و بالأخره جريان بسيار ضعيف و کمرنگ اسلام
گراها در دانشگاه تحت تاثير آراء دکتر "سحابي" و مهندس "بازرگان" در
دانشگاه ظهور کردند.
زرشناس گفت: البته بايد گفت اولين نهاد انجمن اسلامي نيز در اين دوره تأسيس شد که عمده کار آنها مبارزه با بهاييت و حزب توده بود.
اين استاد دانشگاه در ادامه تشريح جريان دانشجويي دوران قبل از انقلاب
از دوره رکود سياسي و فرهنگي در سال هاي 1332 تا 1341 بر کشور نام برد که
ناشي از سرخوردگي تدريجي نيروها از مارکسيست ها و ناسيونال ليبراليست ها
بود. در اين دوره فضاي دانشگاه از فضاي مطلق اشرافي گري خارج و سبب ظهور
تغييراتي در تاريخ جنبش دانشجويي شد.
وي افزود: در فاصله سال هاي 1342 تا 1351 با بروز يک سلسله اعتراضات
چريکي و در فضاي اختناق شديد، جنبش دانشجويي به محل تغذيه فکري و انساني
سازمان هاي چريکي خارج از دانشگاه همچون سازمان مجاهدين خلق يا همان
روشنفکران التقاطي و سازمان چريکهاي فدايي خلق تبديل شد. در اين ميان به
علت دلزدگي افراد از انديشه هاي سکولار و گرايش به انديشه هاي مذهبي و نيز
تغيير بافت فرهنگي اجتماعي دانشجويان، دانشگاه فضاي مردمي تري به خود گرفت
که با حضور چهره هايي چون شهيد "مطهري"، شهيد "بهشتي"،شهيد "مفتح" و
"علامه جعفري" جريان نيرومند مذهبي در دانشگاه ظهور يافت. زرشناس گفت: به دنبال آن در مرحله پاياني اين دوره يعني سال 1351 تا
1355 شاهد تغييرات گسترده تري در اوضاع دانشگاه به لحاظ فکري و فرهنگي
هستيم. دانشگاه ترکيب اجتماعي مردمي تري يافت، جريان مذهبي جريان غالب
دانشگاه شد و به دليل ضربه هاي سازمان هاي چريکي خارج از دانشگاه، حضور
نيروهاي مذهبي پرر نگ شد.
وي نقطه اشتراک تمام اين ادوار را در جدايي دانشگاه از مردم دانست و گفت" با رهبري امام از سال 1356 جنبش دانشجويي به مردم متصل شد.
شهريار زرشناس دوره تاريخي جنبش دانشجويي بعد از انقلاب را به 4 دوره
تقسبيم کرد و گفت: از سال 1356 تا 1360 به دليل حاکم بودن فضاي آزادي توأم
با هرج و مرج نمي توان از جنبش دانشجويي سخن گفت اما از سال 1360 تا 1369
با پيروزي نيروهاي حزب اللهي و خط امام فضاي جامعه نيز تغيير کرد. در اين
دوره جنبش دانشجويي تحت تأثير دفاع مقدس قرار گرفت و با دو خصيصه عدالت
گرايي و معنويت خواهي براي نخستين بار با نظام حاکم کشور پيوند يافت.
اين استاد دانشگاه سال هاي 1369 تا 1384 را همراه با يک نوع دگرگوني
ايدئولوژيک در قياس جهاني دانست که تئوريسين هاي نئوليبرال به دنبال
پيروزي ايدئولوژيک در فضاي جهاني، تمام ساختارهاي اقتصادي را در اختيار
گرفتند؛ افرادي که هر نوع آرمان خواهي را مطرود مي دانستند. اين مسأله در
داخل ايران نيز مصداق يافت و حضور نئوليبرال ها در دستگاه اجرايي کشور
نگراني جنبش دانشجويي را برانگيخت. هر چند اين نگراني به حق بود اما نکته
تأسف بار اينکه افرادي رهبري اين جمع نگران را به دست گرفتند که خود
سردمدار نئوليبرالي بودند. به گفته وي اين افراد بسيار نهان روشانه عمل کرده و حقيقت نيت خود
را پنهان کردند و سوار بر نيروي دانشجويي عدالت طلب و آرمان گرا هم سو با
نظام نئوليبرال جهاني حرکت کردند که ما حصل کارشان، ترويج تفکر نسبي گرايي
اخلاقي، شکاکيت و لاادري گرايي بود. اين جريان تا سال 1384 ادامه يافت اما
بعد از آن به تدريج شاهد تغييراتي در سير حرکتي جنبش دانشجويي هستيم.
عضو هيأت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي در بخش ديگري از
سخنانش با تأکيد بر اين نکته که نه تنها در ايران بلکه در هيج جاي جهان
نمي توان عدالت طلبي، آرمان گرايي و امپرياليسم ستيزي را از جنبش دانشجويي
گرفت، تصريح کرد: انتقاد و مطالبه گري حق دانشجو است اما بايد دقت کرد با
اين انتقاد در برابر چه کسي قرار مي گيريم و چه کساني از اين حرف ها بهره
مي برند.
زرشناس در خاتمه سخنانش با قبول وجود ايرادات در دستگاههاي اجرايي
کشور و خصوصا ضعف هاي بسيار در نظام اقتصادي و آموزشي و ساير نهادها خاطر
نشان کرد: امپرياليسم امروز تجزيه ايران را در سر مي پروراند. اگر خوب دقت
کنيم متوجه خواهيم شد که از راديوي آمريکا و بلندگوهاي غرب صداي تجزيه
ايران بلند است . جنبش دانشجويي بايد توجه کند خواسته، ناخواسته يا
نادانسته خطاي بزرگ تاريخي دوران مشروطه را تکرار نکند و به خدمت اهداف
استعماري در نيايد.
وي تاکيد کرد: حفظ استقلال و تماميت ارضي اوجب واجبات است و بايد متوجه باشيم در چه راهي حرکت مي کنيم.
در حاشيه اين همايش يک روزه که با همکاري دفتر گفتمان انقلاب اسلامي و
بسيج دانشجويي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران برگزار شد، آثار
منتشره دفتر گفتمان انقلاب در قالب نمايشگاهي در معرض بازديد دانشجويان
قرار گرفت.
|
|
| |
|
|
|
نظرات کاربران :