1- انقلاب اسلامی با نفی ابرقدرت ها بدون هیچ پشتوانه مادی، غوغایی در عالم به راه انداخت که موجب صدور تفکر انقلابی شیعی به سرتا سر عالم شد. و صدور تفکر انقلاب اسلامی از شرق آسیا تا غرب اروپا، از شوروی تا آفریقای جنوبی و حتی قلب آمریکا را در موج بیداری اسلامی به حرکت درآورد. نتیجه آن شد که در جهان عرب ما با موجی از تشیع سیاسی و تسنن مذهبی همراه شده ایم. کسانی که بر خلاف فلسفه ی سیاسی رایج بر اکثریت قاطع اهل تسنن، دعوت به قیام علیه حکام جائر می کنند و با رعایت اصول انسانی به تروریسم کور و هتک حقوق انسان ها مبتلا نمی شوند. مهمترین موج این جریان را در فلسطین و در قالب حرکت های جهادی شاهد هستیم.
2- قیام اسلام ناب مقابله ی خط سازش و قرومایگی را در قالب اسلام امریکایی برانگیخت و مثلث روشنفکران و غربزده ها، متحجرین و انجمن حجتیه ای ها در شیعه و تسنن و در ضلع سوم وهابیت و مافیای قدرت و ثروت را با خود علیه این تفکر بسیج کرد. هیاهوهای انتخابات 88، جریان سنت زده و انجمن حجتیه و عربستان سعودی، صدام حسین و علی عبد الله صالح(صدام ثانی) نمونه هایی از آن هستند.
3- این مسئله به اهل تسنن محدود نشده و فرق دیگر نیز از این حرکت بسیار متاثر گردیده اند. با توجه به محوریت قیام علیه حکام جائر در تفکر زیدیه، این مسئله پتانسیل شدیدی را برای آن ها ایجاد کرد. اتفاقی که در صعده (قم زیدیه) نمود پیدا کرد. حرکتی مردمی شباب مومن برای احیای هویت اسلامی زیدیه شکل گرفت. که با ایجاد شبکه اجتماعی، تبلیغات دینی و جلسات ویژه جوانان روحی تازه در آن ها دمید. و حسین بدرالدین الحوثی فرزند بدرالدین الحوثی از علمای زیدیه - که با حضور در ایران، شمه ای از فضای روح بخش انقلاب اسلامی در جانشان ریخته شده بود، با سخنرانی های انقلابی و تهییج جوانان زیدی – که در بسیاری از آن ها از انقلاب اسلامی، اما خمینی نام برده می شد- موج استکبار ستیزی را به راه انداخت که با اعتراض به حضور نظامیان آمریکا در خاک یمن، و شعار الموت لامریکا، الموت لاسراییل همراه شد. امری که موجب دستگیری صدها تن از حامیان او گردید و مقومت آنان برای احقاق حقوق مسلمانان تحت ستم یمن آتش حکام جائر یمن-که سابقه شرکت در جنگ علیه ایران را در کارنامه ی خود داشته و متهم به همکاری با القاعده هستند - را علیه آنان روانه کرد، که با فریب و دروغ علی عبدالله صالح به شهادت حسین بدرالدین الحوثی انجامید. و پس از آن در طول 6 سال گذشته این نبردها در برحه های مختلف تداوم یافت و 5 شعار کلیدی این جنبش زینت بخش پرچم های مجاهدان گردید. الله اکبر، الموت لامریکا، الموت لاسراییل، اللعنه علی الیهود، النصر للاسلام. یعنی تشیع سیاسی اثناعشری انقلاب اسلامی همانند فلسطین و لبنان و عراق در قالب مذاهب فقهی دیگر بازتولید شد.
4- یمن اهمیت دیگری نیز برای مسلمین دارد و آن هم علی الخصوص روایات شیعی در مورد آخر الزمان و قیام یمانی به عنوان هدایت کننده ترین پرچم ها و تنها نشانه ی قطعی ظهور است که عامل انسانی در آن دخیل است.(4 نشانه قطعی دیگر خسف در بیدا و صیحه آسمانی و... طبیعی هستند)
5- عجیب نیست که با چراغ سبز آقای تغییر (اوباما) نماد اسلام آمریکایی (عربستان) وارد ماجرا می شود و همراه با علی عبدالله صالح حاکم سفاک یمن (که برادرش جزو سران القاعده می باشد) به جان مردم مظلوم صعده می افتد و آن ها را به شهادت می رساند، تا اسلام آمریکایی انتقام دیگری از اسلام ناب بگیرد. چرا که روشن گری انقلاب اسلامی خط سازش، فرومایگی، اشرافیت، سرمایه داری، نکبت و ذلت، تحجر و غربزدگی را رسوا کرده است. فلذا آشوب طلبان غربزده ای که حاضرند برای حمایت از جریان تجزیه طلب و آمریکایی ربیعه قدیر در قالب جمهوری ترکستان شرقی گریبان دریده و شعار مرگ بر چین سر دهند و به پیروی از سایت وزارت خارجه اسراییل نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران بگویند با این مسئله کاری ندارند الا این که قلیلی از آنان با علم عدم ورود مستقیم جمهوری اسلامی به علت عدم ایجاد شبهه ی دعوای مذهبی طعنه بزنند. البته انتظار از دستگاه دیپلماسی و سایر دستگاه های جمهوری اسلامی رسوا سازی حکام سرسپرده و سفاک عربستان، اردن و یمن و حضور فعال می رود اما این کجا و بازی چرخاندن پیکان معارضه از فلسطین(به عناون نقطه اتحاد کل عالم اسلامی علیه استکبار) به مسائل انحرافی کجا؟
6- دهه ابتدایی انقلاب ایران به برکت انفاس قدسی امام وعدم جرات دنیاطلبان با فضای عمومی ای همراه بود که مردم همپای امام جلو تر از حاکمیت به صدور تفکر انقلاب اسلامی دست می زدند و حادثه کشتار 400 حاجی در مکه در 6 ذی حجه 66- به جرم برائت از مشرکین - که به حق باید آن را سالروز مبارزه با اسلام آمریکایی نامید-. تنها یک نمونه از معارضه دو اسلام بود. امروز و در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی که در داخل کشور و دنیا منازعه بین دو اسلام و بر سر اساسی ترین اصول انقلاب یعنی استکبارستیزی و صدور انقلاب شکل گرفته است، وقایع صعده مصاف دیگری را برای مجاهدین شکل داده است، تا مانند جنگ 22 روزه غزه که در سالگرد آن هستیم، حماسه دیگری بیافرینند. البته باید توجه داشت که هر مسئله هرقدر مهم نباید توجهات را از آن کانون اصلی – که این روزها در توطئه انهدام مسجدالاقصی در التهاب است- منصرف کند .
محمدصادق شهبازي
نظرات کاربران :