|
مبانی نظری مرامنامه جنبش 5- بخش تعاریف و وظایف جنبش دانشجویی
دانشگاه و دانشجو از دیدگاه امام خمینی-بخش دوم
(مبانينظريمرامنامهجنبش)
|
|
هاناى حوزههاى علميه و دانشگاههاى اهل تحقيق! بپاخيزيد و قرآن كريم را از شرّ جاهلان مُتنسِّك و عالمان متهتك كه از روى علم و عمد به قرآن و اسلام تاخته و مىتازند، نجات دهيد. و اينجانب از روى جِد، نه تعارف معمولى، مىگويم از عمر به باد رفته خود در راه اشتباه و جهالت تأسف دارم. و شمااى فرزندان برومند اسلام! حوزهها و دانشگاهها را از توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسيار مختلف آن بيدار كنيد. تدريس قرآن در هر رشتهاى از آن را مَحطّ نظر و مقصد اعلاى خود قرار دهيد. مبادا خداى ناخواسته در آخر عمر كه ضعف پيرى بر شما هجوم كرد از كردهها پشيمان و تأسف بر ايام جوانى بخوريد همچون نويسنده ..
|
|
سه شنبه 10 آذرماه 1388
|
|
دانشگاه و دانشجو از دیدگاه امام خمینی-بخش اول: http://www.edalatkhahi.ir/005769.shtml ب) جملات منتخب غیر سیاسی کردن دانشگاه ها پروژه استعماری براى جوانهاى غير روحانى- چه دانشگاهىها و چه ساير جوانها- باطرزهاى ديگرى نقشه كشيدند تا آنها در ميدان سياست حاضر نباشند، و در امورى كه كشور احتياج به آن دارد دخالت نكنند. عدّه كثيرى كه در دانشگاهها و در مدارس بودند، با گماردن معلّمين و اساتيدى كه بسيارى از آنها بر خلاف مسير اسلام و بر خلاف مسير ملت اسلامى بودند [و] جوانهاى ما را از آن راه منحرف مىكردند، و آنها را مانع مىشدند از اينكه براى اسلام زحمت بكشند. 14 اسفند 1359 دانشگاه اسلامی معنای سلبی اجرای اداب الصلوه آنكه ما اصرار داريم به اينكه دانشگاه كه مغز متفكر يك ملت است، بايد از وابستگيهاى به شرق و غرب كنار برود و نمىشود كه كنار برود الّا اينكه فرم اسلامى پيدا بكند، آن اين نيست كه دانشگاه ما نبايد علم و صنعتى تحصيل كند، بلكه بايد فقط همين آداب صلوة را به جا بياورد! اين يك مغالطهاى است كه تا صحبت «دانشگاه اسلامى» مىشود و اينكه بايد انقلاب فرهنگى پيدا بشود، فرياد مىزنند آنهايى كه مىخواهند ما را به طرف شرق و عمدتاً، به طرف غرب بكشانند، كه اينها با تخصص مخالفاند، با علم مخالفاند. خير، ما با تخصص مخالف نيستيم؛ با علم مخالف نيستيم؛ با نوكرى اجانب مخالفيم. 4 خرداد 1360 معنای ایجابی 1- رفع احتیاجات ملت و مردم دانشگاه نتوانسته آن خدمت خودش را بكند به اين ملت. دانشگاه در خدمت ديگران بوده است. جوانهاى ما را دانشگاهها اينطور كردند. الآن هم دنبال اين هستند كه نگذارند اين دانشگاه يك دانشگاهِ در خدمت خود مردم باشد. ما كه مىگوييم دانشگاه اسلامى، ما مىخواهيم كه يك دانشگاهى داشته باشيم كه روى احتياجاتى كه اين ملت داشته باشد، كرسى داشته باشد و براى ملت باشد. تربيت نبوده است در اين دانشگاه، تربيت بر ضد بوده است .. 3 خرداد 1359 2- مهار طبیعت برای واقعیت فرق بين دانشگاههاى غربى و دانشگاههاى اسلامى بايد در آن طرحى باشد كه اسلام براى دانشگاهها طرح مىكند. دانشگاههاى غربى- به هر مرتبهاى هم كه برسند- طبيعت را ادراك مىكنند، طبيعت را مهار نمىكنند براى معنويت. اسلام به علوم طبيعى نظر استقلالى ندارد. تمام علوم طبيعى- به هر مرتبهاى كه برسند- باز آن چيزى كه اسلام مى خواهد نيست. اسلام طبيعت را مهار مىكند براى واقعيت؛ و همه را رو به وحدت و توحيد مىبرد. تمام علومى كه شما اسم مىبريد و از دانشگاههاى خارجى تعريف مى كنيد- و تعريف هم دارد- اينها يك ورق از عالم است؛ آن هم يك ورق نازلتر از همه اوراق. عالَم، از مبدأ خير مطلق تا منتها اليه، يك موجودى است كه حَظِ طبيعىاش يك موجود بسيار نازل است؛ و جميع علوم طبيعى در قبال علوم الهى بسيار نازل است؛ چنانكه تمام موجودات طبيعى در مقابل موجودات الهى بسيار نازل هستند. فرق مابين اسلام و ساير مكتبها- نه مكتبهاى توحيدى را عرض نمىكنم- بين مكتب توحيدى و ساير مكتبها، كه بزرگترينش اسلام است، اين است كه اسلام در همين طبيعت يك معناى ديگرى مىخواهد، در همين طب يك معناى ديگرى مىخواهد، در همين هندسه يك معناى ديگرى را مىخواهد، در همين ستاره شناسى يك معناى ديگرى مىخواهد .....كسى كه مطالعه كند در قرآن شريف اين معنا را، مىبيند كه جميع علوم طبيعى جنبه معنوى آن در قرآن مطرح است نه جنبه طبيعى آن. تمام تعقلاتى كه در قرآن واقع شده است و امر به تعقل، امر به اينكه محسوس را به عالم تعقل ببريد و عالم تعقل؛ عالمى است كه اصالت دارد و اين طبيعت، يك شبحى است از عالم؛ 13 تير 1358 3- تعریف سلبی و ایجابی از علم اسلامی بعضى گمان كردند كه كسانى كه اصلاح دانشگاهها را مىخواهند و مىخواهند دانشگاهها اسلامى باشد اين است كه گمان كردند كه- اين اشخاص توهّم كردند كه- علوم دو قسم است: هر علمى دو قسم است. علم هندسه يكى اسلامى است، يكى غيراسلامى. علم فيزيك يكى اسلامى است، يكى غيراسلامى. از اين جهت اعتراض كردند به اينكه علم، اسلامى و غيراسلامى ندارد. و بعضى توهّم كردند كه اينها كه قائلند به اينكه بايد دانشگاهها اسلامى بشود؛ يعنى فقط علم فقه و تفسير و اصول در آنجا باشد. يعنى همان شأنى را كه مدارس قديمه دارند بايد در دانشگاهها هم همان تدريس بشود. اينها اشتباهاتى است كه بعضى مىكنند، يا خودشان را به اشتباه مىاندازند. آنچه كه ما مىخواهيم بگوييم اين است كه دانشگاههاى ما، دانشگاههاى وابسته است. دانشگاههاى ما دانشگاههاى استعمارى است. دانشگاههاى ما اشخاصى را كه تربيت مىكنند، تعليم مىكنند، اشخاصى هستند كه غربزده هستند. معلمينْ بسيارىشان غربزده هستند و جوانهاى ما را غربزده بار مىآورند. ما مىگوييم كه دانشگاههاى ما يك دانشگاههايى كه براى ملت ما مفيد باشد، نيست... ما كه مىگوييم دانشگاه بايد از بنيان تغيير بكند و تغييرات بنيادى داشته باشد و اسلامى باشد، نه اين است كه فقط علوم اسلامى را در آنجا تدريس كنند. نه اينكه علوم دو قسمند. هر علمى دو قسم است: يكى اسلامى و يكى غيراسلامى.... ما كه مىگوييم بايد بنياداً اينها تغيير بكند، مىخواهيم بگوييم كه دانشگاههاى ما بايد در احتياجاتى كه ملت دارند، در خدمت ملت باشند، نه در خدمت اجانب. ما معلمينى كه در مدارس ما، اساتيدى كه در دانشگاههاى ما هستند بسيارى از آنها در خدمت غربند. جوانهاى ما را شستشوى مغزى مىدهند. جوانهاى ما را تربيت فاسد مىكنند. ما نمىخواهيم بگوييم ما علوم جديده را نمىخواهيم. ما نمىخواهيم بگوييم كه علوم دو قسم است كه بعضى مناقشه مىكنند. عمداً يا از روى جهالت. ما مىخواهيم بگوييم دانشگاههاى ما اخلاق اسلامى ندارد.لكن بايد دانشگاه اسلامى بشود تا علومى كه در دانشگاه تحصيل مىشود در راه ملت و در راه تقويت ملت و با احتياج ملت همراه باشد. 1 ارديبهشت 1359 4- پرورش مغزهای مستقل اسلام كوشش دارد كه علم را در مغزهاى مستقل، در مغزهايى كه به طرف شرق و غرب نيستند، در مغزهايى كه به اسلام فكر مىكنند، بار بياورد. و اين استقلال است كه مىتواند كشور ما را مستقل كند. اشرافیت معرفتی روشن فکر دانشگاهی عامل عقب ماندگی تمام عقب ماندگيهاى ما به خاطر عدم شناخت صحيح اكثر روشنفكران دانشگاهى از جامعه اسلامى ايران بود، و متأسفانه هم اكنون هم هست. اكثر ضربات مهلكى كه به اين اجتماع خورده است از دست اكثر همين روشنفكران دانشگاه رفتهاى، كه هميشه خود را بزرگ مىديدند و مىبينند و تنها حرفهايى مىزدند و مىزنند كه دوست به اصطلاح روشنفكر ديگرش بفهمد، و اگر مردم هيچ نفهمند، نفهمند. زيرا ديگر چيزى كه مطرح نيست مردمند، و تمام چيزى كه مطرح است خود اوست، براى اينكه بدآموزيهاى دانشگاهى زمان شاه، روشنفكر دانشگاهى را طورى بار مىآورد كه اصولًا ارزشى براى خلق مستضعف قائل نبود و متأسفانه هم اكنون هم نيست .. 1 فروردين 1359 ضرورت اعتماد به نفس شما مىدانيد بيشتر كسانى كه در دانشگاه بزرگ شدهاند در عين حال كه بعضى از آنان نماز هم مىخوانند ولى معتقدند ايران بايد زير نظر كشورهاى بيگانه باشد. مىگويند ايران نمىتواند خودش را اداره كند. آيا ايرانى كه با تمام فشارها خودش را حفظ كرده و انقلابش را به كشورهاى ديگر صادر و ملتهاى ديگر را بيدار نموده است، نمىتواند خودش را اداره كند؟ چرا! بايد كارى كنيد كه دانشگاههايمان روش تودههاى مردم را داشته باشد كه اگر ملتى چيزى را خواست، خلافش را نمىتوان بر آن تحميل كرد. 27 فروردين 1364 اتحاد توحید، قطع دست غارت گران بیت المال به دوستان ديگر بپيونديد، و با شعار توحيد و اسلام، دست ... گروه نفتخوار را از كشور خود قطع كنيد، و به آغوش اسلام برگرديد، 4 آبان 1357 استراتژی برخورد با اغتشاش گران ضرورت عمل مستقیم خود جریان های دانشجویی و عدم انتظار برای اساتید، تجمع و بحث چهره به چهره آقا شما نشسته ايد كه چهار تا كمونيست بيايند در دانشگاه و قبضه كنند دانشگاه را!؟ شما مگر كمتر از آنها هستيد؟ عدد شما بيشتر از آنهاست؛ حجت شما بالاتر از آنهاست. شما اين مسائل را كه بگوييد، خيانت اينها را مىتوانيد واضح بكنيد در آن مكان، در دانشگاه. خيانتشان را مىتوانيد واضح بكنيد كه خودشان بگذارند بروند. بايستيد، صحبت كنيد. بگوييد آقا، خوب بياييد يكى يكى بگوييد ببينم شما چكاره هستيد آمده ايد توى دانشگاه داريد اخلال مىكنيد؟ مىخواهيد چه بكنيد؟ مىخواهيد درس بگوييد برايمان؟ شما كار خودتان را اول حساب بكنيد كه چكاره هستيد توى اين مملكت. شما از اهل اين مملكت هستيد، يا عمال غير هستيد خودتان را به ما مى چسبانيد؟ بايستيد آقا بگوييد. البته بايد اشخاصى هم كه گوينده هستند بيايند در دانشگاه...در هر صورت عمده، فعاليت خود شماهاست....اينها تودهنى مىخواهند آقا! عدد شما زيادتر است؛ حجت شما بالاتر است؛ خيانت آنها واضح است. گفتن مىخواهد. اجتماع بكنيد، بگوييد مطالب را. يك رئيس، يك معلم را كه مىبينيد كمونيستى است بيرونش كنيد از دانشگاه. من نمىگويم حالا جنگ بكنيد با آنها، جنگ نمىخواهيم حالا بشود، اگر يكوقتى منتهى به اين شد، به يك روز اينها را بيرونشان مىكنيم! اما حالا نمىخواهيم يك جنگى بشود؛ مىخواهيم حالا با ملايمت بشود؛ اما خوب، با صحبت. آنها صحبت مىكنند؛ شما هم صحبت بكنيد. شما ننشينيد يكى ديگر برايتان صحبت بكند؛ يك روحانى بيايد صحبت كند؛ خودتان برويد، هر كدامتان مىتوانيد، در مقابل آنها بايستيد صحبت كنيد. آن مىگويد؛ شما هم بگوييد. آن وقت يكى يكى انگشت بگذاريد روى كارهايشان كه تو اين كارى كه مىكنى براى چيست؟ تو، تو تابع كى هستى كه اين كارها را مىكنى؟ تو ايرانى هستى و اين كار را مى كنى، يا امريكايى هستى يا شوروى؟ يا براى آنها كار مىكنى، يا براى ايران. اگر براى آنها كار مىكنى، جاى شما اينجا نيست، برو آنجاها كار بكن. 23 خرداد 1358 ضرورت جلوگیری، شفاف سازی و بحث چهره به چهره بايد جلويشان را بگيريد. مسائل را به آنها بگوييد؛ در دانشگاه بنويسيد، منتشر كنيد. كسانى كه برخلاف اين هستند، برويد يكى يكى پيش آنها، برويد بگوييد شما اينكاره هستيد. شما چه مىگوييد باز به ما؟ چطور مىخواهيد يك دانشگاه را در دست بگيريد در صورتى كه اخلالگر هستيد؟ يك اخلالگر دزد كه نمىتواند دانشگاه را اداره كند ... بايد جلويشان را بگيريد. مسائل را به آنها بگوييد؛ در دانشگاه بنويسيد، منتشر كنيد. كسانى كه برخلاف اين هستند، برويد يكى يكى پيش آنها، برويد بگوييد شما اينكاره هستيد. شما چه مىگوييد باز به ما؟ چطور مىخواهيد يك دانشگاه را در دست بگيريد در صورتى كه اخلالگر هستيد؟ يك اخلالگر دزد كه نمىتواند دانشگاه را اداره كند ... 23 خرداد 1358 بیرون کردن مفسدین و ایستادن مقابل آن ها اينها مىخواهند دانشگاه را نگذارند آدم تويش پيدا بشود و شما جديت كنيد كه آدم پيدا بشود. شما جديت كنيد كه اين اشخاصى كه حالا افتادهاند توى دانشگاهها و دارند فساد مىكنند، خودتان بيرونشان كنيد. نياييد شكايت كنيد كه در دانشگاه يك كسى آمده و دارد حرف مىزند. خوب، برو مقابلش بايست. بگو آقا تو چه مىگويى؟ تو براى ملت دلت مىسوزد؟ اگر براى ملت دلت مىسوزد 25 خرداد 1358 جلوگیری از اغتشاش گران مهم اين است كه اينها در اين جمعيتى كه اخلالگرند در اقليت واقعند. اكثر كه اينطور نيستند كه اخلالگر باشند و اين جمعيتِ اكثر بايد از اختلافاتى كه خودشان اگر در بينشان هست، دست بردارند و با اجتماع خودشان بدون اينكه يك درگيرى، يك اختلاف عملى بشود، با اجتماع خودشان اينها را از صحنه خارج كنند كه نتوانند آنها فعاليت بكنند. مهم اين است كه خود كسانى كه در دانشگاهها هستند، در مواردى هستند كه آموزش و پرورش هست در آن، چه اساتيد و چه جوانهايى كه آنجا هستند، اينها خودشان به طور معقولى جلوگيرى بكنند، چون اينها حرفى ندارند. اخلالگرها حرفى ندارند، همان فقط مى خواهند اخلال كنند. اگر هر كدام [مدعى] شد جلويش بروند بگويند خوب شما چه حرفى داريد؟ حرفت را بزن. خواهيد فهميد كه حرف ندارند. فقط حرف همهشان اين است كه اخلال كنند، نگذارند يك كارى انجام بگيرد و اين مهمش دست خود دانشگاهيها و دانشسراها و خود اساتيد و غير اساتيد هست كه در اين امر كمك كنند. 24 شهريور 1358 مشورت و مطالعه، عدم درگیری، بحث چهره به چهره شما از اين به بعد ان شاء اللَّه وقتى كه دانشگاهها باز بشود، مبتلاى به اين مسائل هستيد و بايد با هوشمندى و با مطالعه و با مشورت بين خودتان افرادى را كه مىبينيد يا به اسم آزادى و نمىدانم اين حرفها، كه مىخواهند يك آزادى خاصى در كار باشد، دلبخواهى در كار باشد، نه آزادى مطلق، يا به اسم دمكراسى و امثال ذلك، الفاظ جالبى كه در هيچ جاى دنيا معنايش پيدا نشده تا حالا، هركس براى خودش يك معنايى مىكند، به اينطور چيزها گرفتار هستيد كه اينها مىخواهند عمل بكنند ..و شما بايد با كمال توجه و بدون هيچ درگيرى- درگيرى صحيح نيست، نبايد ما به آنها يك صورت حق به جانبى بدهيم. وقتى درگيرى شد و اكثريت شما داريد و فرض كنيد كه آنها را كتك زديد و چه كرديد، اين به نظر شايد اشخاصى بيايد به اينكه اينها حجتى نداشتند، كتك زدند، متوسل به زور شدند- اينها هر كدامشان آمدند در دانشگاه و گفتند، يك مطلبى را گفتند، برويد جلويش بگوييد: چه مىگوييد؟ يكوقت مىخواهد هياهو كند، كه اكثراً اينطورى هستند، اينها را سرانشان كه وادار مىكنند به هياهو، جمع بشويد دورش بگوييد؛ آقا بنشين صحبتهايت را بكن. ببينيد هيچ صحبت ندارد، فقط همين است كه يك تشنجى ايجاد كند و نگذارد دانشگاه باز بشود و نگذارد دانشگاه عمل خودش را انجام بدهد. بدون اينكه با آنها جنگ و نزاع داشته باشيد، با آنها به اين نحو مقابله كنيد. يا آنها اگر يك اجتماع صد نفرى، هزار نفرى، مىكنند، شما ده، بيست هزار نفر را اجتماع كنيد، مسائل خودتان را بگوييد، دعوا هم نكنيد؛ اين بايد انجام بگيرد. 29 شهريور 1358 بحث با منحرفین اسلام دين مستند به برهان و متكى به منطق است؛ و از آزادى بيان و قلم نمى هراسد، و از طرح مكتبهاى ديگر، كه انحراف آنها در محيط خود آن مكتبها ثابت و در پيش دانشمندان خودشان شكست خورده هستند، باكى ندارد. شما دانشجويان محترم! نبايد با پيروان مكتبهاى ديگر با خشونت و شدت، رفتار و درگيرى و هياهو راه بيندازيد. خود با آنان به بحث و گفتگو برخيزيد، و از دانشمندان اسلامى دعوت كنيد با آنان در بحث بنشينند، تا تهى بودن دست آنان ثابت شود. و اگر آنان با جنجال و هياهو با شما مواجه شدند، از آنان اعراض كنيد؛ و با خونسردى بگذريد كه يكى از نقشههاى آنها آن است كه شما را به درگيرى بكشند و از آن استفاده غير مشروع كنند. ما با آزادى و منطق موافق، ولى اگر توطئه و خرابكارى باشد، تكليف ديگرى داريم. 31 شهريور 1358 قیام شجاعانه مقابل انحرافات و وصيت اينجانب به جوانان عزيز دانشسراها و دبيرستانها و دانشگاهها آن است كه خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قيام نمايند تا استقلال و آزادى خود و كشور و ملت خودشان مصون باشد .. 15 خرداد 1368. ضرورت اتحاد گروه گروه شدن برای جلوگیری از بیداری است متفكرهاى ما، روشنفكرهاى ما، همه دانشجويان و دانشگاهيان، بدانند كه نقشه اين است و آثارش را ما داريم مىبينيم. اين گروه گروه شدنها براى همين است كه نگذارند اين انسجامى كه بوده حفظ شود. مىخواهند نگذارند مردم بيدار بشوند و راه خودشان را پيدا كنند؛ همان راهى را كه اسلام دستور داده كه همه با هم باشيد. خداوند واعتَصِمُوا بِحَبلِ اللَّهِ جَمِيعاً ولَا تَفَرَّقُوا (1) را بر مردم واجب كرده. همه با هم باشيد و تفرق در كار نباشد. با تفرق همه فسادها هست. و با تمسك به خداوند همه صلاح و سعادتها هست 6 تير 1358 اتحاد گروه های دانشجویی و تشکیل گروه فراگیر ملی اسلامی آنچه كراراً تذكر دادهام، و رمز پيروزى است؛ اتحاد گروههاى دانشجويى و تشكيل يك گروه اسلامى- ملى است در مقابل منحرفان كه كوشش دارند تفرقه بيفكنند، و شما جوانان عزيز را- كه اميد كشور هستيد و سعادت و ترقى ميهن بسته به فعاليت شماست- به تباهى بكشند و نگذارند در راه تعالى كشور قدم برداريد، و به علم و ادب- كه مايه پيشرفت و رهايى از استعمار و استثمار نو و كهنه است- اشتغال پيدا كنيد. 31 شهريور 1358 پرهیز از گروه گروه شدن به دانشگاهيها عرض مىكنيم كه اينقدر گروه، گروه نشويد، شما دشمن داريد؛ در مقابل دشمن بايد مجهز بشويد، مجهز شدن به اين است كه با هم يك گروه با وحدت كلمه، اگر شما يك گروه بشويد، جوانهاى معتقد مسْلم ما كه بحمداللَّه اكثر دانشگاه را در قبضه دارند، اگر اينها هى گروه، گروه نشوند و با هم مجتمع بشوند، چهار تا آدمى كه معوج و منحرف است يا به اينها ملحق مىشود كه ان شاء اللَّه ملحق بشود؛ و يا گورش را گُم مىكند و مى رود. شما منتظر اين نشويد كه دولت بيايد جلو بگيرد، يا ملت بيايد جلو بگيرد، خودتان با اجتماع خودتان، بدون اينكه دعوايى راه بيندازيد، بدون اينكه درگيرى در كار باشد، با اجتماع خودتان، با وحدت كلمه خودتان؛ جلوى اين توطئهها را بگيريد. فردا دانشگاه باز مىشود، جلو بگيريد از اين توطئهها. توطئه گرها دشمن شما هستند؛ دشمن ملت شما هستند. 23 شهريور 1358 مرکز تربیت قرار دادن دانشگاه همه مملكت بايد مشغول بشوند براى اصلاح خودشان. اول اصلاح آدمها را بكنند كه مقدم بر همه چيز است. دانشگاهها را مركز تربيت قرار بدهيد. 14 دى 1358 خواندن هر درس با الهی کردنش هر درسى مىخواهند بخوانند مانع ندارد، درسهايى كه [مفيد] است، اسلام با همه [درسها]، الّا بعضى از درسها استثنا كرده، با همه موافق است. اما آنى كه براى ماها فايده دارد اين است كه ما بخواهيم همين اسلامى بودن را الهىاش كنيم، بخواهيم الهى باشد اين كار ما، براى خدا كار بكنيم، 19 آذر 1364 درست کردن انسان مقدم بر همه چیز آن چيزى كه مطرح است پيش انبيا انسان است. آن چيز، چيز ديگر نيست؛ انسان مطرح است پيش انبيا؛ چيز ديگر پيش انبيا مطرح نيست. همه چيز به صورت انسان بايد درآيد. مىخواهند انسان درست كنند. انسان كه درست شد، همه چيز درست مىشود. 16 خرداد 1358 ضرورت رو به معنویت بردن دانشگاه دانشگاه را بايد شما روبه خدا ببريد، رو به معنويت ببريد و همه درسها هم خوانده بشود، همه درسها هم براى خدا خوانده بشود. اگر اين را توانستيد كه شما براى اين كار برويد و اين كار را بكنيد، در كارتان موفقيد، چه برسيد به مقصدتان، چه نرسيد به مقصدتان. 19 آذر 1364 اشکال نداشتن گرفتن علم از غرب به شرط غربی نشدن نبايد اگر صنعتى از آنها مىگيريم انگليسى يا روسى يا امريكايى بشويم، بلكه بايد مسلمان بود. البته استفاده از علوم و گرفتن آن از ديگران مانعى ندارد، ولى بايد توجه داشت كه از جايى علوم را بگيريم كه نخواهند ما را منحرف كنند كه در سابق اگر مقدارى از علوم و تخصصها را به ما مىدادند، مىخواستند ما را از همه چيزمان منحرف نموده و مصرفى بار بياورند. 24 آبان 1362 عالم سازی نه تربیت بروکرات دانشگاه بايد عالِم درست كند نه ادارى. ادارى يك مسئله كوچكى است. حالا يك احتياجى هست. البته بايد برود آنجا. اما دانشگاه بايد عالم درست كند. دانشگاه بايد اشخاصى را درست كند كه مملكت خودش را اداره كند از حيث علميت. اداره كند از حيث فرهنگ. نه اينكه غايت آمال اين باشد، يك چيزى دستش بيايد برود توى يك ادارهاى بنشيند مهمل. كار هم بود، خوب بود. اما كار نيست توى ادارات. يك اداره كه نمىتواند اينهمه جمعيت را بپذيرد. جز اين است كه بروند آنجا بودجه مملكت را بيخودى صرف بكنند، خودشان هم مهمل بار بيايند. يك قوه فعاله مهمل بار مىآيد و بودجه مملكت را هم از بين مىبرد. اينها بايد اصلاح بشود .. 14 دى 1358 ضرورت استقلال ما با تخصص هيچ مخالفتى نداريم و آن چيزى كه ما با آن مخالفيم وابستگى مغزهاى جوانهاى ما به خارج، شرق و غرب است. دانشگاههاى ما الّا عده معدودى، يا در صدد نبودند كه اين وابستگى را بردارند يا در صدد بودند كه وابسته كنند اين مغزها را به خارج. ما مىخواهيم كه اگر بيمارى پيدا [شد] اينطور نباشد كه بگويند كه بايد حتماً برويد به انگلستان، حتماً برويد به امريكا. ما مىخواهيم كه همانطورى كه يك امريكايى اگر مريض شد به ايران نمىآيد و يك انگليسى اگر مريض شد به ايران نمىآيد، يك ايرانى هم اگر مريض شد، جاى ديگر نرود. ما يك همچو تخصصى مىخواهيم كه جورى بار بياورد كشور را و جوانهايى كه در رأس امور كشور هستند كه اينها مغزهايشان وابسته نباشد و فكرى جز اسلام و ايران در سرشان نباشد. 4 خرداد 1360 یادگرفتن از غرب بدون غربی شدن، مخالفت با تمدن وارداتی اين جوانهاى ما را يك جورى بار بياوريد كه خودشان بفهمند كه خودشان يك چيزىاند. نگويند كه ما بايد گير غرب باشيم، نگويند كه ما بايد غربى باشيم، شرقى باشند. اگر از غرب هم صنعتى مىآيد، ياد بگيرند، اما غربى نشوند، ياد گرفتن مسئله يك چيزى است و مغز را غربى كردن و از خودش غافل شدن، مسئله ديگر است ..ما با تمدن مخالف نيستيم، با تمدن صادراتى مخالفيم. تمدن صادراتى ما را به اين روز نشانده است .. 14 دى 1358 ضرورت تعهد به قواعد اسلام و توحید در علوم انسانی البته علوم انسانى محتاج به يك انسانهاى متعهد دارد. انسانى كه تعهد به قواعد اسلام ندارد و تعهد به آن زيربنايى كه توحيد است ندارد، در علوم انسانى نمىتواند عملى انجام بدهد الّا انحراف و اين قابل پذيرش نيست. در ساير رشتههايى كه در دانشگاه هست آن چيزى كه مورد نظر است اين است كه اساتيد مشغول به كار خودشان باشند و توطئه در كار نباشد. 24 فروردين 1360 ضرورت رجوع به قرآن هاناى حوزههاى علميه و دانشگاههاى اهل تحقيق! بپاخيزيد و قرآن كريم را از شرّ جاهلان مُتنسِّك و عالمان متهتك كه از روى علم و عمد به قرآن و اسلام تاخته و مىتازند، نجات دهيد. و اينجانب از روى جِد، نه تعارف معمولى، مىگويم از عمر به باد رفته خود در راه اشتباه و جهالت تأسف دارم. و شمااى فرزندان برومند اسلام! حوزهها و دانشگاهها را از توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسيار مختلف آن بيدار كنيد. تدريس قرآن در هر رشتهاى از آن را مَحطّ نظر و مقصد اعلاى خود قرار دهيد. مبادا خداى ناخواسته در آخر عمر كه ضعف پيرى بر شما هجوم كرد از كردهها پشيمان و تأسف بر ايام جوانى بخوريد همچون نويسنده .. 16 مرداد 1365 تحمل برداشت های دینی جوانان، تلفیق فرهنگ فلسفی و نظری حوزه با فرهنگ تجربی دانشگاه علما و روحانيون ان شاء اللَّه به همه ابعاد و جوانب مسئوليت خودآشنا هستند ولى از باب تذكر و تأكيد عرض مىكنم امروز كه بسيارى از جوانان و انديشمندان در فضاى آزاد كشور اسلامىمان احساس مىكنند كه مىتوانند انديشههاى خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامى بيان دارند، با روى گشاده و آغوش باز حرفهاى آنان را بشنوند. و اگر بيراهه مىروند، با بيانى آكنده از محبت و دوستى راه راست اسلامى را نشان آنها دهيد. و بايد به اين نكته توجه كنيد كه نمىشود عواطف و احساسات معنوى و عرفانى آنان را ناديده گرفت و فوراً انگِ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را يكباره به وادى ترديد و شك انداخت. اينها كه امروز اينگونه مسائل را عنوان مىكنند مسلماً دلشان براى اسلام و هدايت مسلمانان مىتپد، و الّا داعى ندارند كه خود را با طرح اين مسائل به دردسر بيندازند. اينها معتقدند كه مواضع اسلام در موارد گوناگون همان گونهاى است كه خود فكر مىكنند. به جاى پرخاش و كنار زدن آنها با پدرى و الفت با آنان برخورد كنيد. اگر قبول هم نكردند، مأيوس نشويد. در غيراين صورت خداى ناكرده به دام ليبرالها و مليگراها و يا چپ و منافقين مىافتند؛ و گناه اين كمتر از التقاط نيست. وقتى ما مىتوانيم به آينده كشور و آينده سازان اميدوار شويم كه به آنان در مسائل گوناگون بها دهيم، و از اشتباهات و خطاهاى كوچك آنان بگذريم، و به همه شيوهها و اصولى كه منتهى به تعليم و تربيت صحيح آنان مىشود احاطه داشته باشيم. فرهنگ دانشگاهها و مراكز غيرحوزهاى به صورتى است كه با تجربه و لمس واقعيتها بيشتر عادت كرده است، تا فرهنگ نظرى و فلسفى. بايد با تلفيق اين دو فرهنگ و كم كردن فاصلهها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا ميدان براى گسترش و بسط معارف اسلام وسيعتر گردد .. 29 تير 1367 دانشگاه و دانشجو از دیدگاه امام خمینی-بخش اول: http://www.edalatkhahi.ir/005769.shtml آزادي از ديگاه امام خميني بخش دوم : http://www.edalatkhahi.ir/005510.shtml آزادي از ديگاه امام خميني بخش اول : http://www.edalatkhahi.ir/005509.shtml مذاكره و رابطه با آمريكا از ديگاه رهبر معظم انقلاب : http://www.edalatkhahi.ir/005465.shtml
|
|
| |
|
|
|
نظرات کاربران :