پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

مبانی نظری مرامنامه جنبش 5- بخش تعاریف و وظایف جنبش دانشجویی
دانشگاه و دانشجو از دیدگاه امام خمینی-بخش دوم  (مباني‌نظري‌مرامنامه‌جنبش)  

daneshgah005.jpgهان‏اى حوزه‏هاى علميه و دانشگاههاى اهل تحقيق! بپاخيزيد و قرآن كريم را از شرّ جاهلان مُتنسِّك و عالمان متهتك  كه از روى علم و عمد به قرآن و اسلام تاخته و مى‏تازند، نجات دهيد. و اينجانب از روى جِد، نه تعارف معمولى، مى‏گويم از عمر به باد رفته خود در راه اشتباه و جهالت تأسف دارم. و شمااى فرزندان برومند اسلام! حوزه‏ها و دانشگاهها را از توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسيار مختلف آن بيدار كنيد. تدريس قرآن در هر رشته‏اى از آن را مَحطّ نظر  و مقصد اعلاى خود قرار دهيد. مبادا خداى ناخواسته در آخر عمر كه ضعف پيرى بر شما هجوم كرد از كرده‏ها پشيمان و تأسف بر ايام جوانى بخوريد همچون نويسنده ..

  
 
سه شنبه 10 آذرماه 1388  

 

دانشگاه و دانشجو از دیدگاه امام  خمینی-بخش اول: http://www.edalatkhahi.ir/005769.shtml

ب) جملات منتخب
غیر سیاسی کردن دانشگاه ها پروژه استعماری
براى جوانهاى غير روحانى- چه دانشگاهى‏ها و چه ساير جوانها- باطرزهاى ديگرى نقشه كشيدند تا آنها در ميدان سياست حاضر نباشند، و در امورى كه كشور احتياج به آن دارد دخالت نكنند. عدّه كثيرى كه در دانشگاهها و در مدارس بودند، با گماردن معلّمين و اساتيدى كه بسيارى از آنها بر خلاف مسير اسلام و بر خلاف مسير ملت اسلامى بودند [و] جوانهاى ما را از آن راه منحرف مى‏كردند، و آنها را مانع مى‏شدند از اينكه براى اسلام زحمت بكشند.
14 اسفند 1359
دانشگاه اسلامی
معنای سلبی

اجرای اداب الصلوه
آنكه ما اصرار داريم به اينكه دانشگاه كه مغز متفكر يك ملت است، بايد از وابستگيهاى به شرق و غرب كنار برود و نمى‏شود كه كنار برود الّا اينكه فرم اسلامى پيدا بكند، آن اين نيست كه دانشگاه ما نبايد علم و صنعتى تحصيل كند، بلكه بايد فقط همين آداب صلوة را به جا بياورد! اين يك مغالطه‏اى است كه تا صحبت «دانشگاه اسلامى» مى‏شود و اينكه بايد انقلاب فرهنگى پيدا بشود، فرياد مى‏زنند آنهايى كه مى‏خواهند ما را به طرف شرق و عمدتاً، به طرف غرب بكشانند، كه اينها با تخصص مخالف‏اند، با علم مخالف‏اند. خير، ما با تخصص مخالف نيستيم؛ با علم مخالف نيستيم؛ با نوكرى اجانب مخالفيم.
4 خرداد 1360
معنای ایجابی
1- رفع احتیاجات ملت و مردم
دانشگاه نتوانسته آن خدمت خودش را بكند به اين ملت. دانشگاه در خدمت ديگران بوده است. جوانهاى ما را دانشگاهها اينطور كردند. الآن هم دنبال اين هستند كه نگذارند اين دانشگاه يك دانشگاهِ در خدمت خود مردم باشد. ما كه مى‏گوييم دانشگاه اسلامى، ما مى‏خواهيم كه يك دانشگاهى داشته باشيم كه روى احتياجاتى كه اين ملت داشته باشد، كرسى داشته باشد و براى ملت باشد. تربيت نبوده است در اين دانشگاه، تربيت بر ضد بوده است ..
3 خرداد 1359
2- مهار طبیعت برای واقعیت
فرق بين دانشگاههاى غربى و دانشگاههاى اسلامى بايد در آن طرحى باشد كه اسلام براى دانشگاهها طرح مى‏كند. دانشگاههاى غربى- به هر مرتبه‏اى هم كه برسند- طبيعت را ادراك مى‏كنند، طبيعت را مهار نمى‏كنند براى معنويت. اسلام به علوم طبيعى نظر استقلالى ندارد. تمام علوم طبيعى- به هر مرتبه‏اى كه برسند- باز آن چيزى كه اسلام مى خواهد نيست. اسلام طبيعت را مهار مى‏كند براى واقعيت؛ و همه را رو به وحدت و توحيد مى‏برد. تمام علومى كه شما اسم مى‏بريد و از دانشگاههاى خارجى تعريف مى كنيد- و تعريف هم دارد- اينها يك ورق از عالم است؛ آن هم يك ورق نازلتر از همه اوراق. عالَم، از مبدأ خير مطلق تا منتها اليه، يك موجودى است كه حَظِ طبيعى‏اش يك موجود بسيار نازل است؛ و جميع علوم طبيعى در قبال علوم الهى بسيار نازل است؛ چنانكه تمام موجودات طبيعى در مقابل موجودات الهى بسيار نازل هستند. فرق مابين اسلام و ساير مكتبها- نه مكتبهاى توحيدى را عرض نمى‏كنم- بين مكتب توحيدى و ساير مكتبها، كه بزرگترينش اسلام است، اين است كه اسلام در همين طبيعت يك معناى ديگرى مى‏خواهد، در همين طب يك معناى ديگرى مى‏خواهد، در همين هندسه يك معناى ديگرى را مى‏خواهد، در همين ستاره شناسى يك معناى ديگرى مى‏خواهد .....كسى كه مطالعه كند در قرآن شريف اين معنا را، مى‏بيند كه جميع علوم طبيعى جنبه معنوى آن در قرآن مطرح است نه جنبه طبيعى آن. تمام تعقلاتى كه در قرآن واقع شده‏ است و امر به تعقل، امر به اينكه محسوس را به عالم تعقل ببريد و عالم تعقل؛ عالمى است كه اصالت دارد و اين طبيعت، يك شبحى است از عالم؛
13 تير 1358
3- تعریف سلبی و ایجابی از علم اسلامی
بعضى گمان كردند كه كسانى كه اصلاح دانشگاهها را مى‏خواهند و مى‏خواهند دانشگاهها اسلامى باشد اين است كه گمان كردند كه- اين اشخاص توهّم كردند كه- علوم دو قسم است: هر علمى دو قسم است. علم هندسه يكى اسلامى است، يكى غيراسلامى. علم فيزيك يكى اسلامى است، يكى غيراسلامى. از اين جهت اعتراض كردند به اينكه علم، اسلامى و غيراسلامى ندارد. و بعضى توهّم كردند كه اينها كه قائلند به اينكه بايد دانشگاهها اسلامى بشود؛ يعنى فقط علم فقه و تفسير و اصول در آنجا باشد. يعنى همان شأنى را كه مدارس قديمه دارند بايد در دانشگاهها هم همان تدريس بشود. اينها اشتباهاتى است كه بعضى مى‏كنند، يا خودشان را به اشتباه مى‏اندازند. آنچه كه ما مى‏خواهيم بگوييم اين است كه دانشگاههاى ما، دانشگاههاى وابسته است. دانشگاههاى ما دانشگاههاى استعمارى است. دانشگاههاى ما اشخاصى را كه تربيت مى‏كنند، تعليم مى‏كنند، اشخاصى هستند كه غربزده هستند. معلمينْ بسيارى‏شان غربزده هستند و جوانهاى ما را غربزده بار مى‏آورند. ما مى‏گوييم كه دانشگاههاى ما يك دانشگاههايى كه براى ملت ما مفيد باشد، نيست... ما كه مى‏گوييم دانشگاه بايد از بنيان تغيير بكند و تغييرات بنيادى داشته باشد و اسلامى باشد، نه اين است كه فقط علوم اسلامى را در آنجا تدريس كنند. نه اينكه علوم دو قسمند. هر علمى دو قسم است: يكى اسلامى و يكى غيراسلامى.... ما كه مى‏گوييم بايد بنياداً اينها تغيير بكند، مى‏خواهيم بگوييم كه دانشگاههاى ما بايد در احتياجاتى كه ملت دارند، در خدمت ملت باشند، نه در خدمت اجانب. ما معلمينى كه در مدارس ما، اساتيدى كه در دانشگاههاى ما هستند بسيارى از آنها در خدمت غربند. جوانهاى ما را شستشوى مغزى مى‏دهند. جوانهاى ما را تربيت فاسد مى‏كنند. ما نمى‏خواهيم بگوييم ما علوم جديده را نمى‏خواهيم. ما نمى‏خواهيم بگوييم كه علوم دو قسم است كه بعضى مناقشه مى‏كنند. عمداً يا از روى جهالت. ما مى‏خواهيم بگوييم دانشگاههاى ما اخلاق اسلامى ندارد.لكن بايد دانشگاه اسلامى بشود تا علومى كه در دانشگاه تحصيل مى‏شود در راه ملت و در راه تقويت ملت و با احتياج ملت همراه باشد.
1 ارديبهشت 1359
4- پرورش مغزهای مستقل
 اسلام كوشش دارد كه علم را در مغزهاى مستقل، در مغزهايى كه به طرف شرق و غرب نيستند، در مغزهايى كه به اسلام فكر مى‏كنند، بار بياورد. و اين استقلال است كه مى‏تواند كشور ما را مستقل كند.
اشرافیت معرفتی روشن فکر دانشگاهی عامل عقب ماندگی
تمام عقب ماندگيهاى ما به خاطر عدم شناخت صحيح اكثر روشنفكران دانشگاهى از جامعه اسلامى ايران بود، و متأسفانه هم اكنون هم هست. اكثر ضربات مهلكى كه به اين اجتماع خورده است از دست اكثر همين روشنفكران دانشگاه رفته‏اى، كه هميشه خود را بزرگ مى‏ديدند و مى‏بينند و تنها حرفهايى مى‏زدند و مى‏زنند كه دوست به اصطلاح روشنفكر ديگرش بفهمد، و اگر مردم هيچ نفهمند، نفهمند. زيرا ديگر چيزى كه مطرح نيست مردمند، و تمام چيزى كه مطرح است خود اوست، براى اينكه بدآموزيهاى دانشگاهى زمان شاه، روشنفكر دانشگاهى را طورى بار مى‏آورد كه‏ اصولًا ارزشى براى خلق مستضعف قائل نبود و متأسفانه هم اكنون هم نيست ..
1 فروردين 1359
ضرورت اعتماد به نفس
شما مى‏دانيد بيشتر كسانى كه در دانشگاه بزرگ شده‏اند در عين حال كه بعضى از آنان نماز هم مى‏خوانند ولى معتقدند ايران بايد زير نظر كشورهاى بيگانه باشد. مى‏گويند ايران نمى‏تواند خودش را اداره كند. آيا ايرانى كه با تمام فشارها خودش را حفظ كرده و انقلابش را به كشورهاى‏ ديگر صادر و ملتهاى ديگر را بيدار نموده است، نمى‏تواند خودش را اداره كند؟ چرا! بايد كارى كنيد كه دانشگاههايمان روش توده‏هاى مردم را داشته باشد كه اگر ملتى چيزى را خواست، خلافش را نمى‏توان بر آن تحميل كرد.
27 فروردين 1364
اتحاد توحید، قطع دست غارت گران بیت المال
به دوستان ديگر بپيونديد، و با شعار توحيد و اسلام، دست ... گروه نفتخوار را از كشور خود قطع كنيد، و به آغوش اسلام برگرديد،
4 آبان 1357
استراتژی برخورد با اغتشاش گران
ضرورت عمل مستقیم خود جریان های دانشجویی و عدم انتظار برای اساتید، تجمع و بحث چهره به چهره
آقا شما نشسته ايد كه چهار تا كمونيست بيايند در دانشگاه و قبضه كنند دانشگاه را!؟ شما مگر كمتر از آنها هستيد؟ عدد شما بيشتر از آنهاست؛ حجت شما بالاتر از آنهاست. شما اين مسائل را كه بگوييد، خيانت اينها را مى‏توانيد واضح بكنيد در آن مكان، در دانشگاه. خيانتشان را مى‏توانيد واضح بكنيد كه خودشان بگذارند بروند. بايستيد، صحبت كنيد. بگوييد آقا، خوب بياييد يكى يكى بگوييد ببينم شما چكاره هستيد آمده ايد توى دانشگاه داريد اخلال مى‏كنيد؟ مى‏خواهيد چه بكنيد؟ مى‏خواهيد درس بگوييد برايمان؟ شما كار خودتان را اول حساب بكنيد كه چكاره هستيد توى اين مملكت. شما از اهل اين مملكت هستيد، يا عمال غير هستيد خودتان را به ما مى چسبانيد؟ بايستيد آقا بگوييد. البته بايد اشخاصى هم كه گوينده هستند بيايند در دانشگاه‏...در هر صورت عمده، فعاليت خود شماهاست....اينها تودهنى مى‏خواهند آقا! عدد شما زيادتر است؛ حجت شما بالاتر است؛ خيانت آنها واضح است. گفتن مى‏خواهد. اجتماع بكنيد، بگوييد مطالب را. يك رئيس، يك معلم را كه مى‏بينيد كمونيستى است بيرونش كنيد از دانشگاه. من نمى‏گويم حالا جنگ بكنيد با آنها، جنگ نمى‏خواهيم حالا بشود، اگر يكوقتى منتهى به اين شد، به يك روز اينها را بيرونشان مى‏كنيم! اما حالا نمى‏خواهيم يك جنگى بشود؛ مى‏خواهيم حالا با ملايمت بشود؛ اما خوب، با صحبت. آنها صحبت مى‏كنند؛ شما هم صحبت بكنيد. شما ننشينيد يكى ديگر برايتان صحبت بكند؛ يك روحانى بيايد صحبت كند؛ خودتان برويد، هر كدامتان مى‏توانيد، در مقابل آنها بايستيد صحبت كنيد. آن مى‏گويد؛ شما هم بگوييد. آن وقت يكى يكى انگشت بگذاريد روى كارهايشان كه تو اين كارى كه مى‏كنى براى چيست؟ تو، تو تابع كى هستى كه اين كارها را مى‏كنى؟ تو ايرانى هستى و اين كار را مى كنى، يا امريكايى هستى يا شوروى؟ يا براى آنها كار مى‏كنى، يا براى ايران. اگر براى آنها كار مى‏كنى، جاى شما اينجا نيست، برو آنجاها كار بكن.
23 خرداد 1358
ضرورت جلوگیری، شفاف سازی و بحث چهره به چهره
بايد جلويشان را بگيريد. مسائل را به آنها بگوييد؛ در دانشگاه بنويسيد، منتشر كنيد. كسانى كه برخلاف اين هستند، برويد يكى يكى پيش آنها، برويد بگوييد شما اينكاره هستيد. شما چه مى‏گوييد باز به ما؟ چطور مى‏خواهيد يك دانشگاه را در دست بگيريد در صورتى كه اخلالگر هستيد؟ يك اخلالگر دزد كه نمى‏تواند دانشگاه را اداره كند ... بايد جلويشان را بگيريد. مسائل را به آنها بگوييد؛ در دانشگاه بنويسيد، منتشر كنيد. كسانى كه برخلاف اين هستند، برويد يكى يكى پيش آنها، برويد بگوييد شما اينكاره هستيد. شما چه مى‏گوييد باز به ما؟ چطور مى‏خواهيد يك دانشگاه را در دست بگيريد در صورتى كه اخلالگر هستيد؟ يك اخلالگر دزد كه نمى‏تواند دانشگاه را اداره كند ...
23 خرداد 1358
بیرون کردن مفسدین و ایستادن مقابل آن ها
اينها مى‏خواهند دانشگاه را نگذارند آدم تويش پيدا بشود و شما جديت كنيد كه آدم پيدا بشود. شما جديت كنيد كه اين اشخاصى كه حالا افتاده‏اند توى دانشگاهها و دارند فساد مى‏كنند، خودتان بيرونشان كنيد. نياييد شكايت كنيد كه در دانشگاه يك كسى آمده و دارد حرف مى‏زند. خوب، برو مقابلش بايست. بگو آقا تو چه مى‏گويى؟ تو براى ملت دلت مى‏سوزد؟ اگر براى ملت دلت مى‏سوزد
25 خرداد 1358
جلوگیری از اغتشاش گران
مهم اين است كه اينها در اين جمعيتى كه اخلالگرند در اقليت واقعند. اكثر كه اينطور نيستند كه اخلالگر باشند و اين جمعيتِ اكثر بايد از اختلافاتى كه خودشان اگر در بينشان هست، دست بردارند و با اجتماع خودشان بدون اينكه يك درگيرى، يك اختلاف عملى بشود، با اجتماع خودشان اينها را از صحنه خارج كنند كه نتوانند آنها فعاليت بكنند. مهم اين است كه خود كسانى كه در دانشگاهها هستند، در مواردى هستند كه آموزش و پرورش هست در آن، چه اساتيد و چه جوانهايى كه آنجا هستند، اينها خودشان به طور معقولى جلوگيرى بكنند، چون اينها حرفى ندارند. اخلالگرها حرفى ندارند، همان فقط مى خواهند اخلال كنند. اگر هر كدام [مدعى‏] شد جلويش بروند بگويند خوب شما چه حرفى داريد؟ حرفت را بزن. خواهيد فهميد كه حرف ندارند. فقط حرف همه‏شان اين است كه اخلال كنند، نگذارند يك كارى انجام بگيرد و اين مهمش دست خود دانشگاهيها و دانشسراها و خود اساتيد و غير اساتيد هست كه در اين امر كمك كنند.
24 شهريور 1358
مشورت و مطالعه، عدم درگیری، بحث چهره به چهره
شما از اين به بعد ان شاء اللَّه وقتى كه دانشگاهها باز بشود، مبتلاى به اين مسائل هستيد و بايد با هوشمندى و با مطالعه و با مشورت بين خودتان افرادى را كه مى‏بينيد يا به اسم آزادى و نمى‏دانم اين حرفها، كه مى‏خواهند يك آزادى خاصى در كار باشد، دلبخواهى در كار باشد، نه آزادى مطلق، يا به اسم دمكراسى و امثال ذلك، الفاظ جالبى كه در هيچ جاى دنيا معنايش پيدا نشده تا حالا، هركس براى خودش يك معنايى مى‏كند، به اينطور چيزها گرفتار هستيد كه اينها مى‏خواهند عمل بكنند ..و شما بايد با كمال توجه و بدون هيچ درگيرى- درگيرى صحيح نيست، نبايد ما به آنها يك صورت حق به جانبى بدهيم. وقتى درگيرى شد و اكثريت شما داريد و فرض كنيد كه آنها را كتك زديد و چه كرديد، اين به نظر شايد اشخاصى بيايد به اينكه اينها حجتى نداشتند، كتك زدند، متوسل به زور شدند- اينها هر كدامشان آمدند در دانشگاه و گفتند، يك مطلبى را گفتند، برويد جلويش بگوييد: چه مى‏گوييد؟ يكوقت مى‏خواهد هياهو كند، كه اكثراً اينطورى هستند، اينها را سرانشان كه وادار مى‏كنند به هياهو، جمع بشويد دورش بگوييد؛ آقا بنشين صحبتهايت را بكن. ببينيد هيچ صحبت ندارد، فقط همين است كه يك تشنجى ايجاد كند و نگذارد دانشگاه باز بشود و نگذارد دانشگاه عمل خودش را انجام بدهد. بدون اينكه با آنها جنگ و نزاع داشته باشيد، با آنها به اين نحو مقابله كنيد. يا آنها اگر يك اجتماع صد نفرى، هزار نفرى، مى‏كنند، شما ده، بيست هزار نفر را اجتماع كنيد، مسائل خودتان را بگوييد، دعوا هم نكنيد؛ اين بايد انجام بگيرد.
29 شهريور 1358
بحث با منحرفین
اسلام دين مستند به برهان و متكى به منطق است؛ و از آزادى بيان و قلم نمى هراسد، و از طرح مكتبهاى ديگر، كه انحراف آنها در محيط خود آن مكتبها ثابت و در پيش دانشمندان خودشان شكست خورده هستند، باكى ندارد. شما دانشجويان محترم! نبايد با پيروان مكتبهاى ديگر با خشونت و شدت، رفتار و درگيرى و هياهو راه بيندازيد. خود با آنان به بحث و گفتگو برخيزيد، و از دانشمندان اسلامى دعوت كنيد با آنان در بحث بنشينند، تا تهى بودن دست آنان ثابت شود. و اگر آنان با جنجال و هياهو با شما مواجه شدند، از آنان اعراض كنيد؛ و با خونسردى بگذريد كه يكى از نقشه‏هاى آنها آن است كه شما را به درگيرى بكشند و از آن استفاده غير مشروع كنند. ما با آزادى و منطق موافق، ولى اگر توطئه و خرابكارى باشد، تكليف ديگرى داريم.
31 شهريور 1358
قیام شجاعانه مقابل انحرافات
و وصيت اينجانب به جوانان عزيز دانشسراها و دبيرستانها و دانشگاهها آن است كه خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قيام نمايند تا استقلال و آزادى خود و كشور و ملت خودشان مصون باشد ..
15 خرداد 1368.
ضرورت اتحاد
گروه گروه شدن برای جلوگیری از بیداری است
متفكرهاى ما، روشنفكرهاى ما، همه دانشجويان و دانشگاهيان، بدانند كه نقشه اين است و آثارش را ما داريم مى‏بينيم. اين گروه گروه شدنها براى همين است كه نگذارند اين انسجامى كه بوده حفظ شود. مى‏خواهند نگذارند مردم بيدار بشوند و راه خودشان را پيدا كنند؛ همان راهى را كه‏ اسلام دستور داده كه همه با هم باشيد. خداوند واعتَصِمُوا بِحَبلِ اللَّهِ جَمِيعاً ولَا تَفَرَّقُوا (1) را بر مردم واجب كرده. همه با هم باشيد و تفرق در كار نباشد. با تفرق همه فسادها هست. و با تمسك به خداوند همه صلاح و سعادتها هست
6 تير 1358
اتحاد گروه های دانشجویی و تشکیل گروه فراگیر ملی اسلامی
آنچه كراراً تذكر داده‏ام، و رمز پيروزى است؛ اتحاد گروههاى دانشجويى و تشكيل يك گروه اسلامى- ملى است در مقابل منحرفان كه كوشش دارند تفرقه بيفكنند، و شما جوانان عزيز را- كه اميد كشور هستيد و سعادت و ترقى ميهن بسته به فعاليت شماست- به تباهى بكشند و نگذارند در راه تعالى كشور قدم برداريد، و به علم و ادب- كه مايه پيشرفت و رهايى از استعمار و استثمار نو و كهنه است- اشتغال پيدا كنيد.
31 شهريور 1358
پرهیز از گروه گروه شدن
به دانشگاهيها عرض مى‏كنيم كه اينقدر گروه، گروه نشويد، شما دشمن داريد؛ در مقابل دشمن بايد مجهز بشويد، مجهز شدن به اين است كه با هم يك گروه با وحدت كلمه، اگر شما يك گروه بشويد، جوانهاى معتقد مسْلم ما كه بحمداللَّه اكثر دانشگاه را در قبضه دارند، اگر اينها هى گروه، گروه نشوند و با هم مجتمع بشوند، چهار تا آدمى كه معوج و منحرف است يا به اينها ملحق مى‏شود كه ان شاء اللَّه ملحق بشود؛ و يا گورش را گُم مى‏كند و مى رود. شما منتظر اين نشويد كه دولت بيايد جلو بگيرد، يا ملت بيايد جلو بگيرد، خودتان با اجتماع خودتان، بدون اينكه دعوايى راه بيندازيد، بدون اينكه درگيرى در كار باشد، با اجتماع خودتان، با وحدت كلمه خودتان؛ جلوى اين توطئه‏ها را بگيريد. فردا دانشگاه باز مى‏شود، جلو بگيريد از اين توطئه‏ها. توطئه گرها دشمن شما هستند؛ دشمن ملت شما هستند.
23 شهريور 1358
مرکز تربیت قرار دادن دانشگاه
همه مملكت بايد مشغول بشوند براى اصلاح خودشان. اول اصلاح آدمها را بكنند كه مقدم بر همه چيز است. دانشگاهها را مركز تربيت قرار بدهيد.
14 دى 1358
خواندن هر درس با الهی کردنش
 هر درسى مى‏خواهند بخوانند مانع ندارد، درس‏هايى كه [مفيد] است، اسلام با همه [درسها]، الّا بعضى از درس‏ها استثنا كرده، با همه موافق است. اما آنى كه براى ماها فايده دارد اين است كه ما بخواهيم همين اسلامى بودن را الهى‏اش كنيم، بخواهيم الهى باشد اين كار ما، براى خدا كار بكنيم،
19 آذر 1364
درست کردن انسان مقدم بر همه چیز
آن چيزى كه مطرح است پيش انبيا انسان است. آن چيز، چيز ديگر نيست؛ انسان مطرح است پيش انبيا؛ چيز ديگر پيش انبيا مطرح نيست. همه چيز به صورت انسان بايد درآيد. مى‏خواهند انسان درست كنند. انسان كه درست شد، همه چيز درست مى‏شود.
16 خرداد 1358
ضرورت رو به معنویت بردن دانشگاه
دانشگاه را بايد شما روبه خدا ببريد، رو به معنويت ببريد و همه درسها هم خوانده بشود، همه درسها هم براى خدا خوانده بشود. اگر اين را توانستيد كه شما براى اين كار برويد و اين كار را بكنيد، در كارتان موفقيد، چه برسيد به مقصدتان، چه نرسيد به مقصدتان.
19 آذر 1364
اشکال نداشتن گرفتن علم از غرب به شرط غربی نشدن
نبايد اگر صنعتى از آنها مى‏گيريم انگليسى يا روسى يا امريكايى بشويم، بلكه بايد مسلمان بود. البته استفاده از علوم و گرفتن آن از ديگران مانعى ندارد، ولى بايد توجه داشت كه از جايى علوم را بگيريم كه نخواهند ما را منحرف كنند كه در سابق اگر مقدارى از علوم و تخصصها را به ما مى‏دادند، مى‏خواستند ما را از همه چيزمان منحرف نموده و مصرفى بار بياورند.
24 آبان 1362
عالم سازی نه تربیت بروکرات
دانشگاه بايد عالِم درست كند نه ادارى. ادارى يك مسئله كوچكى است. حالا يك احتياجى هست. البته بايد برود آنجا. اما دانشگاه بايد عالم درست كند. دانشگاه بايد اشخاصى را درست كند كه مملكت خودش را اداره كند از حيث علميت. اداره كند از حيث فرهنگ. نه اينكه غايت آمال اين باشد، يك چيزى دستش بيايد برود توى يك اداره‏اى بنشيند مهمل. كار هم بود، خوب بود. اما كار نيست توى ادارات. يك اداره كه نمى‏تواند اينهمه جمعيت را بپذيرد. جز اين است كه بروند آنجا بودجه مملكت را بيخودى صرف بكنند، خودشان هم مهمل بار بيايند. يك قوه فعاله مهمل بار مى‏آيد و بودجه مملكت را هم از بين مى‏برد. اينها بايد اصلاح بشود ..
14 دى 1358
ضرورت استقلال
ما با تخصص هيچ مخالفتى نداريم و آن چيزى كه ما با آن مخالفيم وابستگى مغزهاى جوانهاى ما به خارج، شرق و غرب است. دانشگاههاى ما الّا عده معدودى، يا در صدد نبودند كه اين وابستگى را بردارند يا در صدد بودند كه وابسته كنند اين مغزها را به خارج. ما مى‏خواهيم كه اگر بيمارى پيدا [شد] اين‏طور نباشد كه بگويند كه بايد حتماً برويد به انگلستان، حتماً برويد به امريكا. ما مى‏خواهيم كه همانطورى كه يك امريكايى اگر مريض شد به ايران نمى‏آيد و يك انگليسى اگر مريض شد به ايران نمى‏آيد، يك ايرانى هم اگر مريض شد، جاى ديگر نرود. ما يك همچو تخصصى مى‏خواهيم كه جورى بار بياورد كشور را و جوانهايى كه در رأس امور كشور هستند كه اينها مغزهايشان وابسته نباشد و فكرى جز اسلام و ايران در سرشان نباشد.
4 خرداد 1360
یادگرفتن از غرب بدون غربی شدن، مخالفت با تمدن وارداتی
اين جوانهاى ما را يك جورى بار بياوريد كه خودشان بفهمند كه خودشان يك چيزى‏اند. نگويند كه ما بايد گير غرب باشيم، نگويند كه ما بايد غربى باشيم، شرقى باشند. اگر از غرب هم صنعتى مى‏آيد، ياد بگيرند، اما غربى نشوند، ياد گرفتن مسئله يك چيزى است و مغز را غربى كردن و از خودش غافل شدن، مسئله ديگر است ..ما با تمدن مخالف نيستيم، با تمدن صادراتى مخالفيم. تمدن صادراتى ما را به اين‏ روز نشانده است ..
14 دى 1358
ضرورت تعهد به قواعد اسلام و توحید در علوم انسانی
البته علوم انسانى محتاج به يك انسانهاى متعهد دارد. انسانى كه تعهد به قواعد اسلام ندارد و تعهد به آن زيربنايى كه توحيد است ندارد، در علوم انسانى نمى‏تواند عملى انجام بدهد الّا انحراف و اين قابل پذيرش نيست. در ساير رشته‏هايى كه در دانشگاه هست آن چيزى كه مورد نظر است اين است كه اساتيد مشغول به كار خودشان باشند و توطئه در كار نباشد.
24 فروردين 1360
ضرورت رجوع به قرآن
هان‏اى حوزه‏هاى علميه و دانشگاههاى اهل تحقيق! بپاخيزيد و قرآن كريم را از شرّ جاهلان مُتنسِّك و عالمان متهتك  كه از روى علم و عمد به قرآن و اسلام تاخته و مى‏تازند، نجات دهيد. و اينجانب از روى جِد، نه تعارف معمولى، مى‏گويم از عمر به باد رفته خود در راه اشتباه و جهالت تأسف دارم. و شمااى فرزندان برومند اسلام! حوزه‏ها و دانشگاهها را از توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسيار مختلف آن بيدار كنيد. تدريس قرآن در هر رشته‏اى از آن را مَحطّ نظر  و مقصد اعلاى خود قرار دهيد. مبادا خداى ناخواسته در آخر عمر كه ضعف پيرى بر شما هجوم كرد از كرده‏ها پشيمان و تأسف بر ايام جوانى بخوريد همچون نويسنده ..
16 مرداد 1365
تحمل برداشت های دینی جوانان، تلفیق فرهنگ فلسفی و نظری حوزه با فرهنگ تجربی دانشگاه
علما و روحانيون ان شاء اللَّه به همه ابعاد و جوانب مسئوليت خودآشنا هستند ولى از باب تذكر و تأكيد عرض مى‏كنم امروز كه بسيارى از جوانان و انديشمندان در فضاى آزاد كشور اسلامى‏مان احساس مى‏كنند كه مى‏توانند انديشه‏هاى خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامى بيان دارند، با روى گشاده و آغوش باز حرفهاى آنان را بشنوند. و اگر بيراهه مى‏روند، با بيانى آكنده از محبت و دوستى راه راست اسلامى را نشان آنها دهيد. و بايد به اين نكته توجه كنيد كه نمى‏شود عواطف و احساسات معنوى و عرفانى آنان را ناديده گرفت و فوراً انگِ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را يكباره به وادى ترديد و شك انداخت. اينها كه امروز اينگونه مسائل را عنوان مى‏كنند مسلماً دلشان براى اسلام و هدايت مسلمانان مى‏تپد، و الّا داعى ندارند كه خود را با طرح اين‏  مسائل به دردسر بيندازند. اينها معتقدند كه مواضع اسلام در موارد گوناگون همان گونه‏اى است كه خود فكر مى‏كنند. به جاى پرخاش و كنار زدن آنها با پدرى و الفت با آنان برخورد كنيد. اگر قبول هم نكردند، مأيوس نشويد. در غيراين صورت خداى ناكرده به دام ليبرالها و مليگراها و يا چپ و منافقين مى‏افتند؛ و گناه اين كمتر از التقاط نيست. وقتى ما مى‏توانيم به آينده كشور و آينده سازان اميدوار شويم كه به آنان در مسائل گوناگون بها دهيم، و از اشتباهات و خطاهاى كوچك آنان بگذريم، و به همه شيوه‏ها و اصولى كه منتهى به تعليم و تربيت صحيح آنان مى‏شود احاطه داشته باشيم. فرهنگ دانشگاهها و مراكز غيرحوزه‏اى به صورتى است كه با تجربه و لمس واقعيتها بيشتر عادت كرده است، تا فرهنگ نظرى و فلسفى. بايد با تلفيق اين دو فرهنگ و كم كردن فاصله‏ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا ميدان براى گسترش و بسط معارف اسلام وسيعتر گردد ..
 29 تير 1367
دانشگاه و دانشجو از دیدگاه امام  خمینی-بخش اول:
http://www.edalatkhahi.ir/005769.shtml
آزادي از ديگاه امام خميني بخش دوم :
http://www.edalatkhahi.ir/005510.shtml
آزادي از ديگاه امام خميني بخش اول :
http://www.edalatkhahi.ir/005509.shtml
مذاكره و رابطه با آمريكا از ديگاه رهبر معظم انقلاب :
http://www.edalatkhahi.ir/005465.shtml

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان