پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

امید مهدی نژاد
مشتعلعشقعلی  (هنروادبیات‌انقلاب)  

آن داننده اسرار نهان، آن امير شكاكان جهان، آن شاعر روزنامه نگار فيلسوف داستان نويس نقاش، آن مغضوب خيل دگرانديش دگرباش، آن بي ترمز بي باك، آن «مخل نظم افلاك»، شيخنا و مولانا يوسفعلي ميرشكاك؛ داراي خوي تهاجمي بود و دشمن دومي بود و عزلت نشين واحد تجسمي بود.

  

 

    آن داننده اسرار نهان، آن امير شكاكان جهان، آن شاعر روزنامه نگار فيلسوف داستان نويس نقاش، آن مغضوب خيل دگرانديش دگرباش، آن بي ترمز بي باك، آن «مخل نظم افلاك»، شيخنا و مولانا يوسفعلي ميرشكاك؛ داراي خوي تهاجمي بود و دشمن دومي بود و عزلت نشين واحد تجسمي بود.
حسن گرمابه چي نقل كند كه روزي شيخ شسته و ناشسته از گرمابه نمره بيرون جهيد كه: «يافتم.» مردمان از عارف و عامي جمع آمدند كه: «چه يافتي؟» گفت: «آن‎چه مردمان نايافته اند.» گفتند: «مردمان چه نايافته اند؟» گفت: «آن‎چه من يافته ام.» زيركي پرسيد: «يا شيخ، به تفصيل برگو چه يافته اي كه مردمان آن نيافته اند.» شيخ محكم در وي نگريست و گفت: «در افق اجمال يافته ام، عمرا اگر به تفصيل درآيد.» و باز به گرمابه شد.
نقل است روزي مولانا حسين آهي ـ كثرا... علم عروضه ـ به سراي شيخ اندر شد. شيخ را ديد بر زمين نشسته، در يك دست خودكار بيك و در ديگر دست كاغذ A4 و در ديگر دست قلم مو و در ديگر دست پالت و در ديگر دست تنبور و در ديگر دست سيگار و در ديگر دست استكان چاي پررنگ، به سرودن شعر سپيد مشغول. مولانا آهي گفت: «يا شيخ، اين چگونه ممكن باشد؟» شيخ گفت: «منمشتعلعشقعليمچكنم.» مولانا به تأمل دستي به ريش كشيد و پس از لختي صيحه اي بزد و مدهوش كف هال افتاد.
نقل است در طريق سياست سالي چپ مي رفت و سالي راست. شبي ملازمان جمع آمدند و از ملازم اعظم، سيدنا عبدالجواد‎الموسوي‎الخراساني ثم الطبري ـ ادام ا... ايام حشمته ـ علت پرسيدند. گفت: «ژاژ مخاييد، كه شيخ هماره در صراط مستقيم راه پويد.» گفتند: «اين چگونه ممكن است، و صراط مستقيم راست باشد نه ويژآويژ.» گفت: «خاموش باشيد، كه ديري است خداوند صراط مستقيم را به شيخنا هدايت فرموده است.»
روزي در حياط حوزه ديدندش كه مي رفت و مي گفت: «بعضي گويند خرما و خدا و بعضي گويند خدا و خرما و من گويم خداي بي خرما و خداي بي همه چيز.» گفتند: «يا شيخ، اين بي همه چيز فحش نباشد؟» گفت: «خاك بر سرتان، نباشد.»
آورده اند شبي از شارع گيشا گذر مي كرد. در پيچ كوچه اي پيچيد و دسته اي هزاري ديد، بر زمين اوفتاده. اعتنا نكرد و به راه خود رفت. پاي درختي رسيد، دسته اي تراول ديده كنار جوي يله مانده. اعتنا نكرد و به راه خود رفت و به خانه رسيد. در جوي آب، شمش طلا ديد، بيست و يك عيار. گفت: «بارخدايا، يوسف بدين ها فريفته نگردد و به دنيا از چون تو خداوندي برنگردد. اگر سيگار داري بفرست، والا خويشتن سبك مگردان.» چون به خانه شد، كارتني «بهمن صغير» از آسمان در حياط فرو افتاده بود.
گويند ناسزاها ياد داشت از پارسي معاصر و پارسي قديم و عربي و آلماني و پهلوي و سانسكريت و مغولي و تركي و لري، كه هركدام در موضع خود به كار مي بست و حريفان به خاكستر مي نشاند. آورده اند روزي در باغي به خواجه حسين دباغ المتألهين ـ تجاوز‎ا... عن مزخرفاته ـ رسيد. خواجه چون شيخ بديد، به سه سوت راه گريختن گرفت. شيخ او را گفت: «فرار مي كني؟ كنش پذيرْ بوالحكم كيشْ يهوديا كه تو باشي.» خواجه دباغ في الفور برجا بخشكيد و گفته اند سه شبان روز در باغ ببود تا چاكران دررسيدند و با سشوار آبش نمودند.
نقل است روزي شيخنا ميرشكاك و مولانا معلم ـ حفظه ا... من شرالمطربين و المغنيين ـ در حياط حوزه به هم رسيدند. چندي بي‎هيچ گفت‎وگو به هم نگريستند و به اتاق شعر سابق اندر شدند. هفت روز و هفت شب بماندند و الا چاي پررنگ لاهيجان هيچ نخوردند. به هفتم روز، هردوان بيرون شدند، ژوليده موي و ناشسته روي. در حال، خبرنگار «ادب پارسي» از فراز درخت توت به زير آمد و مولانا را پرسيد: «شيخ يوسف را چگونه ديدي؟» گفت: «آن‎چه ما مي سراييم، او مي گويد.» خبرنگار «لوح» شيخ را پرسيد: «مولانا معلم را چگونه ديدي؟» گفت: «دير نباشد كه اين فحل، مثنوي را به قصيده آميزد و ترانه را در غزل كند و نيمايي را به مستزاد فرو برد و شعر پارسي را به عرش برين رساند و از آن‎جا به اخشابي سپارد تا در آن تغوط كند.» خبرنگار، اين بشنيد و خرقه بر تن بدريد و دمر بيفتاد.
آورده اند روزي نايب خاص سلطان اعظم، ميرعطاا... مهاجراني ـ دامت تزويجاته و ترتيباته ـ به نزديك شيخ كس فرستاد كه: «شاعر، بيا تا زيارتت كنيم» شيخ گفت: «بيشين بينيم بااااااآ...» اين سخن در نايب اثر كرد و خود به قيد سه فوريت نزد شيخ آمد و گفت: «شيخ، به حرمت ايام پيشين مرا پندي ده.» گفت: «تو را پند به كار نيايد. اگر خواهي دشنام دهم.» گفت: «نخواهم. مرا وصيتي كن.» گفت: «از پنجمي و ششمي بگذر.» نايب، بدره اي زر پيش شيخ نهاد. شيخ انگشت شست فرا چشم نايب برد و گفت: [...]. چون شيخ اين بگفت، نايب را كرك و پشم بريخت و از آن روز بود كه بدين روز افتاد.
نقل است كه گفت: «هرچيز كبيرش نيكوست، الا بهمن كه صغيرش.» و گفت «كنش پذير مباش تا رستخيزباور شوي.» و گفت «پيادگان زمين بر زمان سوارانند.» و گفت « فلاني خر است.» و گفت «شعرْ سه باشد: اول شعر مولانا معلم و دوم شعر مولانا معلم و سوم شعر مولانا معلم.» و گفت: «ياعلي».
گويند چون اجل شيخ در رسيد، بويحيي به سرايش اندر شد و شيخ را ديد سر در جيب تفكر فرو برده، بيرون نمي آورد. لختي درنگ كرد و گفت: «يا شيخ! برخيز كه گاه رفتن آمد.» شيخ سر بركرد و گفت: «رُماني ناتمام دارم. مهلتي ده تا تمام كنم، آن گاه هركجا گويي بيايم.» بويحيي رخصت بداد و برفت. اكنون چهل سال رفته و رمان شيخ تمام نگشته و نخواهد گشت عمرا

امید مهدی نژاد
به نقل: هفته نامه پنجره

پنجشنبه 5 آذرماه 1388  

 

 

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

معرفي سايت تخصصي بررسي شبكه هاي هرمي
شهید بهشتی و جنبش سبز
تجمع دانشجویان صنعتی شاهرود در حمایت از ولایت فقیه
نقش عمار در جنگ صفین
سفره های رنگین سیما،حسرت کودک گرسنه و عرق شرم پدر
جدال جمهوري با زنگيان کافوري
راه 43 منتشر شد
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
اگر از همت و متوسلیان برای نسل سوم گفته بودند، امروز کسی جرات دزدیدن نام آنها را نداشت
تقدیر و حمایت ویژه جنبش عدالتخواه دانشجویی از بیانات آیت ا... صادق آملی لاریجانی در تأکید بر مبارزه با مفاسد اقتصادی
انتقاد رئيس دستگاه قضا از مبارزه ضعيف با مفسدان اقتصادي/ مسير كنوني جواب نمي دهد
سخنراني شهيد حسين الحوثي در عيد غدير 1423
تأملی گذرا بر عملکرد دستگاه ها و نهادها در تحقق اسلام ناب
چرا حل مشكلات اساسي كشور روي زمين مي‌ماند؟
نشست تحليلي پيرامون ابعاد و پيامدهاي اجراي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها
نقشه راه دانشجویان دانشگاه اسلامی
روشن فکران غرب زده نخواهند توانست رأی ملت را وتو کنند
سیر عدد شدی احمد جان!
مردم همچنان در انتظار سبد غذایی دولت
الحوثي: عربستان از بمب فسفري استفاده مي‌کند
گر "غدیر" به درستی محقق می‌شد،امروز نیازهای بشر اینقدر ابتدایی نمی‌ماند
اشاره به مافیای رسانه و سیاست در یک سریال
تظاهرات معلولان فلسطینی برای پایان دادن به محاصره غزه
وعده وزارت اطلاعات براي جمع كردن هرمي ها
نیمی از مساجد در طول سال فعالیتی ندارند
تشدید هجوم هوایی عربستان به یمن
تقابل اسلام ناب و اسلام التقاطی در انتخابات 88
نظریه ولایت فقیه و عقلانیت
روایت شهادت حسین الحوثی
جديدترين گزارش مركز پژوهشها از آثار فعاليت شركتهاي هرمي
مناظره بايد دور از فضاي جنجال سياسي و هياهو صورت گيرد
تشكل‌هاي دانشجويي نسبت به اتفاقات و فضاي كشور هوشيار باشند
انتقاد شديد نماينده جنبش از عملکرد صدا و سيما در به تصوير کشيدن تجملات و اشرافي گري
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
رویش باید آگاهی مردم را نشانه بگیرد
اسكيزوفرني سياسي‏، انفجار جنسي‏، لكنت زبان، تفاوت فرهنگي‏ و انتخابات دهم
مردم، جریانات ریزشی را كنار می‌زنند
گفتگو با دکتر کوشکی درباره موضع نظام نسبت به یمن
همدستي نيروهاي القاعده با دولت صنعاء در سركوب شيعيان الحوثي
راز نسخه دوم

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان