بسم الله الرحمن الرحیم
جنبش شيعيان يمن و جنگ ششم صعده
استان صعده در شمال يمن و در مرز اين كشور با عربستان واقع است، اين استان پانزده شهر دارد. منطقه صعده مركز شيعيان زيديهاى است كه از نظر مذهبى به شيعه دوازده امامى بسيار نزديك هستند. اين شيعيان از فرقه زيديهى هادويهى جاروديه هستند كه به شيعيان دوازده امامى اعتقادشان نزديكتر است. اين منطقه حدود 243 كيلومتر با صنعا پايتخت يمن فاصله دارد. 5/3 درصد جمعيت اين كشور در صعده زندگى مىكنند. صعده منطقه ای كاملاً كوهستانى است و چند سلسله کوه این منطقه را دربرگرفته. همین ویژگی جغرافیایی باعث شده جنبش حوثی بتواند در جنگ خود توان مضاعف پیدا کند و برای حرکت های پارتیزانی قدرتمندتر شود. آثار تاريخى و باستانی زيادى در اين منطقه وجود دارد كه بخشی از آن متعلق به دوران حاكميت زيديه است كه حدود هزار سال قدمت دارد و بخشی هم مربوط به حاکمیت عثمانی ها در یمن است که در این استان برجها و قعله های تاریخی زیبایی ساختند. آب و هواى معتدلی دارد و از میزان بارندگی مناسبی برخودار است. اساسا یمن را به جهت سرسبز بودن و جاذبه های آب و هوایی از قدیم الایام «یمن خوشبخت» نامیده بودند. برخلاف عربستان که صحرایی است یمن سرسبز و خرم است. همچنين استان صعده، معادن زیرزمینی ارزشمندى دارد.
به دلیل هم مرز بودن با عربستان هم جایگاه استراتژیکی دارد. قرن ها مسیر حرکت حجاج به مکه و مدینه بوده و مرکز صادرات و واردات به عربستان به حساب می آمده ، ولى با اين حال مردم صعده بسيار محروم و از نظر اقتصادی مستضعف هستند؛ هر چند در ظاهر رئیس جمهور یمن در خانواده ای زیدی مذهب به دنیا آمده ولی حكومت يمن رويكردى سكولار دارد و اساسا حكومت دينى نيست بلكه به نوعى برخلاف دين اسلام به ویژه مذهب شيعه فعالیت می کند.
از سى سال پيش تاكنون ديكتاتورى به نام على عبدالله صالح به پشتوانه سعودىها در رأس حكومت يمن قرار گرفته و مذهب زيديه را به حاشيه رانده، و دست سلفىهاى تكفيرى را برای بسط نفوذشان در یمن بازگذاشته است.علی عبدالله صالح به نوعى يمن را به حياط خلوت سياسى و مذهبى عربستان تبدیل كرده است. به عبارت ديگر جنگى را كه امروز در يمن شاهديم، جنگ حكومت يمن با شيعيان انقلابى و طرفدار جمهورى اسلامى ايران نیست، بلكه اين جنگ از طرف حکومت یمن به نيابت و وكالت از عربستان انجام مىشود. دو روز بعد از این که عربستان رسما وارد جنگ تمام عیار خود با اساسا مردم یمن به عربستان به عنوان استعمارگری سیاسی و فرهنگی نگاه می کنند چون عربستان در چند دهه اخیر حیات سیاسی یمن، دخالت های فراوانی در این کشور داشته است.
شکل گیری جنبش «جوانان مومن»
اما نكته مهمتر اينكه چرا در اين منطقه جنبشى به نام جوانان مؤمن ايجاد مىشود كه از قلب این جنبش جريان الحوثى بر مىخيزد. پیروان مكتب زيديه حدود 45 درصد جمعيت يمن را تشكيل مىدهند. اهل سنّت که اغلب شافعی مذهب هستند 53 درصد جمعيت يمن را تشكيل مي دهند و درصد اندکی هم شیعیان اسماعیلیه هستند. بعد از اينكه وهابيت سلفى با حمایت عربستان در یمن قدرت و پايگاه پيدا مىكنند، اغلب دانشگاهها و حوزههاى علميه دينى زيديه به حاشيه مىرود و فعاليتشان محدود مىشود. به ميراث فكرى و فرهنگى ائمه زيديه كمتر توجه می شود در مقابل کتابهای وهابیت به فور در یمن منشر و توزیع می شود. شیعیان و اهل سنّت یمن همگی محب و شیفته اهل بیت (علیهم السلام) هستند و آداب و رسوم مذهبی آنان بسیار مشابه به شیعیان دوازده امامی است. ولی با کمال تاسف وهابیت در این کشور قدرتمند شده و تلاش دارد اصالت های فرهنگی و مشترکات مذاهب را تحت پوشش باورهای خود قرار دهد. اساسا یمنی ها اسلام خود را مدیون حضرت علی(ع) می دانند چون نخستین بار پیامبراعظم(ص) حضرت علی(ع) و چند نفر دیگر از صحابه را برای تبلیغ اسلام به یمن فرستادند.
صعده مركز اين گرایش فکری است، ولی با وجود اهمیّت چندجانبه و استراتژیکی که دارد، در حاشيه قرار مىگيرد. این تبعیض مذهبی و سیاسی خلاء عمیقی را در منطقه ایجاد کرده بود و تبدیل به بستری شد برای شکل گیری تحولی عمیق در تاریخ سیاسی معاصر یمن. جوانان اين منطقه و نخبگان سياسى و فرهنگىشان مانند آتش زير خاكستر بودند و آماده يك جرقه براى شعلهور شدن و به وجود آوردن انقلابی پرتنش و پويا از نظر سياسى، مذهبى و اعتقادى.
در چنین بستری جمعيتى به نام «جمعيت جوانان مؤمن» شكل مىگيرد. شخصيتى به نام بدرالدینالحوثى كه فقيهی مجتهد در مذهب زيديه است به همراه جمعى از دوستان و شاگردانش اين جمعيت را شكل مىدهد و فعاليتهاى فرهنگى متنوعی را در صعده را شروع مىكنند: کلاس های مختلف دینی وحلقه های تدریس علوم اسلامی، برنامه های ورزشی، آموزش سخنرانی و مناظره، دید و بازدیدها و ... این فعالیت ها را در مراکز فرهنگی که تاسیس کرده بودند برگزار می کردند. فعالیتهای فرهنگی مذکور موجب جذب جوانان بسيارى گرديد.علاوه بر جوانان صعده از استانهای دیگر هم برای شرکت دراین برنامه های فرهنگی به صعده می آمدند. تعداد اعضای این مراکز فرهنگی را تا 18 هزار نفر هم نوشته اند. آنها به غير از استان صعده در 9 استان ديگر يمن نيز فعالیتشان را گسترش دادند.
مىتوان گفت يكى از دلايل رشد و گسترش اين فعاليتها همان بستر تهاجم وهابیت بود. شما مىبينيد شخصى به نام «مقبل الوادعى» كه يكى از سلفيان تكفيرى بزرگ عربستان است ( البته اصالتا يمنى است و بعداز تحصیل در عربستان به یمن برگشته است) مركزى را در نزديكى صعده براى ترويج وهابيت تأسيس مىكند. همين شخص چند كتاب در نقد و بلکه تکفیر شیعیان نوشته است و عنوان يكى از كتابهايش توهين به امام خمينى(ره) است. طبيعى است در چنين شرايطى، جوانان هم واكنش نشان مىدهند و كسانى كه در اعتقادشان محكم هستند جبههگيرى مىكنند و در مقابل وهابیت، چنين جريان فرهنگى دامنه داری شکل می گیرد.
شکاف در بدنه جریان «جوانان مومن»
بعد از توسعه و رشد اين فعاليتهاى فرهنگى و جذابيت آن در بین جوانان یمن، دو گروه در این جریان شکل گرفت: يك جريان اعتقاد به رويكرد اصلاحطلبانه و نگاه باز و حركتهاى نرم داشت و در مقابل جريان ديگر معتقد به پافشارى بر ارزشها، پايدارى براى اصول و رويكرد سنتى بيشترى بودند، هر چند جریان دوم هم رویکرد انقلابی و احياگرانه نسبت به ميراث زيديه داشتند. بعد از ایجاد اين شكاف و دو دستگى، رهبران اين جريان به اين نتيجه رسيدند كه بايد دايره مديريت و رهبرى جريان جوانان مؤمن را توسعه بدهند و افرادى ديگری نیز به حلقه رهبری وارد شوند. این زمان همان دورهاى است كه آقاى حسين الحوثى(پسر آقای بدرالدین الحوثی) از سودان به يمن آمده بود. بر اساس همین تصمیم حسين الحوثى وارد حلقه رهبری و مدیریت این جریان می شود.
حكومت برای مدیریت و کنترل این جریان پرتکاپوی فکری و فرهنگی تدبیرهایی اندیشید. تلاش کرد از اختلاف بالا در جهت اهداف خود بهره برداری کند. حکومت یمن توانست جریان اصلاح طلب را به سمت خود جذب کند و با پرداخت هزینه ای آنها را نرم و همسو با حاکمیت نماید.
ولی در نقطه مقابل جریان انقلابی به رهبری شهید حسین الحوثی رویکرد انقلابی و منتقد خود نسبت به حاکمیت را حفظ کرد و توسعه داد. با رشد فعالیت های روشنگرانه شهید حسین الحوثی اغلب جوانان عضو گروه جوانان مومن طرفدار ایشان شدند و عملا این جنبش به جنبش الحوثی تغییر نام داد.
شخصیت شهید حسین الحوثی
شهید حسين الحوثى عالمی دينى و بسيار تأثيرگذار بود، ایشان برخوردار از منظومهاى فكرى قرآنى بود كه مطالعه سخنرانىهاى او برای ما و به ویژه جوانانمان بسيار مفيد خواهد بود. حدود 86 سخنرانى ايشان به عربى پياده شده است ولی متأسفانه تاکنون هیچ یک از سخنرانیهای ایشان به فارسی ترجمه نشده است. براى ما خيلى زشت است و نشان ضعف ماست كه بعد از گذشت شش سال از جنگ در يمن هنوز نتوانستهايم در مورد انديشههاى كسانى كه سخنگو و مدافع اندیشه سیاسی ما در جهان هستند، حتی یک کتاب یا فیلم مستند تهیه کنیم!
در اين 86 سخنرانى، مفاهيم قرآنى موج مىزند. شهید حسین الحوثی با سخنان پرجاذبه، انقلابی و آتشین و در عین حال روشنفکرانه و مصلحانه خود تلاش داشت جامعه خمود و رخوت زده زیدیه را با بازگشت به روح و مفاهيم قرآن احیا کند. سخنرانیهای او شباهتی به درسهای سنّتی تفسیر قرآن نداشت. او در قالب منظومهاى با اجزاى به هم پيوسته و مرتبط، نگاه و راهکارهای قرآن را برای حل بحرانهای زندگی انسان معاصر ارایه می کرد.
ورود اين شخصيت بزرگوار به حلقه رهبرى اين جريان باعث شد این جنبش متحول شود. ريشه این تحول هم در اين بود كه آقاى بدرالدين الحوثى در زمان حضرت امام، مدتی در ایران به سربرده است. انديشههاى حضرت امام بسيار بر روى شخصيت آقاى بدرالدين الحوثى تأثير عمیقی می گذارد. همينطور فضاى انقلاب، بسيج و جنگ، كه در نتيجه به آقاى حسين الحوثى پيشنهاد مىكند به ايران بيايد.
وقتى حسين الحوثى به ايران مىآيد جرقههاى تشكيل اين جنبش بزرگ و پربركت در جان ایشان شكل مىگيرد. روح حساس، متفكر و معنوى اين انسان بزرگ شیفته امام خمینی(ره) و اندیشه های اسلام ناب می گردد. شما در كمتر سخنرانى ايشان نام و انديشههاى امام خمینی را مشاهده نمی کنید.
البته بعد از انقلاب اسلامى ايران در آنجا شيعيان دوازده امامى هم پيدا شدند، ولى اين جنبش جايگاه خويش را به عنوان مذهب زيديه چهار امامى در آن منطقه حفظ كرده است و در عين حال كسانى كه شيعه دوازده امامى شدهاند، در کنار شیعیان زیدیه در این جنبش فعالیت دارند و اندیشه های اسلام ناب محمدی باعث شده پیروان دو مذهب به همزيستى مسالمتآميز جهادى برسند. در حقيقت انديشههاى شهيد حسين الحوثى و تلاش ایشان برای صدور انقلاب به يمن، اختلافات مذهبى كه ميان شيعه زيدى و دوازده امامى بود را به تقريب مذهبى در راستاى جهاد و انديشههاى ضد صهيونيستى و ضد استكبارى با الگوى ايران تبديل كرد و اين دستاوردی تاريخى براى انديشه سیاسی امام خمینی(ره) است.
من بعضى از جملات شهيد حسين الحوثى را براى شما بيان مىكنم:
ايشان مىگويد: «امام خمينى(ره) آمريكا را شيطان بزرگ ناميد چون در پس هر فتنهاى آمريكا حضور دارد و حاكمان اصلى آمريكا و كسانى كه بر آمريكا مسلط شدهاند يهوديان هستند، مشاهده كرديم همه كسانى كه در زمان امام خمينى(ره) در مقابل انقلاب اسلامى ايران ايستادند و تمام كشورهايى كه در كنار عراق بر ضد جمهورى اسلامى جنگيدند، يكى پس از ديگرى به سزاى عمل خويش رسيدند.»
اين سخنان را در فضايى بيان كردهاند كه وهابيت مسلط است و حکومت کاملا دیکتاتوری است. حكومت يمن حكومتى است كه در زمان جنگ ايران و عراق براى صدام نيروى نظامى فرستاد و طبق نقلى كه هست آقاى على عبدالله صالح رئيس جمهور يمن به مرز ايران و عراق آمد و به سمت ايران تیر شيك كرد تا موضع سياسى خودش را رسما اعلام كند و افتخار مىكرد كه شاگرد صدام است.
آقای حسین الحوثی در جايى ديگر گفته است: «جمهورى اسلامى تا به امروز دشمن اصلى آمريكا و اسرائيل است، امام خمينى(ره) نسبت به آزادى اعراب و مسلمين از سلطه آمريكا به شدت علاقمند بود و براى نابودى اسرائيل تلاش مىكرد، ولى همه كشورها در مقابلش صفآرايى كردند و ديديم كشورهايى كه مقابل حضرت امام قرار گرفتند چگونه از سوى آنها كه به كمكشان رفته بودند، ضربه خوردند. كويت و عربستان سعودى از سوى عراق مورد تجاوز قرار گرفتند. كشور يمن هم تعداد زيادى نيروى نظامى براى جنگ عليه انقلاب اسلامى ايران به عراق فرستاده بود و پيشبينى مىشود كه رئيس جمهور و ارتش يمن هم كيفر اعمال خود را ببينند».
شهيد حسين الحوثى سخنرانىهايى نيز در مورد روز قدس دارد و بر اندیشه های امام خمینی(ره) در حمایت از فلسطین و احیای روز قدس تاکید می کند. در روز عيد غدير خم هم جمعيتى ميليونى را جمع مىكند كه براى برگزاری همين مراسم، هزينههاى سنگين انسانى پرداخت كردهاند.
مهمترين اعتراضات آقاى حسين الحوثى بعد از حمله نظامی آمريكا به عراق مطرح شد. در سال 2003 بعد از اشغال عراق توسط آمريكايىها، اينها اعتراضات خودشان را رسمی و علنی مطرح کردند. آمريكا هم به بهانه فعال شدن القاعده در كشورهاى اسلامى از جمله يمن نيروهاى خودش را در منطقه نفوذ داده بود. مهمترين اعتراض آقاى حسينالحوثى اين بود كه چرا حكومت يمن اجازه داده است نيروهاى نظامى آمريكا در يمن مستقر شوند و استقلال و حاكميت سياسى آنها را زير سوال ببرند.
بعد استكبارستيزى، به ويژه مبارزه با صهيونيزم در اين جنبش بسيار چشمگير است. شهيد حسین الحوثى بحث قرآنى مفصلی را مطرح مىكند كه اساسا پيمانشكنان يهود در طول تاريخ بزرگترين ضربات را به اسلام زدهاند و مىگويد: امروز هم همان پيمانشكنان در قالب صهيونيزم جلوه كردهاند. بنابراين، مبارزه با اينها كه به زبان انبياى الهى مورد لعنت قرار گرفتند، بايد جزء مهمترين شعارهاى ما باشد، به همین جهت هم حركتى را به عنوان حركت شعار راه مىاندازند. آقای حسین الحوثی معتقد بود نمازى كه بعد از آن مرگ بر اسرائيل گفته نشود و برائت از صهيونيزم نباشد، مورد رضایت و قبول خداوند نیست. همیشه بعد از نماز، فریادشان به اين شعارها بلند بود:
الله اكبر، الموت لامريكا، الموت لاسرائيل، اللعنة علىاليهود،النصر للاسلام
الان هم اگر در فيلمها و عكسهايشان ببينيد، پرچم سفيدی به دست دارند كه اين شعارها روى آن نوشته شده و هميشه با خود در جنگها و حركتهاى نظامى حمل مىكنند.
اينها براى حكومت يمن خيلى سنگين بود. رابطه حکومت یمن با آمریکا رابطه محکمی است در همین جنگ ششم شاید کمتر از يك ماه پيش، یمن توافقنامه امنيتى و نظامى با آمريكا امضا كرد، آن هم به بهانه مبارزه با تروريسم و القاعده! ولى در حقيقت هدفشان محدود كردن اين جريان شيعى انقلابى در كشور يمن می باشد. آمریکا رسما در مبارزه با حوثی ها از حکومت یمن حمایت کرده است.
شهید حسین الحوثی طرفداران خود را به صنعا مىفرستاد تا در نماز جمعه رسمى پایتخت، بعد از اقامه نماز شعارهاى مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل سر دهند. تحمل چنین جنبش شجاع و صریحی، براى حكومت مركزى بسيار سنگين بود. در يكى از همين نماز جمعهها، حدود هشتصد نفر از پيروان آقاى الحوثى بلند مىشوند و شعار مىدهند، در نتيجه حكومت به جهت محدود كردن آنان، تمامى آنان را دستگير مىكند.
راهبردهاى حكومت يمن براى سركوب جريان شيعى الحوثى
در مقابل حكومت يمن هم براى محاصره كردن اين جريان و ساكت كردن اين فریاد انقلابی راهکارهای مختلفی را تجربه کرد.
حكومت يمن فعاليتهاى متنوعى انجام داد، ولى نتوانست اينها را سركوب كند و به ناچار وارد فاز نظامى شد.
تلاش حکومت برای تطمیع این جریان شکست خورد.
حکومت یمن اهل سنت را عليه اين جريان تحريك كرد. بدين ترتيب كه نسبت به صحبتهاى آقاى الحوثى حساسيتزايى مذهبی ايجاد می كرد و حرفهايى كه جنبه اختصاصى شيعى داشت را خيلى جلوه می داد و ادعا می کرد جریان حوثی تهديدى براى اهل سنت يمن است! در اين زمينه وهابيت و جريان سلفى يمن هم آتش بیار معرکه بود.
در گام بعدی برخى قبايل يمن را برای مبارزه با جریان حوثی سازماندهی کرد.
حتی برخی از پیروان زيديه و متاسفانه از تعدادی از علماى آنان بهرهبردارى كرد. اينجاست كه اهمیبت خودسازى و بصيرت دينى روشن می شود. در شرایط فتنه است که نخبگان و خواص جامعه باید نقش هدایتگری خويش را ايفا كنند. شخصيتى با انديشه شيعى و نگاه انقلابى آمده است و يك تنه در مقابل حکومت یمن، نفوذ آمريكا و عربستان ايستادگی می کند ولی با کمال تأسف بعضى از علماى زيديه و حتى برخى از بزرگان گروه جوانان مومن با حکومت یمن علیه شهید حسین الحوثی همکاری کردند، بر ضد اين شهيد مجاهد امت اسلامى، بيانيه صادر كردند و او را منحرف خواندند!!
ولى ادبيات عاشورايى اين مجاهد فىسبيلالله در قلب جوانان جا باز کرده بود و دیگر فتواهاى علماى دربارى اسلام آمريكايى در جوانان يمن تاثيرگذار نبود. على رغم موضعگيرىهاى منفى عليه اين شخصيت، پيروانش روز به روز تقويت مىشدند.
جالب است وقتى پيروان آقاى حسينالحوثى را دستگير و زندانى مىكردند، برای شستشوی مغزی آنها از مهمترين و اثرگذارترين سخنرانان و نويسندگان كشورهاى عربى، استفاده مىكنند ولی بعد از هر سخنرانی، تنها پاسخی كه از پيروان حسينالحوثى مىشنيدند اين بود:
«الموت لامريكا، الموت لاسرائيل، اللعنة علىاليهود، النصر للاسلام»
اينها مسير را پيدا كرده بودند و اين ناشى از قدرتى است كه خداوند در روح اين مرد بزرگ الهى و شاگرد مكتب خمينى(ره) قرار داده بود. نهايتا در سال 2004 على عبدالله صالح رئيس جمهور يمن، از آقاى حسين الحوثى براي برگزاری دیداری دعوت می كند. شهید حسین الحوثی این دعوت را نمی پذیرد. چون مشخص بود حکومت یمن قصد اجرای مطالبات جریان حوثی را نداشت و به خاطر اعتراضات آنها ارتباطات خود را با آمریکا قطع نمی کرد، این جلسه یا بیان تهديد حکومت بود يا تطميع و كسى كه راه شهادت را انتخاب كرده باشد در مقابل اين روش ها سرخم نمىكند.
نهايتا دولت يمن 18 شاخه نظامى را براى دستگيرى الحوثى مىفرستد و اينها را محاصره مىكنند، ولى آنها چند روز مقاومت جانانه مىكنند و دست آخر به شهادت مىرسند. البته شعله اندیشه های انقلابی شهید الحوثی با شهادتش خاموش نشد، بلکه اين شعله مقدس فروزانتر و آشکارتر گردید.
شش جنگ به وجود آمده در يمن، نه تنها جوانان مومن را از مقاومت خسته نكرد بلكه علاقمندى و باورشان را نسبت به انديشههاى اين متفكر جهان اسلام عمیق تر کرده است.
حكومت يمن در جنگ اول صعده با وجود ضعف و اندك بودن اين گروه، نتوانست پيروز شود و نتوانست اين گروه را از بين ببرد، مسلما با افزايش توان اين گروه، در اين جنگ هيچ تأثيرى نخواهند پذيرفت.
جنگ ششم صعده
جنگى كه امروز در يمن اتفاق افتاده است، جنگ ششم صعده است. نكته قابل توجه اينكه در اين شش جنگ، اين حكومت يمن بوده که جنگ را شروع کرده است. به عبارت ديگر جنبش الحوثى، يك جنبش شورشى و متمرد علیه حكومت نيست.
برخلاف تهمت هایی که علیه آنها مطرح می کنند هیچ وقت قصد جدایی طلبی نداشته اند. بارها و بارها اعلام کرده اند حرکت نظامی ما فقط دفاعی است و اگر حکومت به ما حمله نظامی نکند ما انگیزی برای جنگ نداریم.
البته این گروه مسلح است، چون اساسا يمن كشورى نيست كه قانون منع خريد و فروش اسلحه داشته باشد و استان صعده به خاطر مرزى بودن به «سوق الاسلحه»(یعنی بازار اسلحه) معروف است. رسما در برخی بازارهای سلاح یمن اسلحه سنگین می فروشند. تقریبا تمام مردم یمن اسلحه های سبک را در منازل خود دارند. شاید یکی از سیاست های حکومت یمن برای مشغول کردن مردم به مسایل پیش پاافتاده همین مساله باشد. یمن کشوری با بافت قبیلگی است حکومت علاقمند است مردم درگیر نزاعهای مسلحانه قبیلگی باشند و چندان درگیر مسایل سیاسی نشوند ولی همین سیاست به ضرر حاکمیت یمن تمام شد چون باعث شد مخالفان حاکمیت مسلح شوند. طبيعى است كه اين گروه هم مىتواند اسلحه مورد نياز خودش را تامين كند. اين گروه مسلح در حالى به مبارزه ادامه مىدهد كه موضعى دفاعى دارد؛ چرا كه در هر شش جنگ، حكومت شروع كننده جنگ بود. نكته مهمتر اينكه در تمامى اين جنگها، باز هم این حكومت یمن است که درخواست آتش بس و مصالحه مىكند. اين نشاندهنده ضعف نظامی ارتش حكومت يمن در مقابل این گروه است.
وقتى در جنگ اخير به نتيجه نرسيدند، زمینه برای مصالحه آماده شده بود. جمهورى اسلامى ايران پيشقدم شد و قرار بود آقاى متكى وزير خارجه كشورمان به يمن برود تا قضيه را فيصله داده و بین طرفین مصالحه ایجاد شود. چون حدود سه ماه و اندى است كه اين جنگ(جنگ ششم) ادامه پیدا کرده.
ولى ناگهان دولت يمن اعلام مىكند كه وزارت خارجه یمن به دليل اشتغالات فراوان كارى، نمىتواند از وزیر خارجه ایران استقبال کند و در فرصت بعدی از ایشان دعوت خواهند کرد كه تا امروز هم این دعوت انجام نگرفته است. وزارت امور خارجه ایران رسما بار دیگر برای وساطت اعلام آمادگی کرد که دولت یمن با کمال وقاحت این اقدام انسانی و اسلامی ایران را رد کرد و گفت: مردم یمن نیازمند به وصی نیستند!!
از طرف دیگر همزمان با لغو سفر وزير خارجه كشورمان به يمن، دخالت نظامى عربستان سعودى شروع مىشود. داستان از این قرار است که عربستان به يمن پيغام مىدهد كه برای حل مشکل پاى ايران را به ميان نياور! عربستان به یمن تعهد می دهد با تکیه بر توان نظامى اش جریان حوثی را یک بار و برای همیشه ریشه کن خواهد كرد؛ ولى تا امروز كه بيش از ده روز از مداخله نظامى عربستان مىگذرد، شيعيان هنوز به مقاومت خويش ادامه داده و همزمان در دو جبهه مىجنگند. روزشمار این مقاومت دلیرانه را می توانید در سایت های جریان الحوثی به ویژه سایت المنبر نت و صعده آنلاین مشاهده کنید.
جنگی بین المللی
امروز فضاى رسانههاى بينالمللى علیه ایران از سه عنصر ترکیب یافته: ايرانهراسى، شيعههراسى و اسلام هراسى. غرب و همپيمانانش در كشورهاى عربى دست به دست هم دادهاند و ايران را به عنوان اصلىترين رهبر خط مقاومت اسلام و تشيع مورد هجمه قرار می دهند. هم احساسات مذهبى، هم احساسات قوميتي و هم احساسات دينى مردم جهان را عليه جمهورى اسلامى ايران تحريك مىكنند.
امروز عربستان و يمن شيعيان مظلوم این کشور را به عنوان قربانى ايران هراسى ذبح مىكنند تا ايران را متهم كنند كه به اينها تسليحات داده و مىخواهد در امور داخلى كشورهاى ديگر دخالت كند. هدفشان این است که برای امتیاز گرفتن در پرونده های بین المللی مانند مذاکرات انرژی هسته ای از ایران امتياز بگيرند.
يقينا ارتش يمن به تحريك عربستان سعودى و همچنين عربستان به دستور آمريكا در عرصه بین الملل این جنگ را شروع کرده اند. در اين موضوع شكى نيست.
متهم کردن ایران به آشوب نظامی در کشورهای اسلامی بی پایه و واهی است. اگر استراتژى ما اين بود كه از طريق نظامى در كشورهاى ديگر دخالت كنیم يا از طريق تسليحات نظامى شيعيان جنبش الحوثى را تقويت كنیم، تا به حال حوثی ها يمن و عربستان را يك جا تصرف كرده بودند.
مگر حزبالله لبنان نمىتواند كودتاى نظامى كند و يك شبه حكومت اين كشور را به دست بگيرد؟ وقتى آمریکا به بهانه تاسیس شرکت های امنیتی، مخالفين حزبالله را مسلح كرد و با قطع شبکه مخابراتی حزب الله بستر درگیری نظامی را فراهم کرد، حزبالله در مدت دو شبانه گروه های مخالف را خلع سلاح کرده اسلحه آنها را تحويل ارتش لبنان داد. آیا حزب الله توان ایجاد کودتای نظامی را نداشت؟ اساسا ايران قصد ندارد طرفدارانش را در كشورهای دیگر به مبارزه نظامى عليه حكومتهايشان ترغيب كند كه اگر چنين راهبردى داشت تا حالا خيلى از كشورها حكومتشان عوض شده بود. جمهورى اسلامى ايران طرفداران خود را به مشارکت در فرآيند سياسى و راهکارهای مسالمت آمیز تشویق می کند در عین حال این گروه ها هیچ کدام نمی پذیرند مورد تعدی و تجاوز قرار بگیرند. حكومت يمن هم به برای پوشش دادن به شکست ها و ضعف خود در مقابل اين جنبش، ايران را به دخالت در امور داخلی یمن متهم مىكند، در حالى كه همه مىدانند اين تهمت ها از اساس دروغ است.
حوثی ها شش سال است که با تمام محرومیت و استضعاف روى پاى خودشان ايستاده اند و مقاومت می کنند.
بنابراين، شعلهور شدن اين جنگ كه هميشه از طرف حكومت يمن بوده است، اهرمی جهت اعمال فشار سياسى عليه ايران و آتش تهيه ای براى جنگ سرد بين ايران و آمريكاست.
و اين مظلومان مخلص و مجاهد فىسبيلالله در حقيقت قربانيان اين توطئه زشت آمريكا و همدستانش در منطقه يمن و عربستان هستند
سخنرانی حجتالاسلام حميدرضا غريبرضا مدیر موسسه گفت و گوى دينى قم، در جلسه هفتگى انصارحزبالله
منتشر شده در نشریه یالثارات الحسین(ع)
منبع سايت موسسه گفتگوی دینی goftogo.ir
لينك سخنراني:
http://www.gharibreza.com/Portal.aspx?PID=71243&Cultcure=Persian&CaseID=50214
نظرات کاربران :