هیبا قصیر آرزوی فیلمسازی را در ذهن میپروراند و هوش و جاهطلبی لازم برای این کار را دارد. او رویاهای دیگری نیز دارد: ممکن است یک پلیس یا خلبان شود یا شاید هم با یک عملیات شهادتطلبانه راه شهادت را در پیشگیرد.
یازدهم نوامبر 1982، پسر 18 ساله لبنانی –احمد قصیر- با یک عملیات استشهادی 151 نفر از اشغالگران صهیونیستی را به هلاکت رساند. 27 سال از این رخداد میگذرد، و این روز به عنوان "روز شهید" گرامی داشته میشود و نسل بعدی، ادامهدهنده راه پر افتخار آنها هستند.
به گزارش سرویس بینالملل «فردا» و به نقل از روزنامه "لسآنجلس تایمز"، هیبا قصیر آرزوی فیلمسازی را در ذهن میپروراند و هوش و جاهطلبی لازم برای این کار را دارد. اما اگر به این خواسته دستنیابد برای او مشکلی ایجاد نخواهد کرد. او رویاهای دیگری نیز دارد: ممکن است یک پلیس یا خلبان شود یا شاید هم یک با عملیات شهادتطلبانه راه شهادت را در پیشگیرد.

هیبا میگوید:"شهادت یکی از کوتاههترین راهها به سوی خداوند است و پیشینهای نظیرشهادت وجود ندارد. این راه پیروزی است. ما بدون فرهنگ شهادت به هیچ پیروزی دستپیدا نمیکنیم."
وی یک روسری رنگین به سر دارد و زیر مانتوی بلند وسیاهرنگش یک جین آبی با کفش مخصوص پیادهروی پوشیده است. وی سرپرست تور نمایشگاه سالانه حزبالله با عنوان "شهادت" است.
هیبای 18 ساله اوقات فراغت خود را صرف شنا و مطالعه اخبار در وب سایتهای خبری میکند و علاقه زیادی به صحبت کردن در مورد لباس و... که مختص شرایط سنی او است، ندارد.
او بازدیدکنندگان نمایشگاه را با مدلهای ارتشهای جنگهای چریکی با راکت و پرتاب نارنجک وسلاحهای اتوماتیک آشنا میکند. از دیگر مواردی که در نمایشگاه به چشم میخورد پلاکاردهایی در مورد تاریخچه عملیات شهادتطلبانه است که در طول دو دهه در جنوب لبنان، علیه رژیم صهیونیستی صورت گرفتهاست.
وی در معرفی نمایشگاه به یک گروه بازدیدکننده میگوید: "اینجا در مورد تمام عملیاتهای شهادتطلبانه اطلاعاتی وجود دارد."
وی به راهرویی اشاره میکند که با پوسترهای متعدد و مزین به گلهای مصنوعی پوشیده شدهاست و در توضیح یکی از پوسترها میگوید:" شما در این پوستر علمیات شهر تیر را در سال 1982 میبینید. در این تصویر گفته اسحاق رابین که مبنی بر کشته شدن بسیاری از نظامیان دارای قابلیت ویژه نیز آمدهاست."
هیبا در ادامه توضیحات خود به تصویر جوانی اشاره میکند که مانند وی تنها 18 سال دارد و در یک عملیات استشهادی در 11 نوامبر 1982، با یک خودروی مملو از مواد منفجره به یک پاسگاه مرزی حمله کرده و باعث کشته شدن 115 سرباز رژیم صهیونیستی شدهبود. البته این رژیم مدعی شدهبود که این اتفاق که بر اثر نشت گاز به وجود آمده بود!
هیبا در ادامه میگوید: "صهیونیستها میگویند این افراد انسانهای ناامید و علاقمند به مرگ هستند. اما ما همیشه میگوییم شهادت تنها راه ما برای رسیدن به پیروزیاست."
نام این جوان "احمد قصیر" بود وهماکنون هیبا به داشتن چنین عمویی افتخار میکند. در واقع احمد قصیر اولین شهید حزبالله بود که در یک عملیات شهادتطلبانه به شهادت رسید.
هیبا در ادامه میگوید: "صهیونیستها میگویند این افراد انسانهای ناامید و علاقمند به مرگ هستند. اما ما همیشه میگوییم شهادت تنها راه ما برای رسیدن به پیروزیاست."
تصاویری از پدر انقلاب ایران –آیت الله روح الله خمینی- و رهبر کنونی آیتالله علی خامنهای به عنوان رهبران معنوی و سیاسی حزبالله در قسمتهای مختلف نمایشگاه دیده میشود.
بسیاری از والدین کودکان خود را برای دیدن نمایشگاه میبرند، و از میان عکسهایی از شهدا و یادبودهای هنری که برای آنها ساخته شده و خودروهای بمبگذاری شده برای عملیات استشهادی علیه سربازان اسرائیلی است، عبور میکنند.
هیبا در ادامه میگوید: "این عملیات توسط ابراهیم جمیل داهر انجام شدهاست. این اولین حمله به یک تیم 22 نفری از صهیونیستها بودهاست. قرار نبود که یک عملیات شهادتطلبانه باشد. اما هنگامی موقعیت را برای انجام چنین عملیاتی مناسب دید، از شرایط به وجود آمده استفاده کرد و آن را انجام داد." وی افزود: "این حادثه جان بسیاری از صهونیستها را گرفت."
او علاقهمند است که بلافاصله پس از پایان تحصیلاتش در دبیرستان حزبالله برای تحصیل کارگردانی به تهران برود و فیلمهایی درباره جنوب لبنان بسازد.
با وجود علاقهاش به فیلم، کشش او بسمت شهادت از همه چیز قوی تر است. هیبا در حالی رشد یافت که داستانهایی از شهدا، زندگی آنها و ایثارهای آنها میشنیده. علاوه بر عمویی که در شهر "تیر" از دست داد، یکی دیگر از آنها در علمیاتی در سال 1996 و سومی در جنگ 33 روزه 2006 شهید شدند.
او درباره کشته شدههای خانوادهاشان با افتخار خاصی صحبت میکند:" شهدای زیادی در میان خویشاوندانمان داریم و به این مساله میبالیم."
هیبا تاکید میکند که این حرفها تنها تکرار شعارهای سیاسی نیست. او میگوید که اگر فرصت داده شود، حاضر است که خود و آرزوهایش را فدا کند تا به مقام شهید برسد.
با وجود علاقهاش به فیلم، کشش او بسمت شهادت از همه چیز قوی تر است. هیبا در حالی رشد یافت که داستانهایی از شهدا، زندگی آنها و ایثارهای آنها میشنیده. علاوه بر عمویی که در شهر "تیر" از دست داد، یکی دیگر از آنها در علمیاتی در سال 1996 و سومی در جنگ 33 روزه 2006 شهید شدند.
در پایان مسیر، بازدیدکنندگان بسوی اتاق نمایشی هدایت می شوند که پرده نمایشی بزرگ، دستگاهای شهرفرنگ و نورهای رنگی در آن قراردارد که داستان شهری را به نمایش در میآورد.
نمایش با تصاویر سیاه و سفید از جنگهای اعراب و اسرائیل در دهههای 40 و 50 میلادی آغاز میشود. در میان آنها پسری نشان داده میشود که با اندوه به کشته شدن مردان و پیرزنان عرب توسط اشغالگران صهیونیست مینگرد.
هیبا توضیح میدهد:" او نمادی از احمد قصیر جوان است."
در حالیکه جیمی کارتر با لبخند به آنها نگاه میکند، مناخیم بگین(نخست وزیر رژیم صهیونیستی) و انور سادات(رئیس جمهور مصر) با هم دست میدهند. امام خمینی در فرودگاه مهرآباد از پله های هواپیما پایین میآید. بازیگر نقش قصیر همچنان متفکرانه نگاه میکند.
سپس جنگندهها وتانکهای صهیونیستی وارد اسرائیل میشوند. کم کم دفاع شهری تشکیل میشود و نیروهای مقاومت تمرینات خود را آغاز میکنند. روحانیای با عمامه سیاه سخنرانی میکنند.
ماشین پژو 504 با سرعت در شهر حرکت میکند.
هیبا میگوید:" این ماشین احمد قصیر است."
ماشین یک چرخش میکند و با ساختمانی برخورد میکند. انفجاری رخ میدهد. آهنگی بر روی این صحنه گذاشته شدهاست که گروهی مانند فرشتگان در حال خواندن هستند و سنجها به صدا در میآید.
چشمان هیبا از هیجان برق میزند.
نظرات کاربران :