احمد در خانواده ای مذهبی در یکی از روستاهای حومه لبنان چشم به جهان گشود.تا سه سالگی به همراه خانواده اش در عربستان و سپس لیبی و دوران نوجوانی و شروع جوانی را مجدداٌ در عربستان سپری نمود.هنوز هفت ماه از تجاوز اسرائیلی ها به جنوب لبنان نگذشته بود که به اتفاق خانواده راهی محل تولد خود شد.
از طریق یکی از دوستان خود به حزب الله لبنان معرفی و آمادگی خود را برای یک عملیات استشهادی تاریخی و به یاد ماندنی اعلام نمود.عملیلاتی که در میان بهت و حیرت اسرائیلی ها و خصوصاٌ قصاب معروف اسرائیلی شارون ، به وقوع پیوست و برگ زرینی از مجاهدت و دشمن ستیزی مسلمانان و مایه غرور و سربلندی حزب الله است.آری با وجود اینچنین جوانان مومن ، شجاع و متعهدی است که گروه های مبارز خصوصاٌ حزب الله خار چشم دشمنان اسلام ، خصوصاٌ آمریکای جهانخوارشده است .بی دلیل نیست که مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای رهبر مسلمانان و آزادگان جهان ،حزب الله را بازوی توانمند مبارزان اسلام معرفی نموده اند.
همان دوستی که احمد قصیر را برای عملیات استشهادی معرفی نموده بود ، مسئول جمع آوری مواد منفجره و آماده سازی خودروی سفید رنگ پژو 504 احمد قصیر شد.احمد قصیر در اولین مذاکره ای که در این خصوص با سران حزب الله از جمله سید حسن نصرالله دبیر کل فعلی حزب الله لبنان دارد اعلام می کند تنها شرط او برای انجام این عملیات بزرگ این است که روز و ساعت عملیات را خودش تعیین کند.این شرط مورد قبول قرار گرفته وخودرو آماده میشود.دوست احمد قصیر پس از آماده سازی خودرو به شهید قصیر میگوید تصمیم سازمان عوض شده و می بایست من عملیات را انجام دهم! شهید به شدت مخالفت می کند و ملکیت ماشین را بهانه قرار داده و با فتوای شرعی یکی از افراد سازمان اختیار ماشین به شهید احمد قصیر داده میشود.و این معنای واقعی فستبقو الخیرات است. شهید هر روز برای انجام عملیات استخاره می کند که تا سه بار بد می آید.مسئولین حزب الله گمان می کنند که وی در انجام عملیات مردد شده است .لذا تصمیم به تعویض وی می گیرند.اما بالاخره بار چهارم در حالی که باران به شدت می بارد استخاره خوب می آید و بامداد یازدهم نوامبر 1982 شهید به طرف مقر صهیونیستها حرکت می کند.یکی از شاهدان عینی میگوید بین ساعت شش و نیم صبح تا هفت صبح پژوی احمد قصیر چندین بار طول خیابان را طی کرده و دوباره باز میگردد.بعداٌ مشخص شد که در آن ساعت باران لحظه به لحظه شدت پیدا می کرده و صهیونیستهائی که داخل چادرهای اطراف مقر بوده اند در حال جابجا شدن برای رفتن به داخل ساختمان هشت طبقه مقر خود هستند و شهید منتظر بوده تا تعداد بیشتری از آنها وارد ساختمان شوند. بالاخره شهید با آخرین سرعت اتومبیل حاوی مواد منفجره را وارد طبقه اول ساختمان می کند.در عرض چند ثانیه تمامی ساختمان به تلی از خاکستر تبدیل شده و در اثر این عملیات استشهادی بیش از 151 تن از صهیونیستها به هلاکت می رسند.چند ساعت بعد نیز که کاروان صهیونیستها به محل حادثه اعزام میشوند شهید حسن قصیر برادر احمد قصیر نیز با خودروی دیگری خود را به ستون کاروان نظامیان زده و تعداد زیادی از آنها را به هلاکت می رساند.بواسطه قولی که دو شهید از همرزمان خود می گیرند تا دو سال و نیم بعد از شهادت خبر شهادتشان به خانواده نمی رسد و مادر شهید فکر می کند فرزندانش در اسارت هستند.
آری جوان 18 ساله حزب الله بنیان گذار مکتبی میشود که هنوز که هنوز است به عنوان غیر قابل کنترل ترین شیوه مبارزه بر علیه ایادی استکبار به شمار می رود و هر بار که عملیاتی استشهادی صورت می پذیرد لرزه بر اندام صهیونیستهای متجاوز می افتد.
یاد و خاطره همه شهدای مبارز اسلام بخصوص شهدای عملیات استشهادی گرامی باد.
نظرات کاربران :