پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

گفتاری از حجت الاسلام پناهیان:
امروز اصل مذاكره برای آمریكا نجات‌بخش است، نه نتیجه‌ آن  (ويژه)  

مدتی است كه سیاستمداران آمریكایی، تغییراتی را به شكل صوری در آمریكا ترتیب داده‌اند. البته آن‌ها مجبور به تغییر بوده‌اند نه این‌كه به انصاف روی آورده باشند. به هر حال از نظر منش رئیس‌جمهور، شخص رئیس‌جمهور، رنگ پوست رئیس‌جمهور و حرف‌های رئیس‌جمهوری كه در واقع دست‌نشاندۀ كارتل‌ها و تراست‌ها است، تغییراتی را ایجاد كرده‌اند.
اما از نگاه ما حاكمیت امریكا تحت اشراف و نفوذ صهیونیسم است، نه انتخاب آزاد مردم آمریكا. پس هدف از این تغییرات حساب شده چیست؟ طبیعتاً برای "گذر از بحران عدم مقبولیت جهانی" كه امریكا پیدا كرده است. در واقع آن‌ها به چنین تغییری، نیاز داشته‌اند. چیزی هم كه در شرایط كنونی برای آمریكا اهمیت فراوانی دارد، نتیجه‌ی مذاكره نیست، اصل مذاكره است

  
 
چهارشنبه 20 آبانماه 1388  

 

اگر دولت‌مردان ما چندین سال با تكیه بر "دیپلماسی عمومی" توانسته‌اند افكار عمومی را علیه استكبار- به ویژه صهیونیزم- تحریك كنند و آبرویی برای خودشان و ملّت ایران دست و پا كنند، چرا این شیوه را ادامه ندهند؟خوب است دولت‌مردان این شیوه را رها نكنند. رسماً در مصاحبه‌ها بگویند: مطمئن هستیم آمریكا دروغ می‌گوید. آقای اوباما تاكنون ثابت كرده كه دروغگو و دوچهره است. از طرفی از منافع و احترام متقابل حرف می‌زند اما از آن‌طرف...‌افكار عمومی در جهان چنین رویكردی را می‌طلبد. خیلی‌ها در جهان آماده‌ی‌ شنیدن این حرف‌ها هستند. نباید منتظر بود تا امریكا در عمل تغییری در رفتار مستكبرانه‌‌ی خود ایجاد كند؛ باید او را وادار به تغییر رفتار كرد! یكی از راه‌های واداشتن او به این تغییر، انجام حملات تبلیغی است؛
 

در عرصه‌ی سیاست، مهم‌ترین مسئله این است كه انسان اولویت‌ها را درك كند. علّت ارادت ما به رهبر معظم انقلاب- جدای از مسأله‌ی ولایت كه امر ایشان را برای ما مُطاع می‌كند و تشخیص‌های ایشان را برای ما مستظهر به هدایت الهی و نورانی قرار می‌دهد- این است كه اساساً اگر بخواهیم ایشان را به‌طور مساوی در كنار دیگران قرار دهیم، باز هم ایشان را خوش‌فهم‌تر و استراتژیست‌‌تر از تمام آن‌هایی كه در نظام جمهوری اسلامی هستند، می‌بینیم. این را می‌توان با نگاهی به بحث‌ها و سخنرانی‌های ایشان از پیش از انقلاب تاكنون ثابت كرد. رهبر انقلاب شخصیتاً دارای قدرت تفكر استراتژیك هستند؛ و این جدای از نور ولایتی است كه این ویژگی را تحكیم می‌بخشد. حضرت امام هم همین‌‌گونه بودند.
البته گاهی ممكن است ژرف‌نگری و مصلحت اندیشی یك استراتژیست را دیگران درك نكنند. در بحث مذاكره و رابطه با آمریكا نیز ممكن است خیلی‌ها در اثر غفلت در مورد تشخیص اولویت‌ها، عمق برخی از مواضع امام در گذشته و رهبر معظم انقلاب در شرایط كنونی را به خوبی درك نكنند.
بر اساس آنچه هم‌اكنون در صحنه‌ی سیاست جهانی آشكارا دیده می‌شود، نباید با امریكا مذاكره كرد؛ مگر  كسی كه بهتر می‌تواند مصلحت‌ها را تشخیص دهد، یعنی رهبری، مصالح بالاتری را ببینند كه البته تاكنون هیچ اشاره‌ای به چنین مطلبی نفرموده‌اند؛ بلكه می‌توان خط عدم مذاكره را در فرمایشات ایشان به وضوح دید.
تاكنون در مورد دلائل مذاكره نكردن با آمریكا نكات فراوانی مطرح شده است، اما شاید چند نكته باشد كه تذكر و تأكید بر آن‌ها مفید و مناسب باشد:

1. امروز اصل مذاكره برای آمریكا نجات‌بخش است، نه نتیجه‌ آن
مدتی است كه سیاستمداران آمریكایی، تغییراتی را به شكل صوری در آمریكا ترتیب داده‌اند. البته آن‌ها مجبور به تغییر بوده‌اند نه این‌كه به انصاف روی آورده باشند. به هر حال از نظر منش رئیس‌جمهور، شخص رئیس‌جمهور، رنگ پوست رئیس‌جمهور و حرف‌های رئیس‌جمهوری كه در واقع دست‌نشاندۀ كارتل‌ها و تراست‌ها است، تغییراتی را ایجاد كرده‌اند.
اما از نگاه ما حاكمیت امریكا تحت اشراف و نفوذ صهیونیسم است، نه انتخاب آزاد مردم آمریكا. پس هدف از این تغییرات حساب شده چیست؟ طبیعتاً برای "گذر از بحران عدم مقبولیت جهانی" كه امریكا پیدا كرده است. در واقع آن‌ها به چنین تغییری، نیاز داشته‌اند. چیزی هم كه در شرایط كنونی برای آمریكا اهمیت فراوانی دارد، نتیجه‌ی مذاكره نیست، اصل مذاكره است.
آمریكا در موقعیتی از ذلّت قرار گرفته كه نیاز به مذاكره دارد. بنابراین اگر بتواند كشور مقتدر و انقلابی ایران را كه حرف تازه‌ای برای مردم جهان دارد، پای میز مذاكره بنشاند، به مردم منطقه و به افكار عمومی جهان،‌ ثابت خواهد كرد كه تغییراتش ظاهری نیست و ایران هم- به عنوان رأس مخالفان امریكا- بالاخره به زانو درآمد! آنوقت می‌تواند تمام مصیبت‌هایی را كه بر سر جهان بشریت آورده، به فراموشی بسپارد، از محاكمه‌ی تاریخی، جان سالم به در ببرد و راه خود را به انحاء مختلف ادامه دهد.
اگر ایران در این شرایط با آمریكا مذاكره كند،‌ آمریكا نجات پیدا كرده و جان تازه‌ای پیدا می‌كند برای شاخ و شانه كشیدن برای اروپا، روسیه و ملّت‌های منطقه و پشتیبانی محكم‌تر از اسرائیل‌ و حتی رفع بسیاری از مشكلات اقتصادی خودش. آمریكایی‌ها می‌خواهند از مذاكره با ایران كمك بگیرند تا از این باتلاق نجات پیدا كنند. پس می‌توان گفت الآن بهترین وقت برای مذاكره نكردن با امریكاست!
مگر ما دنبال این نبودیم كه شاخ استكبار شكسته شود؟ اگر كمی دیگر تحمّل كنیم، چنین خواهد شد و بسیار بیشتر از این‌ها به ذلّت خواهد افتاد. نباید خودمان را دست كم بگیریم. ما برای آمریكا، یكی از كشورهای جهان نیستیم. ما تنها كشور قدرتمندِ مقابل آمریكا هستیم؛ به‌ویژه از نظر تمدنی و فكری.

2. محبوبیت ایران در افكار عمومی به عنوان پهلوان مبارزه با استكبار
كسانی كه اهل دقت در افكار عمومی جهان هستند، می‌دانند: مدت‌هاست كه ایران- خصوصاً‌ در سال‌های اخیر- در افكار عمومی جهان، به عنوان قهرمانِ مقابله با استكبار جا افتاده است. نه فقط در جهان تشیّع و جهان اسلام و نه فقط در میان محرومان جهان، بلكه در افكار عمومی تمام جهان، ایران به عنوان یك قهرمان در مقابل استكبار قد عَلَم كرده و محبوبیت پیدا كرده است.
در خارج از كشور گاهی با ضدّ انقلاب‌های عادی برخورد داشته‌ایم كه با همین موضع‌گیری‌های قوی رئیس‌جمهور در مقابل آمریكا، به انقلاب اسلامی علاقه پیدا كرده‌اند و می‌گویند: برخورد محكم ایشان با آمریكا، مایه‌ی‌ عزّت ما شده است. حتی وقتی پیش غیرمسلمان‌هایی كه اهل سیاست‌بازی نیستند می‌رویم، آن‌ها هم ما را تحسین می‌كنند.
اساساً بحث استكبار صرفاً یك بحث دینی و انقلابی نیست. خوی استكباری آمریكا را تمام مردم عالم درك می‌كنند. خود مردم آمریكا هم كم و بیش این را می‌فهمند. اكنون این فهم و درك در اندازه‌ی قابل اعتنا و بسیار گسترده‌ای در افكار عمومی جهان وجود دارد. وقتی كسی محكم در مقابل یك مستكبر، می‌ایستد، چقدر محبوب می‌شود؟ همین كه ما در برابر یك مستكبر و قلدر ایستاده‌ایم، برای همه جالب است.
در چنین فضایی كه جمهوری اسلامی به واسطه‌ی اقتدار و ایستادگی خود توانسته این جایگاه را پیدا كند، مستضعفان و مسلمانان به ایران دل بسته‌اند؛ شیعیان هم كه اتكاءشان كاملاً به اقتدار ایران در مقابل استكبار است. در این شرایط اگر با مذاكره این محل اتكا و قلّه را در جهان بشكنیم، گویا دیگر امیدی برای مبارزه‌ با استكبار در عالم باقی نخواهد ماند.
اگر پای میز مذاكره برویم و ظاهراً به همه‌ی منافعمان هم برسیم- مثلاً پول‌های بلوكه شده آزاد شود و خیلی از مسائل دیگر هم حل گردد- با این مسأله چه می‌توان كرد كه با رفتن ایران پای میز مذاكره با آمریكا، دیگر امیدی برای مبارزه با استكبار در جهان باقی نخواهد ماند.
اگر آمریكا بخواهد به بهانه‌ی برخی منافع دست چندم، ما را پای میز مذاكره بكشاند، چیزی شبیه دور زدن است. تأمین منافع دست دوم به قیمت كم شدن عزت جهانی ماست. اما به این سادگی نمی‌توان از عزتی كه در مذاكره نكردن وجود دارد، گذشت.
گذشته از این‌، اساساً منافع ملی ما هم الان در گروِ همین مذاكره نكردن است. عزّت جمهوری اسلامی از مهم‌ترین و ریشه‌ای‌ترین منافع ملی ماست كه هم بسیاری از منافع امروز ما را در بر دارد و هم تمام منافع آینده‌مان را. همین عزت ملی و جهانی است كه مانع بروز بسیاری از تعرض‌ها از سوی دشمنان ما شده است.
در صفحه‌ی شطرنجی كه هم‌اكنون در عالم پهن شده، ما مهره‌های قدرت‌مندی در زمین داریم و با برخی از حركت‌ها می‌توانیم كارهای مؤثری انجام دهیم. چرا باید یك‌باره كلیدی‌ترین مهره‌‌های خودمان را خودمان از زمین خارج كنیم!؟ در شرایط كنونی ما فرصت‌هایی داریم كه بر اساس آن‌ها می‌توانیم در عالم نقش‌های جدی ایفا كنیم اما اگر پای میز مذاكره بنشینیم، دیگر آن فرصت‌ها را نخواهیم داشت.
رهبر معظم انقلاب یك‌بار سخنی قریب به این مضمون فرمودند كه الان برخی از كشورهای قدرتمند پشت سر ما می‌ایستند و جلوی آمریكا شاخ و شانه می‌كشند. این خیلی معنا دارد و تأمین‌كننده‌ی منافع ماست. به سادگی نمی‌‌توان از آن گذشت.
برای این‌كه درك كنید سمبل بودن ما در مبارزه با آمریكا، چقدر اهمیّت دارد، ببینید چرا آمریكا یك برنامه‌ی چندین ساله را در این منطقه انجام داده تا در زمینه‌ی علم‌داری مبارزه با آمریكا، بدلی به نام طالبان برای جمهوری اسلامی درست كند. آمریكا‌ برای این‌كه این علم دست ما نباشد، جریان طالبان را درست كرد تا بعد بتواند هر بلایی می‌خواهد سر آن بیاورد. هرچه خواست آن را تخریب كند و هرگاه خواست، آن را به سازش بكشاند یا در هرنوع مبارزه‌ای آن را شكست دهد و آن‌گاه ادعای پیروزی نماید. 
صدّام را هم با شعارهای ضد امریكایی راه‌انداخت تا بگوید ایران سمبل مبارزه‌ با من نیست. آن‌ها می‌خواهند به این وسیله ارزش علمدار بودن ایران در مبارزه با آمریكا را كم رنگ كنند. این‌همه نقشه می‌كشند و هزینه می‌كنند فقط برای این‌كه در افكار عمومی جهان جا بیندازند كه ایران سمبل مبارزه با آمریكا نیست. البته گاهی هم موفق شده‌اند. متأسفانه برخی از مسلمان‌ها واقعاً سمبل مبارزه با آمریكا را طالبان یا صدّام می‌دانند!

3. منافع ما در گرو ذلت نهایی آمریكا
اگر روزی مذاكره مصلحت باشد، حتماً‌ این مصلحت به دلیل منافع ما، یعنی منافع ایران، اسلام و انقلاب اسلامی خواهد بود. اما با كمی دقت روشن می‌شود كه منافع ما تنها در گروِ‌ ذلّت نهایی آمریكاست. اگر كمی دیگر صبر كنیم آمریكا بسیار ذلیل‌تر از این خواهد شد. نباید فریب حرف‌های آن‌ها را خورد كه می‌گویند: "ما یك فرصت دادیم. بیایید از این فرصت طلایی استفاده كنید!"1 آمریكا غلط می‌كند فرصت بدهد؛ آن‌ها هر كاری كه ‌كنند، حتماً خباثتی در آن هست. همان‌گونه كه اگر شیطان به انسان بگوید: "برو به مسجد!" باید درنگ كرد و به خود گفت: "حتماً این‌بار در مسجد رفتن من اشكالی هست كه شیطان راه را باز كرده؛ شاید كار واجب‌تری را زمین ‌گذاشته‌ام."
امام(ره) بی‌‌جهت نفرمود آمریكا شیطان بزرگ است. شیطان هیچ‌‌گاه دست از دشمنی‌ برنمی‌دارد. بنابراین باید به همه‌ی كارهایش با سوء ظن نگاه كرد. وقتی آمریكا بر مذاكره اصرار می‌كند و می‌گوید ما به ایران فرصت دادیم، معلوم می‌شود نباید از این فرصت استفاده كنیم. باید صبر كنیم تا آمریكا ذلیل‌تر شود؛ ذلیل‌تر از آنچه هست. البته حالا هم خیلی به ذلّت افتاده‌اند؛ آن‌ها این را می‌دانند اما به روی خودشان نمی‌آورند و می‌خواهند آن را پنهان كنند.

4. بار دیگر "دیپلماسی عمومی"
سیاسیون ملاحظات متنوعی دارند. اطلاعات و موقعیت بنده هم در اندازه‌ای نیست كه بتوانم پیشنهاد قاطعی بدهم، ولی اگر دولت‌مردان ما چندین سال با تكیه بر "دیپلماسی عمومی" توانسته‌اند افكار عمومی را علیه استكبار- به ویژه صهیونیزم- تحریك كنند و آبرویی برای خودشان و ملّت ایران دست و پا كنند، چرا این شیوه را ادامه ندهند؟
خوب است دولت‌مردان این شیوه را رها نكنند. رسماً در مصاحبه‌ها بگویند: مطمئن هستیم آمریكا دروغ می‌گوید. آقای اوباما تاكنون ثابت كرده كه دروغگو و دوچهره است. از طرفی از منافع و احترام متقابل حرف می‌زند اما از آن‌طرف...
‌افكار عمومی در جهان چنین رویكردی را می‌طلبد. خیلی‌ها در جهان آماده‌ی‌ شنیدن این حرف‌ها هستند. نباید منتظر بود تا امریكا در عمل تغییری در رفتار مستكبرانه‌‌ی خود ایجاد كند؛ باید او را وادار به تغییر رفتار كرد! یكی از راه‌های واداشتن او به این تغییر، انجام حملات تبلیغی است؛ تبلیغات دروغی هم نیست؛ همه‌اش واقعیت دارد.
اگر آمریكا در اوج قدرت بود، این‌گونه دست دراز نمی‌كرد. اگر از اوج قدرت به ذلّت افتاده، باید این ذلّت را بیشتر كرد؛ تا هنگامی كه واقعاً دست از خوی استكباری خود بردارد. اگر دولت مردان ما رسماً بگویند این آمریكاست كه محتاج و مصرّ بر مذاكره‌ با ماست تا عزّتی بین مردم جهان پیدا كند، نمی‌دانید چه اتفاقی در صحنه‌ی بین‌المللی به نفع انقلاب اسلامی و تمام مستضعفان جهان خواهد افتاد.
چرا باید یك‌باره و در وسط راه، كوتاه بیاییم؟‌ باید همان دیپلماسی عمومی را ادامه دهیم. هنوز هم افكار عمومی جهان مایلند كسی قدرتمندانه مقابل آمریكا بایستد. قاعده‌ی دیپلماسی عمومی به ما می‌گوید نگذارید یك‌باره مردم با تردید به شما نگاه كنند. می‌توان آمریكا و همین وزیر امور خارجه‌اش را كه متفرعنانه حرف می‌زند، ‌به التماس انداخت.
ما اراده كرده‌ایم حق را محقق كنیم؛ پس ما حتماً چنین خواهیم كرد و نتیجه خواهیم گرفت. این درس بزرگ امام بود كه در جریان انقلاب به ما داد. مگر نه این است كه همه‌چیز به اراده‌ی‌ ما بستگی دارد؟ خداوند فرموده: "إنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم"2  این یعنی همه‌چیز به ارادۀ ما بستگی دارد و امریكا هیچ غلطی نمی‌تواند بكند.

چشم‌انداز امام از رابطه با آمریكا
إن‌شاءالله ما مستكبران را به خاك مذلّت خواهیم نشاند؛ این چیزی است كه امام به عنوان یك چشم‌انداز در مورد رابطه با آمریكا مطرح كردند: "من با اطمینان مى‏گویم: اسلام، ابرقدرت‌ها را به خاك مذلت مى‏نشاند. اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده‌ی خود را یكى پس از دیگرى برطرف و سنگرهاى كلیدى جهان را فتح خواهد كرد." 3
ما باید آمریكا را به ذلّت بكشانیم. البته مسئله، "كشور" آمریكا نیست،‌ بحث جریان استكبار و فرعونیت است. وقتی آمریكا شكسته شود،‌ جریان استكبار شكسته و ذلیل می‌شود و حضرت هم خواهند آمد. همچنان‌كه در روایات وعده داده شده: حضرت مهدی (عج) هنگامی قیام خواهند كرد كه "حكومت‌های ستمگر به ضعف می‌گرایند." 4
صحنه‌ی روشن و امیدبخش مواجهه‌ی كنونی ما و مستكبران را می‌توان این‌گونه تصویر كرد: هنگامی كه حضرت موسی(ع) در حال بالا آمدن از میان رود نیل است و ترس و دلهره‌های جامعه‌اش در حال فروكش كردن است؛ از آن‌طرف هم فرعونیان وارد نیل شده‌اند‌ و نیل آماده است كه فرعونیان را نابود كند.
تصدیق این تصور ساده است اما انكار این‌كه ما در چنین موقعیتی نیستیم، دلائل محكمی می‌خواهد تا انسان بپذیرد. زیرا همه‌ی علائم به ما می‌گویند: داریم از مخمصه‌ها بیرون می‌آییم. دیگر آخر بازی است. البته اگر بعضی‌ها نخواهند ما را به میان سیلاب‌هایی كه آماده‌اند تا فرعونیان را غرق كنند، برگردانند.

پی‌نوشت:
1 . چهارشنبه گذشته اوباما در بیانیه‌ای به مناسبت تسخیر لانه‌ی جاسوسی و قطع رابطه‌ی آمریكا با ایران گفت: "ایران باید انتخاب كند كه آیا راه را بر روی فرصت‌ و موفقیت‌ بگشاید یا خیر... زمان آن فرارسیده كه دولت ایران تصمیم بگیرد كه آیا می‌خواهد بر گذشته متمركز شود و یا این‌كه انتخاب‌هایی را خواهد داشت كه راه را بر روی فرصت‌های بزرگ‌تر، موفقیت و عدالت برای مردم كشورش خواهد گشود. (پایگاه خبری جهان‌نیوز به نقل از خبرگزاری فرانسه)

2 . سوره‌ی رعد؛ آیه 11

3 . صحیفه‌ی امام؛ ج 20؛ ص 325؛ پیام به مسلمانان ایران و جهان و زائران بیت‌اللَّه الحرام‏

4 . نجم‌الدین طبسی؛ نشانه‌هایی از دولت موعود؛ بوستان كتاب؛ 1385؛ ص

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان