برسد به دست آقای شمقدری معاونت سینمایی ارشاد
هنر آن است که بی هیاهوهای سیلسی و خودنماییهای شیطانی برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی، و این هنر مردان خداست
امام خمینی (ره)
متاسفانه سالهاست که شاهد خودباختگی داعیهداران ارزشها و اصول در برابر محافل به اصطلاح روشنفکری در زمینه های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی هستیم. داعیه دارانی که نه ارزش ها و بنیان های خود را به درستی شناخته اند و نه آداب تجدد و مدرنیته را به دقت فراگرفتهاند و به زاغی مانند که راه رفتن خود را به سبب تقلید از یاد بردهاند. وقتی گروه مرجع غرب و شرق باشد دیده شدن در محافل روشنفکری عقده می شود و باید هر از چند گاهی شاهد ترکیدن این عقده ها بر سر کشور باشیم. و همهی اینها در حوزهی فرهنگ و به خصوص سینما شدیدتر است. از آن جایی که فضای غالب سینمای ما، فضایی شیفته غرب است و آمال و آرزوهای خود را در آنجا می جوید؛ پس در این فضا خود را روشنفکر و دگراندیش نامیدن و ژست لیبرالمآبی گرفتن یک هنجار به حساب می آید. بنابرین این مدعیان نیز سعی می کنند این هنجار تبدیل به ارزش شده را در خود نهادینه کنند و در این فضا جایی برای خود باز نمایند تا بلکه آن پدرخواندگان سینما نیز عنایتی کرده و گوشهی چشمی به این مدعیان نشان دهند و اینها را جزو خانواده به حساب آورند.
پس بهتر است تا خوش خدمتی انجام داده و خود را آزاد اندیش نشان دهند. به طور مثال فیلم های توقیف شده را رفع توقیف کنند. البته کسی با کوتاهنگری و توقیف به هر بهانه ی واهی موافق نیست اما سوال این است که چرا فیلمی مثل «کتاب قانون» که توقیف آن در نظام اسلامی بدیهی ترین امر است، رفع توقیف می شود؟ فیلمی که سرتاپا ابتذال است.
ابتذال در محتوا؛ این فیلم اندیشه های پلورالیسمی را در لباس دینگرایی ترویج و تبلیغ می کند. ارائه تصویری از دین آنگونه خود میخواهد (و نه آنگونه که هست) و آن را که دارای مراتب عقاید، اخلاق، احکام است، تقلیل دادن به امری صرفاً اخلاقی و البته گرفتن ژست های دگراندیشی و نقد ظاهر دین (هر چند بعضاً به حق) و با این بهانه، استحاله باطن آن.
مذموم بودن تحجر در تفکر انقلابی بر کسی پوشیده نیست و همین بس که علمدار مبارزه با آن امام بود. اما اینکه تحجر چیست، ودر کجا مصداق دارد امری دیگر است. اگر قرار بود عمل به احکام مسلم دین(چون طهارت و حرام گوشت خوک و...) تحجر باشد که امام متحجرترین آدم ها بود!
ابتذال در نمایش. آوازه خوانی طولانی مدت و چند باره زن در فیلم، سکانس های آهسته ی در آوردن لباس بازیگر زن فیلم همراه با عشوه گری و با تاکید بر برجستگیهای بدن او، ارائه تصویری از لبنان به عنوان مکانی مطلوب و مشروع! برای عیاشی و هرزه گردی و .... . همه ی این ها باعث می شود که سطحیترین نوع ابتذال که همان ابتذال در نمایش است در این فیلم به اوج خود برسد.
و جالب اینجا است که تمام این نقدها هم از نگاه فردی خارج از ایران، وارد می شود و اگر او نبود، این معضلات کشف نمیشد چرا که مردم ایران همگی شبیه رحمان (شوهر او) هستند در تمام رذائل اخلاقی. آیا اینها همان تطهیر بیگانگان و الگو قرار دادن آن ها نیست؟
جناب آقای شمقدری
تمام اینها مشت است نمونه خروار و حاکی از روند کلی حاکم بر سینما. اگر قرار بود تفکر اومانیستی بر فرهنگ و سینمای کشور حاکم باشد، خیلی بزرگتر و با سوادتر از شما بودند که این کار را انجام دهند. مطمئن باشید که با این کارها شما را به جمع خودشان راه نمیدهند و آزاداندیش حساب نمی کنند (اگر به این خاطر این کارها را انجام می دهید) و به محض کوچکترین تخلفی از آرمان هایشان، پاسختان را میدهند.
جناب آقای شمقدری
ما از شما انتظار زنده کردن ارزش های اسلام وانقلاب را نداریم، از شما انتظار فرهنگ سازی اسلامی در جامعه را نداریم، حتی از شما انتظار حرکت رو به جلو در اصلاح فرهنگ عمومی را هم نداریم. و تنها یک سوال داریم با خود چه فکر کردید این فیلم را بعد از مدت ها توقیف، مجوز اکران دادید؟
ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین
نظرات کاربران :