|
بیانیه مجمع دانشجویان عدالت خواه دانشگاه شهید باهنر کرمان پیرامون 13 آبان
(ويژه)
|
|
بحث استکبارستیزی نه یک شعار کلیشه ای، که راهبردی مهم در تدوین سیاست خارجی در جمهوری اسلامی بایست باشد. علی رغم مواضع کلی قابل قبول در دول نهم و دهم در قبال مسائل سیاست خارجی، شاید بتوان ریختن قبح مذاکره و رابطه تسلیم جویانه با آمریکا را مصداق واقعی با پنبه سر بریدن دانست. این نه یک رابطه دو طرفه در شرایط برابر، که در واقع ذلت جمهوری اسلامی در برابر گستاخی های آمریکاست.
|
|
جمعه 15 آبانماه 1388
|
|
13 آبان روز تلاقی سه واقعه ای است که نسبتی معنادار با هم دارند. اولین واقعه تبعید امام از ایران به سال 43، به عنوان یکی از نقاط محوری در جریان انقلاب اسلامی. واقعه دیگر کشتار دانش آموزان معترض توسط رژیم پهلوی در سال 57 که نمودی از تاثیر امیدهای آینده کشور در جریان حرکت عظیم انقلاب است. بالاخص جنبش دانشجویی که از ارکان تاثیر گذار قبل از انقلاب بود و وظیفه ای بس سنگین، پس از انقلاب عهده دار است. این جنبش دانشجویی بود که در 13 آبان 58 جلودار حرکت استکبار ستیزانه ای بود که در واقع رخدادی جز در تکمیل پروزه انقلاب اسلامی نبود. انقلابی که هنوز هم در جریان است و پروژه ای ناتمام؛ که آنچه بدان تکامل می بخشد پازل رویدادهایی است که چه بسا بسیاری از انقلابون سابق در آن مردود شوند. به واقع اگر ابعاد حرکت دانشجویان در تسخیر لانه جاسوسی درست فهمیده شود معنای آنکه امام آن را " بزرگ تر از انقلاب اول" دانستند بدرستی درک میشود. - پیاپی بودن وقایع 6 و 13 آبان هم، بالاخص برای جنبش دانشجویی قابل توجه است. یکی از وقایع 13 آبان مربوط به جریان سازی مهم جنبش دانشجویی در تاریخ انقلاب است . اکنون که به 6 آبان به عنوان روز صدور پیام مقام معظم رهبری به جنبش دانشجویی برای پیگیری جدی عدالت از یک سو و روز 13 آبان به عنوان روز ملی استگبار ستیزی از سوی دیگر می نگریم، دو مولفه حیاتی از رسالت های جنبش دانشجویی تداعی می گردد. عدالت خواهی و استکبار ستیزی در گفتمان رهبری و امام و مبنای اسلام، از گارویژه هایی است که جنبش دانشجویی به عنوان قشر بیدار جامعه، هماره بایست علمدارآن باشد. هفته خط امام، عدالت خواهی و استکبارستیزی(6 الی 13 آبان) ، فرصتی است مغتنم برای جریان دانشجویی تا به بازخوانی رسالت و بازبینی عملکرد خود بپردازد. - تامل بیشتر در نقش جنبش دانشجویی در 13 آبان 58، نکته مهمی را به ذهن متبادر می سازد و آن، پیشرو بودن دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، در واقعه ای است که علی رغم اینکه به ابتکار دانشجویان بود و حتی خلاف عرف و قوانین رایج حقوقی بود، مورد تحسین امام قرار گرفت. شناخت صحیح از شرایط جامعه و پیشگام بودن در راستای نیازهای آن، از وظایف به فراموش سپرده شده ی جریان دانشجویی است. در سطح کلان تر، می توان به لزوم رابطه ی دو طرفه ولایت فقیه و مردم اشاره داشت. این جامعه و بالاخص اقشار فرهیخته درون آن چون جریان دانشجویی است که با بصیرت و شناخت دقیق و عمیق شرایط اجتماعی-سیاسی، بایدد خط شکن راه باشد و زمینه را برای ورود صریح تر رهبری در قضایا فراهم سازد. - حوادث پس از انتخابات، علاوه بر اینکه آزمونی برای بسیاری از جریان ها و گر.ه های داخلی بود، نمودی بود بر ماهیت عملکرد دول استکبار و اثبات اینکه آنها نه دشمن دولت و حکومت ایران، که بواقع دشمن "ملت ایران" هستند. امثال آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان، که از شیطنت های جریان شکست خورده در انتخابات ذوق زده شده بودند، از هیچ اقدامی جهت تقویت و تشدید نا آرامی ها و حمایت از تداوم تشنج، دریغ نورزیدند تا شاهد تاریخی دیگری باشد بر اینکه استکبار، واهمه ای از در افتادن با "اراده قاطع یک ملت" هم ندارد، با قید آنکه تامین منفعتش در این باشد. - وقایع 13 آبان ناگزیر ما را به وادی سیاست خارجی وارد می کند. بحث استکبارستیزی نه یک شعار کلیشه ای، که راهبردی مهم در تدوین سیاست خارجی در جمهوری اسلامی بایست باشد. علی رغم مواضع کلی قابل قبول در دول نهم و دهم در قبال مسائل سیاست خارجی، شاید بتوان ریختن قبح مذاکره و رابطه تسلیم جویانه با آمریکا را مصداق واقعی با پنبه سر بریدن دانست. این نه یک رابطه دو طرفه در شرایط برابر، که در واقع ذلت جمهوری اسلامی در برابر گستاخی های آمریکاست. علی رغم اصول بدیهی در مشی امام و تاکیدات مکرر رهبر انقلاب بر اینکه کوچگترین رابطه ای با شیطان بزرگ، منوط به اینست که این دولت از شیطنت های خود دست بردارد و حداقل حرکتی در تصحیح رویه ضد اسلامی و ضد ایرانی اش داشته باشد، له له زدن های دولت اصول شعار برای ارتباط، غیر قابل درک است. ناخودآگاه همین دو- سه روز گذشته را به یاد می آوریم و تصویب بودجه ی 55 میلیون دلاری پنتاگون برای مقابله نرم با جمهوری اسلامی! - آنچه در راهبرد سیاست خارجی بایست مورد توجه باشد، این است که معنای "استکبارستیزی" فراتر از قطع کردن رابطه با کشوری چون آمریکاست. معیار و ملاک در نوع رابطه با کشورها، به رویکرد آن کشور در قبال اسلام و منافع ملی( که اسلام هم از مهمترین آنهاست) باز می گردد. این اسلام ستیزی و جمهوری اسلامی ستیزی محض کشوری چون آمریکاست که مایه قطع رابطه با آن، در راستای دفع فتنه در کشور شده است. ولی متاسفانه در این موضوع، رویکرد منطقی در سیاست خارجی ما وجود ندارد. کشتار شیعیان یمن، این همسایه جنوبی ما، توسط دولت آن و در کنارش حمایت های بی دریغ آل سعود از این روند، از این جمله است. تاسف از اینکه کوچکترین واکنش عملی در این قبال، از سوی جمهوری اسلامی انجام نپذیرفته است. کوچکترین عملی چون تحریم دولت سعودی به اعزام حجاج ایرانی، از سوی ایران می تواند این دولت مصداق بارز "اسلام آمریکایی" را به "غلط کردم" بیندازد. - تبیعید اما در سال 43 که از مقاطع مهم تاریخ انقلاب اسلامی است، نیز جای توجه دارد. انقلابی که با اندیشه ای ناب، طی سالیانی دراز، با مجاهدت های و هزینه های فراوان، به نام "ملت ایران" به ثبت رسید. انقلابی که به معنای واقع "انقلاب مستضعفین" بود. همان ها که به تعبیر امام "ولی نعمتان" ما هستند در جمهوری اسلامی. ولی نعمتانی که خیلی زود، فراموش گشتند و چیزی جز "قشر مزاحم" خوانده نشدند. دولتی که بعد از جنگ و بلافاصله بعد از عروج حضرت روح الله، عزمش را جزم کرد بر تحریف مسیر انقلاب. طولی نگشید که مستضعفین به گناری رانده شدند و اشرافیت، شرف شد و شرافت. جریانی که هیچگاه، حتی تا به امرزو به پایان نرسید و هنوز در فضای کشور تنفس می کند. تنفسی که به ازای آن حاضر است نفس از خیلی ها برگیرد. در گذر زمان و در بحبوحه ی مسائل، آنچه مایه ی بازی بود، انقلاب بود. انقلابی که به تدریج توسط گروه ها و گروهک ها مصادره شد. جریانی که ادعای اصول داشتند و دارند، و حیائی برای استفاده ابزارگونه از این اصول ندارند. جریانی که ادعای خط امامی بودن داشتند و دارند، و ادعاهاشان گوش فلک را کر کرده، اما با شکستی ساده در برابر اراده ی رای ملت، خود را راضی می کنند به اینکه " اوجب واجبات" امام را موقتاً از "حفظ نظام" به "منفعت جناح" تغییر دهند. و البته اداهاشان در لاف "حق ملت"، جز حالت تهوع، حسی را در ما بر نینگیزاند. برخی ها که اگر چه عنوان "مسلمان پیرو خط امام" را در 13 آبان 58 یدک می کشیدند، و در زمان حیات امام، خودر ار یار شفیق وی می دانستند، پس از رحلتش از موضع استکبار ستیزانه با بدیل " گفتگو با جهان" و "دوستی با دشمنان" پائین آمدند. همانها که به جای تطبیق خود با گفتمان استکبارستیزی امام، عرضه می دارند که اگر امام هم بود می شد همگام ما. و البته با گذر از همه موارد، به سادگی فراموش می کنند محور و چکیده تفکر امام را که همانا "ولایت فقیه" باشد. به هر حال، اصل، همان گفته ی امام است که "ملاک، حال فعلی افراد است". و نه در این بین به سوابق مثبت افراد کار داریم و نه چپ یا راست بودنشان. - علی رغم لزوم وحدت ملی و اسلامی در برابر جریان قدرت های استکباری با دشمنان، که از جمله روز "ملی" استکبارستیزی را بر قواره 13 آبان نشانده، هنوز هستند جریانی که طمع قدرتشان، تفرقه را در این امر دلچسب تر می داند. همانها که بایست پاسخگو باشند متناقض نماهاشان که در یک طرفش دم زدن از "اسلام ناب" هست و "خط امام"، و در طرف دیگر، شعار "نه غزه نه لبنان، ..." در روز مقدس قدس. شاید فراموش شده این اساس گفتمان امام که اصل، اسلام است و بس. و شعبه های این تفرقه و لجاجت، همچنا پابرجاست. و متاسفانه هزینه آنرا بایست مردم بپردازند. - هرچه کنیم، عملکرد مسئولین محترم دانشگاه و رویکردشان در قبال این روز غیر قابل چشم پوشی است. اگر از عدم توجه و اهتمام آنها برای گرامیداشت این ایام بگذریم ( و در اینجا احترام میگذاریم و درود می فرستیم به روح مرحوم افضلی پور، موسس دانشگاه در کرمان و پایه گذار شالوده علم و معرفت در این استان، که مسئولین دانشگاه زحمت برگزاری مراسم صدمین سالگرد ولادتش را در "یک روز" از هفته کنونی به دوش کشیده اند)، با چه توجیهی می توان از اهتمام فوق العاده آنها جهت منع برگزاری هر نوع مراسمی توسط تشکل های دانشجویی گذر کرد؟ چگونه است که برای هر مورد و ناموردی هزینه های آن چنانی گذارده می شود و تمام امکانات دانشگاه بسیج می شوند، ولی برای آنچه امام براستی "انقلاب دوم" نامیده اند، از کارشکنی ای چون عدم واگذاری تالار وحدت به تشکل ها در بازه 13 آبان صرف نظر نمی شود، به بهانه های مختلفه. موردی که در این بین لازم به ذکر است دید امنیتی مسئولین دانشگاه و فراتر از آن وزارت محترم علوم به مسائل دانشگاه و دانشجویان است. اینگونه است که ملاحظه کاری با واهمه ی اینکه فلان تشکل مخالف و یا منتقد، به ابراز عقیده خود بپزدازد به آنجا میرسد که حتی از برگزاری برنامه تشکل دردانه خود گذشت می کنند. - جریان عدالتخواه، ضمن گرامیداشت این روز عزیز، پایبندی خود را به مبنای راه امام و رهبری و اصول "اسلام ناب" استکبار ستیز و عدالت محور و نه "اسلام امریکایی" قاعد و منفعل، اعلام می دارد و از وظایف سنگین خود، حمایت فعالانه و نه منفعلانه از جمهوری اسلامی که ثمره انقلاب اول و دوم، و حاصل خون دل خمینی کبیر و خون بهشتی ها و رجائی ها و مطهری هاست، می داند. عداللت خواهی و استکبارستیزی، دو مولفه در هم تنیده در این حرکت است. و البته این جریان بر مواضع خود پایدار است و تمام هزینه ها را به جان می خرد و نه چون برخی، پس از گذری از زمان، هزینه ها را از خود فرافکنیم. به امید طلوع روزگار عدالت
|
|
| |
|
|
|
نظرات کاربران :