پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

تحلیل دكتر ابراهیم فیاض از شكست اشرافیت در انتخابات دهم:
جریان اخیر در كشور ما باعث پیشرفت‎مان خواهد شد.  (ويژه)  

دكتر فیاض در گفت‎وگویی ضمن اشاره به این‎كه در جریان وقایع اخیر جامعه ماهیت پذیر شده و معانی جدیدی در طبقات مختلف اجتماعی ظهور پیدا كرده است، اظهار داشت: «الان طبقه مرفه جامعه خودش را به‎شدت در خطر می‎بیند. قشر دلال و زد و بند كن و شمال‎شهری تهران كه توانسته است یك شبه با فسادهای اقتصادی به ثروت‎های كلان برسد، با غلبه عقلانیت دارد احساس خطر می‎كند.»

  
 
سه شنبه 12 آبانماه 1388  

 

ستاد مردم‌شناسی و عضو هیئت علمی دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، همچنان كه تحولات اجتماعی اخیر ار محصول غلبه عقلانیت می‎داند، می‎گوید:
«برخی در انتخابات اخیر خواستند به فضای اشرافی‎گری دامن بزنند و شاخصه‎های اشرافی‎گری را پیروی كردند. توجه به این‎كه فلانی فرزند چه كسی است، داماد كدام قوم است و امثال اینها كه نشانه اشرافیت است. اوج روشنفكری آن‎ها شده بود اوج ضد عقلانیت. برعكس، طرف مقابل از عدالت برای همه و توزیع امكانات برای همه شهرها و روستاها حرف زد. این‎كه هر كس باید در جای خودش باشد؛ نظر به این‎كه چقدر تخصص دارد و این عدالت به‎معنای عقلانیت است. احمدی‎نژاد با این عدالت به سمت عقلانیت پیش می‎رود حالا این‎كه چقدر خودش متوجه این موضوع است، نمی‎دانم. اما دولت دهم باید توجه كند كه در این زمینه باید تئوریك این عقلانیت را بسازد و اگر این كار را نكند، سنگ‎ گردی می‎شود كه دارد سُر می‎خورد كه نمی‎توان به آن جهت داد. به‎نظر من احمدی‎نژاد در این انتخابات متوجه این موضوع شد و به نظر می‎آید می‎خواهد دولت تئوریك را تقویت كند و اگر نكند به ضرر خودش خواهد بود و جامعه باز‎تولید تئوریك نخواهد شد.»
اشاره این استاد دانشگاه به اظهارات زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی است كه یك روز پس از انتخابات، در گفت‌وگویی با بی‌بی‌سی فارسی ادعا كرد مردم آذری زبان فرزند خود و مردم لر، داماد خود یعنی میرحسین موسوی را تنها نمی‌گذارند و به كسی دیگر رأی بدهند و این، همه‌ی استدلال رهنورد برای تقلب در انتخابات بود؛ فردی كه موسوی در مناظره انتخاباتی خود از وی به‌عنوان روشنفكرترین زن ایرانی یاد كرده بود.
در تحولات اخیر چه اتفاقی برای ساختارهای اجتماعی ایران رخ داد؟ آیا این اتفاقات مثل همیشه فقط برگرفته از جریانات داغ سیاسی و انتخاباتی است یا در بین طبقات مختلف جامعه شاهد تحول ماهوی و كاركردی خواهیم بود؟ طبقه مرفه و طبقه پایین چه‎ نقشی را ایفا كردند و از این به بعد قرار است چه‎كار كنند؟
در انتخابات اخیر برای اولین بار وقایع سیاسی تبدیل به وقایع اجتماعی شدند یعنی مسایل از سیاست گذشت و به ساختار رسید كه سنتزی بود از اندیشه‎هایی كه در جامعه وجود داشت و به‎صورت تجسمی جلوی هم ظاهر شد. به همین دلیل هر دو طرف باورشان نمی‎شد كه چه اقشاری پشت سر آن‎ها ‎ایستادند. به‎عبارت دیگر، فهم ساختاری اجتماعی این جریان بر فهم سیاسی پیشی‎گرفت؛ خصوصا در بررسی‎های مردم‎شناختی و نه جامعه‎شناختی. این كه برخی جریان اخیر را جنبش دانشجویی یا اجتماعی می‎دانند كاملا غلط است؛ چون خیلی عمیق‎تر از یك جنبش دانشجویی یا اجتماعی است. در جریان اخیر، جامعه ما ماهیت‎پذیر شد و معانی جدیدی در طبقات مختلف اجتماعی ظهور پیدا كرد. الان طبقه مرفه جامعه خودش را به‎شدت در خطر می‎بیند. قشر دلال و زد و بند كن و شمال‎شهری تهران كه توانسته است یك شبه با فسادهای اقتصادی به ثروت‎های كلان برسد، با غلبه عقلانیت دارد احساس خطر می‎كند.
شما تحولات اجتماعی اخیر را محصول غلبه عقلانیت می‎دانید؟
بله، به نظر من آقای احمدی‎نژاد چه خودش بخواهد چه نخواهد، اولین قدم‎های عقلانیت را برداشته است. مانند همین طرح تحول اقتصادی كه یارانه‎ها را حذف می‎كند.
نتیجه این‎كه برخی طبقات اجتماعی متوجه شدند كه یك عده خوردند و امكانات عادلانه توزیع نشده. اولین بار بود كه شهرستان‎های ایران، تهران را مركز خود ندانستند. اولین بار بود كه قومیت‎های مختلف ایران خود را به‎طور مستقیم دخیل دانستند. من خودم شاهد بودم كه حتی قومیت‎های چپ كرد می‎گفتند كه دولت دیگر به ما نگاه ابزاری ندارد. كردها امروز از این دولت نسبت به دولت آقای خاتمی راضی‎تر هستند. چون به آن‎ها نگاه ابزاری نشده و به صورت جدی مؤثر واقع شدند.
برخی در انتخابات اخیر خواستند به فضای اشرافی‎گری دامن بزنند و شاخصه‎های اشرافی‎گری را پیروی كردند. توجه به این‎كه فلانی فرزند چه كسی است، داماد كدام قوم است و امثال اینها كه نشانه اشرافیت است. اوج روشنفكری آن‎ها شده بود اوج ضد عقلانیت. برعكس، طرف مقابل از عدالت برای همه و توزیع امكانات برای همه شهرها و روستاها حرف زد. این‎كه هر كس باید در جای خودش باشد؛ نظر به این‎كه چقدر تخصص دارد و این عدالت به‎معنای عقلانیت است. احمدی‎نژاد با این عدالت به سمت عقلانیت پیش می‎رود حالا این‎كه چقدر خودش متوجه این موضوع است، نمی‎دانم. اما دولت دهم باید توجه كند كه در این زمینه باید تئوریك این عقلانیت را بسازد و اگر این كار را نكند، سنگ‎ گردی می‎شود كه دارد سُر می‎خورد كه نمی‎توان به آن جهت داد. به‎نظر من احمدی‎نژاد در این انتخابات متوجه این موضوع شد و به نظر می‎آید می‎خواهد دولت تئوریك را تقویت كند و اگر نكند به ضرر خودش خواهد بود و جامعه باز‎تولید تئوریك نخواهد شد.
چیزی كه الان اتفاق افتاده این است كه جامعه به رهیافت‎های فرهنگی و اجتماعی برگشته و خودآگاهی طبقاتی رخ داده و زمانی‎كه طبقه‎ای از جامعه به خود آگاهی برسد، تحرك اجتماعی شروع می‎شود. در وقایع اخیر تحرك اجتماعی بیشتر در طبقه پایین جامعه بود؛ مثل شهرری كه این تحرك در آن ایجاد شد و اگر نبود فرمایشات رهبری این تحرك بالانشین‎های تهران را نابود می‎كرد.
آن‎چه كه در كشور پاكستان هم دارد اتفاق می‎افتد همین قصه است. مسلمان پاكستانی از كشورهای اسلامی طلبكار است و احساس می‎كند كشوری مانند عربستان دارد از او سوءاستفاده می‎كند. من در پاكستان بودم و دیدم كه در این كشور دارد خودآگاهی ملی شكل می‎گیرد.
در نتیجه باید به این تحول اجتماعی نگاه جدی داشته باشیم. اگر ما نتوانیم این تحولات را به دانشگاه ببریم و تبدیل به چارچوب تئوریك نكنیم، اوضاع خراب می‎شود و نتیجه درست حاصل نمی‎شود.
آقای دكتر! جامعه ایران به صورت سنتی و سال‎های بسیار متمادی دارای ساختارهای اشرافی‎گری و خان‎محوری با شكل‎های مختلف بوده. تحولی كه شما از آن می‎گویید به نظر می‎رسد در شكل و ظاهر جامعه اتفاق افتاده، اما آیا این تحول در ساختار هم رخ‎ داده؟ آیا تحولی كه از آن صحبت می‎كنید، توانسته ساختارهای سنتی جامعه ایران را بشكند؟
این ساختارها در جریانات اخیر شكسته شد.
اما مردم ما به این نوع ساختار عادت كردند و روش‎های این ساختار را بلدند. مبناهای اقتصادی ـ اجتماعی ما هم بر اساس تحولی كه می‎گویید، نیست.
ببینید! اشرافیت از بعد اجتماعی بر عرفان و احساس بنا شده. رام‎ا... هم در شمال شهر تهران راه افتاد، نه در بین مردم جنوب شهر. همیشه طبقه اشراف فكر می‎كند با ایجاد شكلی از عرفانی‎گری می‎تواند ویژگی خاصی در جامعه پیدا كند. حتی موردی را سراغ دارم كه برخی از این بالا‎نشین‎های تهران پول می‎دادند و یك نفر را از هندوستان می‎آوردند تا پرستشش كنند و او برای آن‎ها حرف‎های عرفانی بزند. آن‎ها هم گاهی می‎رفتند هندوستان تا این شخص را ببینند. این خدای هندی در ایران حدود صدوپنجاه نفر هم مرید داشت.
این نشان می‎دهد طبقه اشراف دارد خودش را با این عرفان می‎قبولاند، اما قشر پایین از عقلانیت خودش استفاده می‎كند و تحولی كه می‎گویم، غلبه همین عقلانیت است كه دارد عقل و فلسفه را به میدان می‎آورد. احمدی‎نژاد با كارهایی كه كرده، دارد همین مسیر را می‎رود. طعنه‎هایی كه احمدی‎نژاد به قم و به‎گروهای قدرتمند با پشتوانه بازار زد، صرف‎نظر از درست بودن یا غلط بودن و ارزش‎گذاری آن، در همین مسیر است. این عقلانیتی كه به‎صورت خام و نه تئوریك دارد ایجاد می‎شود همین است. مطالباتی هم كه در شهرستان‎ها و روستاها رخ داده و باز هم نمی‎گردد، پیرو همین عدالت و عقلانیت است كه همه اقشار دنبال حق خود هستند. امروز قوم‎های مختلف ایران اعم از كرد و بلوچ حق خود را می‎خواهد اما نه مانند دوره دوم خرداد بلكه می‎گوید من هم مثل بقیه ایرانی‎ها حق خودم را می‎خواهم و به‎جای حقوق انحصاری قومی خویش حق ملی خود را مطالبه می‎كند.
در جریان اخیر برخی به‎دنبال ادبیات اشرافی، آخوند اشرافی، عرفان اشرافی، توسعه اشرافی و... بودند كه دوره شاه هم بود. برخی اوایل انقلاب هم به همین دلیل با امام درگیر شدند. چرا آقای شریعتمداری با امام درگیر شد؟
چون اشرافیتی را ترسیم می‎كرد كه نتیجه‎اش بازتولید شاه بود. چیزی هم كه در دوره دوم خرداد اتفاق افتاد همین بود كه برخی كه در نظام بودند و از همین طریق بالاشهری شده بودند، آمدند تولید فرهنگ اشرافی و شمال شهری را كردند. در همین انتخابات هم برخی بازتولید تئوریك همان را انجام دادند. شمال شهری‎ها الله‎اكبر می‎گفتند و هنرمندان پیرو اشرافی‎گری از آن‎ها حمایت كردند اما هنرمندانی كه می‎خواستند كه برای توده مردم كار كنند در نقطه مقابل ایستادند.
حالا اگر این جریان مردمی با دانشگاه‎ها پیوند بخورد و به صورت تئوریك بازتولید بشود، عقل و فلسفه و علم و پیشرفت در دامن این جریان متولد می‎شود و رشد پیدا می‎كند.
تحولی كه از آن صحبت كردید صرف نظر از نتیجه‎گیری شما، طبیعتا انتقال قدرت‎های اجتماعی و اقتصادی از طبقه‎ای به طبقه‎ای دیگر را به دنبال خواهد داشت و شكل جدیدی را به‎جامعه خواهد داد. در ظاهر این‎طور به نظر می‎رسد و من این‎طور فكر می‎كنم كه جامعه بعد از پایان این تحولات، شباهت زیادی به‎ جامعه ماركسیستی خواهد داشت.
آیا مسیری كه شما می‎گویید به همان مقصد جامعه ماركسیستی ختم می‎شود؟
ماركسیست‎ها تلاش كردند روی طبقات پایین جامعه كار كنند و شكست خوردند چون كارگر ما عقیده دینی و اسلامی دارد. تحریكاتی هم صورت دادند، اما به سرعت شكست خورد.
وقتی در جامعه‎ای فراساختار وجود داشته باشد، تحولات طبقاتی نه به انقلاب و آشوب بلكه به رشد تبدیل می‎شود. یعنی جنوب شهر و طبقه پایین خودش را بازتولید و تولید می‎كند. طبقه مرفه هم به‎خاطر این‎كه عقب نیفتد این‎بار با تلاش و زحمت تولید می‎كند كه نتیجه این تولید پی در پی، پیشرفت كل جامعه را باعث می‎شود. عیب جامعه ما این بود كه تهران را به‎شدت بزرگ كردند و از آن‎جا كل ایران را خواستند اداره كنند. شیراز می‎بایست از تهران تقلید كند، كازرون از شیراز و روستاهای اطراف كازرون از این شهر كوچك تقلید می‎كردند، اما حالا برعكس شده، در تهران آش شیرازی را می‎خرند. دیگر فرهنگ غذایی این‎طور نیست كه شمال شهری تهران پیتزا را از ایتالیا بیاورد و بعد به شهرستان‎ها بدهد و روستایی هم بیاید در شهرستان پیتزا بخورد. امروز حتی بازی‎های فوتبال شهرستانی‎ها به‎مراتب بهتر و زیباتر از تیم‎های تهرانی است كه دارند نان اسمشان را می‎خورند.
كم شدن قدرت طبقه اشرافی و در مقابل افزایش قدرت طبقه پایین جامعه فقط در جامعه ما اتفاق افتاده و برگرفته از تحولات داخلی است یا به دنبال تحولاتی است كه در دنیا اتفاق افتاده؟
در دنیا هم برخی تحولات رخ داده، اما مسئله‎ای كه مهم است این‎كه تهران دیگر مركزیت ندارد كه تحولات جهانی از طریق آن به شهرهای دیگر ایران برسد. هر منطقه‎ای از ایران بسته به نوع تحولات و نوع ارتباطات و نیازها از تحولات جهانی تأثیر می‎گیرد و به همان نسبت تأثیر می‎گذارد.
احمدی‎نژاد هم همین كار را كرد. هیئت دولت خود را در سرتاسر ایران تشكیل داد. وزیر هم فقط تهران‎نشین نبود و این زمینه بازتولید همه شهرهای ایران شد. تأثیر آن حتی در جهان هم دیده می‎شود. اردوغان بازتولید ایران است. مواضع خودش را در برابر آمریكا و اسراییل روشن كرد و حالا با هیئتی دویست نفره وارد ایران می‎شود كه معلوم است می‎خواهند كار كنند. تحولات اخیر عربستان هم همین‎طور است. می‎بینند كه ایران به‎تنهایی به پیشرفت‎های زیادی دست یافته از انرژی هسته‎ای ‎گرفته تا رویان و درمان و... همین‎ها باعث تحول در درون خودشان و در نتیجه انقلاب می‎شود.
آینده این حركت در ایران و جهان چقدر روشن است، چه موانعی دارد، آیا اصلا ماندگار خواهد بود؟
ساختارهای جهان به‎ویژه خاورمیانه به‎صورت انحلالی به هم خواهد ریخت. كم كم ساختارهای عقلانی در كشورها و جوامع تولید خواهد شد. فرض بر این‎كه جنگ به وجود نیاید و موانع بزرگ جهانی شكل نگیرد. به نظر من در این شرایط اسراییل خود به خود حذف خواهد شد چون دیگر ارزش مالی نخواهد داشت كه بخواهد بماند. قرار بود خاورمیانه نفتی كنترل بشود. حالا اگر منابع انرژی غرب به صورت عقلانی تأمین شود و نفت بیست دلاری در غرب یكصدوبیست دلار عرضه نشود و فاصله طبقاتی غرب و شرق كم شود، آن وقت دنیا هم به اسراییل احتیاجی نخواهد داشت و هم ساختارهای پادشاهی و اشرافی خاورمیانه شكسته خواهد شد. قدرت اتحادیه اروپا هم به‎شدت كاهش پیدا خواهد كرد. در این میان، فرانسه و انگلیس كه ساختارهای اشرافی دارند شكست خواهند خورد كه البته الان هم كنار گذاشته شده‎اند. من هم حدود سه ماه قبل گفته بودم كه این دو كشور به‎زودی كنار گذاشته خواهند شد. در این میان، آلمان بالا می‎آید و اروپا را همراه با روسیه بازتولید خواهد كرد.
 
این تحولی است عقلانی كه در جهان در حال وقوع است و ما هم در آن هستیم و احمدی‎نژاد چه بداند و چه نداند، دارد این نقش را در ایران ایفا می‎كند. تا حالا برنامه‎ریزی‎هایی كه وجود داشته و به شكل ساختار در جامعه ایران درآمده به نوعی تابع سیستم اشرافی‎گری بوده و ساختار موجود بر اساس همین برنامه پیش می‎رفته. آیا تحولاتی كه می‎خواهد ساختارهای اجتماعی را به هم بریزد، دارای برنامه شده و هست یا صرفا بر اساس تحول پیش می‎رود؟
ببینید، در این چند سال اخیر دانشجویانی كه برای ادامه تحصیل از شهرستان‎ها به تهران می‎آیند از دانشگاه‎های تهران شاكی هستند و می‎گویند كه شما دارید نان اسمتان را می‎خورید. این نشان می‎دهد كه شهرستانی‎ها دارند تئوریك‎سازی می‎كنند. امروز كردستان دارد باسواد می‎شود و از تضاد‎گرایی دارند به نظم‎پذیر بودن و كاركردگرا بودن تبدیل می‎شوند و این تغییر ساختاری دارد در همه جای ایران اتفاق می‎افتد.در آخر هم بگویم كه كشوری موفق است كه مسایل سیاسی‎اش را به مسایل اجتماعی تبدیل كند و به آن بُعد بدهد و كشوری عقب‎مانده است كه مسایل اجتماعی‎اش را به مسایل سیاسی تبدیل كند.
جریان اخیر در كشور ما باعث پیشرفت‎مان خواهد شد؛ چراكه مسایل سیاسی دارد به مسایل اجتماعی تبدیل می‎شود و اگر ما موفق بشویم این را بازتولید تئوریك كنیم، قطعا پیشرفت خواهیم كرد.

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان