|
سخنرانی ترکش دوز در دانشگاه صنعتی شاهرود ( وبلاگ انقلاب سوم )
گزارش جلسه شاخصه هاي خط امام
(اخبارجنبش)
|
|
امام نگرشي جديد مطرح نمودند و از نظر ايشان هدف اصلي دين داري آباداني دنيا نيست بلكه اين مقدمه اي ست براي معرفت الله
|
|
دوشنبه 11 آبانماه 1388
|
|
شاخصه هاي خط امام ؛ امير حسين تركش دوز
امير حسين تركش دوز مدير سايت احياء به دعوت مجمع دانشجويان عدالتخواه دانشگاه صنعتي شاهرود به شاخصه هاي فكري امام در پنج حوزه فرهنگ ، حكومت ،سياست داخلي و خارجي و اقتصاد پرداخت .
تركش دوز با تاكيد بر اين مطلب كه از آنجايي كه ما امام را با مجموعه اي مي شناسيم كه با صحيفه نور و صحيفه امام مشهور شده من اتكام رو روي همين مجموعه قرار دادم گفت : صحيفه نور متن خاصي ست و مي دانيد كه سامان بندي نيست . كه از باء بسم ا... تا تاي تمت نوشته شده باشد . در نتيجه براي فهم اصول فكري امام اگر مبناي ما صحيفه نور باشد. خيلي تلاش فكري بايد به خرج بدهيم و يك سلسله ضوابط را بايد رعايت كنيم.
ضابطه اول اين هست كه فراز به فراز صحيفه را كه مي خوانيم در ضمن فضاي تاريخي قرار بدهيم .
ضابطه دوم : جامعه نگري مي باشد.
سومين ضابطه كه بي ارتباط با دو ضابطه اول نيست اين است كه سعي بكنيم اصول فكر امام را استخراج بكنيم. و در حد موضوعات تاريخي متوقف نمانيم .
وي گفت : اگر بخواهيم نظام فكري امام را طرح بكنيم اولين محوري كه بايد به آن بپردازيم دين شناسي خاص امام ست.
تركش دوز با اشاره به اينكه نگرش هاي مختلفي در مورد دين وجود دارد از جمله نگرش تجربي به دين افزود :اين نگرش معتقدست كه پيام انبياء اين بوده كه طبيعت را مورد مطالعه قرار بدهيم و از اين طريق خدا شناخته مي شود و مهمترين كاركرد دين هم آباداني دنيا ست.صاحبان اين نگرش بيشتر به فوايد دين داري تاكيد ميكردند. و معتقد بوده آن روش و منشي كه در غرب رايج شده مراد انبياء بوده ست . صاحبان اين رويكرد سعي مي كردند مفاهيمي كه در چارچوب تجدد طرح شده برايش ترجمان اسلامي ارائه كنند.
اين نگرش دو شاخه دارد. نگرش اول دين داري معطوف به آباداني دنيا را به شكل ايدئولوژيك مي فهميد و جو گيري انقلابي داشت . مثل مجاهدين خلق و دكتر شريعتي.
نگرش دوم نگرش آزاد منش بوده و بيشتر روي ايده آزادي به همان تعريف غربي آن تاكيد كرده گرچه تعريف غربي را به تمامي نمي پذيرفت كه مرحوم مهندس بازگان نيز داراي چنين نگرشي بود.
وي افزود :اما امام نگرشي جديد مطرح نمودند و از نظر ايشان هدف اصلي دين داري آباداني دنيا نيست بلكه اين مقدمه اي ست براي معرفت الله . حتي انقلاب كردن ، اقامه عدل و قسط كردن هم مقدمه ست براي اينكه انسان صاحب يك سري معنويات و فضايل اخلاقي بشود.
امام در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان در سال 66 مي فرمايد:
"تمام تشكيلات اسلام از صدر تا كنون و تمام تعاليم انبياء معنويات اسلام ست ، عرفان اسلام است و در راس تمام امور معنويات واقع است و تشكيل حكومت نيز براي همين ست.البته اقامه عدل هست لكن غايت نهايي معرفي خدا و عرفان است."
بنابراين امام هدف دين را به صورتي بنيادين بيان مي كند و نه بر اساس اهداف دنيوي.
تركش دوز با اشاره به اين مطلب كه اين حرف ها در دهه هاي 40 و 50 عجيب جلوه مي نمود به طوري كه شنوندگان گمان بر از بين بردن چهره انقلابي را از دين مي گيرد گفت : در حالي كه امام بنيادي ترين حركت هاي انقلابي را در كشور سامان دادند.
وي ادامه داد :از اين پارادوكس ها در كلام امام زياد مشاهده مي شود.ايشان در بعضي از فرمايشات كاملا فردي معنوي و فردگرا طرح مي شود و در بعضي ديگر شخصيتي جمع گرا و انقلابي .
اگر اينها را با توجه به سه ضابطه بالا نگاه نكنيم ذهن پريشان مي شود.در صورتي كه اين طور نيست و اين به خاطر آن است كه مي خواهيم امام را در چار چوب كليشه هاي ذهني خودمان قرار دهيم و امام كليشه پذير نيست.
امام نه در چارچوب كليشه سنتي ست و نه تجدد . نه مرتجع ونه اباحه گر و نه لا ابالي. نه چپ ست و نه راست.
همه ارزش هاي مثبت را دارد و اين پديده خاص در تاريخ است.
وي در ادامه خاط نشان كرد :امام به شدت با گرايشاتي كه اسلام را مكتبي فارغ از مبارزه جلوه مي دهد واكنش نشان مي دهند و مقابله مي كنند.
و اين مفهوم اسلام آمريكايي كه امام طرح كردند مفهوم جديد نبود و قبل از ايشان سيد قطب در جهان عرب از اسلام آمريكايي سخن گفته ولي امام براي اين مفهوم معنا و مولفه هاي جديدي قرار داد . خصوصيات اسلام آمريكايي را در نامه خود به سيد حميد روحاني (مورخ 25/10/67 جلد 21 صفحه 240) مي فرمايند : "شما بايد نشان دهيد كه مردم چگونه عليه ظلم ، تحجر ، واپسگرايي قيام مي كنند و فكر اسلام ناب محمدي (ص) را جايگزين اسلام سلطنتي ، اسلام سرمايه داري ، اسلام التقاط و در يك كلمه اسلام آمريكايي كردند."
شما مي بينيد كه چطور هم خصوصيات معنوي و تهذيب نفس و هم كاركردهاي اجتماعي دين را مورد توجه قرار مي دهند.
ايشان در سخنراني هاي متفاوت به معنويات اسلام از جمله به نقل از استاد شان آيت ا... شاه آبادي به اهميت دعا تاكيد دارند و ميگويند دعا قرآن صاعد ست و توصيه مي كنند كه از دعا ره توشه معرفتي و معنوي برداريد.از طرف ديگر ايشان مي بينيد به خطر اسلام آمريكايي مي پردازد و مي فرمايند اسلام آمريكايي كاركرد هاي اجتماعي سياسي دين را دچار اعوجاج كرده و مي بينيد كه هر دو خصوصيت در عين حال كه متعارض جلوه مي كند - كه البته اين طور نيست - در امام جمع است. و همين جمع شدن ها امام را شخصيتي خاص نشان مي دهد . لكن هيچ كس شبيه امام نيست . بديل امام نيست. هيچ كس ادل امام نيست.
امام معتقد بود اسلام آمريكايي معتقدانه به اسلام نمي نگردو شما مي بينيد كه در فرمايشات ايشان هم تاكيد بر معنويات و تهذيب نفس به چشم مي خورد و هم خطر اسلام آمريكايي .
ايشان در يكي از پيا مهاي حج خود جمله اي تاريخي دارند كه دين شناسي امام را به خوبي معرفي مي كند.
" هاشا كه خلوص عشق موحدان جز به برائت از مشركان حاصل نگردد"
ايشان گفت: دين امام ديني ست كه هم تولي دارد و هم تبري .هم اثبات بود و هم سلب . هم توحيد بود وهم برائت از شرك .خيلي از اسلا م ها در حد توحيد باقي مي ماند و حاضر به مبارزه نيستند.
تركش دوز يكي ديگر از خصوصيات دين شناسي امام را نوانديش بودن ايشان دانست و گفت :
امام به شدت مخالف تفسير به راي قرآن بودند و از طرفي معتقد بودند نبايد به يك تفسير از دين توقف كنيم منتها نكته مهم اينجا ست كه مبناي تحول را چه مي دانستند؟بيرون منظومه دين داري يا درون آن؟
وي افزود :مبناي تحول ديني درون دين تعبيه شده و نيازمند به يك نيروي محركه بيرون نيستيم. ايشان اگر قائل به تحول در معرفت ديني مي باشند از طرف ديگر معتقد است كه اين تحول بايد به مقتضاي عدالت سامان بپذيرد.
اين محقق و پژوهشگر با تاكيد به اين مطلب كه امام در عرصه فتوا هم هم به فتاواي جديدي رسيدكه اين فتاوا نه مقتضاي اراده متجددان بود و نه متقدمان خاطر نشان كرد : مثلا در مورد حقوق زنان امام قائل به رأي دادن زنان است در صورتي كه خيلي از بزرگان چنيني اعتقادي نداشتند.
امام از يك از طرف قائل به ضابطه مند بودن فهم ديني است و از طرف ديگر معتقد است كه فهم ديني نمي تواند ثابت باشد.
مثلا در ديداري با اعضاي شوراي مديريت حوزه كه در اواخر عمر شريفشان هست در فرمايشي كه ناظر به خصوصيت اول هست ايشان به شدت در مقابل خط مشي هايي كه مي خواهد فقه سنتي را مخدوش كند مي ايستد و مي فرمايد همان طور كه مباني فقهي و اسلامي را تحويل ما دادند ما هم تحويل آينده ها بدهيم گروه هاي مختلف به اين حوزه نظر دارند بايد مراقب بود و شما هميشه با حضرات مراجع و ساير بزرگان مشورت كنيد .
تركش دوز افزود: شايد اين طور برداشت شود كه امام طرافدار كهنه انديشي و جمود است، اينطور نيست. امام اين چاچوب را مي خواهد حفظ كند چون به خلوص دين و انضباط و معيارمند بودن در نوانديشي تاكيد دارند . مي بينيد در كنار همين فرمايش ، فرمايش ديگري دارند كه فهم هاي راكد از دين را مورد انتقاد قرار مي دهند مثلا مكاتبه اي دارند باوقتي مرحوم آيت الله قديري فتواي امام در مورد شطرنج را مورد نقد قرار مي دهند امام مكاتبه اي با وي دارند كه قابل تامل است اين مكاتبه هم نشان دهنده فهم امام در مورد غرب است و هم نشان دهنده فهم امام در مورد نو اندشي ديني است.
ايشان مي فرمايند: " اين جانب لازم است از برداشت جناب عالي از اخبار و احكام الهي اظهار تاسف كنم بنا بر نوشته جناب عالي زكات تنها براي مصارف فقها و ساير اموري است كه ذكرش رفته ، اگربرداشت جناب عالي را در نظر بگيريم بايد احكام را در همان چارچوب هاي تاريخي محدود بدانيم حال آنكه چنين نيست، بايد اينها را مورد بازنگري قرار بدهيم اما بازنگري منضبط".
بعضي ها بازنگري را فراموش كرده و جانب تحجر را پيش مي گيرند و بعضي ها منضبط بودن را فراموش مي كنند و دچار غرب زدگي و تجدد و بي بند و باري مي شوند . پس اجتهاد در درون متن با توجه به ضوابطي كه خود متن ارائه داده و با توجه به نيروي محركه اي كه در خود دين هست .
تركش دوز يكي ديگر از خصوصيات دين شناسي امام را تاكيد بر مناسك ديني دانست و افزود : بعضي از دين شناس ها معتقدند مناسك يك امر حاشيه اي و تاريخي است مثلا معتقدند ما نيازي به عزاداري سنتي نداريم . ولي امام در اولين محرم بعد از انقلاب به صراحت مي فرمايد عزاداري سيدالشهدا بايد به همان شكل سنتي باقي بماند ولي مي بيني هان عزاداري سنتي را پالايش مي كند مثل بعضي از نوحه خواني هلي غلط و قمه زني ها را مورد نقد قرار مي دهد در يكي از فرمايشات مي فرمايد :(جلد 16 ص 345)" شايد غرب زده ها به ما بگويند ملت گريه يا شايد خودي ها هم نمي توانند تحمل كنند كه يك قطره اشك چقدر ثواب دارد آن ثواب هايي كه براي ادعيه ذكر شده است براي جهت سياسي دعا هم هست" .
بعد مي فرمايند: " بايد بعد سياسي مناسك را هم فهميد".
تركش دوز افزود : بحث ديگر سياست داخلي كه مورد نظر امام است . امام يك ايده را كه در عرصه سياست داخلي اعمال كرد ولايت فقيه بود. ولايت فقيه از نظر امام تئوري جامعي است كه زندگي مسلمين را در دوران غيبت در تمامي ابعاد به خوبي اداره مي كند . ايشان به صراحت در صحيفه نور مي فرمايد : " بهترين اصل قانون اساسي ولايت فقيه است .
وي گفت : امام در اواخر عمر از ولايت فقيه به عنوان ولايت مطلقه ياد مي كنند . واژه مطلقه يك اصطلاح عرفاني است امام در كتاب مصباح الهدايه كه در سن 27 سالگي نوشته شده است آنجا هم وقتي مي خواهند توصيف كنند مي گويند : ولايت معصومين ولايت مطلقه بوده است و معتقد است ولايت فقيه شعبه اي از ولايت معصوم است .
مطلقه بودن به معناي اين است كه گستره اختيارات حاكم را بيان مي كند نمي خواهد بگويد در اين گستره وسيع
اعمال اقتدار حاكم بدون ضابطه صورت مي گيرد .
معاون اسبق موسسه دين و اقتصاد گفت: بخش ديگر حوزه فرهنگ است . مثلا در انقلاب فرهنگي اصلا خود امام مبدع اين حركت است . قبل از اينكه ايده انقلاب فرهنگي توسط برخي دانشجويان طرح شود امام حتي قبل از انقلاب به كرات روي اين موضوع تاكيد دارد كه فرهنگ شاهنشاهي ، فرهنگ غرب زده بايد تحول پيدا كند . التقاط در فرهنگ اسلام يك آسيب است . در پيامي به اتحاديه انجمن هاي اسلامي در اروپا در سال 56 مي فرمايد :" مبادا كساني جزو شما باشند كه معتقد به افكار اسلامي و ملزم به رعايت كردن آنها نباشد . گمان نكنيد زيادي افراد شما را به مقصود مي رساند . امام حتي در آن برحه با چنين حساسيت هايي خيلي ها را از خودش دور مي كرد . وي خاطر نشان كرد : حساسيت نسبت به التقلط يكي ديگر از حساسيت هاي امام در فرهنگ است .
مدير سايت احيا گفت: در حوزه سياست خارجي اولا امام با اقدامات بي ضابطه و ماجراجويانه مخالف است . امام زماني كه رهبري نظام را به عهده داشتند يك جماعتي از سياسيون با محوريت مهدي هاشمي معتقد بودند كه ما بايد رابطه را با دولت ها تعطيل كرده و رابطه با جنبش هاي آزادي بخش جايگزين آن شود و به صراحت هم هواپيما ربايي، گروگان گيري و ترور را هم موجه مي دانستند آن هم با رويكرد خاصي كه خودشان داشتند اما مي بينيد كه امام جلوي اين گروه مي ايستد . و مي فرمايند: "امروز دنيا مانند يك عائله و يك شهر است ما نبايد با آنهايي كه ما را اذيت نمي كنند رابطه داشته باشيم و رابطه ها را مستحكم تر كنند ، آن هايي كه غرض ندارند ما هم با آنها غرض نداريم منتها نبايد تحت سلطه خارجي باشيم " .
اما از جهت ديگر مي بينيد كه امام حكم اعدام سلمان رشدي را هم داده است. برخورد قاطع در چارچوب فكر آنها پذيرفته شده است چون از نظر امام در قصاص حيات است . " و لكم في القصاص حيات يا اولي الباب " آنها اين را در ضوابط شرعي نمي ديدند و بدون ضابطه عمل مي كردند.
در فرازي از پيام قطعنامه مي فرمايند :" مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به كشور ما نيست .
هدف اين مبارزه خشكانيدن ريشه هاي كمونيزم و سرمايه داري در جهان است .
اين استاد دانشگاه با اشاره به اين مطلب كليد واژه هاي فرمايشات امام را بايد رعايت بكنيم گفت: مثلا يكي از كليد واژه ها استعمار است كه نه تنها نبايد بي تفاوت بود بلكه بايد در برابر اين پديده ها هم بايد موضع گرفت .
مثلا امنيت يكي ديگر از تئوري هاي امام در باب سياست خارجي است. يك نگاه اين است كه امنيت وضع موجود را حفظ كنيم و مرزهاي مكتبي را كمرنگ تر و كمرنگ تر كنيم . اين يك تز است اما امام در مقابل اين نگرش يك نگرش بديعي هم دارد .
مي فرمايند:"نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شويد و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور شويد. هميشه با چشماني باز به دشمنان خيره شويد و آنان را آرام نگذاريد و اگر آرام گذاريد لحظه اي آرامتان نمي گذارند ."
مي گويد در مقابل دشمن دفاع هم نكينيد و اين يك نگرش فعال است و البته در آخر پيام هم مي فرمايد نبايد چارچوب هاي رسمي را نقض كنيد .
وي با بيان اينكه در حوزه اقتصاد جنگ فقر و غنا يكي از ايده هاي محوري در ادبيات امام است افزود : يك عده بودند كه معتقد بودند كه فقر طبيعي است و دولت اسلامي در اين رابطه وظيفه اي ندارد علاوه بر ان امام يك تاكيد دارند كه دولت نبايد كارفرماي مطلق باشند و به شدت علاقه مند به مشاركت مردم در حوزه اقتصاد هستند منتها يك مشاركتي كه معناي سرمايه سالارانه نداشته باشند.
امام در دهه 60 هم مسائل بازار را در نظر مي گرفتند و هم مسايل دولت را . به همين جهت مي بينيد امام نه چپ است و نه راست . و به خاطر همين ويژگي ها يك شخصيت استثنايي در تاريخ است.
|
|
| |
|
|
|
نظرات کاربران :