پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

نقدی بر استحاله ی خط امام در وقایع اخیر
وقتی امام سازش کار می شود...!  (ويژه)  

آنچه که در این ایام رخ داد به طور مشخص استحاله در آرمان ((استکبار ستیزی و حمایت از مستضعفان جهان)) بود که متاسفانه به نام ((خط امام)) نیز صورت گرفت. البته شکی نیست که به مرور زمان و روشن شدن بیشتر مواضع این جریان و نمایان شدن زاویه انحراف شدید آن، به صورت گسترده‌ای از حامیان این جریان کاسته شد و یقیناً اکنون که کار به حذف شعار ((مرگ بر آمریکا)) و ((مرگ بر اسرائیل)) و زیر سوال بردن آرمان ((فلسطین)) با شعارهایی نظیر ((نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران)) کشیده شد با قاطعیت و اطمینان می‌شود گفت که حامیان این تفکر کاملاً در این مرحله از توده‌ی مردم جدا شده و به طبقه‌ای بسیار اندک از دانشجویان و افرادی انگشت شمار محدود گشته است.

  
 
دوشنبه 11 آبانماه 1388  

 

معاندین یک تفکّر یا فرهنگ، جهت مقابله با آن همیشه از راه ((تقابل مستقیم)) یا روش ((حذف رقیب)) وارد کارزار نمی‌شوند. بسیاری از اوقات، جبهه‌ی مخالف نه از راه انکار رقیب؛ که از راه غیر مستقیم و نرم ((استحاله)) پیش می‌آید. انقلاب اسلامی ملت ایران در سال 57 که از حیث مبانی و راهبردها به طرز عجیبی در جهت مصالح مستضعفان جهان و به تبع آن به خلاف مصالح  ابرقدرتها انجام شد، (1) به صورت خاص‌تر از این قاعده مستثنی نبوده است و هر کس که تصور کند دشمن و توطئه توهم است یا در خوابی عمیق فرو رفته و یا خود را به خواب زده است. این جریان استحاله گر در دوران پس از انقلاب را می توان در تغییر پارامترهایی مانند ساده زیستی، قناعت و مبارزه با فقر و یا در حوزه‌هایی چون زنان و خانواده و ده‌ها مورد دیگر، رصد و ردیابی کرد که در آن هجمه‌ی فرهنگی موجب شد تا به عنوان مثال تنها یک دهه پس از انقلاب مستضعفان احساس کنند که حمایتی که باید از آنان می‌شد کمرنگ شده است. در این نوشته به عنوان شاهد مثالی برای این ادعا، به مقوله‌ی ((استکبارستیزی)) و به صورت خاص‌تر مقابله با شیطان بزرگ یعنی ((آمریکا)) می‌پردازیم. در بررسی گفتمان انقلاب (که خط امام نیز به عنوان مهمترین شاخصه و مفسّر این گفتمان، باید مد نظر گیرد) به هیچ عنوان نمی‌توان شاخصه‌ی استکبارستیزی و تلاش برای حمایت از مستضعفان جهان را نادیده گرفت و یا حتی جزئی پنداشت. در گفتمان انقلاب حتی تضادی بین وجود مشکل در داخل کشور (در حالی که در جهت رفع این مشکلات تلاش شود) و حمایت از مستضعفان جهان وجود ندارد. اما جریانی که همواره به طور مستقیم یا غیر مستقیم، علنی و یا غیر علنی از حمایت استکبار جهانی نیز برخوردار بوده با استفاده از ترفند بالا، بدون اینکه این تفکّر را انکار کند یا بخواهد آن را از گفتمان انقلاب حذف کند سعی در استحاله‌ی این مفهوم داشته است. این جریان در برهه‌ای با طرح مسئله در حوزه‌های نظری و تئوریک (که بیشتر با هدف تاثیر روی نخبگان یا مدیران نظام صورت می‌گرفت) و گاه نیز با طرح احساسی مسئله (که هدفش بیشتر همراه کردن عامه‌ی مردم با خود بوده است) به این کار مبادرت ورزیده است. مباحثات مورد توجه در برخی محافل سطحی و کم عمق دانشجویی در سال‌های گذشته و اتفاقاتی که قبل و بعد انتخابات ریاست جمهوری در قالب ارائه‌ی برنامه انتخاباتی، طرح شعار، دیوار نوشته، وب نگاری و مانند آن پیش آمد مثالی از نوع دوم می‌باشد که در اینجا نگاهی به وقایع اخیر خواهیم داشت.

خواننده باید توجه داشته باشد هدف این نوشته به هیچ وجه بیان سخنان انتخاباتی نیست و نباید این ذهنیت ایجاد شود که نویسنده در پی حمایت از فرد خاصی است، چه اینکه نگارنده بر این عقیده است که همواره فضای انتخاباتی به غلط و با دلایلی که تا حد زیادی قابل کنترل است بیش از حد در دوران قبل و بعد انتخابات بر فضای فرهنگی، سیاسی و حتی علمی کشور احاطه می‌یابد. ولی این نیز قابل انکار نیست که این نوشته در هر صورت موافق و مخالفینی خواهد داشت (و جز این هم نمی‌توان انتظار داشت) که باید به صورت علمی و منطقی در فضایی آزادانه و در حکومت اخلاق مورد مباحثه و مناظره قرار گیرد. لذا انتظار نویسنده از خوانندگان این است که در مواجهه‌ی خود با این چند سطر، نکته‌ی مذکور را مد نظر داشته باشند.

آنچه که در این ایام رخ داد به طور مشخص استحاله در آرمان ((استکبار ستیزی و حمایت از مستضعفان جهان)) بود که متاسفانه به نام ((خط امام)) نیز صورت گرفت. البته شکی نیست که به مرور زمان و روشن شدن بیشتر مواضع این جریان و نمایان شدن زاویه انحراف شدید آن، به صورت گسترده‌ای از حامیان این جریان کاسته شد و یقیناً اکنون که کار به حذف شعار ((مرگ بر آمریکا)) و ((مرگ بر اسرائیل)) و زیر سوال بردن آرمان ((فلسطین)) با شعارهایی نظیر ((نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران)) کشیده شد با قاطعیت و اطمینان می‌شود گفت که حامیان این تفکر کاملاً در این مرحله از توده‌ی مردم جدا شده و به طبقه‌ای بسیار اندک از دانشجویان و افرادی انگشت شمار محدود گشته است. اما از آنجا که در این میان و در قشری که بعضاً تا میانه‌ی راه همراه این جریان بوده است تفسیری غیر واقع از ((خط امام)) صحیح‌تر نمود، لازم است تا با مراجعه به سخنان امام خمینی (ره)، دید که مواضع ((خط امام)) در قبال ((استکبارستیزی)) چه بوده است؛ شاید از این راه فرصت قضاوت بهتر عملکرد این جریان فراهم گردد. این موضوع از آن جهت مهمتر می‌نماید که جریان استحاله‌گر مدام سعی داشته وضع موجود کشور و رویکردهای رهبری را نیز حتی در خارج از مسیر ((خط امام)) جلوه دهد. البته خوشبختانه به قدری مواضع امام در این باب روشن و صریح است که به راحتی و با دیدن تنها یک جمله شاید بتوان لااقل این را فهمید که ادعاهای جریان استحاله‌گر چیزی جز دگرگونی و ((قلب)) خط امام نبوده و نیست. حتی با بازخوانی گفتمان امام، حتماً خواننده در خود احساس بازخواست از اهالی دولت برای اجرای کامل خط امام خواهد یافت.

1- یکی از نکاتی که در این روزها و قبل از آن بسیار مطرح شد این بود که ((چرا ما غرب را تحریک می‌کنیم؟ اگر ما نگوییم مرگ بر اسرائیل، آنها نیز مزاحمتی برایمان ایجاد نخواهند کرد.)) در طرف مقابل امام خميني (ره) مي‌گويند: «ما طرفدار مظلوم هستيم، هر كسي در هر قطبي كه مظلوم باشد ما طرفدار آنها هستيم.» (2) و باز: «تكليف اسلامي مسلمانان است كه اگر كسي مظلوم واقع شد، بايد به آنان كمك كرد.» (3) و باز: «ما به پيروي از اسلام بزرگ، از جميع مستضعفان حمايت مي‌كنيم.)) (3) به آسانی ملاحظه می‌گردد امام، مبارزه علیه اسرائیل را منوط به ایجاد مزاحمت از سوی آنان نمی‌داند بلکه مبارزه‌ی با اسرائیل به جهت مبارزه با ظالم برای مسلمانان و حکومت‌های مسلمین اصالت دارد.

2- در برخی مباحث اتفاقات اخیر، جریان استحاله‌گر، سعی داشت ضمن وانمود کردن اعتقاد خود به مقوله‌ی استکبار ستیزی، بگوید که از نظر امام، وقتی که ما در داخل کشور مشکل داریم نمی‌توان و نمی‌بایست همچنان در فکر مشکل فلسطین و قدس و لبنان بود. این جریان در این زمینه از عبارت امام مبنی بر این که ((راه قدس از کربلا می‌گذرد)) استفاده کرده و سعی کرد تا از این عبارت این گونه درس بگیرد که چون زمان جنگ تحمیلی، امام با این جمله رزمندگان و فرماندهان را از توجه به فلسطین منع کرده و از آنجا که امروز کشور ما در لبه‌ی پرتگاه (!!) قرار گرفته پس کمک به مستضعفان جهان شایسته و روا نمی‌باشد. اما امام خمینی (ره) دقیقاً در جمله‌ای گویا خواسته‌اند جواب این جریان در امروز را بدهند. به فرموده‌ی ایشان ((‌آنچه كه موجب تاسف بسيار است كه ابر قدرت‌ها به ويژه آمريكا با فريب صدام با هجوم به كشور ما، دولت مقتدر ايران را سرگرم دفاع از كشور خود نمود تا مجال به اسرائيل غاصب تبهكار دهد تا به نقشه شوم خود كه تشكيل اسرائيل بزرگ كه از نيل تا فرات است اقدام نمايد.))(5) امام همان زمان حتی جنگ هشت ساله را عاملی برای تمرکز دادن توجه ایران به مناطق جنگی و در نتیجه غفلت از مساله‌ی قدس دانستند. یعنی در اوج جنگ نیز، قدس مساله‌ی اصلی بود نه جنگ تحمیلی. حال چگونه است که در حالی که نه جنگی است و نه بحرانی، این جریان خواهان کنارگذاشتن آرمان قدس می‌گردد؟

تأکید امام، بر این مسئله تا جایی است که معتقدند اگر کشوری در امر مبارزه با اسرائیل کوتاهی کرد باید سایر حکومت‌های مسلمین علیه آن به پا خیزند: ((اگر دولتي در اين امر حياتي كه براي اسلام پيش آمده كوتاهي كرد بر ديگر دولت‌هاي اسلامي لازم است كه با توبيخ و تهديد و قطع روابط او را وادار به همراهي كنند.))(6)

3- افترای دیگری که بر خط امام زده شد این بود که این جریان آرمان ((فلسطین)) از لحاظ اهمیت و ارزش به سطح مسائل مادی و معیشتی تنزل داد؛ به گونه ای که مشکلات اقتصادی یک حکومت بهانه‌ مناسبی جهت دوری از دشمنی با اسرائیل است. حال آنکه از منظر امام ((چون احتمال خطر متوجه به اساس اسلام است لازم است بر دول اسلامي بخصوص و بر ساير مسلمين عموما كه رفع اين ماده فساد را به هر نحو كه امكان دارد بنمايند و از كمك به مدافعين كوتاهي نكنند و جايز است از محل زكوات و ساير صدقات در اين امر مهم حياتي صرف نمايند.)) (7) به راحتی قابل فهم است که امام به مسأله‌ی قدس بسیار فراتر از این مسائل مادی می‌نگریستند و حتی در جایی دیگر در جلد سیزدهم صحیفه‌ی نور، بدون اکراه یا احساس حقارت، مقابله با آمریکا را برای کشورمان همراه هزینه و مشکلاتی دانستند: ((اگر ما با آمريكا و ساير ابرقدرت‌ها كنار آمده بوديم گرفتار اين مصائب نبوديم ولي مردم ما ديگر به هيچ وجه حاضر نيستند تن به خواري و ذلت دهند.)) واضح است که بر مبنای این سخن، حتی انزوای ایران در بین کشورهای دیگر نمی‌تواند عامل حقارت ملت اسلامی تفسیر شود. (8)

4- برخی اوقات نیز عده‌ای از سر کج فهمی یا غرض ورزی، مدعی می‌شدند که هر چند باید با اسرائیل و آمریکا مقابله کرد اما بهتر است برخی جاهادست به سازش بزنیم و به نوعی تشنج زایی نکنیم. در پاسخ امام پیش از این فرموده‌اند: ((امروز روزي نيست كه به سيره سلف صالح بتوان رفتار كرد، با سكوت و كناره گيري همه چيز را از دست خواهيم داد.)) (8)

5- تلاش دیگر این جریان این بود که آمریکا، نماینده‌ی اصلی استکبار جهانی نیست و از این طریق سعی داشتند تا هدف حملات و مواضع استکبارستیزانه‌ی مردم را از آمریکا به سمت روسیه و چین سوق دهند. صرفنظر از اینکه این آمریکاست که با طرح ((درد زایمان خاورمیانه)) قصد تشکیل ((خاورمیانه‌ی بزرگ)) را برای رسیدن به اهداف ضد اسلامی یا اقتصادی خود داشته و در قریب به اتفاق ناآرامی‌های امروز جهان پای آمریکا مشاهده می‌گردد، در این نوشتار به خط امامی می‌پردازیم که سردمداران این جریان ادعای آن را داشته و برایش احساس خطر نموده‌اند. امام (ره) اما صریحاً آمریکا را دشمن شماره ی یک محرومان جهان معرفی نموده اند: ((مسلمانان حاضر در مواقف كريمه در هر ملت و مذهب كه هستند بايد به خوبي بدانند كه دشمن اصلي اسلام و قرآن كريم و پيامبر عظيم الشان صلي لله عليه و آله و سلم ، ابر قدرت‌ها خصوصا آمريكا و وليده فاسدش اسرائيل است كه چشم طمع به كشورهاي اسلامي دوخته و براي چپاول مخازن عظيم زير زميني اين كشورها از هيچ جنايت و توطئه‌اي دست بردار نيستند.)) (9) ((مهمترين و دردآورترين مساله‌اي كه ملت هاي اسلامي و غير اسلامي كشورهاي تحت سلطه با آن مواجه است موضوع آمريكاست. دولت آمريكا به عنوان قدرتمند ترين كشورهاي جهان براي بيشتر بلعيدن ذخاير مادي كشورهاي تحت سلطه از هيچ كوششي فروگذار نمي كند. آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است.)) (10)

6- دسته‌ی دیگری از این ادعاها نیز سعی داشت تا وانمود کند امروز دیگر دوران مبارزه با آمریکا و استکبار جهانی به سر رسیده است و دیگر شعار مرگ آمریکا و اسرائیل کافیست. اما امام خمینی (ره) ضمن اینکه در یک جا جنگ با آمریکا را ابدی دانسته‌اند: ((ما تا آخر عمر علیه دولت آمریکا مبارزه می‌کنیم)) بلکه در واپسین سال عمر خود و در آخرین روز جنگ تحمیلی، در پیام پذیرش قطعنامه (که استراتژی نظام را در سال‌های آتی به صورت روشن در آن بیان نمود)، از شروع جنگ دیگر سخن گفتند: «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است.)) که در جای جای این قطعنامه، آمریکا دشمن اصلی مسلمین معرفی می‌شود و این استنباط طبیعی است که با اتمام جنگ تحمیلی، مرحله‌ی گسترده‌تر مقابله‌ی آمریکا با مسلمین شروع شده است.

با موضع امام خمینی (ره) در بخشی دیگر از این پیام، نه تنها به صراحت ادعای افرادی که ایستادگی یا اتخاذ مواضع مقتدرانه برابر غرب را ماجراجویی می‌نامند نفی می‌شود بلکه نشان می‌دهد ما باید به مواضع مقتدارنه با افتخار و خوشحالی بنگریم: ((و چه شيريني بالاتر از اين كه ملت بزرگ ايران مثل يك صاعقه بر سر آمريكا فرود آمده است! ... و شيشه حيات آمريكا را در اين كشور شكسته است! ))

مطمئنا باز هم امکان ردیف کردن سخنان اینچنینی به قدر بسیار زیاد وجود داشت اما همانگونه که خواننده نیز می‌بیند به هیچ حال ممکن، این اتهامات به خط امام نمی‌چسبد. اکنون ما هستیم و این سوال از مدعیا‌ن خط امام که شما چگونه حاضر شدید به این همه خون‌هایی که به پای این انقلاب ریخته شده پشت کرده و آرمان‌های آن را نه حذف، بلکه استحاله سازید؟ و با چه جرئتی حاضر شدید به خط امام ـ که یادگار ارزشمند این معمار انقلاب است ـ چنین بهتان‌هایی ناصواب را نسبت دهید؟

پاورقی:

1- متاسفانه امروز به سبب تبلیغات شدید، بسیار یاز ما از اهمیت انقلاب اسلامی به جهت ایجاد روزنه های امید برای پابرهنگان جهان غافلیم. به عنوان مثال شهید چمران در خاطرات خود از غیر ایرانیانی در کشورهای مستضعف جهان سخن می گوید که بعد از شنیدن خبر پیروزی انقلاب اسلامی از شدت شوق و امیدواری جامه ی خود را می دریدند.

2- كلمات قصار, امام خميني (ره), موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، ص 77

3- همان

4- همان ـ ص 219

5- صحيفه نور ، ج 18، 31/2/62

6- پيام امام به دول اسلامي ، صحيفه نور، ج1،ص 9.2، 16/8/52

7- پاسخ امام خميني به گروهي از فدائيان ، صحيفه نور ، ج 1 ، 4/6/47 ،صص 45-144

8- همان مدرك ج 13 ص 213

8- پاسخ به علماي يزد، صحيفه نور، ج 1 ، ص 244، ارديبهشت 42

9- صحيفه نور ، ج 19، ص 46

10- همان. ج 13، ص 84

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان