اشاره
بخش اول دسته بندي نكات مطرح شده در صحبت هاي امام خميني در سال هاي متفاوت است. كه از جستجو در بيانات ايشان با استفاده از دو نرم افزار صحيفه امام و خميني بت شكن و نيز كتاب آزاداي از ديدگاه امام خميني فراهم شده است. بخش دوم نيز به ارائه خلاصه اي از متن هاي نكات كليدي ايشان در اين زمينه مي باشد. اين متن از هرگونه اجتهاد پژوهشگر بري بوده و در بخش خلاصه ها نيز تنها به مقوله بندي نكات امام راحل پرداخته ايم. و عبارات اين بخش به وسيله پژوهشگر با تخليص نكات امام راحل فراهم گرديده است. چه بسا با رويكرد اجتهادي مي توان نكات ديگري را نيز استخراج كرد. اين متن بخشي از مباني نظري مرامنامه جنبش عدالتخواه دانشجويي در بخش مفاهيم كلي و خط مشي سياسي مي باشد.
نكات استخراج شده از ديدگاه ها
تعريف آزادي و بنياد ديني آن
آزادي واضح و بي نياز از تعريف است. اعطايي نيست، منطقي،فطري و از بنيادهاي اسلام است و وسيله ي امتحان افراد است. بايد همه براي حفظ ان تلاش كنند.
آزادي اسلامي و نفي ازادي غربي
تنها در سايه اسلام و با قوانين اسلام و در پناه معنويت امكان تحقق حقيقي دارد. و به منزله كوتاه شدن دست ارباب ها از زندگي انسان است. ازادي غربي و هرج و مرج آزادي نيست، نوعي ديكتاتوري و مفسده زاست. به دنبال بي تفاوت بار آوردن جوانان و مشغول كردن آنان به عشرت طلبي است.
مردم در نظام اسلامي
در نظام اسلامي مردم بايد در مفاسد از خويش بترسند و نه حكومت و نمي توان مردم را اجبار به دلخوشي نسبت به حكومت كرد. و خود مردم تصميم گيران نهايي مسائل نظام هستند. مي توانند مخالف يا موافق اسلام راي دهند اما مخالف اسلام پذيرفتني و حق نيست.
بعضي عرصه هاي ازادي و اسلام در عرصه عمومي
آزادي انتخاب شغل، آزادي بيان و اظهار عقيده و انتقاد در چهارچوب اخلاق، آزادي زنان در چهارچوب موازين در انتخاب فعاليت و پوشش و سرنوشت ، آزادي در عقيده و آزادي در پذيرش اسلام، آزادي اقليت ها، بعض ابعاد آزادي اسلامي است و اسلام با توجه به حجت داشتن آمادگي براي پاسخ تمام شبهات آزادي را به رسميت مي شناسد.
شروط آزادي
آزادي و استقلال حقيقي منوط به خودكفايي است و استقلال و آزادي فكري بر ساير اقسام آزادي و حتي شرط لازم آزادي برداشت هاي علمي است. تقدم دارد. و اتحاد جزو لوازم جامعه اي است كه در ان آزادي بيان وجود دارد.
تجربه ازادي در انقلاب اسلامي
در آغاز انقلاب اسلامي بر خلاف خشونت و خفقان ساير انقلاب ها چندين ماه همه جور آزادي بدون هيچ محدوديتي بود كه با توجه به هرج و مرج، توطئه گري، انجام اقدامات خلاف نظم و امنيت و مصالح عمومي و حتي تسليح مقابل نظام و ارتباط با دولت هاي خارجي و آمريكا و اسراييل در مطبوعات و گروه ها حدود قانوني براي ان اعمال شد. در انقلاب اسلامي بزرگترين دموكراسي با دو مرحله راي گيري انتخاب خبرگان قانون اساسي و همه پرسي تصويب قانون اساسي وجود داشت
حدود آزادی
1- آزادي در چارچوب اسلام، شرع ، قانون و قانو اساسي، و پذيرش نهادهاي حاكميتي و عدم به خطر انداختن شئون
آزادی منطقي در سایه و چارچوب اسلام، عدم ضرر و ضربه زدن به اسلام، در حدود قوانین اسلام ، عدم اهانت به مقدسات، عدم خلاف اسلام و مسلمین، حفظ مصالح اسلام، عدم انجام حرام شرعی، عدم آزادی بیان ضد اسلام، ملت و قرآن، در پناه اسلام و قرآن، در حدود قانون و چهارچوب جمهوری اسلامی، ضوابط و قواعد، مقررات ملی و دولتی و اسلامی، حفظ موازین، قانون اساسی، احترام و پذيرش نهادهاي حاكميتي مثل تشخيص شوراي نگهبان، استفاده صحیح از ازادی در چهارچوب مقررات شرع و عقل، عدم ضربه زدن به اسلام ، عدم خلاف موازین اسلام، بر طریق اسلام و ملت، عدم به خطر انداختن شئون، عدم خلاف قوانين ملت، عدم آزادي غربي و مخرب، مخالفت با حیثیت جمهوری اسلامی،
2- عدم فساد، فحشا، اغتشاش، توطئه، مخاصمه، به تباهي كشاندن كشور و ملت و جوانان، عشرت طلبي و بي تفاوتي و تخدير و سكوت ، تسليح و بسيج مقابل حكومت اسلامي، انحراف، اجحاف و ايذاء و آزار، گمراه كنندگي، ضربه زدن به حيثيت افراد
عدم فساد و خلاف عفت و اذیت برادر مومن، عدم افساد اقتصادی و امنیتی، فسادکاری و ايجاب مفسده، هرج و مرج، افساد، به تباهی کشیدن، فحشا و دزدی، خرابکاری، توطئه و به خاک و خون کشیدن، درندگی، فتنه گری، نفاق، شلوغکاری ، اغتشاش و مسلح بودن مقابل حکومت اسلامی، تفرقه افکنی، آدم کشی،آزادی جنسی فجیع، فحشا، ايده های حیوانی، تباهی جوانان، توطئه ضد اسلام و ملت، مادون فساد، عدم مخاصمه ، تباهی ملت و کشور، بی تفاوتی و عشرت طلبی، تخدیر، انحراف، اختلاف، سکوت، اجحاف و ظلم و تعدي و هرج و مرج و اذیت و بی بند و باری و گمراه كنندگي، ايجاد مراكز قمار و فحشا و تخدير، ضربه زدن به حيثيت فرد،
3- عدم اضرار و خيانت به حال ملت، مردم، مصالح كشور، عدم حلاف نظر مستضعفين به وجود آورنده نهضت و خلاف مسير ملت و در چارچوب نهضت ، عدم آدم كشي، اختلاف و تجريه، در بر گرفتن منافع مجموع جامعه، مقيد به شئون جامعه ايراني،
در حدود نظر مردم به وجود آورنده نهضت و چارچوب نهضت، در بر گرفتن منافع مجموع جامعه، مقيد به شئون جامعه ايراني، عدم ضرر زدن به حال ملت، تهمت زدن و فحش به مردم، عدم نقض ملیت، مملکت و جمهوری اسلامی، منافع مجموع جامعه، مقید به شئون جامعه ایرانی، حفظ شرافت مردان و زنان یک جامعه، حفظ استقلال و مصالح و منافع مردم، حفظ مصالح كشور، عدم توطئه و توطئه گری و پي گيري توطئه زيان بخش عليه ملت و كشور، انجام خلاف مصلحت مملکت، خیانت ، مخالفت با مصالح کشور و ملت، نقض ملیت، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، از بین بردن و تجزيه ملت، شکست نهضت و انقلاب و اسلام و نهادهای انقلابي و مشغول فعالیت اسلامی، ضرر به نهضت و کشور، خلاف ملیت و مضر به حال ملت، و مملكت، خلاف مسیر ملت و كشور اسلامي، به عقب كشيدن ملت، سوء استفاده از عناوين براي سرنگوني جمهوري اسلامي، مخالفت با حيثيت جمهوري اسلامي،
4- عدم وابستگي خارجي و پي گيري منويات اجانب
عدم ارتباط با خارج، عدم وابستگی به اسراییل و آمریکا، عدم رفت و امد با براندازان و طاغوت، عدم پی گیری سیطره اجانب بر مملکت ، ارتزاق از اسراییل، تکرار منافع امریکا و اسرایيل، انداختن مملكت به دام ابرقدرت ها، به دنبال سلطه اجانب در داخل كشور بودن، جاسوسي، رفت و امد با سران رزيم سابق
بخش دوم: گزيده جملات امام
آزادی از بنیادهای اسلام، آزادی فطری
يکي از بنيادهاي اسلام، آزادي است. انسان واقعي ملت مسلمان، فطرتاً يک انسان آزاد شده است.
10 آبان 1357
آزادی وسیله امتحان
آزادي يک نعمت بزرگ الهي است؛ آيا در اين موقع که آزاد هستيم، ببينيم که از اين آزادي آيا سو استفاده ميکنيم يا استفاده مشروع؟ آزادي يک امانت الهي است که خداوند نصيب ما کرد؛ آيا اين امانتي که خداي تبارک و تعالي به ما داد و ما را آزاد کرد، با اين آزادي چه ميکنيم؟ آيا آزادي را صرف صلاح ملت و اسلام ميکنيم؟ يا آزادي را صرف جهاتي که برخلاف مسير نهضت و برخلاف رضاي خداست؟
11 خرداد 1358
بينيم ما از اين امتحان، از اين بوته امتحان چطور بيرون ميآييم. آيا سرفراز بيرون ميآييم يا گردن کج و شکسته؟ آيا ما با بندگان خدا به طوري که خداي تبارک و تعالي امر فرموده است رفتار ميکنيم؟ حالا که آزاد شديم، آزادي را وسيله براي خدمت به خلق و خدمت به خالق قرار ميدهيم. يا آزادي را براي مخالفت با خدا و استکبار بر مردم؟
4 خرداد 1358
آزادی در سایه اسلام
ملت ايران خواستار عدالتند و آزادي و استقلال؛ که معتقدند جز در سايه اسلام و با قوانين اسلام به آن نميرسند.
18 دي 1357
عدالت و آزادی فقط در چهارچوب اسلام، نفی آزادی غربی
بسيارند رژيم آزادمنشانه، رژيمي که استقلال هم دارد، آزادي هم ميدهد، اما يک آزادي ميدهد که بر وفق اسلام نيست؛ احکام احکام اسلام نيست؛ رژيم رژيم اسلام نيست. عدالت اسلامي به آن طوري که در اسلام است نيست. ما همچو چيزي را نميخواستيم و نميخواهيم.
11 خرداد 1358
نفی ازادی جز در پناه اسلام
ما آزادي که اسلام تو(ي) آن نباشد نميخواهيم. ما استقلالي که اسلام تو(ي) آن نباشد نميخواهيم. ما اسلام ميخواهيم. آزادي که در پناه اسلام است، استقلالي که در پناه اسلام است ما ميخواهيم. ما آزادي و استقلال بياسلام به چه دردمان ميخورد؟ وقتي اسلام نباشد، وقتي پيغمبر اسلام مطرح نباشد، وقتي قرآن اسلام مطرح نباشد، هزار تا آزادي باشد. ممالک ديگر هم آزادي دارند. ما آن را نميخواهيم.
2 خرداد 1358
دیکتاتوری دموکرات ها
ما ميگوييم که دمکراسي نيست ممالک شما. استبداد با صورتهاي مختلف، رئيس جمهوريهايتان هم مستبدند به صورتهاي مختلف؛ منتها اسمها خيلي زياد است! الفاظ خيلي زياد است! محتوا ندارد.
14 آبان 1357
ترس از خود نه از حکومت
اختناق در اسلام نيست؛ آزادي است در اسلام براي همه طبقات: براي زن، براي مرد، براي سفيد، براي سياه، براي همه. مردم از اين به بعد بايد از خودشان بترسند نه از حکومت؛ از خودشان بترسند که نبادا خلاف بکنند. حکومت عدل (از) خلافها جلوگيري ميکند، جزا ميدهد.
12 فروردين 1358
حجت اسلام، آمادگی برای گفتگو
در جامعهاى كه ما به فكر استقرار آن هستيم، ماركسيستها در بيان مطالب خود آزاد خواهند بود؛ زيرا ما اطمينان داريم كه اسلام دربردارنده پاسخ به نيازهاى مردم است. ايمان و اعتقاد ما قادر است كه با ايدئولوژى آنها مقابله كند. در فلسفه اسلامى از همان ابتدا مسئله كسانى مطرح شده است كه وجود خدا را انكار مىكردهاند. ما هيچ گاه آزادى آنها را سلب نكرده و به آنها لطمه وارد نياورده ايم. هركس آزاد است كه اظهار عقيده كند و براى توطئه كردن آزاد نيست.
4 ارديبهشت 1357
دولت اسلامي يک دولت دمکراتيک به معناي واقعي است و براي همه اقليتهاي مذهبيآزادي به طور کامل هست و هر کس ميتواند اظهار عقيده خودش را بکند. و اسلام جواب همه عقايد را به عهده دارد و دولت اسلامي تمام منطقها را با منطق جواب خواهد داد.
18 آبان 1357
آزادى آرا در اسلام از اول بوده است، در زمان ائمه ما- عليهم السلام- بلكه در زمان خود پيغمبر آزاد بود. حرفهايشان را مىزدند. ما حجت داريم. کسی كه حجت دارد از آزادى بيان نمىترسد لكن توطئه را اجازه نمىدهيم. اينها حرف ندارند، توطئه مىكنند.
10 اسفند 1357
آزادى آرا در اسلام از اول بوده است، در زمان ائمه ما- عليهم السلام- بلكه در زمان خود پيغمبر آزاد بود. حرفهايشان را مىزدند. ما حجت داريم. كسى كه حجت دارد از آزادى بيان نمىترسد لكن توطئه را اجازه نمىدهيم. اينها حرف ندارند، توطئه مىكنند.
10 اسفند 1357
آنها كه مىخواهند توطئه كنند، آنها كه مىخواهند منحرف كنند ملت ما را، آنها كه مىخواهند اختلاف بيندازند بين قشرهاى ملت، اينها توطئهگر هستند و ما ساكت نمىنشينيم. ما آنها را تأديب مىكنيم. آزادى بله، توطئه نه. آزادى بيان هست؛ هر كه هر چه مىخواهد بگويد. اسلام از اول قدرت داشته است بر رد همه حرفها و بر رد همه اكاذيب؛ آن قدرت باقى است، برهان ما باقى است. ما برهان داريم، ما حجت داريم. ما از گفتههاى- گفتار- مردم نمىترسيم؛ هر كه هر چه دارد بگويد لكن توطئه را نمىپذيريم. خيانت به ملت را نخواهيم پذيرفت؛ چنانچه نپذيرفتيم. ملت ما تاكنون آنقدر خيانت ديده است كه ديگر نخواهد پذيرفت خيانتها را.
18 اسفند 1357
آزادی جناح های سیاسی در اظهار عقاید
حكومت ما جمهورى اسلامى است كه متكى بر آيات قرآنى است و قانونش، قانون اسلام است و جناحهاى سياسى در آنجا در اظهار عقايد خود آزادند.
21 آذر 1357
آزادی زنان در چهارچوب حفظ موازین
زنان در انتخاب فعاليت و سرنوشت و همچنين پوشش خود با رعايت موازين آزادند.
10 آبان 1357
آزادی انتقاد
شما امروز آزاد هستيد. همه برادران و خواهران ما امروز آزادند. و آزادانه انتقاد ميکنند از دولت. انتقاد ميکنند از هر چيزي که بر خلاف مسيرشان باشد. و تقاضا ميکنند مسائل اساسي را از دولت. اين نهضت شما را آزاد کرد، و از آن بندهايي که بر ملت بود، و از آن قيد و بندها شما را آزاد کرد. الآن آزادانه در اينجا مجتمع هستيد، و آزادانه مسائل سياسي و اجتماعي محل احتياج ملت را طرح ميکنيد.
12 تير 1358
اين آزادى است كه شما در بيرون، در هر جا صحبت مىكنيد، انتقاد مىكنيد، از رژيم سابق انتقاد مىكنيد، از دولت لاحق انتقاد مىكنيد، اينها همه آزادى است. هيچ كس هم نمى آيد به شما بگويد كه نه، انتقاد نكنيد.
16 آبان 1358
در روزنامهها نبايد صورت مخاصمه با كسى داشته باشند، صورت ارشاد داشته باشند. مطالب را بگويند. انتقاد بايد بشود. تا انتقاد نشود، اصلاح نمىشود يك جامعه. عيب هم در همه جا هست؛ سر تا پاى انسان عيب است و بايد اين عيبها را گفت و انتقادات را كرد؛ براى اينكه اصلاح بشود جامعه ..
12 خرداد 1360
نبايد ماها گمان كنيم كه هرچه مىگوييم و مىكنيم كسى را حق اشكال نيست. اشكال، بلكه تخطئه، يك هديه الهى است براى رشد انسانها.
16 دى 1366
آزادی عقیده
مردم عقيدهشان آزاد است. كسى الزامشان نمىكند كه شما بايد حتماً اين عقيده را داشته باشيد.
2 مهر 1358
آزادی در پذیرش اسلام
ما هرگز نمىخواهيم ارزشهاى اسلامى را بر غرب تحميل كنيم. نه بر غرب و نه بر شرق، بر هيچ كس و هيچ جا اسلام تحميل نمىشود. اسلام با تحميل مخالف است. اسلام مكتب تحميل نيست. اسلام آزادى را به تمام ابعادش ترويج كرده است. ما فقط اسلام را ارائه مىكنيم. هركس خواست مىپذيرد و هركس نخواست نمىپذيرد ..
9 آذر 1358
آزادی عقیده و شغل
الف) در حكومت اسلامى همه افراد داراى آزادى در هر گونه عقيدهاى هستند، ولكن آزادى خرابكارى را ندارند. ب) در اسلام آزادى انتخاب شغل بر هر فردى بر حسب ضوابط قانونى محفوظ است.
19 آبان 1357
نقش مردم در حکومت
در ايران اسلامى، مردم تصميم گيران نهايى تمامى مسائلند
6 خرداد 1361
آزادی های ابتدای انقلاب و سوء استفاده گروه ها
در مملكت ما هم وقتى كه اين فتح بزرگ به دست شما زنها و مردهاى محترم انجام گرفت، همه چيز را آزاد گذاشتند: تبليغات را آزاد گذاشتند، مكتبها را آزاد گذاشتند به طورى كه در اين چند ماه تقريباً حدود دويست تا شايد گروههاى مختلف اظهار وجود كردند! حتى كمونيستهايى كه فاسد و مفسدند اظهار وجود كردند. لكن بعد از آن كه ما احساس بكنيم كه اينها اظهار وجودشان فقط براى تبليغ نيست، فقط براى اين نيست كه مىخواهند مكتب خودشان را عرضه كنند، بلكه مسئله، مسئله توطئه است.
27 مرداد 1358
ما بايد به اينها بگوييم آزاد هستيد؟! كجاى دنيا يافت شده كه يك انقلابى بشود و اينهمه روزنامه داشته باشد؟ همه روزنامهها را مىبستند و يك، روزنامه ارگان خود حزب، مثلًا يا خود دولت را مىگذاشتند باشد.
كجاى دنيا اينطور آزادى به مردم داده بودند كه به مجرد اينكه انقلاب پيروز بشود همه به ميدان بيايند و هرچه مىخواهند به هركس بگويند، و تا پنج- شش ماه هم هيچ كس به كسى حرف نزد، تا فهميدند به اينكه اينها يك دستهاى هستند در داخل كه با خارج مرتبط مىباشند، و بر ضد كشور و مصالح كشور دارند عمل مىكنند. باز هم ما بگوييم كه شما آزاديد؟! فقط به واسطه كلمه آزادى!
ما مىخواستيم و آقايان مىخواستند كه بعد از انقلاب هم خيلى با ملايمت رفتار كنند، آزاد كردند، مرزها را باز گذاشتند، آزاد كردند همه را، قلمها را آزاد كردند، گفتارها را آزاد كردند، احزاب را آزاد كردند، به خيال اينكه اينها يك مردمى هستند كه لااقل اگر مسلمان نيستند؛ آدم هستند. براى يك مملكتى كه براى خود اينها ملت زحمت كشيده است، لااقل اين قدر ادراك دارند كه اگر دوباره اوضاع برگردد، براى همه بد است. لكن معلوم شد خير، قضيه اين حرفها نيست و اينها عمّال خارجيها هستند حالا يا عمّال امريكا هستند، يا عمّال جاهاى ديگر هستند، حالا براى ملت ماهيت اينها، ماهيت اين نويسندهها، ماهيت اين احزاب، ماهيت اين الفاظ فريبنده بيمعنا، براى ملت حالا روشن شد
اگر ما الآن ديگر انقلابى رفتار كنيم، نمىتوانند بگويند كه شما آزادى نداديد. ما آزادى داديم، سوء استفاده شد و ديگر آزادى نخواهيم داد. آزادى به آن معنا كه اينها بخواهند، خرابكارى بكنند اين آزادى نخواهد داده شد. آزادى در حدودى كه قوانين اقتضا مىكرد؛ در حدودى كه اسلام به ما اجازه مىدهد. اسلام اجازه نمىدهد كه ما آزاد بگذاريم كه هركس هر غلطى بخواهد بكند؛ هر توطئهاى مىخواهد بكند؛ هر كارى مى خواهد بكند كه بكشد به خاك و خون ..
27 مرداد 1358
ما يك حزب را، يا چند حزب را، كه صحيح عمل مىكنند مىگذاريم عمل بكنند، و باقى همه را ممنوع اعلام مىكنيم، و همه نوشتجاتى كه اينها داشتهاند، و برخلاف مسير اسلام و مسير مسلمين است، ما همه اينها را از بين خواهيم برد. ما بعد از اينكه فهمانديم به اينها كه شماها ديكتاتور هستيد، ما آزاديخواه بوديم و شما نگذاشتيد، ما آزادى داديم و شما نگذاشتيد اين آزادى باقى بماند، حالا كه اين طور شد، ما انقلابى با شما رفتار مىكنيم. هرچه مىخواهند روزنامههاى خارج بنويسند، هرچه مىخواهند توابع صهيونيسمها و امثال اينها هرچه دلشان مىخواهد فرياد بزنند. اينها هم اگر چنانچه هرچه دلشان مىخواهد توى خانه هايشان بروند و فرياد بزنند؛ لكن بيرون ديگر نمىتوانند؛ اينها بايد منزوى بشوند ..بعد از اين هم ما گرفتارى داريم، فردا قضيه رئيس جمهور است، همين بساط و همين خونريزى و اينها در قضيه مجلس شورا بدتر از اين خواهد شد. ديگر خيلى بدتر از اين خواهد شد. ما بايد جلوى مفاسد را بگيريم، ما موظفيم از طرف اسلام كه مصالح. مسلمين را حفظ كنيم. همه موظفيم؛ همه ما موظفيم كه مصالح اسلام را حفظ كنيم و اين طوايف دارند مصالح اسلام را از بين مىبرند .بنابراين، در كمال تأسف ما ديگر نمىتوانيم آن آزادى كه قبلًا داديم بدهيم؛ و نمى توانيم بگذاريم اين احزاب به كار خودشان و فسادهايى كه داشتند مىكردند و مى كنند [ادامه] بدهند. ...ما نمىتوانيم مهلت بدهيم. شرعاً جايز نيست براى ما ديگر مهلت. تا آنجايى كه ما مىتوانستيم و خطا هم كرديم! و من تصديق مىكنم كه خطا كرديم، هم ما خطا كرديم، هم دولت خطا كرد، هم شوراى [انقلاب] خطا كرد؛ همه ما خطا كرديم. ما خيال مىكرديم كه ما با انسان سر و كار داريم، پس با انسانيت رفتار بكنيم، معلوم شد نه. ما با انسان سر و كار نداريم، ما با حيوانات درنده سر و كار داريم! نمىشود با حيوانات درنده ما ملايمت بكنيم، و نمىكنيم ديگر ملايمت ..
27 مرداد 1358
ما هر چه خواستيم هدايت کنيم اين قشرهاي فاسد را، هر چه مهلت داديم که هدايت بشوند، هر چه مهلت داديم که به خود بيايند، هر چه مهلت داديم که به مصالح کشور نظر کنند، هر چه آزادي داديم که آزادي را براي ملت وسيله رشد ملت قرار بدهند، آزادي قلم داديم، آزادي بيان داديم، آزادي اجتماعات داديم، آزادي احزاب داديم، که اينها اگر درست ميگويند که براي ملت کار ميکنند و دمکرات هستند، حکومت مردم بر مردم ميخواهند، اگر اينها حکومت مردم بر مردم ميخواهند، چرا نميگذارند مردم سرنوشت خودشان را تعيين کنند؟ چرا با خرابکاريها نميخواهند مردم حکومت خودشان را تعيين کنند؟
2 شهريور 1358
ما تاكنون براى اينكه به مردم عالَم بفهمانيم و بفهمند مردم كه ما با چه اشخاصى مقابله داريم، ما آزادى داديم به آنها، آزادى مطلق كه در ظرف اين چند ماه قريب دويست حزب و گروه و مطبوعات زياد و مجلات و روزنامهها منتشر شد! و هيچكس جلوگيرى نكرد. در عين حالى كه به همه مقدسات ما توهين كرديد، در عين حالى كه با حكومت آنطور رفتار كرديد و با اسلام آنطور رفتار كرديد در مطبوعاتتان، مع ذلك به شما تعرض نشد. تا آنكه فتنه را ديديم و فهميديم شما فتنهگر هستيد، شما منافقينى هستيد كه مىخواهيد فتنه بكنيد، منافقينى هستيد كه توطئه كرديد بر ضداسلام، توطئه كرديد بر ضد كشور، توطئه كرديد بر ضد ملت؛ شما اشخاصى هستيد كه با سرحَدَّات و با خارج روابط داريد- رفت و آمد شما [تحت] كنترل است. اطلاع به مادادند كه رفت و آمد داريد شما با اشخاصى كه در رژيم سابق بودند؛ با اشخاصى كه مىخواهند مملكت ما باز به حال اول برگردد- بعد از اينكه توطئه شما ثابت شد، و مردم فهميدند شما چه اشخاصى هستيد، ديگر نمىتوانيم اجازه بدهيم آزادانه هر كارى مىخواهيد بكنيد، شما را سركوب خواهيم كرد!.
2 شهريور 1358
شما حدود آزادى را، براى آن چيزى قائل نيستيد. شما بىبند و بارى را «آزادى» مىدانيد. شما فساد اخلاق را آزادى مىدانيد. شما فحشا را آزادى مىدانيد. ما شما را آزاد گذاشتيم، و خودتان را به فحشا كشيديد؛ به بدتر از فحشا كشيديد، آبروى خودتان را برديد پيش ملت. ما شما را آزاد گذاشتيم، و قلمهاى مسموم شما توطئه گران مملكت ما را مىخواست به باد بدهد؛ با اسم دمكراتى، با اسم آزاديخواهى، با اسم روشنفكرى؛ با اسمهاى مختلف. خائنان در اين مملكت با دست باز شروع كردند به فعاليت و توطئه چينى. همين خائنها غائلههاى كردستان را به وجود آوردند. و همين خائنها هستند كه براى توطئه گرها عزا مىگيرند. آنهايى كه جوانهاى ما را سر بُريدند حرفى نيست؛ آنهايى كه جنايتكاران را قصاص مىكنند برايشان [نوحه] مىگيرند؟! ما كه مىخواهيم مملكت خودمان را از دست جنايتكاران، از دست خيانتكاران، از دست چپاولگران، نجات بدهيم، ما سلب آزادى كرديم!
2شهريور 1358
ما بعد از آنكه پيروزى براى ملتمان حاصل شد و خيانتكاران [و] جنايتكاران را از صحنه بيرون كرديم و ملت بيرون كرد، باب رحمت را به روى ملت و به روى همه قشرها به دو مِصراع باز كرديم. با رحمت عمل شد، آزاد شدند؛ مرزها آزاد؛ قلمها آزاد؛ فعاليتهاى سياسى آزاد؛ تمام آزاد و با رحمت با همه عمل شد. در هيچ انقلابى مثل انقلاب ما رحمت نداشت. و هيچ انقلابى مثل انقلاب ما با مردم و با خيانتكاران رفتار نكرد، همه را آزاد گذاشتيم. دولت ما با همه به طور رحمت رفتار كرد. قلمها را آزاد گذاشتند؛ مطبوعات را آزاد گذاشتند؛ احزاب را آزاد گذاشتند؛ گروهها را آزاد گذاشتند. باب رحمت به مِصراعَيْه به روى ملت باز، همان رحمتى كه دنباله رحمت اسلام است؛ دنباله رحمت رسول خداست. لكن خيانتكاران، جرثومههاى فساد و غدّههاى سرطانى، به اخلالگرى برخاستند؛ به فتنهگرى برخاستند. ملتى كه با خون خودش عدل و اسلام را مى خواست در مملكت پياده كند و به طور رحمت با همه رفتار كند، قدر اين رحمت را. ندانستند و مشغول توطئه شدند. اگر ادامه پيدا كند توطئه، باب رحمت بسته مىشود، يا نيم بسته مىشود و باب غضب- غضب الهى، انتقام اللَّه- باز مىشود. كارى نكنند كه باب رحمت بسته شود. توطئهها را كنار بگذارند. قلمهاى مسموم را كنار بگذارند. فعاليتهاى غيراسلامى را كنار بگذارند. همين فتح باب رحمت بود و همين مدارا و ملايمت بود كه فاجعه كردستان را به بار آورد. از فرصت و از رحمت استفاده كردند و سوء استفاده كردند؛ از آزادى- كه رحمت خداست- سوء استفاده كردند ..
8 شهريور 1358
ما پنج ماه بيشتر بلكه به طور مطلق به اينها آزادى داديم؛ يعنى آزاد بودند كه هر چه مى خواهند، حتى الآنش هم هر كارى كردند. لكن اخيراً كه ما مطلع شديم كه با الهام از رژيم سابق و با الهام از اجانب و كسانى كه مىخواهند به تباهى بكشند؛ توطئه كردند، خرابكارى كردند، خرمنها را آتش زدند، صندوقهاى آرا را آتش زدند و با تفنگ و اسلحه آن رفتار را كردند. قضاياى اطراف كردستان را همانها پيش آوردند و ساير قضايا را هم آنها اگر ما سستى كنيم، پيش مىآورند. اگر آزادى، آزادى بيان و عقيده و انديشه است، آزادى هست و بوده است. اين چيزى كه جلويش گرفته شده است، اين است كه در ممالك ديگر آنجا كه انقلاب شد و صددرصد ادعاى آزادى مىكردند، بعد از انقلاب مطلقاً جلوگيرى كردند از كسانى كه توطئه مىكردند. ما پنج ماه است و بيشتر است مهلت داديم به آنها تا اينكه بر مردم ثابت شد، به دنيا ثابت شد به اينكه قضيه، قضيه آزادى بيان نيست. قضيه، قضيه آزادى توطئه است. اين آزادى توطئه را هيچ كس، هيچ جا به هيچ كس نمىتواند بدهد.
2 مهر 1358
اين انقلاب اسلامى ايران، براى خاطر اينكه اسلامى بوده، از همه بهتر است و يك انقلاب صحيح است؛ يك انقلاب اسلامى است. و لهذا بعد از انقلاب، يك آزادى مطلقى به همه داده شد .. شما خيال مىكنيد در انقلابات ديگر آزادى مىدهند؟ آزادى به مردم نمىدادند. بعد از انقلاب تمام مطبوعات را جلويش مىگرفتند؛ تمام مجالس را جلويش مىگرفتند؛ تمام دستجات را جلويش مىگرفتند؛ همه را به طور اختناق جلويش مىگرفتند؛ به اسم اينكه انقلاب است، در انقلاب بايد اين چيزها بشود لكن اين انقلاب اسلامى جلوى هيچ طايفهاى را نگرفت و جلوى هيچ قلمى را نگرفت تا چند ماه كه معلوم شد كه مىخواهند توطئه كنند. توطئه گرهايى كه بر ضد اسلام مىخواستند توطئه بكنند يك چند نفر را جلويشان را گرفتند كه نه، چه بكنيد. البته حالا هم يك قلمهاى فاسد باز مىگويند چرا جلوى فلان مجله، چرا فلان مجله. نمىدانند اينها كه خوب، آن مجله، روزنامه، تمام چيزش از اسرائيل بوده است. اينها توقع اين را دارند كه اسرائيل هم كه در اينجا مى خواهد توطئه كند نبايد جلويش را گرفت! بايد آزاد كرد قلم را، قلمْ آزاد! قلمى آزاد است كه توطئهگر نباشد. قلمى آزاد است، روزنامهاى آزاد است، كه نخواهد اين ملت را به عقب و به تباهى بكشد. اين قلمها، همان سرنيزه سابق است كه مىخواهند ملت را به تباهى بكشند، البته ملت تحمل نمىكند كه جوانهايش را داده، حالا چهار نفر پشت ميز نشين و بالا نشين بنشينند و طرح بدهند و درست بكنند و بگويند كه قلمها آزاد نيست؛ چه آزاد نيست؟ كدام قلمها آزاد نيست؟ قلمهاى فاسد نبايد آزاد باشد. الآن هم فاسدهاشان خيليهايشان آزادند، مِنْ جمله همين قلمهايى كه مىگويند چرا آزاد نمىگذاريد. اينها هم الآن توطئهگر هستند ..
3 آبان 1358
چون غلبه خود ملت بود، غلبه مال خود ملت بود، آن هم ملت اسلامى، آن هم با اسم اسلام؛ دنبال اين نه مطبوعات قدغن شد و نه اجتماعات قدغن شد و نه احزاب قدغن شد. تا چند ماه بعد، بعضيها را ديدند مشغول توطئهاند، الآن هم مشغولاند. بعضيها را ديدند كه از خارج چيز اخذ مىكنند و دارند توطئه مىكنند. بعض مجلات اين طورى و بعض مطبوعات اين طورى را دادگاه جلو گرفت، براى اينكه ملت را داشت به تباهى مى كشيد. اما باز همه مطبوعات هستند سرجايشان. احزاب هم هستند سرجايشان. و درهاى اين مملكت هم بازِ به همه جا ..اين يك نعمتى است كه ما از اسلام داريم و از اين انقلاب اسلامى؛ نعمت بزرگ آزادى.
12 آبان 1358
در رژيم سابق، كسى قدرت حرف زدن نداشت، كسى قدرت انتقاد نداشت. يك كلمه انتقاد با نابودى او تمام مىشد. يك قلم كه يك نصف سطر در انتقاد مىنوشت نابودش مىكردند. حالا راه انتقاد باز است، همه مىآيند انتقاد مىكنند، همه از دولت انتقاد مىكنند، همه از هر چيزى كه صحيح نيست انتقاد مىكنند، ارشاد مىكنند. چطور حالا با آن وقت، مِثل هم است؟
17 آبان 1358
قلمهايى كه توطئهگر بودند و مىخواستند باز سلطه اجانب را بر مملكت ما مسلط كنند، آنها را گفتيم كه نبايد اين كار را بكنند و بايد محكمه ببيند كه اينها چكاره هستند. و ديديم كه بعد از اينكه بررسى شد، اينها از اسرائيل خيليشان ارتزاق مىكردند. و بلندگوى اسرائيل بودند. بلندگوى امريكا بودند. منتها با صورتهاى ديگر. و يك ملتى حق دارد كه كسى كه بخواهد ملتش را به تباهى بكشد و توطئه كند و باز همان مسائل سابق را براى او پيش بياورد، از آن جلوگيرى بكند. و الّا ملت ما طرفدار آزادى است. طرفدار همه جور آزادى است. ولكن طرفدار توطئه نيست. طرفدار تباهى نيست.
زنهايى كه تظاهر كردهاند همان زنهايى بودند كه از تتمه آن مسائل بودند. آنهايى بودند كه شاه آنها را به عنوان «آزاد زنان» به ميدان آورده بود و آنها را به تباهى كشيده بود. آنها هم چون از اين وضعى كه آن تباهيها آن آزاديهايى كه آنها مىخواستند، مىخواستند كه با جوانها آزاد باشند كه هر كارى مىخواهند بكنند و مىخواستند با تباهيها هماغوش باشند. مىخواستند كارهاى برخلاف عفت بكنند. و مىديدند كه اسلام با كارهاى خلاف عفت، با كارهايى كه مملكت را به تباهى مىكشد و ملت را به عقب مىراند موافق نيست. آنها بودند كه آمدند در خيابانها و با آن صورتهايى كه مردم ديدند تظاهر كردند. و الّا جلوى آزادى هرگز گرفته نشده است و نمىشود و مردم آزادند. الّا آنجايى كه بخواهند تباهى بكنند و بخواهند ملت را به عقب برانند ..
5 آذر 1358
و اما آزادى مطلق بعد از آن اختناق مطلق در ايران بعد از انقلاب بلافاصله بود. همه قلمها و همه زبانها باز بود. و قلمها مىنوشت. همه احزاب آزاد بودند و همهشان هم اظهار وجود كردند، و كسى مزاحمشان نبود ..تا پنج ماه تقريباً اينطور بود كه ابداً هيچ خلاف آزادى نشد. بعد از پنج ماه دريافتيم، دريافتند به اينكه بعضى از اين روزنامهها، بعضى از اين مجلات وابستگى به اسرائيل، وابستگى به امريكا دارند و مشغول يك توطئههايى هستند. برخلاف مسير ملت توطئه مىكنند. اينها را دادگاه [حكم] كرد كه بايد رسيدگى بشود. و همچو نيست كه در جايى از عالم وقتى انقلاب واقع شده است، اينطور رفتار كرده باشند. بعد از انقلابات مطلق مطبوعات، مطلق روزنامهها، مطلق گفتارها تعطيل مىشد. امكان نداشت براى كسى كه يك روزنامه بعد از انقلاب منتشر كند. و بعض انقلابات بلافاصله بعد از انقلاب قتل عام شروع مىشد؛ قتل عامهاى زياد، تصفيههاى مهمى كه همهاش كشتار بود، به دريا ريختن بود. و اين در انقلاب ايران هيچ همچو چيزى نبود كه حتى يك روز اينطور نبود كه از طرف دولت يا از طرف ملت بخواهند يك كارى بكنند و يك قتلهايى مثلًا بكنند. بعد انقلاب اينطور بود ..
6 دى 1358
ايران وقتى كه انقلاب كرد تقريباً تا پنج ماه به تمام احزاب و به تمام روزنامهها و به تمام [اينها] اجازه داد كه هرچه بخواهيد بگوييد. تمام راهها هم باز بود براى همه بيايند، بروند. اين در دنيا سابقه ندارد. اين براى اين بود كه اين انقلاب، انقلاب اسلامى بود....خود اين ملت بودند. همه كارها هم دست خود ملت بود. ملت ما هم مسلمان بودند و آداب اسلامى داشتند. از اين جهت نه جلو گرفتند، و دولت ما هم همينطور آداب اسلامى داشتند نه جلو گرفتند و نه- عرض مىكنم كه- آن حرفها و آن كشتارها و اينها واقع شد. يك عده معدودى كه همه مىشناختندشان اينها چكاره بودند، يك عدهشان فرار كردند. يك عدهشان كه اينجا ماندند اينها را گرفتند محاكمه كردند. و در حبس هم من وقتى سؤال مىكردم مىگفتند خيلى حالشان خوب است در حبس. جايشان هم خوب است. محاكمه كردند. هر كدام اشخاص را كشته بودند يا اينكه بساط و آنطورها كرده بودند، به جزايشان رساندند. اينها چيزهايى است كه سابقه ندارد در دنيا.
12 ارديبهشت 1359
خودکفایی شرط آزادی
اگر شما بخواهيد استقلال پيدا بکنيد و آزادي حقيقي پيدا بکنيد، بايد کاري بکنيد که در همه چيز خودکفا باشيد؛ مستغني باشيد.
11 آبان 1358
آزادي از ديگاه امام خميني بخش دوم
http://www.edalatkhahi.ir/005510.shtml
نظرات کاربران :