پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

ماني نظري مرامنامه جنبش عدالتخواه دانشجويي، خط مشي سياست داخلي و فرهنگي 2
آزادي از ديگاه امام خميني بخش اول  (ويژه)  

آزادي و استقلال حقيقي منوط به خودكفايي است و استقلال و آزادي فكري بر ساير اقسام آزادي و حتي شرط لازم آزادي برداشت هاي علمي است. تقدم دارد. و اتحاد جزو لوازم جامعه اي است كه در ان آزادي بيان وجود دارد.

  
 
سه شنبه 5 آبانماه 1388  

 

اشاره

بخش اول دسته بندي نكات مطرح شده در صحبت هاي امام خميني در سال هاي متفاوت است. كه از جستجو در بيانات ايشان با استفاده از دو نرم افزار صحيفه امام و خميني بت شكن و نيز كتاب آزاداي از ديدگاه امام خميني فراهم شده است. بخش دوم نيز به ارائه خلاصه اي از متن هاي نكات كليدي ايشان در اين زمينه مي باشد. اين متن از هرگونه اجتهاد پژوهشگر بري بوده و در بخش خلاصه ها نيز تنها به مقوله بندي نكات امام راحل پرداخته ايم. و عبارات اين بخش به وسيله پژوهشگر با تخليص نكات امام راحل فراهم گرديده است. چه بسا با رويكرد اجتهادي مي توان نكات ديگري را نيز استخراج كرد. اين متن بخشي از مباني نظري مرامنامه جنبش عدالتخواه دانشجويي در بخش مفاهيم كلي و خط مشي سياسي مي باشد.

نكات استخراج شده از ديدگاه ها
تعريف آزادي و بنياد ديني آن
آزادي واضح و بي نياز از تعريف است. اعطايي نيست، منطقي‏،فطري و از بنيادهاي اسلام است و وسيله ي امتحان افراد است. بايد همه براي حفظ ان تلاش كنند.
آزادي اسلامي و نفي ازادي غربي
تنها در سايه اسلام و با قوانين اسلام و در پناه معنويت امكان تحقق حقيقي دارد. و به منزله كوتاه شدن دست ارباب ها از زندگي انسان است. ازادي غربي و هرج و مرج آزادي نيست، نوعي ديكتاتوري و مفسده زاست. به دنبال بي تفاوت بار آوردن جوانان و مشغول كردن آنان به عشرت طلبي است.
مردم در نظام اسلامي
در نظام اسلامي مردم بايد در مفاسد از خويش بترسند و نه حكومت و نمي توان مردم را اجبار به دلخوشي نسبت به حكومت كرد. و خود مردم تصميم گيران نهايي مسائل نظام هستند. مي توانند مخالف يا موافق اسلام راي دهند اما مخالف اسلام پذيرفتني و حق نيست.
بعضي عرصه هاي ازادي و اسلام در عرصه عمومي
آزادي انتخاب شغل، آزادي بيان و اظهار عقيده و انتقاد در چهارچوب اخلاق، آزادي زنان در چهارچوب موازين ‏در انتخاب فعاليت و پوشش و سرنوشت ، آزادي در عقيده و آزادي در پذيرش اسلام، آزادي اقليت ها،  بعض ابعاد آزادي اسلامي است و اسلام با توجه به حجت داشتن آمادگي براي پاسخ تمام شبهات آزادي را به رسميت مي شناسد.
شروط آزادي
آزادي و استقلال حقيقي منوط به خودكفايي است و استقلال و آزادي فكري بر ساير اقسام آزادي و حتي شرط لازم آزادي برداشت هاي علمي است. تقدم دارد. و اتحاد جزو لوازم جامعه اي است كه در ان آزادي بيان وجود دارد.
تجربه ازادي در انقلاب اسلامي
در آغاز انقلاب اسلامي بر خلاف خشونت و خفقان ساير انقلاب ها چندين ماه همه جور آزادي بدون هيچ محدوديتي بود كه با توجه به هرج و مرج، توطئه گري، انجام اقدامات خلاف نظم و امنيت و مصالح عمومي و حتي تسليح مقابل نظام و ارتباط با دولت هاي خارجي و آمريكا و اسراييل در مطبوعات و گروه ها حدود قانوني براي ان اعمال شد. در انقلاب اسلامي بزرگترين دموكراسي با دو مرحله راي گيري انتخاب خبرگان قانون اساسي و همه پرسي تصويب قانون اساسي وجود داشت
حدود آزادی
1- آزادي در چارچوب اسلام، شرع ، قانون و قانو اساسي، و پذيرش نهادهاي حاكميتي و عدم به خطر انداختن شئون
آزادی منطقي در سایه و چارچوب اسلام، عدم ضرر و ضربه زدن به اسلام، در حدود قوانین اسلام ، عدم اهانت به مقدسات، عدم خلاف اسلام و مسلمین، حفظ مصالح اسلام، عدم انجام حرام شرعی، عدم آزادی بیان ضد اسلام، ملت و قرآن، در پناه اسلام و قرآن، در حدود قانون و چهارچوب جمهوری اسلامی، ضوابط و قواعد، مقررات ملی و دولتی و اسلامی، حفظ موازین، قانون اساسی‏، احترام و پذيرش نهادهاي حاكميتي مثل تشخيص شوراي نگهبان، استفاده صحیح از ازادی در چهارچوب مقررات شرع و عقل، عدم ضربه زدن به اسلام ، عدم خلاف موازین اسلام،  بر طریق اسلام و ملت، عدم به خطر انداختن شئون، عدم خلاف قوانين ملت، عدم آزادي غربي و مخرب، مخالفت با حیثیت جمهوری اسلامی،
2- عدم فساد، فحشا، اغتشاش، توطئه، مخاصمه، به تباهي كشاندن كشور و ملت و جوانان، عشرت طلبي و بي تفاوتي و تخدير و سكوت ، تسليح و بسيج مقابل حكومت اسلامي، انحراف، اجحاف و ايذاء و آزار، گمراه كنندگي، ضربه زدن به حيثيت افراد
عدم فساد و خلاف عفت و اذیت برادر مومن، عدم افساد اقتصادی و امنیتی، فسادکاری و ايجاب مفسده، هرج و مرج، افساد، به تباهی کشیدن، فحشا و دزدی، خرابکاری، توطئه و به خاک و خون کشیدن، درندگی، فتنه گری، نفاق، شلوغکاری ، اغتشاش و مسلح بودن مقابل حکومت اسلامی، تفرقه افکنی، آدم کشی،آزادی جنسی فجیع، فحشا، ايده های حیوانی، تباهی جوانان، توطئه ضد اسلام و ملت، مادون فساد‏، عدم مخاصمه ، تباهی ملت و کشور، بی تفاوتی و عشرت طلبی، تخدیر، انحراف، اختلاف، سکوت، اجحاف و ظلم و تعدي و هرج و مرج و اذیت و  بی بند و باری و گمراه كنندگي، ايجاد مراكز قمار و فحشا و تخدير، ضربه زدن به حيثيت فرد،
3- عدم اضرار و خيانت به حال ملت، مردم، مصالح كشور، عدم حلاف نظر مستضعفين به وجود آورنده نهضت و خلاف مسير ملت و در چارچوب نهضت ، عدم آدم كشي، اختلاف و تجريه، در بر گرفتن منافع مجموع جامعه، مقيد به شئون جامعه ايراني،
در حدود نظر مردم به وجود آورنده نهضت‏ و چارچوب نهضت، در بر گرفتن منافع مجموع جامعه، مقيد به شئون جامعه ايراني، عدم ضرر زدن به حال ملت‏، تهمت زدن و فحش به مردم، عدم نقض ملیت، مملکت و جمهوری اسلامی، منافع مجموع جامعه، مقید به شئون جامعه ایرانی، حفظ شرافت مردان و زنان یک جامعه، حفظ استقلال و مصالح و منافع مردم، حفظ مصالح كشور، عدم توطئه و توطئه گری و پي گيري توطئه زيان بخش عليه ملت و كشور، انجام خلاف مصلحت مملکت،  خیانت ، مخالفت با مصالح کشور و ملت، نقض ملیت، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، از بین بردن و تجزيه ملت، شکست نهضت و انقلاب و اسلام و نهادهای انقلابي و مشغول فعالیت اسلامی، ضرر به نهضت و کشور، خلاف ملیت و مضر به حال ملت، و مملكت، خلاف مسیر ملت و كشور اسلامي، به عقب كشيدن ملت، سوء استفاده از عناوين براي سرنگوني جمهوري اسلامي، مخالفت با حيثيت جمهوري اسلامي،
4- عدم وابستگي خارجي و پي گيري منويات اجانب
عدم ارتباط با خارج، عدم وابستگی به اسراییل و آمریکا، عدم رفت و امد با براندازان و طاغوت، عدم پی گیری سیطره اجانب بر مملکت ، ارتزاق از اسراییل، تکرار منافع امریکا و اسرایيل، انداختن مملكت به دام ابرقدرت ها، به دنبال سلطه اجانب در داخل كشور بودن، جاسوسي، رفت و امد با سران رزيم سابق
بخش دوم: گزيده جملات امام
آزادی از بنیادهای اسلام، آزادی فطری
يکي ‌از بنيادهاي اسلام، آزادي ‌است.  انسان واقعي ملت مسلمان، فطرتاً يک انسان آزاد شده ‌است.
10 آبان 1357
آزادی وسیله امتحان
آزادي يک نعمت بزرگ الهي ‌است؛ آيا در ‌اين موقع ‌که آزاد هستيم، ببينيم ‌که ‌از ‌اين آزادي آيا سو استفاده مي‌کنيم يا استفاده مشروع؟ آزادي يک امانت الهي ‌است ‌که خداوند نصيب ما کرد؛ آيا ‌اين امانتي ‌که خداي تبارک و تعالي به ما داد و ما را آزاد کرد، با ‌اين آزادي چه مي‌کنيم؟ آيا آزادي را صرف صلاح ملت و اسلام مي‌کنيم؟ يا آزادي را صرف جهاتي ‌که برخلاف مسير نهضت و برخلاف رضاي خداست؟
11 خرداد 1358
بينيم ما ‌از ‌اين امتحان، ‌از ‌اين بوته امتحان چطور بيرون مي‌آييم.  آيا سرفراز بيرون مي‌آييم يا گردن کج و شکسته؟ آيا ما با بندگان خدا به طوري ‌که خداي تبارک و تعالي امر فرموده ‌است رفتار مي‌کنيم؟ حالا ‌که آزاد شديم، آزادي را وسيله براي خدمت به خلق و خدمت به خالق قرار مي‌دهيم.  يا آزادي را براي مخالفت با خدا و استکبار بر ‌مردم؟
4 خرداد 1358
آزادی در سایه اسلام
ملت ايران خواستار عدالتند و آزادي و استقلال؛ ‌که معتقدند جز در سايه اسلام و با قوانين اسلام به آن نمي‌رسند.
18 دي 1357
عدالت و آزادی فقط در چهارچوب اسلام، نفی آزادی غربی
بسيارند رژيم آزادمنشانه، رژيمي ‌که استقلال ‌هم دارد، آزادي ‌هم مي‌دهد، اما يک آزادي مي‌دهد ‌که بر وفق اسلام نيست؛ احکام احکام اسلام نيست؛ رژيم رژيم اسلام نيست.  عدالت اسلا‌مي به آن طوري ‌که در اسلام ‌است نيست.  ما همچو چيزي را نمي‌خواستيم و نمي‌خواهيم.
11 خرداد 1358
نفی ازادی جز در پناه اسلام
ما آزادي ‌که اسلام تو(ي) آن نباشد نمي‌خواهيم. ما استقلالي ‌که اسلام تو(ي) آن نباشد نمي‌خواهيم.  ما اسلام مي‌خواهيم.  آزادي ‌که در پناه اسلام ‌است، استقلالي ‌که در پناه اسلام ‌است ما مي‌خواهيم.  ما آزادي و استقلال بي‌اسلام به چه دردمان مي‌خورد؟  وقتي اسلام نباشد، وقتي پيغمبر اسلام مطرح نباشد، وقتي قرآن اسلام مطرح نباشد، هزار تا آزادي باشد. ممالک ديگر ‌هم آزادي دارند. ما آن را نمي‌خواهيم.
2 خرداد 1358
دیکتاتوری دموکرات ها
ما مي‌گوييم ‌که دمکراسي نيست ممالک شما.  استبداد با صورت‌هاي مختلف، رئيس جمهوري‌هايتان ‌هم مستبدند به صورت‌هاي مختلف؛ منتها اسم‌ها خيلي زياد ‌است! الفاظ خيلي زياد ‌است! محتوا ندارد.
14 آبان 1357
ترس از خود نه از حکومت
اختناق در اسلام نيست؛ آزادي ‌است در اسلام براي همه طبقات: براي زن، براي مرد، براي سفيد، براي سياه، براي همه.  ‌مردم ‌از ‌اين به بعد بايد ‌از خودشان بترسند نه ‌از حکومت؛ ‌از خودشان بترسند ‌که نبادا خلاف بکنند.  حکومت عدل (‌از) خلاف‌ها جلوگيري مي‌کند، جزا مي‌دهد.
12 فروردين 1358
حجت اسلام، آمادگی برای گفتگو
در جامعه‏اى كه ما به فكر استقرار آن هستيم، ماركسيستها در بيان مطالب خود آزاد خواهند بود؛ زيرا ما اطمينان داريم كه اسلام دربردارنده پاسخ به نيازهاى مردم است. ايمان و اعتقاد ما قادر است كه با ايدئولوژى آنها مقابله كند. در فلسفه اسلامى از همان ابتدا مسئله كسانى مطرح شده است كه وجود خدا را انكار مى‏كرده‏اند. ما هيچ گاه آزادى آنها را سلب نكرده و به آنها لطمه وارد نياورده ايم. هركس آزاد است كه اظهار عقيده كند و براى توطئه كردن آزاد نيست.
4 ارديبهشت 1357
دولت اسلا‌مي يک دولت دمکراتيک به معناي واقعي ‌است و براي همه اقليت‌هاي مذهبيآزادي به طور کامل هست و هر کس مي‌تواند اظهار عقيده خودش را بکند. و اسلام جواب همه عقايد را به عهده دارد و دولت اسلا‌مي تمام منطق‌ها را با منطق جواب خواهد داد.
18 آبان 1357
آزادى آرا در اسلام از اول بوده است، در زمان ائمه ما- عليهم السلام- بلكه در زمان خود پيغمبر آزاد بود. حرفهايشان را مى‏زدند. ما حجت داريم. کسی كه حجت دارد از آزادى بيان نمى‏ترسد لكن توطئه را اجازه نمى‏دهيم. اينها حرف ندارند، توطئه مى‏كنند.
10 اسفند 1357
آزادى آرا در اسلام از اول بوده است، در زمان ائمه ما- عليهم السلام- بلكه در زمان خود پيغمبر آزاد بود. حرفهايشان را مى‏زدند. ما حجت داريم. كسى كه حجت دارد از آزادى بيان نمى‏ترسد لكن توطئه را اجازه نمى‏دهيم. اينها حرف ندارند، توطئه مى‏كنند.
10 اسفند 1357
 آنها كه مى‏خواهند توطئه كنند، آنها كه مى‏خواهند منحرف كنند ملت ما را، آنها كه مى‏خواهند اختلاف بيندازند بين قشرهاى ملت، اينها توطئه‏گر هستند و ما ساكت نمى‏نشينيم. ما آنها را تأديب مى‏كنيم. آزادى بله، توطئه نه. آزادى بيان هست؛ هر كه هر چه مى‏خواهد بگويد. اسلام از اول قدرت داشته است بر رد همه حرفها و بر رد همه اكاذيب؛ آن قدرت باقى است، برهان ما باقى است. ما برهان داريم، ما حجت داريم. ما از گفته‏هاى- گفتار- مردم نمى‏ترسيم؛ هر كه هر چه دارد بگويد لكن توطئه را نمى‏پذيريم. خيانت به ملت را نخواهيم پذيرفت؛ چنانچه نپذيرفتيم. ملت ما تاكنون آنقدر خيانت ديده است كه ديگر نخواهد پذيرفت خيانتها را.
18 اسفند 1357
آزادی جناح های سیاسی در اظهار عقاید
حكومت ما جمهورى اسلامى است كه متكى بر آيات قرآنى است و قانونش، قانون اسلام است و جناحهاى سياسى در آنجا در اظهار عقايد خود آزادند.
21 آذر 1357
آزادی زنان در چهارچوب حفظ موازین
زنان در انتخاب فعاليت و سرنوشت و همچنين پوشش خود با رعايت موازين آزادند.
10 آبان 1357
آزادی انتقاد
شما امروز آزاد ‌هستيد.  همه برادران و خواهران ما امروز آزادند. و آزادانه انتقاد مي‌کنند ‌از دولت.  انتقاد مي‌کنند ‌از هر چيزي ‌که بر خلاف مسيرشان باشد.  و تقاضا مي‌کنند مسائل اساسي را ‌از دولت.  ‌اين نهضت شما را آزاد کرد، و ‌از آن بندهايي ‌که بر ملت بود، و ‌از آن قيد و بندها شما را آزاد کرد.  الآن آزادانه در اينجا مجتمع ‌هستيد، و آزادانه مسائل سياسي و اجتماعي محل احتياج ملت را طرح مي‌کنيد.
12 تير 1358
اين آزادى است كه شما در بيرون، در هر جا صحبت مى‏كنيد، انتقاد مى‏كنيد، از رژيم سابق انتقاد مى‏كنيد، از دولت لاحق انتقاد مى‏كنيد، اينها همه آزادى است. هيچ كس هم نمى آيد به شما بگويد كه نه، انتقاد نكنيد.
16 آبان 1358
در روزنامه‏ها نبايد صورت مخاصمه با كسى داشته باشند، صورت ارشاد داشته باشند. مطالب را بگويند. انتقاد بايد بشود. تا انتقاد نشود، اصلاح نمى‏شود يك جامعه. عيب هم در همه جا هست؛ سر تا پاى انسان عيب است و بايد اين عيبها را گفت و انتقادات را كرد؛ براى اينكه اصلاح بشود جامعه ..
12 خرداد 1360
نبايد ماها گمان كنيم كه هرچه مى‏گوييم و مى‏كنيم كسى را حق اشكال نيست. اشكال، بلكه تخطئه، يك هديه الهى است براى رشد انسانها.
16 دى 1366
آزادی عقیده
مردم عقيده‏شان آزاد است. كسى الزامشان نمى‏كند كه شما بايد حتماً اين عقيده را داشته باشيد.
2 مهر 1358
آزادی در پذیرش اسلام
ما هرگز نمى‏خواهيم ارزشهاى اسلامى را بر غرب تحميل كنيم. نه بر غرب و نه بر شرق، بر هيچ كس و هيچ جا اسلام تحميل نمى‏شود. اسلام با تحميل مخالف است. اسلام مكتب تحميل نيست. اسلام آزادى را به تمام ابعادش ترويج كرده است. ما فقط اسلام را ارائه مى‏كنيم. هركس خواست مى‏پذيرد و هركس نخواست نمى‏پذيرد ..
9 آذر 1358
آزادی عقیده و شغل
الف) در حكومت اسلامى همه افراد داراى آزادى در هر گونه عقيده‏اى هستند، ولكن‏ آزادى خرابكارى را ندارند. ب) در اسلام آزادى انتخاب شغل بر هر فردى بر حسب ضوابط قانونى محفوظ است.
19 آبان 1357
نقش مردم در حکومت
در ايران اسلامى، مردم تصميم گيران نهايى تمامى مسائلند
6 خرداد 1361
آزادی های ابتدای انقلاب و سوء استفاده گروه ها
در مملكت ما هم وقتى كه اين فتح بزرگ به دست شما زنها و مردهاى محترم‏ انجام گرفت، همه چيز را آزاد گذاشتند: تبليغات را آزاد گذاشتند، مكتبها را آزاد گذاشتند به طورى كه در اين چند ماه تقريباً حدود دويست تا شايد گروههاى مختلف اظهار وجود كردند! حتى كمونيستهايى كه فاسد و مفسدند اظهار وجود كردند. لكن بعد از آن كه ما احساس بكنيم كه اينها اظهار وجودشان فقط براى تبليغ نيست، فقط براى اين نيست كه مى‏خواهند مكتب خودشان را عرضه كنند، بلكه مسئله، مسئله توطئه است.
27 مرداد 1358
ما بايد به اينها بگوييم آزاد هستيد؟! كجاى دنيا يافت شده كه يك انقلابى بشود و اينهمه روزنامه داشته باشد؟ همه روزنامه‏ها را مى‏بستند و يك، روزنامه ارگان خود حزب، مثلًا يا خود دولت را مى‏گذاشتند باشد.
كجاى دنيا اينطور آزادى به مردم داده بودند كه به مجرد اينكه انقلاب پيروز بشود همه به ميدان بيايند و هرچه مى‏خواهند به هركس بگويند، و تا پنج- شش ماه هم هيچ كس به كسى حرف نزد، تا فهميدند به اينكه اينها يك دسته‏اى هستند در داخل كه با خارج مرتبط مى‏باشند، و بر ضد كشور و مصالح كشور دارند عمل مى‏كنند. باز هم ما بگوييم كه شما آزاديد؟! فقط به واسطه كلمه آزادى!
ما مى‏خواستيم و آقايان مى‏خواستند كه بعد از انقلاب هم خيلى با ملايمت رفتار كنند، آزاد كردند، مرزها را باز گذاشتند، آزاد كردند همه را، قلمها را آزاد كردند، گفتارها را آزاد كردند، احزاب را آزاد كردند، به خيال اينكه اينها يك مردمى هستند كه لااقل اگر مسلمان نيستند؛ آدم هستند. براى يك مملكتى كه براى خود اينها ملت زحمت كشيده است، لااقل اين قدر ادراك دارند كه اگر دوباره اوضاع برگردد، براى همه بد است. لكن معلوم شد خير، قضيه اين حرفها نيست و اينها عمّال خارجيها هستند حالا يا عمّال امريكا هستند، يا عمّال جاهاى ديگر هستند، حالا براى ملت ماهيت اينها، ماهيت اين نويسنده‏ها، ماهيت اين احزاب، ماهيت اين الفاظ فريبنده بيمعنا، براى ملت حالا روشن شد
اگر ما الآن ديگر انقلابى رفتار كنيم، نمى‏توانند بگويند كه شما آزادى نداديد. ما آزادى داديم، سوء استفاده شد و ديگر آزادى نخواهيم داد. آزادى به آن معنا كه اينها بخواهند، خرابكارى بكنند اين آزادى نخواهد داده شد. آزادى در حدودى كه قوانين اقتضا مى‏كرد؛ در حدودى كه اسلام به ما اجازه مى‏دهد. اسلام اجازه نمى‏دهد كه ما آزاد بگذاريم كه هركس هر غلطى بخواهد بكند؛ هر توطئه‏اى مى‏خواهد بكند؛ هر كارى مى خواهد بكند كه بكشد به خاك و خون ..
27 مرداد 1358
ما يك حزب را، يا چند حزب را، كه صحيح عمل مى‏كنند مى‏گذاريم عمل بكنند، و باقى همه را ممنوع اعلام مى‏كنيم، و همه نوشتجاتى كه اينها داشته‏اند، و برخلاف مسير اسلام و مسير مسلمين است، ما همه اينها را از بين خواهيم برد. ما بعد از اينكه فهمانديم به اينها كه شماها ديكتاتور هستيد، ما آزاديخواه بوديم و شما نگذاشتيد، ما آزادى داديم و شما نگذاشتيد اين آزادى باقى بماند، حالا كه اين طور شد، ما انقلابى با شما رفتار مى‏كنيم. هرچه مى‏خواهند روزنامه‏هاى خارج بنويسند، هرچه مى‏خواهند توابع صهيونيسم‏ها و امثال اينها هرچه دلشان مى‏خواهد فرياد بزنند. اينها هم اگر چنانچه هرچه دلشان مى‏خواهد توى خانه هايشان بروند و فرياد بزنند؛ لكن بيرون ديگر نمى‏توانند؛ اينها بايد منزوى بشوند ..بعد از اين هم ما گرفتارى داريم، فردا قضيه رئيس جمهور است، همين بساط و همين خونريزى و اينها در قضيه مجلس شورا بدتر از اين خواهد شد. ديگر خيلى بدتر از اين خواهد شد. ما بايد جلوى مفاسد را بگيريم، ما موظفيم از طرف اسلام كه مصالح. مسلمين را حفظ كنيم. همه موظفيم؛ همه ما موظفيم كه مصالح اسلام را حفظ كنيم و اين طوايف دارند مصالح اسلام را از بين مى‏برند .بنابراين، در كمال تأسف ما ديگر نمى‏توانيم آن آزادى كه قبلًا داديم بدهيم؛ و نمى توانيم بگذاريم اين احزاب به كار خودشان و فسادهايى كه داشتند مى‏كردند و مى كنند [ادامه‏] بدهند. ...ما نمى‏توانيم مهلت بدهيم. شرعاً جايز نيست براى ما ديگر مهلت. تا آنجايى كه ما مى‏توانستيم و خطا هم كرديم! و من تصديق مى‏كنم كه خطا كرديم، هم ما خطا كرديم، هم دولت خطا كرد، هم شوراى [انقلاب‏] خطا كرد؛ همه ما خطا كرديم. ما خيال مى‏كرديم كه ما با انسان سر و كار داريم، پس با انسانيت رفتار بكنيم، معلوم شد نه. ما با انسان سر و كار نداريم، ما با حيوانات درنده سر و كار داريم! نمى‏شود با حيوانات درنده ما ملايمت بكنيم، و نمى‏كنيم ديگر ملايمت ..
27 مرداد 1358
ما هر چه خواستيم هدايت کنيم ‌اين قشرهاي فاسد را، هر چه مهلت داديم ‌که هدايت بشوند، هر چه مهلت داديم ‌که به خود بيايند، هر چه مهلت داديم ‌که به مصالح کشور نظر کنند، هر چه آزادي داديم ‌که آزادي را براي ملت وسيله رشد ملت قرار بدهند، آزادي قلم داديم، آزادي بيان داديم، آزادي اجتماعات داديم، آزادي احزاب داديم، ‌که اينها اگر درست مي‌گويند ‌که براي ملت کار مي‌کنند و دمکرات هستند، حکومت ‌مردم بر ‌مردم مي‌خواهند، اگر اينها حکومت ‌مردم بر ‌مردم مي‌خواهند، چرا نمي‌گذارند ‌مردم سرنوشت خودشان را تعيين کنند؟ چرا با خرابکاري‌ها نمي‌خواهند ‌مردم حکومت خودشان را تعيين کنند؟
2 شهريور 1358
ما تاكنون براى اينكه به مردم عالَم بفهمانيم و بفهمند مردم كه ما با چه اشخاصى مقابله داريم، ما آزادى داديم به آنها، آزادى مطلق كه در ظرف اين چند ماه قريب دويست حزب و گروه و مطبوعات زياد و مجلات و روزنامه‏ها منتشر شد! و هيچكس جلوگيرى نكرد. در عين حالى كه به همه مقدسات ما توهين كرديد، در عين حالى كه با حكومت آنطور رفتار كرديد و با اسلام آنطور رفتار كرديد در مطبوعاتتان، مع ذلك به شما تعرض نشد. تا آنكه فتنه را ديديم و فهميديم شما فتنه‏گر هستيد، شما منافقينى هستيد كه مى‏خواهيد فتنه بكنيد، منافقينى هستيد كه توطئه كرديد بر ضداسلام، توطئه كرديد بر ضد كشور، توطئه كرديد بر ضد ملت؛ شما اشخاصى هستيد كه با سرحَدَّات و با خارج روابط داريد- رفت و آمد شما [تحت‏] كنترل است. اطلاع به مادادند كه رفت و آمد داريد شما با اشخاصى كه در رژيم سابق بودند؛ با اشخاصى كه مى‏خواهند مملكت ما باز به حال اول برگردد- بعد از اينكه توطئه شما ثابت شد، و مردم فهميدند شما چه اشخاصى هستيد، ديگر نمى‏توانيم اجازه بدهيم آزادانه هر كارى مى‏خواهيد بكنيد، شما را سركوب خواهيم كرد!.
2 شهريور 1358
شما حدود آزادى را، براى آن چيزى قائل نيستيد. شما بى‏بند و بارى را «آزادى» مى‏دانيد. شما فساد اخلاق را آزادى مى‏دانيد. شما فحشا را آزادى مى‏دانيد. ما شما را آزاد گذاشتيم، و خودتان را به فحشا كشيديد؛ به بدتر از فحشا كشيديد، آبروى خودتان را برديد پيش ملت. ما شما را آزاد گذاشتيم، و قلمهاى مسموم شما توطئه گران مملكت ما را مى‏خواست به باد بدهد؛ با اسم دمكراتى، با اسم آزاديخواهى، با اسم روشنفكرى؛ با اسمهاى مختلف. خائنان در اين مملكت با دست باز شروع كردند به فعاليت و توطئه چينى. همين خائنها غائله‏هاى كردستان را به وجود آوردند. و همين خائنها هستند كه براى توطئه گرها عزا مى‏گيرند. آنهايى كه جوانهاى ما را سر بُريدند حرفى نيست؛ آنهايى كه جنايتكاران را قصاص مى‏كنند برايشان [نوحه‏] مى‏گيرند؟! ما كه مى‏خواهيم مملكت خودمان را از دست جنايتكاران، از دست خيانتكاران، از دست چپاولگران، نجات بدهيم، ما سلب آزادى كرديم!
2شهريور 1358
ما بعد از آنكه پيروزى براى ملتمان حاصل شد و خيانتكاران [و] جنايتكاران را از صحنه بيرون كرديم و ملت بيرون كرد، باب رحمت را به روى ملت و به روى همه قشرها به دو مِصراع باز كرديم. با رحمت عمل شد، آزاد شدند؛ مرزها آزاد؛ قلمها آزاد؛ فعاليتهاى سياسى آزاد؛ تمام آزاد و با رحمت با همه عمل شد. در هيچ انقلابى مثل انقلاب ما رحمت نداشت. و هيچ انقلابى مثل انقلاب ما با مردم و با خيانتكاران رفتار نكرد، همه را آزاد گذاشتيم. دولت ما با همه به طور رحمت رفتار كرد. قلمها را آزاد گذاشتند؛ مطبوعات را آزاد گذاشتند؛ احزاب را آزاد گذاشتند؛ گروهها را آزاد گذاشتند. باب رحمت به مِصراعَيْه  به روى ملت باز، همان رحمتى كه دنباله رحمت اسلام است؛ دنباله رحمت رسول خداست. لكن خيانتكاران، جرثومه‏هاى فساد و غدّه‏هاى سرطانى، به اخلالگرى برخاستند؛ به فتنه‏گرى برخاستند. ملتى كه با خون خودش عدل و اسلام را مى خواست در مملكت پياده كند و به طور رحمت با همه رفتار كند، قدر اين رحمت را. ندانستند و مشغول توطئه شدند. اگر ادامه پيدا كند توطئه، باب رحمت بسته مى‏شود، يا نيم بسته مى‏شود و باب غضب- غضب الهى، انتقام اللَّه- باز مى‏شود. كارى نكنند كه باب رحمت بسته شود. توطئه‏ها را كنار بگذارند. قلمهاى مسموم را كنار بگذارند. فعاليتهاى غيراسلامى را كنار بگذارند. همين فتح باب رحمت بود و همين مدارا و ملايمت بود كه فاجعه كردستان را به بار آورد. از فرصت و از رحمت استفاده كردند و سوء استفاده كردند؛ از آزادى- كه رحمت خداست- سوء استفاده كردند ..
8 شهريور 1358
ما پنج ماه بيشتر بلكه به طور مطلق به اينها آزادى داديم؛ يعنى آزاد بودند كه هر چه مى خواهند، حتى الآنش هم هر كارى كردند. لكن اخيراً كه ما مطلع شديم كه با الهام از رژيم سابق و با الهام از اجانب و كسانى كه مى‏خواهند به تباهى بكشند؛ توطئه كردند، خرابكارى كردند، خرمنها را آتش زدند، صندوقهاى آرا را آتش زدند و با تفنگ و اسلحه آن رفتار را كردند. قضاياى اطراف كردستان را همانها پيش آوردند و ساير قضايا را هم آنها اگر ما سستى كنيم، پيش مى‏آورند. اگر آزادى، آزادى بيان و عقيده و انديشه است، آزادى هست و بوده است. اين چيزى كه جلويش گرفته شده است، اين است كه در ممالك ديگر آنجا كه انقلاب شد و صددرصد ادعاى آزادى مى‏كردند، بعد از انقلاب مطلقاً جلوگيرى كردند از كسانى كه توطئه مى‏كردند. ما پنج ماه است و بيشتر است مهلت داديم به آنها تا اينكه بر مردم ثابت شد، به دنيا ثابت شد به اينكه قضيه، قضيه آزادى بيان نيست. قضيه، قضيه آزادى توطئه است. اين آزادى توطئه را هيچ كس، هيچ جا به هيچ كس نمى‏تواند بدهد.
2 مهر 1358
اين انقلاب اسلامى ايران، براى خاطر اينكه اسلامى بوده، از همه بهتر است و يك انقلاب صحيح است؛ يك انقلاب اسلامى است. و لهذا بعد از انقلاب، يك آزادى مطلقى به همه داده شد .. شما خيال مى‏كنيد در انقلابات ديگر آزادى مى‏دهند؟ آزادى به مردم نمى‏دادند. بعد از انقلاب تمام مطبوعات را جلويش مى‏گرفتند؛ تمام مجالس را جلويش مى‏گرفتند؛ تمام دستجات را جلويش مى‏گرفتند؛ همه را به طور اختناق جلويش مى‏گرفتند؛ به اسم اينكه انقلاب است، در انقلاب بايد اين چيزها بشود لكن اين انقلاب اسلامى جلوى هيچ طايفه‏اى را نگرفت و جلوى هيچ قلمى را نگرفت تا چند ماه كه معلوم شد كه مى‏خواهند توطئه كنند. توطئه گرهايى كه بر ضد اسلام مى‏خواستند توطئه بكنند يك چند نفر را جلويشان را گرفتند كه نه، چه بكنيد. البته حالا هم يك قلمهاى فاسد باز مى‏گويند چرا جلوى فلان مجله، چرا فلان مجله. نمى‏دانند اينها كه خوب، آن مجله، روزنامه، تمام چيزش از اسرائيل بوده است. اينها توقع اين را دارند كه اسرائيل هم كه در اينجا مى خواهد توطئه كند نبايد جلويش را گرفت! بايد آزاد كرد قلم را، قلمْ آزاد! قلمى آزاد است كه توطئه‏گر نباشد. قلمى آزاد است، روزنامه‏اى آزاد است، كه نخواهد اين ملت را به عقب و به تباهى بكشد. اين قلمها، همان سرنيزه سابق است كه مى‏خواهند ملت را به تباهى بكشند، البته ملت تحمل نمى‏كند كه جوانهايش را داده، حالا چهار نفر پشت ميز نشين و بالا نشين بنشينند و طرح بدهند و درست بكنند و بگويند كه قلمها آزاد نيست؛ چه آزاد نيست؟ كدام قلمها آزاد نيست؟ قلمهاى فاسد نبايد آزاد باشد. الآن هم فاسدهاشان خيليهايشان آزادند، مِنْ جمله همين قلمهايى كه مى‏گويند چرا آزاد نمى‏گذاريد. اينها هم‏ الآن توطئه‏گر هستند ..
3 آبان 1358
چون غلبه خود ملت بود، غلبه مال خود ملت بود، آن هم ملت اسلامى، آن هم با اسم اسلام؛ دنبال اين نه مطبوعات قدغن شد و نه اجتماعات قدغن شد و نه احزاب قدغن شد. تا چند ماه بعد، بعضيها را ديدند مشغول توطئه‏اند، الآن هم مشغول‏اند. بعضيها را ديدند كه از خارج چيز اخذ مى‏كنند و دارند توطئه مى‏كنند. بعض مجلات اين طورى و بعض مطبوعات اين طورى را دادگاه جلو گرفت، براى اينكه ملت را داشت به تباهى مى كشيد. اما باز همه مطبوعات هستند سرجايشان. احزاب هم هستند سرجايشان. و درهاى اين مملكت هم بازِ به همه جا ..اين يك نعمتى است كه ما از اسلام داريم و از اين انقلاب اسلامى؛ نعمت بزرگ آزادى.
12 آبان 1358

در رژيم سابق، كسى قدرت حرف زدن نداشت، كسى قدرت انتقاد نداشت. يك كلمه انتقاد با نابودى او تمام مى‏شد. يك قلم كه يك نصف سطر در انتقاد مى‏نوشت نابودش مى‏كردند. حالا راه انتقاد باز است، همه مى‏آيند انتقاد مى‏كنند، همه از دولت انتقاد مى‏كنند، همه از هر چيزى كه صحيح نيست انتقاد مى‏كنند، ارشاد مى‏كنند. چطور حالا با آن وقت، مِثل هم است؟
17 آبان 1358
قلمهايى كه توطئه‏گر بودند و مى‏خواستند باز سلطه اجانب را بر مملكت ما مسلط كنند، آنها را گفتيم كه نبايد اين كار را بكنند و بايد محكمه ببيند كه اينها چكاره هستند. و ديديم كه بعد از اينكه بررسى شد، اينها از اسرائيل خيليشان ارتزاق مى‏كردند. و بلندگوى اسرائيل بودند. بلندگوى امريكا بودند. منتها با صورتهاى ديگر. و يك ملتى حق دارد كه كسى كه بخواهد ملتش را به تباهى بكشد و توطئه كند و باز همان مسائل سابق را براى او پيش بياورد، از آن جلوگيرى بكند. و الّا ملت ما طرفدار آزادى است. طرفدار همه جور آزادى است. ولكن طرفدار توطئه نيست. طرفدار تباهى نيست.
زنهايى كه تظاهر كرده‏اند همان زنهايى بودند كه از تتمه آن مسائل بودند. آنهايى بودند كه شاه آنها را به عنوان «آزاد زنان» به ميدان آورده بود و آنها را به تباهى كشيده بود. آنها هم چون از اين وضعى كه آن تباهيها آن آزاديهايى كه آنها مى‏خواستند، مى‏خواستند كه با جوانها آزاد باشند كه هر كارى مى‏خواهند بكنند و مى‏خواستند با تباهيها هماغوش باشند. مى‏خواستند كارهاى برخلاف عفت بكنند. و مى‏ديدند كه اسلام با كارهاى خلاف عفت، با كارهايى كه مملكت را به تباهى مى‏كشد و ملت را به عقب مى‏راند موافق نيست. آنها بودند كه آمدند در خيابانها و با آن صورتهايى كه مردم ديدند تظاهر كردند. و الّا جلوى آزادى هرگز گرفته نشده است و نمى‏شود و مردم آزادند. الّا آنجايى كه بخواهند تباهى بكنند و بخواهند ملت را به عقب برانند ..
5 آذر 1358

و اما آزادى مطلق بعد از آن اختناق مطلق در ايران بعد از انقلاب بلافاصله بود. همه قلمها و همه زبانها باز بود. و قلمها مى‏نوشت. همه احزاب آزاد بودند و همه‏شان هم اظهار وجود كردند، و كسى مزاحمشان نبود ..تا پنج ماه تقريباً اينطور بود كه ابداً هيچ خلاف آزادى نشد. بعد از پنج ماه دريافتيم، دريافتند به اينكه بعضى از اين روزنامه‏ها، بعضى از اين مجلات وابستگى به اسرائيل، وابستگى به امريكا دارند و مشغول يك توطئه‏هايى هستند. برخلاف مسير ملت توطئه مى‏كنند. اينها را دادگاه [حكم‏] كرد كه بايد رسيدگى بشود. و همچو نيست كه در جايى از عالم وقتى انقلاب واقع شده است، اينطور رفتار كرده باشند. بعد از انقلابات مطلق مطبوعات، مطلق روزنامه‏ها، مطلق گفتارها تعطيل مى‏شد. امكان نداشت براى كسى كه يك روزنامه بعد از انقلاب منتشر كند. و بعض انقلابات بلافاصله بعد از انقلاب قتل عام شروع مى‏شد؛ قتل عامهاى زياد، تصفيه‏هاى مهمى كه همه‏اش كشتار بود، به دريا ريختن بود. و اين در انقلاب ايران هيچ همچو چيزى نبود كه حتى يك روز اينطور نبود كه از طرف دولت يا از طرف ملت بخواهند يك كارى بكنند و يك قتلهايى مثلًا بكنند. بعد انقلاب اينطور بود ..
6 دى 1358
ايران وقتى كه انقلاب كرد تقريباً تا پنج ماه به تمام احزاب و به تمام روزنامه‏ها و به تمام [اينها] اجازه داد كه هرچه بخواهيد بگوييد. تمام راهها هم باز بود براى همه بيايند، بروند. اين در دنيا سابقه ندارد. اين براى اين بود كه اين انقلاب، انقلاب اسلامى بود....خود اين ملت بودند. همه كارها هم دست خود ملت بود. ملت ما هم مسلمان بودند و آداب اسلامى داشتند. از اين جهت نه جلو گرفتند، و دولت ما هم همين‏طور آداب اسلامى داشتند نه جلو گرفتند و نه- عرض مى‏كنم كه- آن حرفها و آن كشتارها و اينها واقع شد. يك عده معدودى كه همه مى‏شناختندشان اينها چكاره بودند، يك عده‏شان فرار كردند. يك عده‏شان كه اينجا ماندند اينها را گرفتند محاكمه كردند. و در حبس هم من وقتى سؤال مى‏كردم مى‏گفتند خيلى حالشان خوب است در حبس. جايشان هم خوب است. محاكمه كردند. هر كدام اشخاص را كشته بودند يا اينكه بساط و آنطورها كرده بودند، به جزايشان رساندند. اينها چيزهايى است كه سابقه ندارد در دنيا.
12 ارديبهشت 1359

خودکفایی شرط آزادی
اگر شما بخواهيد استقلال پيدا بکنيد و آزادي حقيقي پيدا بکنيد، بايد کاري بکنيد ‌که در همه چيز خودکفا باشيد؛ مستغني باشيد.
11 آبان 1358


آزادي از ديگاه امام خميني بخش دوم
http://www.edalatkhahi.ir/005510.shtml

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

معرفي سايت تخصصي بررسي شبكه هاي هرمي
شهید بهشتی و جنبش سبز
تجمع دانشجویان صنعتی شاهرود در حمایت از ولایت فقیه
نقش عمار در جنگ صفین
سفره های رنگین سیما،حسرت کودک گرسنه و عرق شرم پدر
جدال جمهوري با زنگيان کافوري
راه 43 منتشر شد
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
اگر از همت و متوسلیان برای نسل سوم گفته بودند، امروز کسی جرات دزدیدن نام آنها را نداشت
تقدیر و حمایت ویژه جنبش عدالتخواه دانشجویی از بیانات آیت ا... صادق آملی لاریجانی در تأکید بر مبارزه با مفاسد اقتصادی
انتقاد رئيس دستگاه قضا از مبارزه ضعيف با مفسدان اقتصادي/ مسير كنوني جواب نمي دهد
سخنراني شهيد حسين الحوثي در عيد غدير 1423
تأملی گذرا بر عملکرد دستگاه ها و نهادها در تحقق اسلام ناب
چرا حل مشكلات اساسي كشور روي زمين مي‌ماند؟
نشست تحليلي پيرامون ابعاد و پيامدهاي اجراي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها
نقشه راه دانشجویان دانشگاه اسلامی
روشن فکران غرب زده نخواهند توانست رأی ملت را وتو کنند
سیر عدد شدی احمد جان!
مردم همچنان در انتظار سبد غذایی دولت
الحوثي: عربستان از بمب فسفري استفاده مي‌کند
گر "غدیر" به درستی محقق می‌شد،امروز نیازهای بشر اینقدر ابتدایی نمی‌ماند
اشاره به مافیای رسانه و سیاست در یک سریال
تظاهرات معلولان فلسطینی برای پایان دادن به محاصره غزه
وعده وزارت اطلاعات براي جمع كردن هرمي ها
نیمی از مساجد در طول سال فعالیتی ندارند
تشدید هجوم هوایی عربستان به یمن
تقابل اسلام ناب و اسلام التقاطی در انتخابات 88
نظریه ولایت فقیه و عقلانیت
روایت شهادت حسین الحوثی
جديدترين گزارش مركز پژوهشها از آثار فعاليت شركتهاي هرمي
مناظره بايد دور از فضاي جنجال سياسي و هياهو صورت گيرد
تشكل‌هاي دانشجويي نسبت به اتفاقات و فضاي كشور هوشيار باشند
انتقاد شديد نماينده جنبش از عملکرد صدا و سيما در به تصوير کشيدن تجملات و اشرافي گري
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
رویش باید آگاهی مردم را نشانه بگیرد
اسكيزوفرني سياسي‏، انفجار جنسي‏، لكنت زبان، تفاوت فرهنگي‏ و انتخابات دهم
مردم، جریانات ریزشی را كنار می‌زنند
گفتگو با دکتر کوشکی درباره موضع نظام نسبت به یمن
همدستي نيروهاي القاعده با دولت صنعاء در سركوب شيعيان الحوثي
راز نسخه دوم

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان