پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

مباني نظري مرامنامه جنبش عدالتخواه دانشجويي، خط مشي در سياست خارجي و جهان اسلام بخش 1
مذاكره و رابطه با آمريكا از ديگاه رهبر معظم انقلاب  (ويژه)  

ما به مذاکره دوستانه با ظالم نياز نداريم و سياست ما عدم مذاكره در مسائل اختلافي، نه التماس، نه تسليم، نه مذاکره است. ترسي از آمريكا و محبتي به او وجود ندارد. اتحاد مسلمانان، پافشاري بر اسلام و ارزش‏ها و اصول آن، مقاومت در برابر فشارها و تنگ کردن عرصه، در بلند مدت بر دشمن البته نفي مذاكره و رابطه ابدي نيست و منوط به شرايطي است. ما با شما کاري نداريم، احتياجي به شما نداريم، ترسي از شما نداريم، هيچ محبّتي به شما نداريم.

  
 
شنبه 2 آبانماه 1388  

 

اشاره

بخش اول دسته بندي نكات مطرح شده در صحبت هاي مقام معظم رهبري در سال هاي متفاوت است. كه از جستجو در بيانات ايشان و نيز كتاب آمريكا در ديدگاه مقام معظم رهبري فراهم شده است. بخش دوم نيز به ارائه خلاصه اي از متن هاي نكات كليدي ايشان در اين زمينه مي باشد. اين متن از هرگونه اجتهاد پژوهشگر بري بوده و در بخش خلاصه ها نيز تنها به مقوله بندي نكات معظم اله پرداخته ايم. و عبارات اين بخش به وسيله پژوهشگر با تخليص نكات مقام معظم رهبري فراهم گرديده است. چه بسا با رويكرد اجتهادي مي توان نكات ديگري را نيز استخراج كرد مثل اين كه ايشان تبليغات دشمن و ضعف تبليغاتي ما را از مضرات مذاكره مي دانند كه اصلاح آن مي تواند جزو شروط مذاكره به حساب بيايد.

اين متن بخشي از مباني نظري مرامنامه جنبش عدالتخواه دانشجويي در بخش سياست خارجي، صدور انقلاب و نهضت جهاني اسلام مي باشد.

نكات استخراج شده از ديدگاه ها

دلايل قطع رابطه
قطع رابطه و دعم مذاكره نتيجه رفتار و وضع طبيعي استکبار آمريکايي است و مدل آن رابطه نفرت از طرف ما و خصومت خباثت‏آميز از طرف آن ها است.
سياست ما در مورد مذاكره
ما به مذاکره دوستانه با ظالم نياز نداريم و سياست ما عدم مذاكره در مسائل اختلافي، نه التماس، نه تسليم، نه مذاکره است. ترسي از آمريكا و محبتي به او وجود ندارد. اتحاد مسلمانان، پافشاري بر اسلام و ارزش‏ها و اصول آن، مقاومت در برابر فشارها و تنگ کردن عرصه، در بلند مدت بر دشمن البته نفي مذاكره و رابطه ابدي نيست و منوط به شرايطي است. ما با شما کاري نداريم، احتياجي به شما نداريم، ترسي از شما نداريم، هيچ محبّتي به شما نداريم.
اوصاف طرفداران مذاكره
طرفداران مذاكره  دچار غفلت، ساده‏لوحي، مرعوبيت هستند و با الفباي سياست يا غيرت بيگانه اند. مذاكره با دشمن اصل وجود ما بدون تحقق شرايط حماقت وبزرگترين توهين و خيانت است.
مضرات رابطه
1- مقدمه اقدامات براندازانه آمريكا
رابطه خطر آمريكا را كم نميكند و مقدمه اقدامات بعدي امريكاست. سفارتخانه‏شان مركز ارتباط با سفلگان ملت، مركز اداره‏ى آشوبها و اغتشاشها و دليل اصرار ان ها احتياج به رفت و آمد آزاد و بى‏دغدغه‏ى مأموران جاسوسى و مأموران اطلاعاتى‏شان و ارتباطات نا مشروع آنها با عناصر سفله و مزدور است.
مضرات مذاكره
1- باز شدن باب فشار بيشتر
دشمني آمريکا با مذاکره برطرف نمي‏شود. خطرات ناشي از استقلال كم تر از زورگويي است. مذاكره خلاف مصالح ملي و منافع ملت، به مثابه باز کردن باب توقّعات و طلبکاري هاي آمريکا، بازشدن عرصه‌اي براي آمريکايي‌هاي مکار و ادامه‌ي زورگويي‌هاي آنان و راهي و مجرايي براي فشار آوردن روي دولت ايران است. رودربايستي به‏وجود آورده و اوّلِ شروعِ تحميلات، تسلّط و نفوذ آمريکاست. يک ذرّه حيثيت حاصل از استقلال، پشتيباني جهاني و مردمي و اراده‏اي در درون نظام از دست مي رود و فشارها را باز هم شديدتر خواهند كرد.  اگر بخواهند ما را نابود و مضمحل مي کنند، و به ما به او تلقين و تحميل خواهند کرد، خطرات ناشي از استقلال كم تر از زورگويي است.
2- ابزاري براي تحميل خواستههاي خود بر طرف مقابل
3- تبليغات دشمن

هر جهت حسنآن به وسيله ي تبليغات آن ها پوشيده خواهد شد و هر جهت زشت و بدي كه داشته باشد بزرگ خواهد گرديد.
0- نمايش عقب نشيني جمهوري اسلامي
نمايش عقب نشيني جمهوري اسلامي از همه حرفهاي دوران امام و دوران جنگ و دفاع مقدّس و دوران انقلاب و پيروزي دشمن اتفاق مي افتد و آبروي انقلاب را در دنيا در پيش مستضعفان خواهد برد. دلها را مردّد خواهد کرد، نهضت جهاني اسلامي را دچار افول خواهد کرد، استقلال ملت ايران را از دست خواهد رفت.
5- از بين رفتن وجدت داخلي
از بين رفتن وحدت حول مقابله با امريكا با اختلاف افتادن سر انجام يا عدم انجام مذاكره
6- باز شدن باب سازش
از بين رفتن قبح مذاكره و سازش
شروط ملت ايران براي رابطه
1- توبه گرگ

اصلاح روشهاى غلط  و تغيير سياست امريكا از  دروغ، فريب ، جنايت ، آدم شدن، ترك خوي استکباري، توبه كردن، توبه آمريكا،
2- ترك ظلم به ملت هاي مستضعف
ترك ظلم مستكبرانه به ملتها و ملتهاي  مستضعف، قطع فاجعه آفرينى براى دنيا، ترك دخالت در دولتها و كشورها، ترك ستيزه با نهضتهاى آزاديخواهانه و بيدارى ملتها، ترك دشمني با ملتهاى به‏پاخاسته‏ى مسلمان ، ترك قيم مآبي نسبت به دنيا، ترك رمز و نشانه‏ى قلدرى و سلطه‏ى ناحق و مظهر ستم به ملتهاى ضعيف عالم بودن.
3- ترك حمايت از دولت هاي پليدو رژيمهاى نامشروعى چون رژيم منفور صهيونيستى
ترك حمايت از دولت هاي پليدو رژيمهاى نامشروعى چون رژيم منفور صهيونيستى
4- ترك خصومت با ملت ايران
برخورد  مانند يک طرف برابر، ترك تعقيب  اهداف در داخل ايران، ترك دشمني با ملت مسلمان پيشگام ايران، قطع سياستهاى مبنى بر زور و ظلم و فشار و خصومت با جمهورى اسلامى، ترك حمايت از دشمنان جمهورى اسلامى
5- جبران خسارت هاي دخالت ها در ايران
جبران جنايتهاي سردمداران امريكايى نسبت به ملت ايران مثل خاطره‏ى سقوط هواپيما، مثل مسدود كردن داراييها و اموال ملت ايران در امريكا
6- عدم ضرر داشتن رابطه براي مردم ايران
ضرر نداشتن رابطه براي ما
شروط مذاكره
1- ترك خوي استكباري
ترك سياست امريكا بر دروغ ، فريب، جنايت ،
2- ترك ظلم به ملت هاي مستضعف
ترك ظلم به ملتهاى مستضعف
3- ترك حمايت از دولت هاي پليدو رژيمهاى نامشروعى چون رژيم منفور صهيونيستى
ترك حمايت از دولت هاي پليدو رژيمهاى نامشروعى چون رژيم منفور صهيونيستى
4- جبران خسارت هاي دخالت ها در ايران
جبران جنايتهاي سردمداران امريكايى نسبت به ملت ايران مثل خاطره‏ى سقوط هواپيما، مثل مسدود كردن داراييها و اموال ملت ايران در امريكا
5- ترك دنبال كردن اهداف در ايران
مذاكره مانند يک طرف برابر، نخواستن پي گيري اهداف خود داخل ايران
6- تحقق مذاكره از موضع از موضع قدرت و قوّت
مدل مذاكره با امريكا
1- پرسش از دلايل ظلم آمريكا
2- هشدار و نهيب در در تريبونهاي عمومي به سردمداران آن کشور و اعلام عدم هقب نشيني و ترس مردم از اقدامات او

بخش دوم، خلاصه اي از نكات كليدي مقام معظ مرهبري در مورد مذاكره با آمريكا

نفي مذاکره
در هيچ يک از مسائل مورد اختلاف ايران و آمريکا، با آمريکاييها مذاکره نخواهيم کرد چرا که در منطق آنها مذاکره معنا و مفهوم حقيقي ندارد و فقط ابزاري براي تحميل خواستههاي خود بر طرف مقابل به شمار ميآيد. 1/1/85
کسانى هم دارند که اين حرف‏ها را تبليغ مى‏کنند که مگر مى‏شود انسان با امريکا قطع رابطه باشد؟ اگر قطع رابطه باشيم، نمى‏شود زندگى بکنيم.اگر رابطه‏مان را برقرار بکنيم، اگر اقلا با امريکا مذاکره بکنيم، همه‏ى مشکلات ما برطرف مى‏شود. از اين حرفها هم رايج مى‏کنند، حرفهايى که پوچ و بى مغز و به کلى عارى از حقيقت است. بسيارى از کشورهايى که امريکايي‏ها بدترين خيانت‏ها را به آنها کرده‏اند، کسانى بوده‏اند که با خود آمريکا هم ارتباطات دوستانه داشتند.13/8/76
نه التماس، نه تسليم، نه مذاکره و نه هيچ‏يک از راه‏هايي که بعضي ساده‏لوحانه آن را به مسلمانان پيشنهاد مي‏کنند، گره‏گشا و مايه‏ي نجات مسلمين نيست. تنها يک چيز علاج است و بس، و آن اتحاد مسلمانان، پافشاري بر اسلام و ارزش‏ها و اصول آن، مقاومت در برابر فشارها و تنگ کردن عرصه، در بلند مدت بر دشمن است. 28/2/1372
اين بحث هم که مي‏گويند ما مايليم با دولت ايران مذاکره کنيم، نوعي کار مقدّماتي است، براي اين که بتوانند دشمنيهاي بيشتري بکنند. اينها فريب است. اين طور نيست که عدّه‏اي بگويند ما برويم با آمريکا مذاکره کنيم تا اين دشمني ها برطرف شود؛ نه. دشمني آمريکا با مذاکره برطرف نمي‏شود. آمريکا دنبال منافع خودش در ايران است6/1/1379
ما با ملاحظه همه جوانب، با مطالعه همه تجربه‏هاي کشورِ خود و کشورهاي همسايه و با مشورت با صاحب‏نظران عمده و داراي رأي، به اين نتيجه مي‏رسيم که نه فقط رابطه با آمريکا، بلکه مذاکره با دولت آمريکا امروز برخلاف مصالح ملي و منافع ملت است. اين يک نظرِ متعصّبانه نيست؛ اين يک انديشه و فکر است؛ بررسي شده و با ملاحظه همه‏ي جوانب است. مذاکره با آمريکا - چه در قضاياي کنوني و چه در مسائل ديگر - به معناي باز کردن باب توقّعات و طلبکاري هاي آمريکاست. کساني که دم از مذاکره مي‏زنند - که البته سوء نيّت ندارند، دچار غفلتند - توجّه ندارند که مذاکره با آمريکا در هريک از قضايايي که اين دولت در آن براي خودش ايده و منفعتي تعريف کرده است - مثل همين قضيه افغانستان - هيچ فايده‏اي ندارد. چرا؟ چون او مستکبر است و تسليم نمي‏شود. مذاکره آمريکا با يک دولت، به معناي اين نيست که مي‏خواهد نظرات آن دولت را قبول کند؛ حتّي نظرات مجامع جهاني را قبول نمي‏کند8/8/1380
حکومتي که اين‏طور صريحاً مي‏گويد مي‏خواهم عليه نظام اسلامي و خواستِ ملت ايران عمل کنم و براي براندازي اين نظام بودجه مي‏گذارد، ارتباط و مذاکره با آن، هم خيانت و هم حماقت است! 1/3/1381
مذاکره مشکلي را حل نمي‏کند. دولت آمريکا صريحاً با نظام اسلامي، هويّت اسلامي و ايمان اسلامي مردم ما اعلام مخالفت کرده است. 11/2/1381
مبنائاً به مذاکره معتقدم؛ اما مذاکره با که و بر سر چه؟ مذاکره براي رسيدن به يک قدر مشترک؛ دو طرف بايد همديگر را قبول داشته باشند؛ يک حدّ وسطي هم وجود داشته باشد؛ مذاکره کنند تا به اين حدّ وسط برسند. آن طرفي که شما را اصلاً قبول ندارد، با اصل وجود شما به عنوان جمهوري اسلامي طرف است، با او چه مذاکره‏اي مي‏توانيد بکنيد؟! او صريحاً مي‏گويد که با نظام ديني مخالف است؛ با نظام جمهوري اسلامي بخصوص، مخالف است؛ چون منشاء حرکت بيداري مسلمانان در دنيا شده است...مذاکره برطرف کننده هيچ مشکلي از اين قبيل مشکلات نيست. اين کشورهاي ديگري که مورد تهديد قرار گرفته‏اند، باب مذاکره‏شان با آمريکا باز است؛ روابط هم دارند؛ درعين‏حال مورد تهديدند. ممکن است مذاکره باشد، جنگ هم باشد؛ ممکن است مذاکره نباشد، جنگ هم نباشد؛ ممکن است جنگ باشد، اما همراهش عزّت و پيروزي باشد؛ ممکن است جنگ نباشد، اما همراهِ نبودنِ جنگ، ذلّت و اسارت باشد. . 27/12/1380
اگر اين مساله به معناي بازشدن عرصهاي براي آمريکاييهاي مکار و ادامهي زورگوييهاي آنان باشد، گفتوگو با آمريکا در زمينهي اوضاع عراق هم مثل بقيهي موارد ممنوع است.1/1/85
من با مذاكره‏ى با امريكا مخالفم و دولت جمهورى اسلامى، بدون اجازه‏ى من امكان ندارد چنين كارى را بكند و خودشان هم  قاعدتاً با چنين كارى موافق نيستند.12/2/69
در ايران، هيچ‏كس طرفدار و متمايل به مذاكره و ارتباط با امريكا نيست.31/5/68
چه ساده‏لوحى است كه كسانى بگويند برويم پشت ميز مذاكره با يك دستگاه متكبر و بى‏اعتقاد به اصول انسانى و حقوق بين‏الملل بنشينيم. امريكاييها، به اصول و حقوق بين‏الملل، اعتقادى ندارند.12/2/69
تا وقتى كه امريكا در چنين مواضعى قرار دارد، ما رابطه با او را رد مى‏كنيم. تا وقتى كه سياست امريكا بر دروغ و فريب و
پيش شرط مذاکره
تا وقتي که آمريکا در چنين مواضعي قرار دارد، ما رابطه با او را رد مي‏کنيم. تا وقتي که سياست آمريکا بر دروغ و فريب و جنايت و حمايت از دولت پليدي مثل اسرائيل و ظلم به ملتهاي مستضعف استوار است و تا وقتي که خاطره‏ي جنايتهايي که از طرف سردمداران آمريکايي نسبت به ملت ايران انجام گرفته، در ذهن ملت ماست و جبران نشده - مثل خاطره‏ي سقوط هواپيما، مثل مسدود کردن دارايي ها و اموال ملت ايران در آمريکا - امکان ندارد ما با دولت آمريکا مذاکره کنيم يا با او رابطه‏يي برقرار نماييم. 23/5/1368
امام بالاتر از مذاکره را گفتند، فرمودند: اگر آمريکا آدم شود، ما با او رابطه هم برقرار مي‏کنيم؛ يعني اگر از خوي استکباري دست بردارد؛ مانند يک طرف برابر، و نخواهد اهداف خودش را در داخل ايران تعقيب کند، در آن صورت او هم مثل بقيه دولتها خواهد بود. اما واقعيّت اين نيست؛ واقعيّت غير از اين است. آنها هنوز خوابِ دوران سلطه زمان پهلوي را مي‏بينند؛ 27/12/1380
ما شرط داريم براى رابطه با كشورى كه آن همه فجايع پشت سر و در تاريخ آن وجود دارد. شرط ما، توبه آن كشوراست. شرط ما، قطع آن همه فاجعه آفرينى براى دنياست. حال شما مى‏آييد براى ما شرط مى‏گذاريد؟! رابطه را مشروط مى‏كنند، اما مذاكره را غير مشروط!25/5/1378
ذم سازش کاران
آن کساني که فکر مي‏کنند ما بايد با رأس استکبار - يعني آمريکا - مذاکره کنيم، يا دچار ساده‏لوحي هستند، يا مرعوبند. من بارها اين نکته را عرض کرده‏ام که استکبار، بيش از اين‏که نان قدرت و توانايي خودش را بخورد، نان هيبت و تشر خودش را مي‏خورد. اصلاً استکبار، با تشر و ابهت و شکلک درآوردن و ترساندن اين و آن، زنده است. 12/2/1369
حال عدّه‏اي، ساده‏لوحانه، اين گوشه و آن گوشه مي‏نشينند، حرفي و نِقي مي‏زنند. قلم روي کاغذ مي‏آورند که: «چرا با آمريکايي ها مذاکره نمي‏کنيد؟ تا کي مي‏خواهيد اين وضع ادامه داشته باشد؟» آيا اين ها نمي‏فهمند در دنيا چه خبر است؟ نمي‏فهمند که توقّع اين دشمنِ افزون‏خواهِ مغرورِ کم‏خرد و بي‏حکمت چيست؟ تصوّر مي‏کنند همين‏قدر که ما مذاکرات و روابطمان را با آمريکا شروع کرديم، همه مشکلات تمام خواهد شد؟ نه آقا، قضيّه اين نيست. آري؛ آمريکايي ها در اظهارات رسمي مي‏گويند و اظهار مي‏کنند که ما آماده مذاکره با ايرانيم. مذاکره براي چه؟ معلوم است؛ مذاکره براي اين‏که راهي و مجرايي براي فشار آوردن روي دولت ايران پيدا شود. مذاکره را براي اين مي‏خواهند. چه مذاکره‏اي؟! ما با شما کاري نداريم، احتياجي به شما نداريم، ترسي از شما نداريم، هيچ محبّتي به شما نداريم. شما کساني هستيد که در روز روشن، جلو چشم همه مردم دنيا، هواپيماي مسافربري ما را به بهانه دروغ و واهي، سرنگون کرديد و ده ها نفر انسان را کشتيد و حتّي عذرخواهي هم نکرديد11/8/1373
اين که بعضي بردارند طبق ميل دل کارشناسان سياي آمريکا، دم از نزديکي و مذاکره و ارتباط بزنند و فضا را عادّي سازي کنند، اين بزرگترين توهين و خيانت به اين مردم است. 6/1/1379
کساني که دم از مذاکره با آمريکا مي‏زنند، يا از الفباي سياست چيزي نمي‏دانند، يا الفباي غيرت را بلد نيستند؛ يکي از اين دو تاست1/3/1381
مذاکره بايد از موضع قدرت و قوّت باشد. کساني که در شرايط تهديد به فکر مذاکره مي‏افتند، ضعف خودشان را با صداي بلند اعلام مي‏کنند. اين حرکتِ بسيار غلطي است. 27/12/1380
چه ساده‏لوحى است که کسانى بگويند برويم پشت ميز مذاکره با يک دستگاه متکبر و بى اعتقاد به اصول انسانى و حقوق بين الملل بنشينيم.امريکاييها، به اصول و حقوق بين الملل، اعتقادى ندارند12/2/1369
جمهورى اسلامى، اگر کسانى تصور کنند که با امتياز دادن به امريکا و ديگران خواهند توانست به مقاصد و اهداف نظام اسلامى برسند، سخت در اشتباهند...اگر کسانى تصور کنند که امريکا که خود مرکز اصلى اين اردوگاه پر فتنه و فساد است ممکن است، با نظام اسلامى که مظهر حيات مقتدرانه‏ى اسلام است، سر آشتى و مساعدت داشته باشد، بسى ساده‏لوحانه انديشيده‏اند .13/8/1368
اين يك سياست قطعي نظام است، گقتيم مذاكره نمي كنيم چون به مجرد انجام گفتگو و مذاكره هر جهت حسني هم كه داشته باشد به وسيله ي تبليغات آن ها پوشيده خواهد شد و هر جهت زشت و بدي كه داشته باشد بزرگ خواهد گرديد.
معناي مذاکره با آمريکا
مذاکره با ظالم اين است که بگويند: «فلان فلان شده، چرا اين قدر ظلم مي‏کني؟!» مذاکره، يعني اين. واِلّا، مذاکره دوستانه، که بروند و بگويند و بخندند و او چيزي بگويد و اين چيزي بگويد و بعد چانه بزنند، و اين‏که گفته شود «ديگر با غاصب اين حرفها را نداريم»، چه معني دارد؟! 12/8/1372
مذاکره‏ي ما با آمريکا همين است که در تريبونهاي عمومي، به سردمداران آن کشور هشدار مي‏دهيم و نهيب مي‏زنيم و مي‏گوييم شما با اين روشها و با اين تهديد و تطميع ها، نخواهيد توانست ملت بزرگ و انقلابي و مسؤولان کشور ما را تحت تأثير قرار بدهيد. ما امروز هم مثل گذشته مي‏گوييم: رابطه با آمريکا را نمي‏خواهيم. 23/5/1368
ايستادگي کم هزينه تر از تسليم
اگر مقايسه کنيم، خواهيم ديد که باز ضرر اين که انسان با استقلال در مقابل آمريکا بايستد، به مراتب کمتر از اين است که تسليم زورگويي هاي آمريکا شود. 6/1/1379
نتايج مذاکره
شما وقتي با کسي قهريد، وقتي با کسي حرف نمي‏زنيد، رودربايستي با هم نداريد. در مقابلِ هم، هيچ حالت توقّعي وجود ندارد. اما وقتي با کسي مذاکره شروع شد؛ پشت ميز نشستيد؛ يک قهوه با هم خورديد؛ يک گپ دوستانه هم در کنارش با هم زديد؛ در فلان محفل بين‏المللي نشستيد و با همديگر يک خرده درددل کرديد؛ بعد رودربايستي به‏وجود مي‏آيد. آن‏وقت، اوّلِ شروعِ تحميلات است. بدبختي هاي انقلاب هاي دنيا و تسلّط و نفوذ آمريکا - همان‏طور که عرض کردم - از همين جا شروع شد.
نتيجه اين مي‏شود که وقتي آن دولت - که مي‏خواهند با او دشمني کنند - اين اشتباه را کرد و به دعوت آنها «بله» گفت، يک ذرّه حيثيتي هم که به خاطر استقلالِ خود به دست آورده بود، از دست خواهد داد؛ اگر پشتيباني مردمي داشت، از دست خواهد داد؛ اگر پشتيباني جهاني داشت، از دست خواهد داد و اگر اراده‏اي در درون خودش بود، آن اراده در هم فرو خواهد ريخت. آن وقت، فشارها را باز هم شديدتر مي‏کنند و او را در مشت خود مي‏گيرند. يعني اگر بخواهند نابود و مضمحل کنند، مضمحلش مي‏کنند؛ اگر خواستند چيزي به او تلقين و تحميل کنند، تحميل مي‏کنند؛ او هم راحت مي‏پذيرد9/8/1375
رابطه و مذاکره، براي ملت ايران و براي نهضت جهاني مضّر است. اولين ضرر اين است که آمريکاييها با ورود در اين ميدان، اين‏طور تفهيم خواهند کرد که جمهوري اسلامي از همه حرفهاي دوران امام و دوران جنگ و دفاع مقدّس و دوران انقلاب صرف‏نظر کرده و گذشته است اينها آبروي انقلاب را در دنيا در پيش مستضعفان خواهد برد، دلها را مردّد خواهد کرد، نهضت جهاني اسلامي را دچار افول خواهد کرد، استقلال ملت ايران را از دست او خواهد گرفت. 26/10/1376
فشار از پايين چانه زني از بالا
از يک طرف، فشار سياسي و اقتصادي و علمي و تبليغاتي وارد مي‏آورند و هر طور که بتوانند، بدگويي و جوسازي مي‏کنند، و از طرف ديگر، وقتي به نظرشان رسيد که حالا ديگر آن دولت خسته شده است، براي ارتباط گرفتن، چراغ سبز نشان مي‏دهند و مي‏گويند ما حاضريم با شما مذاکره و کار کنيم! معمولاً دولت هايي که مسؤولان آن، دچار ضعف باشند، در چنين موقعي، پاها و زانوهايشان مي‏لرزد. بنابراين، از يک طرف، فشار فراوان وارد مي‏آورند و از طرف ديگر هم، چهره باز و آغوش گشاده نشان مي‏دهند! 9/8/1375
جمهورى اسلامى، رابطه با رژيم امريكا را كه رمز و نشانه‏ى قلدرى و سلطه‏ى ناحق و مظهر ستم به ملتهاى ضعيف عالم است، مردود مى‏داند و تا وقتى آن رژيم، مستكبرانه به ملتها ظلم مى‏كند، در دولتها و كشورها دخالت مى‏كند، از رژيمهاى نامشروعى چون رژيم منفور صهيونيستى حمايت مى‏كند، با نهضتهاى آزاديخواهانه و بيدارى ملتها ستيزه مى‏كند وبخصوص با ملت مسلمان پيشگام ايران و ملتهاى به‏پاخاسته‏ى مسلمان دشمنى مى‏ورزد، هرگز با آن رژيم رابطه برقرار نخواهد كرد.13/3/1370
رابطه ي ما با آمريکا
ما با اين ها کاري نداريم. هيچ رابطه محبّت و عطوفت و دوستي بين ما و آمريکا نيست. رابطه نفرت از طرف ماست؛ رابطه خصومت خباثت‏آميز از طرف آن ها است. 11/8/1373
مذاکره از رابطه بدتر است
رابطه را مشروط مي‏کنند، اما مذاکره را غير مشروط! درست توجّه کنيد. آمريکا مي‏گويد: «بياييد مذاکره کنيم.» نمي‏گويد: «بياييد رابطه برقرار کنيم.»/8/1372
اين بود که آن پيوند تحميلي ميان قدرت فائقه حکومت متجاوز و مستبد آمريکا با اين کشورها، منقطع نشده بود. چون رابطه‏اي برقرار بود، آن رابطه، خود موجب مي‏شد که طرفِ قوي تر، از آن رابطه استفاده کند و مدام روي طرف ضعيف تر - در مجالس مذاکره، پشت ميزها، در معاملات گوناگون - فشار بياورد تا بالاخره وادارش کند که ميدان را به نفع او خالي کند... هنوز که هنوز است، آمريکايي ها تلاششان اين است که همان رشته باريکي را که با حادثه تسخير لانه جاسوسي قطع شد، دوباره برقرار کنند. هنوز آن تلاش را مي‏کنند. چرا؟ براي اين‏که از همان رشته باريک، طرف قدرتمند براي تحميل خواست هاي خود با طرف ضعيف استفاده مي‏کند. 12/8/1372
البته در مورد رابطه، اين‏طور نيست؛ بعد خواهم گفت. آمريکاييها نسبت به رابطه، طور ديگري فکر مي‏کنند. آن چه‏که براي آنها خيليمهّم است، مذاکره است. مي‏خواهند ايران پشت ميز مذاکره بنشيند؛ بعد که مذاکره شروع شد، آن‏وقت سرِ رابطه داستانها و حکايتها دارند.26/10/76
هدف از مذاکره
 مقابله با آمريکا، يکي از وسايل وحدت اين ملت بوده است. اينها مي‏خواهند با اين جنجال ها، همين وسيله وحدت را، به وسيله اختلاف تبديل کنند. اين عليه آن، آن عليه اين. اين بگويد مذاکره، آن بگويد مذاکره چه فايده‏اي دارد؛ آن يکي بگويد چه ضرري دارد؟ يک عدّه از اين طرف بحث کنند، يک عدّه از آن طرف بحث کنند! واين ها هم اين وحدت عظيم ملي را که ملت ايران در مقابله با حضور دشمن دارد، به اختلاف ملت ايران تبديل کنند.
هدف دوم اين است که مي‏خواهند با تکرار اين قضيه - مذاکره و رابطه با آمريکا - قضيه‏اي را که در چشم ملت ايران، به دلايلي منطقي، يکي از زشت‏ترين چيزهاست، قبحش را از بين ببرند.
هدف سوم اين است که اصل مذاکره با ايران، براي آمريکا به عنوان ابرقدرت، بسيار مهم است.... براي آمريکا مهم است که ايران اسلامي که از روز اوّل به دلايل روشني در مقابل آمريکا ايستاد و تسليم آمريکا نشد و گفت که با آمريکا مذاکره نمي‏کنم، حالا بگويد که بسيار خوب، چَشم، ما هم مذاکره مي‏کنيم! مي‏گويند بفرما، ابرقدرتي کامل شد!... نکته دوم براي اين‏که مذاکره با ايران براي آمريکا اهميت دارد، اين است که حرکت جمهوري اسلامي و ملت ايران موجب شد که احساسات اسلامي در هر گوشه دنيا بيدار شود؛ در آسيا، در آفريقا و حتّي در اروپا، مسلمانان با نام اسلام، احساسات اسلامي خودشان را سرِ دست گيرند و مبارزه‏اي را به نحوي شروع کنند... اگر جمهوري اسلامي با آمريکا پشت ميز مذاکره بنشيند، آمريکاييها خيالشان از اين جهت راحت مي‏شود؛ به هرجايي در دنيا مي‏گويند: شما براي چه تلاش مي‏کنيد؟ شما که مثل ايران نخواهيد شد، به پاي ايران که نخواهيد رسيد! هر چه بشويد، يک ملت و يک نظام و آن شکوه و شجاعت را که پيدا نخواهيد کرد؛ آنها هم بالاخره مجبور شدند و اين‏جا پاي ميز مذاکره آمدند؛ شما ديگر چه مي‏گوييد؟! براي آمريکا خيلي خطرناک است که اين فکر در دوستان و در تبعه دولتهاي تابع و پيرو او رسوخ پيدا کند. آمريکا در پي يک جواب است؛ بايد کاري کند که به آنها اين‏طور تفهيم شود که: «ديديد، اين محاصره اقتصادي و همين فشارهايي که ما عليه جمهوري اسلامي به خرج داديم، بالأخره جمهوري اسلامي را هم خسته کرد و مجبور نمود که او هم بيايد و زانو بزند و از آن پايگاه و از آن گردن برافراشته‏اي که داشت، بناچار پايين آيد!». اين را به دولتهايي که پيرو و تابعش هستند، تفهيم کند که: «نخير؛ اين‏طور هم نيست که شما خيال کنيد کسي که با ما نباشد، مي‏تواند از آسيب در امان بماند. جمهوري اسلامي هم بالاخره مجبور شد بيايد»!
مي‏خواهند اين را تفهيم کنند که دشمن پيروز شده و اسلام مجبور به عقب‏نشيني شده است. مي‏خواهند بگويند که اسلام انقلابي از حرفهايش گذشت و برگشت. 26/10/1376
مزاياي قطع رابطه
وضع کنوني - يعني قطع رابطه ما با آمريکا - اوّل اين را بيان مي‏کند که اين وضع، نتيجه رفتار و وضع طبيعي استکبار آمريکايي است؛ در واقع، نتيجه مظلوميت ملت ايران است. حرف دوم اين است که مذاکره با آمريکا، هيچ فايده‏اي براي ملت ايران ندارد. حرف سوم اين است که مذاکره و رابطه با آمريکا، براي ملت ايران ضرر دارد. 26/10/1376
سرابي به نام مذاکره
اين‏طور نيست که رابطه با آمريکا يا مذاکره با آمريکا، مانع از دشمني آمريکا شود. الان کشورهايي هستند که سفارتهايشان در آمريکاست، سفارتهاي آمريکا نيز در پايتختهاي آنها باز است و فعّاليت مي‏کند؛ از لحاظ سياسي و کنسولي و غيره هم با يکديگر ارتباط دارند؛ اما آمريکا آنها را جزو ليست تروريستهاي دنيا معرفي مي‏کند!
خيال نکنيد که حالا اگر با آمريکا رابطه برقرار شد، يا مذاکره شد، ديگر از سوي آمريکا، اندکي حرف نازکتر از گل هم به جمهوري اسلامي گفته نخواهد شد؛ نه. بسياري از کشورها با آمريکا رابطه هم دارند، خيلي هم روابطشان علي‏الظاهر در سطح جهاني خوب و صميمي و مؤدّبانه است؛ درعين‏حال آمريکا هرجايي که لازم باشد، ضربه خودش را مي‏زند؛ محاصره اقتصادي مي‏کند، تحريم مي‏کند! 26/10/1376
مايه‏ى اعتماد به نفس ملى را تبديل ميكنند به مايه‏ى بى‏اعتمادى، كه نبادا دشمن حمله كند، نبادا دشمن ضربه بزند. از اين قبيل مسائل زياد است؛ اين چيزهائى كه سعى ميكنند با وسوسه ايجاد كردن، كار خود را پيش ببرند. مثلاً ما يكى از سياستهاى اساسى‏مان قطع رابطه‏ى با آمريكاست. هرگز هم نگفتيم ما تا ابد قطع رابطه خواهيم بود؛ نه، هيچ دليلى ندارد كه تا ابد قطع رابطه با هر كشورى، با هر دولتى داشته باشيم. مسئله اين است كه شرائط اين دولت به گونه‏اى است كه رابطه‏ى با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر كشورى به دنبال تعريف يك منفعتى ايجاد ميكند؛ آنجائى كه براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نميرويم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طريق اولى‏ دنبال رابطه نميرويم.
رابطه با آمریکا برای ما مضر است
رابطه‏ى سياسى با آمريكا براى ما مضر است. اولاً خطر آمريكا را كم نميكند. آمريكا به عراق حمله كرد؛ در حالى كه با هم رابطه‏ى سياسى داشتند، سفير داشتند؛ اين آنجا سفير داشت، آن هم اينجا سفير داشت. رابطه كه خطر جنون‏آميز و سيطره‏طلبانه‏ى هيچ قدرتى را از بين نميبرد. ثانياً وجود رابطه براى آمريكائى‏ها - نه امروز، هميشه اينطور بوده - وسيله‏اى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن كشور. انگليسى‏ها هم همين طور بودند. انگليسى‏ها هم در طول ساليان متمادى سفارتخانه‏شان مركز ارتباط با سفلگان ملت بود؛ كسانى كه حاضر بودند خودشان را به دشمن بفروشند. سفارتخانه‏ها يكى از كارهايشان اين است.
در همين قضايائى كه حدود هفده هجده سال پيش در چين اتفاق افتاد و جنجال فوق‏العاده‏اى شد، سفارت آمريكا محور و مركز اداره‏ى آشوبها و اغتشاشها بود. اينها اين خلأ را در ايران دارند؛ احتياج به پايگاه دارند، و پايگاه ندارند؛ اين را ميخواهند. احتياج به رفت و آمد آزاد و بى‏دغدغه‏ى مأموران جاسوسى و مأموران اطلاعاتى‏شان و ارتباطات نا مشروع آنها با عناصر سفله و مزدور دارند؛ اما اين را ندارند. ارتباط، اين را براى آنها تأمين ميكند. حالا مينشينند آقايان وراجى كردن و حرف زدن و استدلال كردن، كه نبود رابطه‏ى با آمريكا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه‏ى با آمريكا براى ما مفيد است. آن روزى كه رابطه‏ى با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم.
ميگويند: چرا جلب

            نظرات کاربران :

خسته نباشین خوب بود.
نويسنده نظر :دیما

سلام . بسیار استفاده شد از این مطلب ! نامه تون به رئیس جمهور هم بسیار نامه خوبی بود . یاعلی
نويسنده نظر :سیدمیلاد


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

معرفي سايت تخصصي بررسي شبكه هاي هرمي
شهید بهشتی و جنبش سبز
تجمع دانشجویان صنعتی شاهرود در حمایت از ولایت فقیه
نقش عمار در جنگ صفین
سفره های رنگین سیما،حسرت کودک گرسنه و عرق شرم پدر
جدال جمهوري با زنگيان کافوري
راه 43 منتشر شد
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
اگر از همت و متوسلیان برای نسل سوم گفته بودند، امروز کسی جرات دزدیدن نام آنها را نداشت
تقدیر و حمایت ویژه جنبش عدالتخواه دانشجویی از بیانات آیت ا... صادق آملی لاریجانی در تأکید بر مبارزه با مفاسد اقتصادی
انتقاد رئيس دستگاه قضا از مبارزه ضعيف با مفسدان اقتصادي/ مسير كنوني جواب نمي دهد
سخنراني شهيد حسين الحوثي در عيد غدير 1423
تأملی گذرا بر عملکرد دستگاه ها و نهادها در تحقق اسلام ناب
چرا حل مشكلات اساسي كشور روي زمين مي‌ماند؟
نشست تحليلي پيرامون ابعاد و پيامدهاي اجراي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها
نقشه راه دانشجویان دانشگاه اسلامی
روشن فکران غرب زده نخواهند توانست رأی ملت را وتو کنند
سیر عدد شدی احمد جان!
مردم همچنان در انتظار سبد غذایی دولت
الحوثي: عربستان از بمب فسفري استفاده مي‌کند
گر "غدیر" به درستی محقق می‌شد،امروز نیازهای بشر اینقدر ابتدایی نمی‌ماند
اشاره به مافیای رسانه و سیاست در یک سریال
تظاهرات معلولان فلسطینی برای پایان دادن به محاصره غزه
وعده وزارت اطلاعات براي جمع كردن هرمي ها
نیمی از مساجد در طول سال فعالیتی ندارند
تشدید هجوم هوایی عربستان به یمن
تقابل اسلام ناب و اسلام التقاطی در انتخابات 88
نظریه ولایت فقیه و عقلانیت
روایت شهادت حسین الحوثی
جديدترين گزارش مركز پژوهشها از آثار فعاليت شركتهاي هرمي
مناظره بايد دور از فضاي جنجال سياسي و هياهو صورت گيرد
تشكل‌هاي دانشجويي نسبت به اتفاقات و فضاي كشور هوشيار باشند
انتقاد شديد نماينده جنبش از عملکرد صدا و سيما در به تصوير کشيدن تجملات و اشرافي گري
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است
رویش باید آگاهی مردم را نشانه بگیرد
اسكيزوفرني سياسي‏، انفجار جنسي‏، لكنت زبان، تفاوت فرهنگي‏ و انتخابات دهم
مردم، جریانات ریزشی را كنار می‌زنند
گفتگو با دکتر کوشکی درباره موضع نظام نسبت به یمن
همدستي نيروهاي القاعده با دولت صنعاء در سركوب شيعيان الحوثي
راز نسخه دوم

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان