پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

جزوه‌ی«مسجد، سیاست، عزاداری»
مساجد اسلام آمريكايي به روايت امام!+فايل جزوه  (ويژه)  

مجمع دانشجویان عدالتخواه دانشگاه شهید باهنر کرمان سخنان امام خمینی(ره) راجع به مسجد را در جزوه ای با نام «مسجد، سیاست، عزاداری» منتشر و توزیع نمود. لازم به ذکر است از دو سال پیش که مسجد باقرالعلوم دانشگاه شهید باهنر کرمان افتتاح شده است، هیئت امناء مسجد اجازه پخش جزوات و نشریات تشکل های مکتبی و انقلابی خصوصاً مجمع دانشجویان عدالتخواه را نداده‌اند. تنها توجیه مسئولین در این باره این است که اگر سیاست وارد مسجد شود معنویت از بین خواهد رفت.نکته‌ی جالب توجه دیگر این است که مسئولین فرهنگی دانشگاه شهید باهنر کرمان حتی اجازه فروش کتاب‌های جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی را در مسجد نمی دهند. مساجد سكولار تبديل به معضل جدي دانشگاه هاي كشور شده است.

  
 
شنبه 2 آبانماه 1388  

 

سخنان امام خمینی(ره) راجع به مسجد:
صحيفه امام ، ج‏21 ،ص 80
پيامبر اسلام نيازى به مساجد اشرافى و مناره‏هاى تزئيناتى ندارد. پيامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پيروان خود بوده است.
صحيفه امام، ج 8،ص 184
مسجد و منبر در صدر اسلام مركز فعاليتهاى سياسى بوده. جنگهايى كه در اسلام مى شده است بسيارى از آن از مسجد طرحش ريخته مى‏شد ...
مسجد جايى بوده است كه از آنجا شروع مى‏شده است به فعاليتهاى سياسى. منبر هم جايى بوده است كه محل خطبه‏ها بوده است، خطبه‏هاى سازنده و سياسى‏ ...
صحيفه امام ،ج8 ،ص60
اين مساجد است كه اين بساط را درست كرد. اين مساجد است كه نهضت را درست كرد. در عهد رسول اللَّه هم، و بعد از آن هم تا مدتها، مسجد مركز اجتماع سياسى بود؛ مركز تجييش جيوش بود. »محراب« يعنى مكان حرب؛ مكان جنگ: هم جنگ با شيطان، و هم جنگ با طاغوت. از محرابها بايد جنگ پيدا بشود؛ چنانكه پيشتر از محرابها پيدا مى‏شد از مسجدها پيدا مى‏شد
ای ملت مسجدهاى خودتان را حفظ كنيد. اى روشنفكران مسجدها را حفظ كنيد، روشنفكر غربى نباشيد. روشنفكر وارداتى نباشيد! اى حقوقدانها! مسجدها را حفظ كنيد. برويد به مسجد؛ نمى‏رويد! اين مسجدها را حفظ كنيد تا اين نهضت به ثمر برسد؛ تا مملكت شما نجات پيدا كند
صحيفه امام، ج‏2 ،ص31  
مسيحيون خيال نكنند كه اسلام هم، مسجد هم، مثل كليساست. مسجد وقتى نماز در آن بر پا مى‏شده است تكليف معين مى‏كرده‏اند؛ جنگها از آنجا شالوده‏اش ريخته مى‏شده است؛ تدبير ممالك از آنجا، از مسجد شالوده‏اش ريخته مى‏شده است. مسجد مثل كليسا نيست. كليسا يك رابطه فردى مابين افراد و خداى تبارك و تعالى- عَلى‏ زَعْمِهم - هست لكن مسجد مسلمين در زمان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله وسلم- و در زمان خلفايى كه بودند- هرجور بودند- مسجد مركز سياست اسلام بوده است. در روز جمعه با خطبه جمعه مطالب سياسى است- مطالب مربوط به جنگها، مربوط به سياست مدن، اينها همه درمسجد درست مى‏شده است؛ شالوده‏اش در مسجد ريخته مى‏شده است در زمان رسول خداو در زمان ديگران و در زمان حضرت امير- سلام اللَّه عليه ..
صحيفه امام، ج‏17 ،ص56   
اسلام مساجد را سنگر قرار داد و وسيله شد از باب اينكه از همين مساجد، از همين جمعيتها، از همين جمعات، از همين جمعه‏ها و جماعات، همه امورى كه اسلام را به پيش مى‏برد و قيام را به پيش‏ مى‏برد، مهيا باشد.
صحيفه امام، ج‏20 ،ص 338  
مساجد بهترين سنگرها و جمعه و جماعات مناسبترين ميدان تشكل و بيان مصالح مسلمين مى‏باشند. امروز دولتها و سرسپردگان ابرقدرتها اگرچه به جنگ جدى با مسلمانان برخاسته‏اند وهمچون دولت هند مسلمانان بيگناه و بى‏پناه و آزاده را قتل عام مى‏كنند ولى هرگز جرأت و قدرت تعطيل مساجد و معابد
مسلمين را براى هميشه ندارند ونور عشق و معرفت ميليونها مسلمان را نمى‏توانند خاموش كنند.
صحيفه امام، ج‏18 ،ص177   
مسئله كربلا، كه خودش در رأس مسائل سياسى هست، بايد زنده بماند به همان فرمى كه بود، منتها الفاظ تغيير بكند.مصيبت‏ها همان است، مصيبت‏ها تغييرى ندارد، بايد آن بعد سياسى كربلا را براى مردم بيان كرد. سيدالشهدا به حسب روايات ما و به حسب عقايد ما از آنوقتى كه از مدينه حركت كرد مى‏دانست كه چى دارد مى‏كند، مى‏دانست شهيد مى‏شود، قبل از تولد او اطلاع داده بودند به حسب روايات ما. وقتى كه آمد مكه و از مكه در آن حال بيرون رفت، يك حركت سياسى بزرگى بود كه در يك وقتى كه همه مردم دارند به مكه مى‏روند، ايشان از مكه خارج بشود. اين يك حركت سياسى بود، تمام حركاتش، حركات سياسى بود؛ اسلامى- سياسى، و اين حركت اسلامى سياسى بود كه بنى اميّه را از بين برد، و اگر اين حركت نبود، اسلام پايمال شده بود .
صحيفه امام، ج‏5  ص 76   
اكنون كه ماه محرّم چون شمشير الهى در دست سربازان اسلام و روحانيون معظم و خطباى محترم و شيعيان عاليمقام سيدالشهداء- عليه الصلوة والسلام- است، بايد حد اعلاى استفاده از آن را بنمايند، و با اتكا به قدرت الهى، ريشه‏هاى باقيمانده اين درخت ستمكارى و خيانت را قطع نمايند؛ كه ماه محرّم، ماه شكست قدرتهاى يزيدى و حيله‏هاى شيطانى است. مجالس بزرگداشت سيد مظلومان و سرور آزادگان كه مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل و عدل بر ظلم و امانت بر خيانت و حكومت اسلامى بر حكومت طاغوت است، هر چه باشكوهتر و فشرده تر بر پا شود، و بيرقهاى خونين عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم از ظالم، هر چه بيشتر افراشته شود.
صحيفه امام، ج‏16،ص 348  
اينكه در روايات ما براى يك قطره اشك براى مظلوم كربلا آنقدر ارزش قائلند، حتى براى تباكى- به صورت گريه درآمدن- ارزش قائلند، نه از باب اين است كه سيد مظلومان احتياج به اين كار دارد و نه آن است كه فقط براى ثواب بردن شما و مستمعين شما باشد. گرچه همه ثوابها هست، لكن چرا اين ثواب براى اين مجالس عزا آنقدر عظيم قرار داده شده است، و چرا خداوند تبارك و تعالى براى اشك و حتى يك قطره اشك و حتى تباکی آنقدر ثواب داده است؟ كم كم مسئله از ديد سياسى‏اش معلوم مى‏شود و ان شاء اللَّه بعدها بيشتر معلوم مى‏شود . اينكه براى عزادارى، براى مجالس عزا، براى نوحه خوانى، براى اينها، اينهمه ثواب داده شده است، علاوه بر آن امور عباديش و روحانيش، يك مسئله مهم سياسى در كار بوده است. آن روزى كه اين روايات صادر شده است، روزى بوده است كه اين فرقه ناجيه مبتلا بودند به حكومت اموى و بيشتر عباسى و يك جمعيت بسيار كمى، يك اقليت كمى در مقابل قدرتهاى بزرگ در آن وقت، براى سازمان دادن به فعاليت سياسى اين اقليت، يك راهى درست كردند كه اين راه، خودش سازمانده است و آن، نقل از منابع وحى [است‏] به اينكه براى اين مجالس اينقدر عظمت است و براى اين اشكها آنقدر در دور و برِ اين اشكها و عزاداريها، شيعيان با اقليت آنوقت اجتماع مى‏كردند و شايد بسيارى از آنها هم نمى‏دانستند مطلب چه هست، ولى مطلب، سازماندهى به يك گروه اقليت در مقابل آن اكثريتها [بود]. و در طول تاريخ، اين مجالس عزا كه يك سازماندهى سرتاسرى [در] كشورها است، كشورهاى اسلامى است و در ايران كه مهد تشيع و اسلام و شيعه است، در مقابل حكومتهايى كه پيش مى‏آمدند و بناى بر اين داشتند كه اساس اسلام را از بين ببرند، اساس روحانيت را از بين ببرند، آن چيزى كه در مقابل آنها، آنها را مى‏ترساند، اين مجالس عزا و اين دستجات بود .
در دفعه اول كه مرا از قم گرفتند و بردند، در بين راه بعضى از اين مأمورينى كه بودند در آن اتومبيل من، مى‏گفت كه ما كه آمديم سراغ شما، از اين چادرهايى كه در قم بود، مى‏ترسيديم كه مبادا اينها مطلع بشوند و ما نتوانيم انجام وظيفه كنيم. اينها كه هيچ، قدرتهاى بزرگ از اين چادرها مى‏ترسند. قدرتهاى بزرگ از اين سازمانى كه بدون اينكه دست واحدى در كار باشد كه آنها را مجتمع كند، خود به خود ملت را به هم جوشانده‏اند در سراسر يك كشور، كشور پهناور، در ايام عاشورا و در دو ماه محرم و صفر و در ماه مبارك، [مى‏ترسند]. اين مجالس است كه مردم را دور هم جمع كرده است. و اگر يك مطلبى بخواهد براى اسلام خدمتى بكند و شخصى بخواهد كه مطلبى را بگويد، سرتاسركشور به واسطه همين گويندگان و خطبا و ائمه جمعه و جماعت يكدفعه منتشر مى‏شود و اجتماع مردم در تحت اين بيرق الهى، اين بيرق حسينى، اسباب اين مى‏شود كه سازمان داده شده باشد. اگر قدرتهاى بزرگ در منطقه‏هاى خودشان بخواهند كه يك اجتماعى ايجاد كنند، با فعاليتهاى زيادى كه شايد چند روز يا چند دهه مى‏كنند، در يك شهرى، يك عده- فرض كنيد- صدهزار نفرى، پنجاه هزار نفرى با خرجهاى زياد و زحمتهاى زياد مجتمع مى‏شوند و به قول آن كسى كه مى‏خواهد صحبت كند، گوش مى‏دهند. لكن شما مى‏بينيد كه براى خاطر همين مجالسى كه مردم را به هم پيوند داده است، اين مجالس عزايى كه مردم را به هم جوش داده است، به مجرد اينكه يك مطلبى پيش مى‏آيد، در يك شهر نه، در سرتاسر كشور، تمام قشرهاى مردم و عزاداران حضرت سيدالشهدا مجتمع مى‏شوند و احتياج به اينكه زياد زحمت كشيده بشود و تبليغات بشود ندارد؛ با يك كلمه، وقتى مردم ببينند كه اين كلمه از حلقوم سيدالشهدا- سلام اللَّه عليه- بيرون مى‏آيد همه با هم مجتمع مى‏شوند. اينكه بعضى از ائمه- شايد امام باقر بوده، من الآن خوب يادم نيست- مى‏فرمايد كه براى من يك نفر نوحه سرا در منى‏ بگذاريد كه آنجا براى من گريه بكند و عزا بگيرد،  نه اين است كه حضرت باقر- سلام اللَّه عليه- احتياج به اين داشته است و نه اينكه براى او شخصاً فايده‏اى داشته است، لكن جنبه سياسى او را ببينيد. در منى‏ آن وقتى كه از همه اقطار عالم آدم مى‏آيد آنجا، يك كسى بنشيند يا اشخاصى نوحه سرايى كنند براى امام باقر و جنايت كسانى كه با او مخالفت كردند و او را- مثلا- به شهادت رساندند، ذكر كند و اين مسئله موجى باشد در همه دنيا. اين مجالس عزا را دست كم گرفتند .
شايد غربزده‏ها به ما مى‏گويند كه «ملت گريه» و شايد خوديها نمى‏توانند تحمل كنند كه يك قطره اشك مقابل چقدر ثواب است. يك مجلس عزا چقدر ثواب دارد. نتوانند  هضم كنند و نتوانند هضم كنند آن چيزهايى كه براى ادعيه ذكر شده است و آن ثوابهايى كه براى دو سطر دعا ذكر شده است. نمى‏توانند اين را ادراك كنند و هضم كنند. جهت سياسى اين دعاها و اين توجه به خدا و توجه همه مردم را به يك نقطه، اين، اين است كه يك ملت را بسيج مى‏كند براى يك مقصد اسلامى. مجلس عزا نه براى اين است كه گريه كنند براى سيدالشهدا و اجر ببرند- البته اين هم هست و ديگران را اجر اخروى نصيب كند- بلكه مهم، آن جنبه سياسى است كه ائمه ما در صدر اسلام نقشه‏اش را كشيده‏اند كه تا آخر باشد و آن، اين [كه‏] اجتماع تحت يك بيرق، اجتماع تحت يك ايده و هيچ چيز نمى‏تواند اين كار را به مقدارى كه عزاى حضرت سيدالشهدا در او تأثير دارد، تأثير بكند .
شما گمان نكنيد كه اگر اين مجالس عزا نبود و اگر اين دستجات سينه زنى و نوحه سرايى نبود، 15 خرداد پيش مى‏آمد. هيچ قدرتى نمى‏توانست 15 خرداد را آنطور كند، مگر قدرت خون سيدالشهدا. و هيچ قدرتى نمى‏تواند اين ملتى كه از همه جوانب به او هجوم شده است و از همه قدرتهاى بزرگ براى او توطئه چيده‏اند، اين توطئه‏ها را خنثى كند، الّا همين مجالس عزا. در اين مجالس عزا و سوگوارى و نوحه سرايى براى سيد مظلومان و اظهار مظلوميت؛ يك كسى كه براى خدا و براى رضاى او جان خودش و دوستان و اولاد خودش را فدا كرده است، اينطور ساخته جوانانى را كه مى‏روند در جبهه‏ها و شهادت را مى‏خواهند و افتخار به شهادت مى‏كنند و اگر شهادت نصيبشان نشود متأثر مى‏شوند و آنطور مادران را مى‏سازد كه جوانهاى خودشان را از دست مى‏دهند و باز مى‏گويند باز هم يكى دو تا داريم. اين مجالس عزاى سيدالشهداست و مجالس دعا و دعاى كميل و ساير ادعيه است كه مى‏سازد اين جمعيت را اينطور، و اساس را اسلام از اول بنا كرده است به طورى كه با همين ايده و با همين برنامه به پيش برود. و چنانچه، واقعاً بفهمند و بفهمانند كه مسئله چه هست و اين عزادارى براى چه هست و اين گريه براى چه اينقدر ارج پيدا كرده و اجر پيش خدا دارد، آن وقت ما را «ملت گريه» نمى‏گويند، ما را «ملت حماسه» مى‏خوانند. اگر بفهمند آنها كه حضرت سجاد- سلام اللَّه عليه- كه همه چيزش را در كربلا از دست داد و در يك حكومتى بود كه قدرت بر همه چيز داشت، اين‏ ادعيه‏اى كه از او باقى مانده است، چه كرده است و چطور مى‏تواند تجهيز بكند، به ما نمى‏گفتند كه ادعيه براى چيست؟ اگر روشنفكران ما فهميده باشند كه اين مجالس و اين دعاها و اين ذكرها و اين مجالس مصيبت جنبه سياسى و اجتماعى‏اش چيست، نمى‏گويند كه براى چه اين كار را بكنيم. تمام روشنفكرها و تمام غربزده‏ها و تمام قدرتمندها اگر جمع بشوند، نمى‏توانند يك 15 خرداد را ايجاد كنند. آنچه اين قدرت را دارد آن است كه در تحت لواى او همه مجتمعند .
ما كه داد مى‏زنيم كه ما اسلام را مى‏خواهيم و جمهورى اسلامى را مى‏خواهيم، براى اين [است‏] كه در جمهورى اسلامى به نام اينكه «اسلامى» است و براى خداست، همه ملت مجتمع هستند. و ما ديديم كه براى خاطر همين جمهورى اسلامى بودند و براى خاطر همين كه براى خدا قيام كردند، اين جمهورى اسلامى برخوردار از چه قدرتى از ملت و از ساير كشورها هم برخوردار شده است .
ملت ما قدر اين مجالس را بدانند، مجالسى است كه زنده نگه مى‏دارد ملتها را. در ايام عاشورا زياد و زيادتر و در ساير ايام هم غير اين ايام متبركه، هفته‏ها هست و جنبشهاى اين طورى هست. اگر بُعد سياسى اينها را اينها بفهمند، همان غربزده‏ها هم مجلس بپا مى‏كنند و عزادارى مى‏كنند، چنانچه ملت را بخواهند و كشور خودشان را بخواهند. من اميدوارم كه هرچه بيشتر و هرچه بهتر اين مجالس بر پا باشد. و از خطباى بزرگ تا آن نوحه خوان در اين تأثير دارد. آن كه ايستاده پاى منبر چند شعر مى‏گويد و چند شعر مى‏خواند با آن كه در منبر است و خطيب است، اينها هر دو در اين مسئله تأثير دارند؛ تأثير طبيعى دارند.
گرچه خود بعضى اشخاص هم ندانند دارند چه مى‏كنند، مِنْ حِيْثُ لا يَشْعُرْ . تقريباً ما به اين مرتبه رسيده‏ايم كه ملت ما يكدفعه يك انقلابى كرد و يك انفجارى درش حاصل شد كه نظير آن در هيچ جا نبود. يك ملتى كه همه چيزش وابسته بود و اين رژيم سابق همه چيز اين را از دست داده بود و همه شرافت انسانى اين كشور را از دست‏ داده بود و همه چيز ما را وابسته كرده بود، يكدفعه يك انفجارى حاصل شد كه اين انفجار در بركت همين مجالسى [بود] كه همه كشور را، همه مردم را دور هم جمع مى‏كرد و همه به يك نقطه نظر مى‏كردند. اين مسئله را بايد آقايان خطبا و ائمه جماعت و ائمه جمعه درست بيشتر از آن قدرى كه من مى‏دانم، براى مردم تشريح كنند تا اينكه گمان نكنند كه ما يك ملت گريه هستيم. ما يك ملتى هستيم كه با همين گريه‏ها، يك قدرت 2500 ساله را از بين برديم .
صحيفه امام، ج‏13 ، 330   
اهل منبر بايد اين شهادت امام حسين- سلام اللَّه عليه- را زنده نگه دارند و ملت بايد با همه قدرت اين شعائر اسلامى را، خصوصاً اين را، زنده نگه دارند. با زنده نگه داشتن او، اسلام زنده مى‏شود: "انا مِنْ حُسَيْن" ‏كه روايت شده است كه پيغمبر فرموده است، اين معنايش، معنا اين است كه حسين مال من است و من هم از او زنده مى‏شوم. از او [نقل‏] شده است.اينهمه بركات از شهادت ايشان است، با اينكه دشمن مى‏خواست آثار را از بين ببرد؛ آنها درصدد بودند كه اصل بنى هاشمى در كار نباشد. «لَعِبَت هاشمُ بالكذا»  اين حرف بود. آنها مى‏خواستند اصل اسلام را ببرند و يك مملكت عربى درست كنند و اين كارشان اسباب اين شد كه عرب و عجم و همه، همه مسلمين توجه پيدا كردند كه نه، قضيه، قضيه عربيّت و عجميّت و فارسيّت و اينها نيست، قضيه خدا و اسلام است. اين مجالس را حفظ كنيد. همه مجالسى كه اجتماعات دينى است، اجتماعات اسلامى است، اينها اسلام را در قلوب ما زنده نگه مى‏دارد.
صحیفه امام، جلد 17 ص40
خوب پيغمبر سفارش كرده است كه بايد اهتمام [به‏] امور مسلمين [داشته باشيد] اهتمام به امور مسلمين فقط همين است كه ما بگوييم نماز چند ركعت است و شك بين كذا چى است؟ اين اهتمام به امور مسلمين است؟ مسئله گويى كه اهتمام به امور مسلمين نيست. امور مسلمين عبارت از امور سياسى مسلمين است، امور اجتماعى مسلمين است، گرفتاريهاى مسلمين است و كسى كه اهتمام به اين نكند، به حسب آن روايت،فَلَيْسَ بِمُسْلِمْ‏ . و ما اميدواريم كه لا اقل از اين دنيا نرويم و مشمول اين نشويم كه [بگويند:] شما مسلم نبوديد؛ براى اينكه در امور مسلمين اهتمام نداشتيد. ...شماها مسئوليد؛ شماهايى كه آنجاها هستيد، در مركز هستيد اجتماعاتتان چطور است مسئوليد جهت توجه دادن به امور مسلمين، توجه دادن مراكزى كه مى‏خواهند به امور مسلمين برسند، به مسائل و شريك كردن همه امور. و ان شاء اللَّه، اميدوارم كه موفق به اين امر بشويد و مساجدمان برگردد به حال مساجد صدر اول، كه اين‏طور نباشد كه توى مسجد اگر يك امام جماعتى، جمعه‏اى بخواهد يك كلمه‏اى بگويد كه مربوط به اجتماع مسلمين است، مورد طعن واقع بشود: «اين چرا اين‏طور كرده است؟» بيايند و اورا طعنش بدهند. اين‏جور نباشد ديگر. طعن به آن [كسى‏] وارد بشود كه در امور مسلمين دخالت نمى‏كند، كناره گيرى مى‏كند، عزلت مى‏كند. شما ببينيد قضيه عزلت در اسلام اصلًا نبوده، اساس نداشته اين عزلت- و نمى‏دانم- امور كناره گيرى و رفتن كنار. و اصلًا كار به هيچ كار نداشتن، اين در يك طوايفى بوده است غيرمسلمين، اما آمده است در مسلمين؛ يك وقت رسيده به آن جايى كه «آقا خيلى آدم خوبى است، اصلًا توجه ندارد به اينكه فلان چيز چه جور مى‏شود!» توجه نداشتن خودش جزء مديحه بود!.
دانلود فايل

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان