قبلاً در زمان دانشجويي در دانشگاه علم و صنعت، كار دانشجويي را از مجمع شروع كردم، البته از كنگره شهدا شروع كردم در سال 78 و بعد از مدتي وارد مجمع شدم با گروهي از دوستان كه يك دورهاي تحت عنوان طرح ولايت را گذرانده بوديم، در تابستان سال 79، بعد از گذراندن طرح ولايت يك فعاليت نسبتاًمنسجم و برنامهريزي شده را در مجمع دانشجويان حزبا... شروع كرديم.
آن موقع البته گروه ديگري درمجمع مسئوليت داشتند ولي ما يك تيم 6، 7 نفره با هم وارد مجموعه شديم و با مسئولان وقت مجمع صحبت كرديم و گفتيم ما گروهي هستيم، ميخواهيم يك فعاليت منسجم دانشجويي تعريف كنيم با يك هدفبندي خاص.
البته ميخواستيم در بسيج كار كنيم، اولويت كار برايمان در بسيج بود.
مسئول بسيج آقاي سيدمحمد موسوي بود كه الان همكار آقاي محرابيان در وزارت صنايع هستند. رفتيم با ایشان صحبت كرديم و گفتيم، براساس مطالعات و همفكريهايي كه داشتيم يك گروه 6، 7 نفره هستيم و احساس ميكنيم كه با محوريت عدالتخواهي و پيگيري مسأله عدالت ميخواهيم وارد فضاي دانشجويي شويم و مختصات كار را برايشان گفتيم، گفتيم كارمان سياسي نيست، سياسي به معناي خط سياسي.
بنابراين موضوع و محتواي كار ما اقتضا ميكند كه يك مقدار صريح و بلند صحبت كنيم. فضاي سال 78، 79 هم دوره اول آقاي خاتمي بود و اواخرش اواخر دوره ايشان و فضا كاملاً فضاي سياستزده بود و دعواهاي سياسي كه ما آن موقع به آن مي گفتيم، تأويل ما اين بود :«دعوای سركاري»، در مورد مسائلي كه اولويت اول مردم نبود. مهمتر از همه اين بود كه دعواهايي در آن دوره اتفاق افتاده بود به نام توسعه سياسي كه اوليت مردم نبود. و ما جنبش دانشجويي و فضاي دانشجويي را يك فضاي بين فضاي مردمي و دولتي و روشنفكري ميدانستيم كه وظيفه دارد (البته همه اين را قبول ندارند) مطالب مردمي و مطالبات اصيل و صحیح و درست را كه مورد خواست مردم است، آحاد مردم نه يك طبقه خاص، با صداي بلند و رسا، ترجمانش را در فضاي سياسي مطرح كنيم و درخواست كنيم و مطالبه كنيم.
در هر صورت در آن دوره مسئول بسيج بعد از چند جلسه صحبت كردن مفصل نپذيرفت، و گفت فضاي بسيج يك اقتضائاتي دارد يك سلسله مراتبي از بالا به پايين است. لااقل آن موقع بيشتر اينگونه بود الان شايد نباشد، نميدانم ولي اساساً چون سازمان است، از بالا به پايين است. خوشبختانه خيلي صريح و خيلي دوستانه و برادرانه به ما گفت وخدمت بزرگي كرد به خاطر اينكه ما نرفتيم در بسيج وقتمان را تلف كنيم.آمديم در مجمع گفتيم ميخواهيم چنين كاري كنيم و دوستاني كه آنجا بودند آمادگي ذهني اين مسأله را داشتند و پذيرفتند.
ما رفتيم وارد آن فضا شديم. اين ايده را از مطالعاتي كه روي انقلاب داشتيم، روي بنيانگذار انقلاب، خواسته مردم ، صحبتهاي امام، صحبتهاي رهبري داشتيم برگرفته بوديم. اينها را خيلي سعي كرده بوديم دقيق بخوانيم بعد سعي كرديم كه ببينيم دين چه ميگويد؟ اسلام چه؟ اسلامآمده براي چه؟ دين آمده براي چه؟ ديديم دين ميگويد اسلام و قرآن آمده براي اينكه عدل و قط در جامعه برقرار كند.
و اين هدف، اين كار براي اينست كه جامعهاي كه عدالت در آن باشد جامعه متعادل است و تنها در يك جامعه متعادل است كه ظرفيت تعالي در آن هست. مردم در يك جامعه متعادل، در يك شرايط متعادل هستند كه به تعالي ميرسند و ميتوانند آن هدف غايي خلقت كه عبوديت است در آن شرايط متعادل ميتوانند درست انجام دهند براي همين گفتيم بايد عدالت برقرار بشود، گفتيم عدالت محوريت است همه بايد عدالت را فرياد بزنند و سعي كنيم عدالت برقرار شود.
بنابر اين يك دريافت سياسي نبود چون آن موقع كسي فرياد عدالت نميزد. واقعيتش جز رهبري كه در مقاطعي پشت سرهم تكرار كرده بودند و در دعواهاي سياسي خيلي بهآن توجه نشد.
با اين هدفمندي ما وارد شديم و شروع كرديم صحبت كردن، مطالعه كردن، يادم هست در يك دورهاي يكي دو ماهه ما نزديك به 60، 70 نفر زا نخبگان سياسي و مسئولان كشور از جناحهاي مختلف سياسي يعني از منتهااليه چپ تا منتهااليه راست، يا رفتيم پيششان يا آورديم آنها را به مجمع.
با آنها صحبت كرديم، حرفهایشان را شنيديم، حرفهايي هم زديم و بعد روي عزم خودمان راسختر شديم و به اين نتيجه رسيديم كه هدفگذاريمان خيلي صحيح بود يعني به نظرمون رسيد آن موقع مسير درستي را انتخاب كرديم.
وارد فضاي دانشجويي شديم كارهاي محتوايمان را اول ساختيم بعد براي اينكه محتوا را بياوريم بريزيم روي دايره سعي كرديم با قالب هم آشنا بشويم، كار روزنامهنگاري و نشريه و مجله را چند دوره گذرانديم و كمكم امتحان كرديم. نشريه خيزش را منتشر كرديم در چند شمارهی آان به صورت متوالي كه نزديك به 38 شماره آن در دوره ما درآمد. اواخر سال 79 تا 83.
در همين حين اين مجله را به اطراف فرستاديم و افراد و مجموعههاي مختلفي هم در نقاط مختلف كشور به اين جمعبندي رسيده بودند و به هم متصل شديم.
محور و زنجيره اتصال هم تقريباً نشريه خيزش بود چون ما نشريه را زا يك شمارهاي به بعد شروع كرديم به دانشگاههاي كشور فرستادن يعين فقط یک نشريه داخل دانشگاهي نبود بعد در اين فضا يك جرياني به اسم جريان عدالتخواهي كمكم شكل گرفت در فضاي دانشجويي و فضای حوزوی تا حدودي.
كه الان در فضاي سياسي كشور با عنوان جنبش عدالتخواه دانشجويي شناخته ميشود كه نقاط عطفي هم داشته است.
ما در هسته مركزي شكل دهنده جنبش بوديم ود وره اول هم شوراي مركزي بوديم.
بعد هم درك نار فعاليتها و كنار بچهها بوديم و با آنها همكاري كرديم در حد تواناييمان. بعد هم وارد فضاي بعد زاتحصيلات فني وارد تحصيلات علوم انساني شديم بعد هم الان در فضاي رسانهاي در خبرگزاري فارس هستم سرويس بينالملل.
ارشد چه رشتهاي؟
ارشد روابط بينالملل دانشگاه علامه طباطبايي(ره)
چه شد كه حالا وارد فضاي رسانهاي شديد؟
چون كه به هر صورت يك مقدار به جنس خودم برميگشت كه علاقهمند بودم به اين فضاهاي رسانهاي و با توجه به آن ايدهآلي كه داشتيم فكر ميكرديم كه فضاي رسانهاي منشأ اثر هست لازم بود در يك دورهاي يك طيفي از بچهها وارد اين فضاها شويم و اين نوع تفكر را بيشتر و با صداي بلندتر از رسانههاي مختلف فرياد بزنيم.
حتي دو تا سايت زديم در دورههاي مختلف به علاوه نشديد كه سايت عدالت خانه كه قبلاً به عنوان سايت خيزش داشتيم بعد كه خيزش متوقف شد عدالت خانه را درآورديم و در كنار كار حرفهاي كه در خبرگزاري فارس است كار عدالت خانه را هم انجام ميدهم.
-امروزه در دنیا از رسانه در جهت چه اهدافی استفاده میشود؟
رسانه ابزار اطلاعرساني است يعني وقتي ميگوييم رسانه در دنيا به عنوان ابزار اطلاعرساني از آن استفاده ميشود و توقع ميرود و البته اين اطلاعرساني شکلهای مختلف دارد.اطلاعرساني ميتواند حامل اطلاعات نادرست هم باشد، حاوي اطلاعات جهتدار هم باشد كه پشتيبان يك طرز تفكر خاص باشد. شما ميتوانيد با ابزار رسانه آن چيزهاي مورد ايدهآل خود را در هر مكتب فكري كه هستيد آن را پررنگتر كنيد، با صداي بلند بگوييد، بيشتر روي آن فشار بياوريد و اذهان را بيشتر روي آن جلب كنيد. به خاطر همين رسانه بدون جهتگيري و خنثي نداريم. اگر رسانهاي خنثي باشد فكر ميكنم در نهايت كار عبثي انجام ميدهد چون در هر جاي دنيا هر كسي يك طرز تفكري دارد و رسانه يك چيزي است كه شما روي آن هزينه ميكنيد.رسانه در هر قالبي كه باشد، مكتوب يا مجازي، تصويري يا صوتي يك ابزاري است كه شما براي برقراري يا براي برپايي اين ابزار هزينه ميكنيد و وقتي هزينه ميكنيد بايد تأمين كننده يك ايدهآلي از شما باشد، پشتيبانكننده باشد هر فرد در دنيا يك طرز تفكري دارد كه اين رسانه اگر يك كار عبثي انجام ميشود و انسان هم هوش و عقل دارد و سعي ميكند از ابزاري كه دارد استفادهاي بكند. هر كسي در هر مكتبي و هر عقيدهاي رسانه را در جهت منافع خودش به كار ميگيرد اين مكتب ميتواند مكتب توحيدي باشد، الحادي باشد، ابزار دولت باشد، ميتواند ابزار يك گروه سياسي، يك جناح خاص، يك گروه صنفي يا يك سنديكا باشد. بنابراين رسانه ابزار اطلاعرساني هدفمند است. در دنيا به اين طريق از آن استفاده ميشود در ايران هم همينطور. در دنيا عمدتاً رسانههاي دنيا وابسته به يك كمپاني اقتصادي خاص هستند كه پشتيباني ميشوند و سعي ميكنند منافع آن را پيش ببرند و متعلق به يك جريان سياسي خاص هستند كه سعي ميكنند كه افكار آنان را منتشر بكنند يا بيشتر روي آن تأكيد بكنند يا اخبارشان با آن جهتگيري منتشر شود در حالي كه در داخل ايران هم رسانهاي كه در اختيار دولت باشد بايد اين كار را بكند و رسانهاي هم كه در اختيار يك گروه يا حزب خاص هست هم قاعدتاً بايد اين كار را بكند.
الان در جهان رسانه چه اهدافی را از انقلاب ميتوان دنبال كرد؟ و چه نقشي در پیشبرد آرمانهای انقلاب ميتواند داشته باشد.
انقلاب اسلامي-به عنوان يك واقعيتي كه در دنياي معاصر پديد آمده-اطلاعات غلط در مورد اين انقلاب منتشر كردهاند و سعي كردهاند صدايش پخش نشود. خوب ما، هم تواناييمان محدود بوده و هم، تفكرمان خيلي درست نبود كه با آنها مقابله كنيم. حالا چه كار ميتوانيم بکنیم رسانه ميتواند در داخل در مرحله اول نقش آموزشي داشته باشد.که به نظر من نقش مهمي هست هر روزي كه از روزهاي انقلاب ميگذرد ما در جامعه مشاهده ميكنيم كه به دليل عدم درك و فهم درست اهداف انقلاب و اينكه مردم به طور واقع با اهداف انقلاب خوب آشنا نيستند و تصور درستي بعضاً ندارند شاهد جهتگيريهاي متناقض هم هستيم ميبينيم بعضأ در جامعه مذهبي ما كه طرفدار انقلاب هستند هنوز در مورد رويكرد انقلاب اسلامي فهم درستي وجود ندارد بخش عمدهاش را هم ميبيني كه به خاطر عدم آگاهي است. بهرهاي كه ميتوانيم از رسانه بگيريم دو جنبه دارد يك جنبه داخلي دارد و يكی هم جنبه جهان شمولی دارد. ما ادعا داريم كه انقلاب پيام جهاني دارد پس بايد براي خارج از مرزها خارج از ايران حرف بزنيم كه اين كار تا حالا نشده يا كم شده در خيلي از جاهاي دنيا انقلاب اسلامي را نميشناسند واقعيتي هست كه نميتوان پنهان كرد، ممكن است يك اسمي شنيده باشند كه سال 1979 يك انقلابي در ايران واقع شده كه يك نفر هم به نام آيت ا... خميني رهبرش بود و از اونجايي كه اين نظام هم تأمين كننده خواست نظام حاكم بر دنيا نبوده سعي كردند اين را خفه كنند.
سوال: آيا دولتهایی که مثل جمهوری اسلامی داعیه مبارزه با استکبار را دارند و مورد ظلم واقع شدهاند در دنیا رسانهای دارند تا حرف خود را بزنند؟
نه خير ندارند یکی از دلایلی که میتوان برای آن برشمرد این است که چون خودشان را پيدا نكردهاند. رسانه ابزاري است كه هزينهمند است. ما براي حرف زدن در عرصه بينالملل چند كار بايد انجام دهيم، اول اينكه خودمان را معرفي كنيم، جمهوري اسلامي اين كار را نكرد اينكه ميگويم نكرده به اين منظور نيست كه اصلاً كاري صورت نگرفته بلكه ضعيف بوده است. نگاه نكنيد در اين چند سال اخير يك العالم و پرستیوی وجود دارد كه اينها دارند يك قدمهاي كوچكي بر- ميدارند. بايد براي اين كار هزينه كنيم جمهوري اسلامي ايران براي معرفي خودش براي معرفي دستاوردهاي انقلاب اسلامي بايد هزينه كند پول كلان خرج كند و به تنهايي هم از عهدهاش بر نميآيد و بايد از يك عده ديگر كمك بخواهد كه مثل خودش فكر ميكند بايد خودش معرفي بكند كه من اين هستم اين هدفها را دارم آرمان من و ايدهآل من اين است براي اداره جهان و كساني كه تا حدودي بهش نزديك هستند پيدا كند و در دنيا ملت هايي هستند كه شبیه ما فكر ميكند، از نظم موجود در جهان راضي نیستند از جهتی که دنیا به سمت آن دارد میرود راضی نیستند از نظم حاکم بر جامعه جهانی راضی نیستند از نظم اقتصادی از نظم فرهنگی و معتقدندکه این بازی را باید برهم بزنیم و یک نظم و بازی با قواعد جدید به راه بیافتد. جمهوري اسلامي بايد اين قواعد، ملتها و دولتها را پيدا بكند و بعد از اينكه پيدا كرد بايد اين فهم را در خود به وجود بياورد كه سعي نكند خودش را تحميل بكند. ما يكي از مشكلاتمان اين بوده كه تا با كسي رفيق شديم سعي كرديم خودمان را تحميل كنيم. اين ادب را بايد در خودمان به وجود بياوريم كه به بقيه احترام بگذاريم و اين فهم را در خودمان بوجود بياوريم كه ما برتر از همه نيستيم يعني اينكه اگر هم برتر هستيم بايد دلايلش را بيان كينم و در عمل بايد به طرف بفهمانيم نه با حرف.يعني اگر فكر ميكنيم شرايط دنيا ناعادلانه است و ميخواهيم تغييرش دهيم و فكر مي كنيم انقلاب اسلامي راهكار دارد كه اين شرايط تغيير كند، اول بايد با بقيهاي كه از نظم موجود در دنيا راضي نيستند رفيق شويم و احترام بگذاريم و با آنها دست دوستي دهيم و بعد در عمل ثابت كنيم كه ما يك مدلي داريم كه به كار ميآيد و ازمدلي كه دارند استفاده ميكنند بهتر است. اين در عمل است در حرف نيست. نميتوان با كسي دوست شد و به او گفت تو طرفدار ايدهاي هستي و بيا اينجا، تو داري اشتباه ميكني، تو عقلت نميرسد و بگوييم راه درست اين راهي است كه ما ميگوييم و اين اسلام است، اسلام تو را ميتوان
نظرات کاربران :