بنا بر اخبار موثق از منبعی که نمیخواست نامش فاش شود، مطلع شدیم که میر حسین موسوی در راه آرمانهای سبز توسط عدهای از لباس شخصیها کشته شد.
یکی از شاهدان با دادن این اعلامیه ترحیم به خبرنگار ما، این خبر هولناک را که نشان از ابعاد جدید جنایات خیلی فجیع نظام میدهد، به اطلاع ما و جنبش سبز رساندند.

شاهدان عینی به گزارشگر ما گفتند، چند نفر که لباس شخصی داشتند، حوالی خیابان آزادی، نرسیده به شادمان، با باتوم بر ملاج موسوی زدند. ناگهان خون فوران کرد. مردم که خیلی ترسیده بودند فرار کردند. بعد یک تیم لباس شخصیهای دیگر که همهشان کت شلوار پوشیده بودند، به محل حادثه آمده، روی پاهای موسوی، اسید ریختند. همچنین عدهای دیگر از لباس شخصیها که کت تنشان نبود، در وسط خیابان آتش درست کردند.
شاهدان عینی در پاسخ گزارشگر ما که آنها با آتش چه می خواستند بکنند، گفتند: آنها می خواستند جنازه موسوی را آتش زده و در خیابانی حوالی جاده ساوه بیندازند. اما به دلیل حضور سبزها موفق نشدند. ولی متاسفانه موسوی به دلیل کهولت سن بر اثر همان باتوم و اسیدپاشی، فوت کرده است.
شاهدان عینی گفتند: موسوی یک لباس تمام سبز پوشیده بود. و شب قبل به زهرا رهنورد گفته بود که فردا من را میکشند! شما جنبش سبز را ادامه دهید تا به تشکیلات راه سبز امید برسید. وقتی به آزادی رسیدید، بپیچید سمت راست!
میرحسین غمگین! شب قبل از کشته شدن
به این ترتیب لیست شهدای جنبش سبز به ۷۳ رسید و ما میتوانیم هر سال ماه مهر عزاداری راه بیندازیم!
از آنجا که صدا و سیمای دروغگو حتما برای فریب مردم دست به ساخت برنامههای خیلی کثیف خواهد زد و شخصی را به نام میرحسین موسوی نشان خواهد داد تا جنبش سبز را نابود کند، پیشاپیش نکاتی را ذکر میکنیم:
۱٫ این فردی که پیدا شده جعلی است و میرحسین موسوی واقعی واقعی کشته شده و مخفیانه به خاک سپرده شده است. (!)
۲٫ علتی که خانوادهی میرحسین موسوی واقعی این خبر را تکذیب نمیکنند، ترس از دچار شدن به سرنوشت اوست. (!)
۳٫ در مراسم ختم این فرد آقای مهندس موسوی شرکت کرده و چون ایشان هیچگاه اشتباه نمیکنند و اساساً ملاک تشخیص حق، قول و فعل ایشان است پس بنابراین او کشته شده است. (!)
۴٫ کشته شدن او از بدیهیات است به همین خاطر نیازی به مدرک نیست، ضمناً هر مدرکی دال بر دروغ بودن این ادعا جعلی است. (!)
۵٫ اگر انسان در یک مورد اشتباه کند و بعد متوجه شود و به اشتباه خود اقرار کند، نشانهی ترس و بزدلی اوست. (!)
۶٫ موجسواری بر روی اخبار دروغ و بدون سند نشانهی شجاعت، حقطلبی و تعهد فرد به دفاع از حقوق شهروندیست. (!)
۷٫ حالا به فرض هم که این خبر دروغ باشد، خبر مرگ ترانه موسوی و سعیده پورآقایی را چه میگویید که به آن شکل فجیع جسد او سوزانده شد و در بیابان رها شد و پس از آنکه همه جسد سوزانده شدهی او را دیدند (!) به صورت مخفیانه به خاک سپرده شد. (!)
۸٫ مدرک و منطق برای کسی است که طالب حق است، کسی که دنبال جوسازی و غوغاسالاریست که مدرک نیاز ندارد. مگر برای این ادعا مدرکی ارائه شده که برای تکذیب آن مدرک ارائه میدهید؟ (!)
خبرگزاری «سبز» از طرفداران پروپاقرص حقوق شهروندی، آزادی، دمکراسی و غیره و حامیان شعار «دانستن حق مردم است.»

میرحسین غمگین! شب قبل از کشته شدن
اشارات:
۱- این بیآبروها و بیحیاهای سبز، هنوز با این همه افتضاحی که از دروغگوییها و جوسازیهاشان، کشف شده است، دست از دروغ، توهم، توهین و تهمت بر نداشتهاند. به خصوص بعد از ماجرای خودربایی عاطفه امام و شهید دروغینی که موسوی در مجلس ختمش شرکت کرد!
۲- جالب آنکه هر بار که یک گندی میزنند، میاندازند تقصیر نهادهای امنیتی که آنها را گول زده است! اما نمیفهمند این بهانهی بچهگانه و سادهلوحانهشان هم نشان از حماقت آنها دارد که چند بار از یک سوراخ گزیده شدهاند؟ و چه راحت گول میخورند؟ و از کجا معلوم در باقی ادعاهایشان هم فریب نخورده باشند؟
۳- اعلامیه دقیقا همان اعلامیهای است که دروغگویان از احمد کارگر نجاتی پخش کردند، کسی که نه تنها زنده است، بلکه با گلولهی اغتشاشگران مجروح شده بود. آن چند خط مطلب نیز ایده گرفته از نظر عباس نامی است که در این مطلب راجع به سعیده پورآقایی گذاشته است.
۴- در این همه دروغ پردازیهای رسانهای بیوجدانی گروهک سبز (که نام تمام ضد انقلابها شده است)، دلم برای مخاطبانشان میسوزد که چگونه قربانی این بیشرفها میشوند. و تنها چیزی که در هوچیگری و خیانت این دنیاپرستان، نادیده گرفته شده است، حقیقت است.
۵- این مطلب را نوشتم تا نشان دهم که جوسازی رسانهای کار سختی نیست. اما ما به حقیقت پایبندیم. سعی کردم طنز بودن مطلب هم واضح باشد! اما حتی در طنز هم نتوانستم دروغی به نام تجاوز را به کار ببرم.
طنزي از وبلاگ ايليا
نظرات کاربران :