پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

روایت سعید قاسمی از دیدار هنرمندان دفاع مقدس با رهبر انقلاب
برخي كه ميلياردي از بيت المال به نام هنرگرفته‌اند،امروز طلبكار نظام شده اند  (ويژه)  


4850.jpgبعد از آن جلسه بسياري با من تماس گرفتند كه آقا را اذيت كردي و عده اي هم
صحبت هاي من را حرف دل خواندند، به هر حال برخي دوست دارند كه ما در لاك
خودمان باشيم تا آنها هر كاري مي خواهند، بكنند و خون به دل رهبري كنند
اما كور خواندند چون ما بنا نداريم اين اتفاق بيفتد و اگر چه در اين مسير،
تلفات هم بدهيم به راهمان ادامه مي دهيم.

  
 
سه شنبه 31 شهریورماه 1388  

 


يكي از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس با اشاره به جلسه هنرمندان با مقام معظم رهبري و انتقادات برخی افراد در این جلسه، اظهار داشت: وام بوده اينها گرفتند، پول بوده اينها گرفتند، امتياز بوده اينها گرفتند، بعد كجا يك هنر ناب تحويل مردم دادند؟ اگر این باندها نبود و سرمايه گذاري روي نيروهاي تازه نفس مي شد، ده‌ها شجريان متعهد از دل این سرمایه‌گذایر‌ها بيرون مي آمد.

مهندس سعيد قاسمي در گفت‌وگوي تفصيلي با رجانيوز، در خصوص مباحث مطرح شده در جلسه هنرمندان و اهالي فرهنگ با رهبر معظم انقلاب كه هفته گذشته برگزار شد، توضيحاتي داد و به نيازهاي امروز در جبهه فرهنگي اشاره كرد كه در بسياري از آنها ضعف وجود دارد.

وي پس از آن به حواشي جلسه هنرمندان با مقام معظم رهبري پرداخت كه متن كامل اين مصاحبه در ادامه آمده است:

سخنانی که شما در آن دیدار مطرح كرديد، يك سري حساسيت هايي ايجاد كرد، محورهای اصلی این اظهارات چه بود؟

در جلسه اي كه صاحب منصبان فرهنگي نظام و همه كساني كه در شعر و موسيقي و در كل در عرصه فرهنگي و هنري كشور فعاليت دارند، حضور داشتند، قرار شد عده اي از هنرمندان و فرهنگيان هر كدام در حدود 5 دقيقه صحبت كنند، به اين جهت هركسي شاه بيت هاي سخنان خود را بيان مي كرد و اين براي من هم سخت بود كه در وقتي اندك، همه سخنانم را بگويم، لذا زماني كه پشت تريبون قرار گرفتم، به مقام معظم رهبري گفتم كه ياد مجمع عمومي سازمان ملل افتادم كه فيدل كاسترو قرار بود وقت كمي را سخنراني كند ولي وقتي رفت در جايگاه يك دستمالي را روي ساعت رومیزی انداخت و يك ساعت صحبت كرد. به آقا عرض كردم من هم دستمال آوردم ولي نه ساعتي وجود دارد و نه اين جماعت توافق مي كنند كه بنده بيشتر صحبت كنم!

به آقا عرض كردم "شما ما را به عنوان مركز فرهنگي ميثاق مي شناسيد كه با رويكردي فرهنگي مشغول فعاليت هستيم، شما روي اساسنامه ميثاق يك جمله اي را مرقوم كرديد كه همان را دستور العمل كارمان قرار داديم، شما پيوسته دغدغه هاي خودتان را در غالب ناتوي فرهنگي، شبيخون فرهنگي، جبهه فرهنگي،‌ مهندسي فرهنگي و از اين قبيل موارد اعلام كرديد، اگرچه برخي آقايان اعتقاد دارند كه اصلاً كدام جبهه و كدام دشمن و فرهنگ؟ مي گويند اين نگاه دون كيشوتي شماهاست به موضوع كه توهم برايتان ايجاد شده، چون عرصه، عرصه تبادل و اطلاعات است و اين موضوعات وجود ندارد. ولی ما اعتقاد داريم كه اين لقمه مسموم و وارداتي از خارج است كه در دهان داخلي ها گذاشته شده است، ما خطمان با اين‌ها يكي نيست، چون خط ما خط قرآن است لذا اگر كسي تأکید كند كه دشمني وجود ندارد يا نادان و احمق است و يا عامل دشمن.

اما وقتي شما [رهبرانقلاب] لفظ جبهه فرهنگي را به كار مي بريد،‌ اين جبهه شاخصه هايي دارد؛ اول اينكه يك زميني براي نبرد وجود دارد، دوم دشمن و دشمني‌ای که می‌کند، سوم خودي ها، چهارم يك سري سنگر، پنجم ميله مرزي ها يا بنچ مارك ها، كه شما هم فرموديد اگر ما اين ميله هاي مرزي اعتقادي را نداشته باشيم يا عده اي اين ميله ها را بردارند، اين باعث قرار گرفتن خودي ها در جبهه دشمن مي شود و آن زمان دشمن هم وقتي ببيند شاخصي وجود ندارد، تحريك مي شود كه در جبهه خودي قرار گيرد. شاخصه ششم، وجود موانع براي جلوگيري از نفوذ دشمن است، هفتم وجود يگان‌هاي مختلف است، و يك شاخصه هم لجمن (لبه جلويي منطقه نبرد) است.

دو شاخصه عمده، جبهه فرهنگي يكي خط است و ديگري مركز فرماندهي. اين جبهه اگر تشكيل شده، كجاست و مركز فرماندهي آن دست كيست؟ چرا بچه هاي ما نمي توانند آن را تشخيص دهند و از آن عبور مي كنند؟ چرا نمي فهمند كه اين خط قرمز است؟ بهترين حالت اين است كه بگوييم ما جزيره داريم نه خط، به اين معني كه هيچ نيرويي مقابل دشمن تشكيل نشده و اين جزيره ها هم پدافندي است که اين هم جاي تأسف دارد كه امروز اين‌قدر بايد كوتاهي كرده‌ايم كه در موضع دفاعي هستيم، در صورتي كه اگر ما فعال بوديم، الآن باید تهاجم فرهنگي مي كرديم."

البته يك جمله اي نوشته بودم كه در محضر رهبري نگفتم اما اينجا مي گويم؛ با آقا سيد مرتضي آويني كه رفته بوديم بوسني، فيلم تهيه كنيم، وقتی برگشتيم تا فيلم را مونتاژ كنيم، در بخشي از فيلم، يك رزمنده بوسنيايي كه موهاي تاج خروسي يا به اصطلاح فشن داشت و يك پيراهن ركابي هم تنش بود، روي قبضه اسلحه اش برچسب امام خميني چسبانده بود و روي سينه اش هم نوشته بود الله اكبر. سيد مرتضي گفت وقتي مي گوييم تهاجم فرهنگي يعني همين، كه با اين فاصله از ايران، پيام امام انتقال پيدا كرده و اين مصداق بارز تهاجم فرهنگي است.

بعد به آقا عرض كردم "ما جزيره داريم و سربازهاي خوبي هم در حوزه هاي مختلف هنري داريم ولي اينها انفرادي و حتي خودسر عمل مي كنند و به هم دست نداده اند، چون از هم جدا هستند، هم در تدافع و هم در تهاجم نمي توانند آن گونه كه بايد كار كنند، چون لابلاي اين جزيره ها، فضاهاي خالي وجود دارد كه باعث صدمه خوردن‌اشان مي شود لذا شاهديم كه اسب تروآ مي آيد و عبور مي كند و سربازهايش را هم خالي مي كند و كسي هم نمي فهمد، چرا نمي فهميم؟ چون در اين جبهه نمي دانيم چه كسي نقش اطلاعات- عمليات را دارد، چه كسي نقش تخريب‌چی را دارد و... شاعر نمي داند امروز شعر نياز داريم،‌ عكاس نمي فهمد امروز عكس نياز داريم و از اين قبيل موارد،. اشكال اين است كه همه با هم شليك مي كنند، يكي بايد استراحت كند، يكي بايد حمله كند، يكي بايد پشتيباني كند و...، به نوعي همه كار مي كنند ولي اين كار ثمره اي را كه مد نظر است، ندارد. اين تلفاتي كه داريم براي چيست؟ دو اتفاق دارد مي افتد يكی اينكه علي‌رغم اينكه شما [رهبر انقلاب] ديد و شناخت عميق نسبت به مسايل داريد، اين آقايان ندارند، به تعبیری، ديده بان ها دير اطلاع مي‌دهند كه كي، كجا، چه كسي، چگونه و چه‌طور مي خواهد عمل كند، دوم اينكه نقشه راه نداريم، اين ناكارآمدي در ساختار است، اگرچه در عمل هم نهادهاي متعددی در اين حوزه مانند صداوسیما، وزارت ارشاد، سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري و... وجود دارند، ولي موازي كاري مي كنند بنابراين كسي توجه نمي كند كه در يمن دارند شيعيان را مي كشند."

علت اينكه اين ناآگاهي به وجود مي آيد چيست؟

علت، رسانه ها هستند، الآن اين رسانه ها دست صهيونيست هاست، دستور كشتار هم از سوي همين صهيونيست ها در يمن، پاراچنار و... صادر مي شود ولي چون رسانه ها را در اختيار دارند، اخبار به دلخواه‌اشان منتشر مي شود و به همان دليل موازي كاري ها و باهم شكليك كردن ها، به اين ناآگاهي دامن زده می‌شود.

به هرترتيب، خدمت مقام معظم رهبري عرض كردم كه "يك جايي اين آقايان اهالي فرهنگ بايد جمع شوند و مركز فرماندهي را مشخص كنند، چرا كه مركز فرماندهي اجرایی نبايد شما [رهبر انقلاب] باشيد"؛ مي خواهم بگويم كه امروز مقام معظم رهبري استراتژيست اين جريان هستند و نبايد هم كار فكري را انجام دهند و هم كار اجرايي. البته يكي از شيطنت هايي كه مي شود، اين است كه آقايان دست روي دست مي گذارند تا ببينند آقا چه مي گويند.

اين مركز فرماندهي امروز بايد ايجاد، حوزه بندي و يگان‌های آن مشخص شود، به عنوان مثال بگويند امنيت اين محدوده چند كيلومتري دست شماست و اگر هم ناامني‌اي صورت بگيرد، خود شماي مسئول بايد پاسخگو باشيد.

اين كريستين امانپور الآن در هر برنامه اي به ایران مي آيد، آیا هنوز براي آقایان ثابت نشده كه اين خانم خودش يك خط شكن است كه باز هم اجازه مي دهند در ايران فعاليت كند؟ اين خود به تنهايي يك اسب تروآ است، در اين معركه چه كسي مجوز مي دهد، به آقاي صفارهرندي تماس مي گيريم مي گوييم، خانم امانپور 15 سال است دارد عداوت مي كند و آخرين شيطنت را در مقابل رئيس‌جمهور كرد، مدل اخبار و عكس هايش دشمنانه است، چرا با او مجوز مي دهيد، بعد كه پيگيري مي كنيم مي بينيم وزارت ارشاد مي گويد ما مسئوليت امانپور را نپذيرفتيم، وزارت اطلاعات اعلام كرده مسئوليت امانپور با آنهاست، خوب چه مسئوليتي، چه چيزی را كنترل مي كنيد؟ اين رها كردن ها موجب مي شود جزيره ها به وجود آيد، اينها هم بايد در مركز فرماندهي تصميم گيري شود اما نظارتي نيست، كسي كه مي خواهد حمله كند، به دليل اينكه برنامه دارد، كارش راحت تر است چون در پدافند شما نمي دانيد كه دشمن چه مي خواهد بكند، مگر اينكه شما هم برنامه داشته باشيد وگرنه آسيب مي بينيد.

بعد عرض كردم "یک بحث دیگر که هست، NGOهاي فرهنگي است که الآن تشكيل شدند اما به دليل اينكه كار فرهنگي كار سوبسيدي است، ديگر كسي جلو نمي آيد، مثلاً عكس فلان عكاس را نمي خرند، چه بشود كه يك عكاس، يك عكس ويژه بگيرد تا آن هم از خارج از كشور عكسش را بخرند وگرنه در ايران كسي از اين پول ها نمي دهد، اگر شما توسط ارگان‌هاي دولتي حمايت نشويد، هزاران هزار عكس هم بگيری، هيچ ارزشي ندارد، لذا وقتي NGOها تشكيل مي شوند، احتياج دارند كه تغذيه مالي شوند و بايد به آنها پول تزريق كنند، چون كسي نيست كه محصول‌شان را بخرد، چرا؟، چون جبهه‌ي ما جبهه‌ي پابرهنگان و مستضعفان است، در همين بحران بالانشين‌ها در اثر زياد خوردن، بادگلويش را زد و پايين نشين ها جنازه فرزندان‌شان را تحويل گرفتند، پابرهنگان خون پاي كار مي آورند و پول هم ندارند كه محصول فرهنگي بخرند، هرچند ارزان هم باشد، هم خون بدهد، هم پول بدهد. لذا بايد محصول فرهنگي در حجم وسيع در اختيار اين قشر قرار گيرد، اما در طرف مقابل، جبهه سرمايه داران برای هر محصول فرهنگي كه از سوي دشمنان ما ارايه مي شود، پول مي پردازد و مي خرد، به چه جرمي مستضعفان بايد هم خون بدهند و هم هزينه‌ي مالي داشته باشند و هم اينكه حمايت نشوند، در جبهه كه حلوا خيرات نمي كنند، اينجاست كه NGOها كارايي ندارند، لذا جبهه احتياج به عنايت دارد و انسجام و فرماندهي مي خواهد تا آن خط شكل گيرد."

مطلب ديگري كه خدمت آقا عرض كردم اين بود كه گفتم "يك خوفي دارم و مطمئنم بعداً دوستان به بنده خرده مي گيرند و آن اينكه اين آقايان بنا دارند با سخنان شما همان كاري را بكنند كه با فرمايشات حضرت روح الله كردند، يعني اينكه نهايت از كلام جنابعالي يك صحيفه درست مي كنند، آن هم در كتابخانه و نه در دستور كار و نه به شكل اجرايي و نه كتب درسي و دانشگاهي و نه در حوزه، چون قرار نيست فرمايشات شما تبديل به نقشه راه شود."

چرا من اين حرف را زدم؟ براي اينكه امروز شاهديم كه فرزندان ما از زماني كه وارد مدرسه مي شوند، در هر كرسی تحصيلي و رشته اي، در كل كتاب‌هاي هر سال، بين دو خط تا دو صفحه مطلب راجع به انقلاب و دفاع مقدس به فرزندان‌مان خوراك داده مي شود.

خدمت رهبری عرض كردم "مگر مي شود با دو خط و دو صفحه پدافند كرد؟ كي اينها مي خواهد در درس و مشق قرار گيرد، اگر در كتاب‌هاي تحصيلي نباشد، در كجا باشد؟ در صدا و سيما؟ در صدا و سيما طی سال چند فيلم در اين حوزه ها ساخته مي شود؟ چند نمايشگاه مرتبط برگزاري مي‌شود؟ يك اردوي راهيان نور هرساله برگزار مي شود كه خيلي ها نمي توانند بروند، مگر همه مطالب هم در راهيان نور انتقال داده مي شود؟ مگر در 5 روز مي شود جنگ را روايت كرد.

ما يك تجربه اي داريم به نام بني‌صدر، كه این تجربه برخی محسنات هم داشت؛ اول اينكه بنی‌صدر، سيد بود، دوم اينكه بچه آيت‌الله بود، سوم اينكه دكترا و كتاب اقتصاد اسلامي داشت، چهارم اينكه در مناظره‌ها، همه توده اي ها و التقاطي ها را شكست مي داد و آخرين حسن آن هم اينكه همه روحانيت پشت او بودند و از 12 ميليون رأي، 11 ميليون به او رأي دادند. چه اتفاقي پيش آمد كه بني‌صدر خائن شد، مدرك اين آقا از لانه جاسوسي توسط محسن وزوايي فرمانده عمليات تسخير لانه جاسوسي كه آن قطعات اسناد را به هم چسباندند، به نام مستعار SDLOR1 بيرون آمد و مشخص شد آن زماني كه دانشجو بوده، به عضويت شبكه هاي اطلاعاتي در آمده است.

نكته دیگر اينكه وقتي اين موضوع را به امام خمینی گفتند، امام چه كرد؟ آيا به سرعت در تلويزيون پخش كرد؟ خیر، گذاشت تا وقتش برسد، بني‌صدر فرمانده كل قوا بود، بين رزمندگان و بسيجي ها اختلاف افتاد،‌ گفتند چه شده كه امام موضع گيري نمي كند، حالا كه همه چيز مشخص شده است، همين حرف هايي كه امروز برخي در مورد مقام معظم رهبري مي زنند، آن روزها هم بود، مي گفتند امام چرا تشخيص نمي دهد، اما امام عين يك دموكراسي تمام عيار عمل كرد، چون در غیر این صورت، مردم به هم مي ريختند، ميوه بايد مي رسيد تا به زمين مي ريخت، و اين‌گونه شد كه اين آقا با مسعود رجوي آرايش كرده از كشور فرار كرد. خوب يك بار اين اتفاق افتاد، حالا اگر اين تجربه را فرزند من در انتخابات داشته باشد، مي فهمد كه در انتخابات صرف سبز بازي و سيد بودن ملاك نيست، صرف شعار دادن نيست، ولي الآن بچه ما رأي مي دهد، در حالی که هيچ از جنگ و انقلاب نمي داند. چه كسي مقصر است؟ الآن در نسل چهارم انقلاب هستيم،‌ بعد با اين فرزندان مواجهيم كه شناخت ندارند و با همين‌ها مي خواهيم جبهه اي تشكيل دهيم كه مقابل دشمن بايستد، اينطوری است كه زماني كه درگيري به وجود مي آيد، اين بچه بايد ظرف 5 روز، سره را از ناسره تشخيص دهد، ممكن است بچه شهيد يا همسر شهيد باشد.

من در آن جلسه خدمت آقا، خطاب به دوستان عرض كردم كه همه شما بچه حزب اللهي هستيد و انقلابي، ولي بياييد پرتقال فروش معركه را پيدا كنيد.

يك تجربه تلخ ديگر را هم در آن جلسه مطرح كردم كه دوستان ما را هم ناراحت كرد، هر چند مقام معظم رهبري با دقت عنایت کردند. گفتم "حضرت روح الله در جنگ تا دقيقه 90 فرمان مقاومت و پايداري دادند، اما يك‌باره و به شكل غافلگيرانه قطعنامه 598 را به عنوان جام زهر پذيرفتند، كه هنوز هم نمي دانيم علت آن چه بود؟ اعتقادمان اين است كه در زمان شما هم مي تواند اين اتفاق بيفتد، نه تنها اعتقادمان بر اين است بلكه اين اتفاق افتاد، در دولت گذشته بود كه نمايندگان مجلس نامه نوشتند و گفتند جام زهر را بنوشيد كه خوشبختانه اين آرزو را به گور بردند، و چه قشنگ گفته كاظم كاظمي كه:

خدايا اگر دستبند تجمل نمي بست دست كمانگير ما را
كسي تا قيامت نمي كرد پيدا از آن گوشه‌ي كهكشان تير ما را

ولي خسته بوديم و ياران همدل
به ناني گرفتند شمشير ما را

ولي خسته بوديم و مي برد طوفان
تمام شكوه اساطير ما را

طلا را كه مس كرد ديگر ندانم
چه خاصيتي بود اكسير ما را"

اين سودا را در سر مي پرورانند اگر چه كه دور از واقعيت نبود و نامه هم نوشتند ولي به لطف خدا نقشه هايشان نقش بر آب شد، ولي يك حرف دارم و آن، اينكه واقعيت اين است كه ما سربازهاي خوبي براي شما نيستيم، شما خيلي به ما اميد بستيد ولي ما سرباز هاي خوبي نيستيم و خيلي با آرمان‌های امام، شهدا و شما فاصله داريم."

يك شعر ديگري هم بود كه رويم نشد مقابل آقا آن را بخوانم چرا كه پيش خودم گفتم بيشتر از اين، ايشان را ناراحت نكنم ولي دوست دارم اينجا بگويم:

مگر در جستجوي ربنايي تازه باشيم
وگرنه صد دعا زين دست يك نفرين نخواهد شد

مترسانيدمان از مرگ ما پيغمبر مرگيم
خدا با ما كه دلتنگيم سرسنگين نخواهد شد

به مشتاقان آن شمشير سرخ شعله ور در باد
بگو تا انتظار اين است اسبي زين نخواهد شد

يك سري حرف هايي هم زديم كه نشان دهيم اين جبهه نقاط قوتي هم دارد. گفتم كه "اين نقاط قوت هميشه باعث پيروزي اين جبهه خواهد شد، و آن اينكه دشمن ما درك درستي از ما ندارد، آنها بايد بدانند كه اين طرف، ما وارث نسلي هستيم كه هنوز هم بعد از گذشت بيست و چند سال، وقتي پشت نوشته هاي پيراهن هاي فرزندان روح الله را از خاك بيرون مي كشيم، روي آن‌ها نوشته شده:

ما در ره دوست نقض پيمان نكنيم
گر جان طلبد دريغ از جان نكنیم

دنيا اگر از يزيد لبريز شود
ما پشت به سالار شهيدان نكنيم"

وقتي اين شعر را خواندم، بسياري از جمعيت حاضر متأثر شدند و تكبير گفتند و در نهايت بنده خطاب به حضرت آقا گفتم كه "من جسارت كردم كه در مقابل شما اينگونه صحبت كردم."

واكنش هاي بعد از جلسه به صحبت‌هاي شما چه بود؟

بعد از آن جلسه بسياري با من تماس گرفتند كه آقا را اذيت كردي و عده اي هم صحبت هاي من را حرف دل خواندند، به هر حال برخي دوست دارند كه ما در لاك خودمان باشيم تا آنها هر كاري مي خواهند، بكنند و خون به دل رهبري كنند اما كور خواندند چون ما بنا نداريم اين اتفاق بيفتد و اگر چه در اين مسير، تلفات هم بدهيم به راهمان ادامه مي دهيم.

گويا يك سري از هنرمندان و اهالي فرهنگ به اين جلسه دعوت شدند ولي به‌صورت قهر گونه در جلسه حضور پيدا نكردند، چه دليلي براي این نيامدن وجود داشت؟

قبلش هم مي دانستيم كه برخي دعوت شدند ولي نخواهند آمد، هرچند كه عملكرد اين افراد دردآور است ولي با اين اوصاف هنوز هم كه هنوز است اين ها را دوست مي دانيم، اگرچه امام به ما آموخت ملاك حال فعلي افراد است، به بنده خبر دادند خيلي ها دعوت بودند ولي گفتند نمي آييم، چون كه سه نقطه! من نمي دانم اين جريان چه طلبي از اين كشور و نظام دارند، مگر قرار است مقام معظم رهبري به‌خاطر حركات نابخردانه برخي افراد از شما دلجويي كنند؟ اين ها ناراحتند كه در انتخابات علي‌رغم به‌كار بردن هرگونه نيرنگي، رأي نياوردند، حالا قهر كردند، به‌جاي اينكه به‌خاطر گذشته خود از ملت و رهبری عذرخواهي كنند، طلبكار هم شده اند، اولاً مي خواهم به اين آقايان بگويم كجاي كار هستند؟ به قول معروف قطره درياست اگر با درياست، كدام هنر؟ چند مستند و فيلم ساختيد، خيال مي كنيد مي توانيد سر مردم منت بگذاريد؟ هنر هنوز هم استخوان آن نوجواني است كه روي زمين والفجرها افتاده است، اتفاقاً امام را هم نديد و تنها با فرمان يك حاج همت از پشت بي سيم به او گفتند بمان، و آن بچه ماند و شهيد شد.

هنر اين نيست كه برخي ها ميلياردها تومان پول بيت المال را بگيرند، بعد فيلم «چهل سرباز» تحويل اين ملت دهند، بعد هم در روزهاي بحران به جاي آنكه سره را از ناسره تشخيص دهند، اين جماعت احمق، سمفوني "اي كاش‌ها" به مقام معظم رهبري مي نويسند و مي گويند نمي آيم. اين آقاي نوري زاد كه آن فيلم مسخره و بي مفهوم را ساخت و كلي هم پول بيت المال را به جيب زد، امروز از چه كسي طلبكار است؟

يا مثلاً آقاي مجيد مجيدي آمد گفت خيلي از دوستان مي خواستند بيايند ولي دلشان شكسته بود، نيامدند. من مي‌خواهم بپرسم دلشان از چه كسي شكسته و براي چه؟ همين آقاي مجيدي فيلم انتخاباتي آن كانديدا را ساخت كه خدا مي داند همان فيلم جبهه اسلام را شكست. بعد هم همين ايشان مي گويد من بارها گفتم آن مادري كه فرزندش معتاد بوده، هنرپيشه نبوده است و از اين حرف ها، البته مقام معظم رهبري هم به او یادآوري كردند كه انگار آقاي مجيدي چون زمان جنگ نبودند، آن روزها را يادشان رفته است.

اگر شما فيلم براي يك جرياني، -به اصطلاح موج سبز- ساختي كه بتواني امتياز بگيري و حالا رأي نياورديد، از چه كسي طلب كار هستيد، البته آقاي ده نمكي هم به حق پاسخ دادند كه ما هم حرف‌هاي خيلي زيادي داريم، همين ها وام هاي ميلياردي و بودجه هاي ميلياردي براي فيلم هاي بي مفهوم مي گيرند و هميشه هم خر ملا را سوارند ولي در روزهاي بحران يك باره غيب مي شوند.

اين آقاي شجريان كه امروز ادعا دارد و منت سر ملت مي گذارد، بيايد بگويد در زمان هشت سال جنگ آيا يك بيت شعر براي رزمندگان خواند؟ آيا يك بيت شعر براي دفاع مقدس خواند كه امروز مي رود ساز بي‌بي‌سي و صدای امریکا را كوك مي كند، بعد هم شعر مي خواند كه تفنگت را زمين بگذار. مي شود بگوييد در زمان جنگ چه‌كار كرديد، الآن جيره خوار عموسام شده ايد.

هنر از ديدگاه ما اين نيست كه اين آقايان مطرح مي كنند و نمايش مي دهند، هنر از نظر ما همان است كه امام خميني فرمودند "تنها هنري مورد قبول قرآن است كه سيقل دهنده اسلام ناب محمدي، اسلام ائمه هدي، اسلام فقراي دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازيانه خوردگان است كه مايه شرم دشمنان باشد، هنري زيبا و پاك است، كوبنده سرمايه داري و كمونيزم خون آشام و نابود كننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط و سازش و فرومايگي، اسلام مرفهين بي درد و در يك كلمه اسلام امریکايي باشد."

لذا خيلي از اين آقايان مسلمان هم هستند و نماز و روزه را هم به جا مي آورند و اتفاقاً اهل هنر هم هستند ولي كدام هنر؟ هنري كه در خدمت اسلام امریکايي باشد يا اسلام ناب محمدي؟

امام مي فرمايند "هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط كور و مبهم معضلات اجتماعي، اقتصادي، سياسي است، هنر در عرفان اسلامي ترسيم عدالت، شرافت، انسانيت و تجسم تلخكامي گرسنگان مغضوب قدرت و پول است، هنر در جايگاه واقعي خود تصوير زالو صفتاني است كه از مكيدن خون فرهنگ اصيل اسلامي، فرهنگ عدالت و صفا لذت مي برد، تنها به هنري بايد پرداخت كه راه ستيز با جهان خواران شرق و غرب و در رأس آن‌ها، امریکا و شوروري را بياموزد."

حالا آقاي شجريان اگر كه هنر تو تا حالا توي اين مسير نبوده كه نبوده، از ديدگاه ما، شما هنرمند نيستيد، اينكه هفت پرده آواز بخوانيد، اگر نبود مافيايي كه به شما ميلياردها تومان پول بدهد كه بخوانيد و بسازيد، كجا شما هنرمند مي شديد، آقاي شجريان حق ندارد حرف بزند تا وقتي كه حق آن مادر شهيد ادا نشده است، برخي هنرمندان جيره خوار از سانفرانسيسكو و كاليفرنيا و نيويورك و واشنگتن امروز طلبكار نظام شده اند.

مقام معظم رهبري همچون علي‌ابن‌ابي‌طالب آنجايي كه لازم باشد، مي جنگند، چه بسا اينكه امروز ايشان 3 جنگ با قاسطين، مارقين و ناكثين داخلي را پشت سر گذاشته‌اند، اتفاقاً همه هم خودي بودند. رهبري به جنگ اينها رفت ولي در هيچ يك از اين جنگ‌ها، شروع كننده ايشان نبودند.

معروف است كه در جنگ با خوارج، حضرت علي(ع)، ابن عباس را فرستاد تا با آنها صحبت كند كه برگردند. از حدود 8 هزار نفر، حدود 4 هزار نفر از جنگ منصرف شدند، امروز هم همين است. مقام معظم رهبري نمي خواهد با اينها بجنگند بلكه مي خواهد اينها را به راه بياورد، اين جلسات هم در همين راستا است، هرچند اين آقايان ذي‌حق نيستند ولي باز هم با اينها مدارا مي شود، در حالي كه اين طرف، كلي مفقود الاثر و شهيد و جانباز داريم، تازه اگر حقي هم داشتيد، آن زماني بود كه در مقابل مردم قرار نمي گرفتيد، نه اينكه امروز در برابر رأي اكثريت مردم صف آرايي كرده ايد، امروز شما از چه كساني خط مي گيريد؟

وام بوده، شما گرفتيد، پول بوده، شما گرفتيد، امتياز بوده، شما گرفتيد، بعد كجا يك هنر ناب تحويل مردم داديد؟ اگر این باندها نبود و سرمايه گذاري روي نيروهاي تازه نفس مي شد، ده‌ها شجريان متعهد از دل این سرمایه‌گذاری‌ها بيرون مي آمد. در همان جلسه يك بنده خدايي پيش من آمد، گفت فلاني من را مي‌شناسي؟ من جزء همان گروه آباده هستم كه شعر مادر برام قصه بگو را سروديم و خوانديم، به او گفتم كجايي، چرا صداي شليكت نمي آيد، برگشت به من گفت آقاي قاسمي اين ابزار دست مافيا است و گرنه من گروه سرود جديد تشكيل دادم و كارهاي قشنگي هم دارم ولي حاضر نمي شوند، پخش كنند.

كساني كه در زمان جنگ آنگونه خدمت كردند، امروز بايد پشت صف رانت‌خواران بايستند، حداقل اگر پيشكسوت هستید، آبروي خود را هم حفظ كنيد و تا آخر با نظام بمانيد، نه اينكه با فلان خواننده زن ايراني كه در امریکا فحشا مي كند و با مسعود رجوي و رضا پهلوي همنوا شويد.

برخي از چهره هايي كه انتظار نمي رفت چنين رويكردي در قبال نظام داشته باشند، در جلسه با رهبري حضور نيافتند، چرا؟

جواب ما به اين آقايان اين است كه يك انتخاباتي برگزار شد، شما باختيد ديگر اين بچه بازي ها چيست كه در مي آوريد، اين آقايان يا تا الآن نفهميدند كه اين قصه فقط انتخابات نبود بلكه براندازي بود يا همنوايي مي كنند، ما هم مي دانيم قطع شدن وام ها و بودجه هاي آنچناني براي ساخت فيلم‌هاي مبتذل و استفاده از دختران بزك كرده در فيلم‌ها و اين قبيل موارد سخت است ولي امروز مردم اين راه را انتخاب كرده اند و شما حق نداريد در برابر نظر آنها بايستيد، 16 سال خورديد و برديد و هر كاري كرديد، حالا امروز تن به رأي مردم بدهيد.

برخي حواشي هم در جلسه به وجود آمد كه گويا بسياري از حاضران در جلسه را ناراحت كرد، اين حواشي جنجالي چه بود؟

جداي از اينكه مجري برنامه چندان به شرايط مسلط نبود، حتي بسم الله الرحمن الرحيم هم نگفت و در مديريت زمان هم بد عمل كرد، برخي حواشي هم بود كه ناراحت كننده به نظر مي رسيد. در بين جلسه يكي از سرداران كه خودش بايد عامل نظم باشد، بي ادبانه بين صحبت آقا پريد و گفت من صحبت دارم، علي‌رغم اينكه سه مرتبه مقام معظم رهبري تذكر دادند كه نظم جلسه را به هم نريزيد، اين آقا از وسط جمع با صداي بلند آمد پشت تريبون و يك مطلب پيش پا افتاده اي مطرح كرد كه البته رهبري جواب اين آقا را به خوبي دادند، جلسه را اداره كردند. به عنوان يك نظامي اگر يك چنين حركتي در ستاد مشترك انجام شده بود، هر كسي بود، حداقل يك ماه برايش زندان در نظر مي گرفتند و بعد هم چون متولي، حرمت امام زاده را نگه نداشت، بي نظمي‌های دیگری را نیز شاهد بوديم، مثلاً يك آخوندي بلند شد گفت ما حرف داريم و با پرويي آمد و از خودش تعريف كرد.

اين كه مي گوييم جبهه فرهنگي شلخته است، همين است كه مشاهده مي كنيد، وقتي حرمت به عنوان يكي از مولفه هاي فرهنگ اسلامي نگه داشته نمي شود، اين اتفاق پيش مي آيد.

به هر ترتيب اميدواريم در جبهه فرهنگي علي‌رغم كمي و كاستي ها بتوانيم با يك مركز فرماندهي و نيروهاي اجرايي گوش به فرمان در برابر حربه هاي فرهنگي دشمن مقابله و حتي حمله كنيم

            نظرات کاربران :

بسم الله... آقا سعید که لحظه ای فراقت یافته است تا استراحت کند دوربین را متوجه خویش میبیند و میگوید نگیر بگذار تا خستگی در کنم فیلمبردار ما هم میگوید خستگی شما هم دیدنی است.... باز هم مصاحبه ما با آقا سعید ناتمام می ماند و حسرت ادامه صحبت های او بر دل ما سید مرتضی آوینی رحمت الله علیه به برکت صلواتی برمحمد و ال محمد(ص)
نويسنده نظر :هومن فلاح


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان