|
سيد محمد جوزي اهل تهران، برادر دو شهيد و از معدود رزمندگان دفاع مقدس است كه با گذشت چندين سال از ايام جنگ تحميلي همچنان خودش را در حال و هواي سال 57 حفظ كرده و تمام زندگي خودش رو گذاشته تا اجازه نده ياد و خاطر شهيدان در پيچ و خم زندگي به دست فراموشي سپرده شود. تو اين چندسالي كه ايشون را ميشناسم شهادت ميدم كه نديدم كسي به اخلاص و با صداقتتر از او، تك و تنها در برابر تمامي زياده خواهان فرهنگي و مدعياني كه گوش فلك رو كر كردند ايستاده باشه كه نمونه آخريش هم همين موضوع طرح يكسان سازي قبور شهدا بود كه قبلا هم در مورد آن نوشته ام و به قول يكي از دوستان، "آقايون همه فكر و ذكرشون شده بود بازسازي سنگ مزار شهدا تا جلوي قبرستوناي خارجي فرانسه و آمريكا كم نياريم و پز بديم كه شهداي ما خيلي با كلاس بودن كه قبراشونم همه يه دست و سفيدن! " البته حضرات اين كار رو از قبور شهداي گمنام شروع كردن تا كسي مدعي آنها نباشد غافل از اينكه اين سيد محمد داستان ما با دوربينش كه اخيرا هم قدري آن را ارتقا داده بود، تمام اين قضايا رو ضبط ميكرد. وقتي بيل مكانيكي آقايون به قبور ديگر شهدا رسيد، ديگر خانوادهها تاب نياروده و به شدت اعتراض كردن كه چرا مي خواهيد تنها آثار بچههاي ما رو از بين ببريد؟ اينجا بود كه ديگر اعتراضهاي مردمي و دانشجويي نيز شكل گرفت و سيد محمد جوزي هم با آنها همراه شد. البته از مدتها قبل گمان كنار گذاشتن جوزي از خانه شهيد بهشت زهرا ميرفت چرا كه آقايون اين اقدامات پنجاه و هفتي رو در دهه هشتاد با اقدامات بروكراتيك و روشنفكرمآبانه خود همسان نميديدن! البته من معتقدم حضرات بنياد شهيد سيد محمد رو به خانه شهيد بهشت زهرا تبعيد كرده بودن تا از شرش راحت باشند و سيد محمد هم بره اونجا حال خودشو بكنه و كاري به كار اينها نداشته باشه. يك مقايسه سرانگشتي هم ميتونه تفاوت نجومي اقدامات خانه شهيد و سازمان عريض و طويل بنياد شهيد رو هم كه كم كم داره به يك كارتل بزرگ فرهنگي تبديل ميشه، نشون بده. در يكي از اقدامات بيسابقه اين سيد بزرگوار بيش از 15 هزار ساعت خاطرات شفاهي ايثارگران و خانوادههاي شهدا ثبت شده است، او سبكي خاص براي روايت آثار شهدا دارد، ضمن اشاره به كرامات و آثار شهدا مقابله با خرافيگري را نيز در دستور كار خود قرار داده است. مركز فرهنگي گلزار شهداي بهشت زهرا (س) نخستين مركز فرهنگي شامل موزه آثار شهدا و سالن نمايش فيلم است كه از اسفند ماه سال 1373 در كنار تربت پاك شهيدان تاسيس شد و تحت مديريت سيدمحمدجوزي تا امروز بيش از 15سال خدمات فرهنگي و رسالت نشر فرهنگ شهيد و شهادت را در بين شيفتگان اين طريقت اعم از داخلي و خارجي به عهده داشته است، روزانه به ارائه خدمات به هزاران نفر مباردت ميكند كه اين آمار در روزهاي پنجشنبه و تعطيلات رسمي به دو برابر ميرسد. برگزاري دهها برنامه در طول سال نظير دعاي ندبه صبحهاي جمعه موزه شهدا و دو مراسم بزرگ ملي تحت عنوان ميهماني لالهها و نيز بزرگداشت سرداران شهيد، نمايش فيلمهاي مستند، بيان خاطرات انقلاب، دفاع مقدس و شهدا به صورت زنده، داير نگه داشتن گنجينه آثار شهدا، جمع آوري و نگهداري آثار شهدا و فيلمبرداري از خاطرات خانوادههاي معظم شهدا و جانبازان و رزمندگان در كنار مزار شهدا، توزيع نمايشگاه، فيلمهاي مستند شهدا و وصيتنامه و زندگينامه شهدا به متقاضيان، رسيدگي به امور فرهنگي و عمراني گلزار شهدا، جمعآوري آثار شهدا، حفظ گنجينه آثار شهدا در بهشت زهرا، ارائه نمايشگاه، فيلم مستند و وصيتنامههاي شهدا به مراجعان كه بسيار مورد توجه بازديدكنندگان و خصوصا خاجيها قرار گرفته، نمايشگاه دائم توزيع محصولات فرهنگي با موضوع شهدا، كشيدن تصوير بسياري از شهدا در سطح شهر تهران از جمله فعاليتهاي خانه شهيد بهشت زهرا)س) تحت مديريت جوزي بوده است. در مورد فعاليتهاي بنياد شهيد هم تنها كافيه به برگزاري مراسمها، بزرگداشتها، كنگرهها و همايشهاي بيخاصيت و البته پر زرق و برق و پر خرج اشاره كرد و پرسيد نتيجه اين همه اقدامات وزين فرهنگي چي شد؟ امروز چقدر از خانواده شهدا از اين اقدامات آقايون بهرهمندند؟ اين اقدامات ادامه داشت تا اينكه مديريت بنياد شهيد عوض شد و دهقان جاي خود را به زيبافان داد تا او هم در اولين اقدام خود كه به نظر مي رسد با بياطلاعي تمام و تحت تاثير معاونين و اطرافيانش در بنياد قرار گرفته، سيد محمد جوزي، مدير خانه شهيد بهشت زهرا را كنار بگذارد. بسياري علت اين امر رو تنها همراهي سيد با اعتراضات مردمي در برابر تخريب قبور شهدا مي دونند كه به خاطر آن مورد خشم آقايون قرار گرفت ولي من معتقدم اين تنها بهانهاي بود براي آنها تا سيد رو كنار بگذارند چرا كه معتقدند زمان اين قبيل اقدامات پنجاه و هفتي گذشته و براي پرستيژ آقايون ضرر دارد! كاش اين حضرات براي يك مرتبه هم شده به خانه شهيد ميرفتند و ميديدند كه چطور مادران و پدران پير شهدا، شكايات و درد دل خود را حتي از سرويس دهي ضعيف بنياد شهيد براي تردد آنها به بهشت زهرا، آن هم براي يك روز در هفته، پيش آقا سيد ميبردند و او هم حتي اگر كاري از دستش بر نمييومد، با تمام وجود به حرفاشون گوش مياد و اونها رو آروم ميكرد. جالبه كه چندي پيش روزنامه "دي پرسه Die Presse " چاپ اتريش درگزارشي از ديدگاه هاي ضد آمريكايي و مقاومت ضد آمريكايي مردم ايران و نگرش هاي ضد استكباري آنان به گزارش فعاليت هاي سيد محمد جوزي پرداخته و نوشته بود "محمد جوزي پاسدار بازنشسته است و حتي امروز هم خود را يك بسيجي مي داند و با غرور مي گويد در صورت جنگ عليه جمهوري اسلامي بلافاصله داوطلبانه به جبهه خواهد رفت و تا پاي خون از انقلاب دفاع خواهد كرد. او فقط شانزده سال داشت كه به يك گروه ضد شاه پيوست. مي گويد: "مرا دستگير و شكنجه كردند. از همان زمان نفرت از آمريكا را كه از شاه ديكتاتور حمايت مي كرد، در قلب خود حمل مي كنم " در پايان، امروز ديگر بسياري از پدر و مادران شهدا در ميان ما نيستند اما اگر زماني مسئولان فرهنگي!!! بنياد شهيد به سرشان زد تا برنامهاي از آنها بسازند نگران نباشند تصاوير آنها موجود است، كافيه يك بار يكي رو بفرستن خانه شهيد بهشت زهرا پيش سيد محمد جوزي!
|
نظرات کاربران :