افسانه شماره ۳- کار فکری، مقدمه و شرط کار عملی است.
نقد: نه همیشه. گاهی هم عمل است که مقدمه معرفت یا کار فکری است.
یکی از بهانه های رایج برای عمل گریزی، همین تمسک به کار فکری به عنوان مقدمه کار عملی است. مثلاً وقتی می گویی چرا علیه مفاسد و مفسدان اقتصادی کاری نمی کنی، می شنوی هنوز خیلی ظرایف درباره سیستم مدیریتی و اقتصادی سالم و عادلانه برای ما مجهول است. به یکی از دوستانی که معتقد بود اعتراض به پدیده تلخ خیابان خوابی، قبل از کشف و طراحی کامل و عالمانه سیستم اجتماعی و حکومتی اسلام، کاری بی فایده است، می گفتم: نسبت به این منکر باید نهی از منکر داشت یا نه؟ و او می گفت: این طرز بحث خیلی سطحی است! این سخنان ناشی از نگرشی است که گمان می کند معرفت تفصیلی و دقیق به جزییات هر چیز، بدون درگیری عملی با آن چیز ممکن است. نگرشی که تصور می کند علوم با فعالیت ذهنی تولید می شوند و از این نکته غافل است که یک بُعد از علم بشری، جمع بندی تجارب عینی و عملی است و همواره شکل گیری علوم، علاوه بر این که یک پایه در مباحث نظری و انتزاعی داشته، یک پایه هم در نیازهای بیرونی داشته.
بنابراین باید بین دو نوع معرفت و کار فکری تفکیک کنیم: معرفت اجمالی به مسائل، که مقدمه عمل است، و معرفت تفصیلی که می تواند نتیجه عمل باشد. مثلاً کسی را فرض کنید که می داند نماز واجب است و می داند که می تواند نماز خواندن را بیاموزد. همین معرفت برای مکلف کردن او به نماز بس است. در مرحله بعد، دانستن این که چه گونه باید نماز خواند، شرط اجرای این تکلیف است، هرچند بدون این هم تکلیف بودن نماز مشخص است. در مرحله بعد ممکن است بپرسیم آیا این فرد می داند باطن نماز چیست؟ می داند حکمت وجوب نماز چیست؟ می داند که نماز چه کسانی قبول می شود یا نه؟... دانستن پاسخ این سوالات، مقدمه عمل (نماز خواندن) نیست. و بلکه به احتمال قوی، کسی اگر بخواهد پاسخ این سوالات را به کمال دریابد، باید خیلی اهل عمل به نماز بوده باشد.
اغلب خیال می کنند ساختن تمدن اسلامی (به عنوان یک عمل) مشروط به دانستن جزییات زیادی از چگونگی های تمدن اسلامی است. تصور می کنند تا ندانیم مدل اسلامی اقتصاد برای اداره کشور، دقیق دقیق چیست، نمی توانیم اقتصادمان را اصلاح کنیم و با تمدن اسلامی سازگارش کنیم. در صورتی که برعکس، تا بر اساس معرفت اجمالی ای که به احکام اسلام داریم، اقتصادمان را اصلاح نکنیم، علمی به اقتصاد اسلامی متناسب با تمدن مان نخواهیم فهمید. علم پدیده ای اجتماعی و عینی است نه ذهنی و نظری. تمدن اسلامی نیز یک قالب پیش ساخته نیست که ما در پی کشفش باشیم. تمدن اسلامی برای هر جامعه ای، واقعیتی بیرونی و عینی است که باید پیوند دهنده واقعیت های آن جامعه ا آرمان ها و ارزش های دینی باشد. بنابراین مدل تمدن اسلامی را باید به تناسب شرایط موجود ساخت و تکمیل کرد، نه این که گمان کنیم طی مرحله ای به نام تولید علم می توانیم با نشستن در کرسی های تدریس و چرخیدن در کتابخانه ها، فرمول هایی تضمین شده برایش به دست آوریم. تولید علم از سوال آغاز می شود و سوالات درست را کسانی می توانند طرح کنند که دست به گریبان مشکلاتند. پس بدون تن ندادن به وادی عمل، در وادی نظر دچار توهم و انتزاعات بیجا خواهیم شد.
در میان روایات، مضامینی اینچنین نقل شده که «هر کس به آن چه می داند عمل کند، خداوند علم به آن چه نمی داند را نیز به او می دهد». تقوا نیز مقدمه معرفت و بصیرت بیشتر معرفی شده است. خلاصه این که رابطه علم و عمل دو طرفه و تکاملی است. بر اساس علم اجمالی باید دست به عمل زد. و به برکت عمل صالح و خالصانه و تقوامدار، علم بیشتر، دقیق تر و کامل تر به دست می آید.
افسانه شماره ۴- رشد فکری با کار فکری حاصل می شود.
نقد: نه همیشه. گاهی معرفت با چیزی از غیر جنس معرفت ساخته می شود.
اگر رابطه تفکر را با عقل -در همه جوانب و با همه عمقش- بفهمیم، و آن گاه عوامل رشد عقل و تفکر را بشناسیم، می فهمیم که گاهی فکر قوی در گرو عواملی غیرمعرفتی است. آن چه به عنوان عوامل تربیت و رشد در معارف اسلامی مطرح است -از تعقل گرفته تا ازدواج، از تن به کار دادن تا تهذیب نفس و ...- می تواند منشأ رشد عقلی و فکری باشد. بنابراین خیال خامی است که گمان کنیم عقل و فکر انسان -به عنوان موجودی چند بُعدی که هر یک از ساحت های وجودش بر ساحات دیگرش تاثیرگذار است- با برهان و احتجاج و مباحثه و مناظره رشد می کند و بس! فراموش نکنیم که حتی گفته اند «کاد الفقر أن یکون کفراً. هر آینه فقر به کفر می گراید». برای ما انسان های عادی، تعادل در نیازهای مادی و عاطفی شرط تعالی روحی و فکری است و آزموده شدن در میدان احساس و اراده، لازمه رسیدن به کمال عقلانی. اگر دغدغه ما برای کار فکری، نیروسازی و به تعبیر درست تر انسان سازی است، نباید فراموش کنیم که انسان در بوته آزمایش و تجربه ساخته می شود و هیچ نیروسازی ای با نشستن و بحث کردن به فرجام نخواهد رسید.
نقد ده افسانه درباره کار فکری/اولین قسمت
نظرات کاربران :