«بحث صدور انقلاب اسلامي از لحظه ورود حضرت امام(ره) به پاريس و اوجگيري نهضت مقدس مردم ايران در کانون توجهات جامعه جهاني قرار گرفت و اولين پرسشها در اين باره توسط نهادهاي سياسي غرب و قبل از پيروزي انقلاب اسلامي مطرح شد، دلايل امر نيز روشن بوده است. زيرا انقلاب اسلامي ايران يکبار ديگر پس از جنگهاي صليبي، اسلام و ارزشهاي متعالي آن را مبناي هويت و حرکت مجدد مسلمانها قرار مي داد و اگر جنگهاي صليبي با آزادسازي سرزمينهاي غصب شده عملاً پايان يافت، انقلاب اسلامي به دليل وقوع در حساس ترين منطقه جهان و در مهمترين کشور اين منطقه و با شورانگيزترين شعائر و وحدت بخش ترين ايدئولوژي و با بي شمارترين مخاطبان و در گسترده ترين جغرافيا و با شديدترين تمنا و تمايل براي توسعه و صدور ـ از درون و بيرون ـ براي تغيير مباني نظام بين الملل و تغيير ساختار آن ـ نظام دو قطبي ـ مواجه بود، به همين دليل موج مقابله با مقوله صدور انقلاب اسلامي قبل از پيروزي نهايي آن در 22 بهمن 1357 آغاز شد. البته پاسخ حضرت امام(ره) نيز روشن و صريح بود. «نهضت مقدس ايران، نهضت اسلامي است و از اين جهت بديهي است که همه مسلمانان جهان تحت تأثير آن قرار ميگيرند.»
امروز پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي سؤال مهمي که پيش مي آيد اين است که آيا در اين امر موفق بوده ايم؟ حجتالاسلام والمسلمين دکتر سيد حميد روحاني، پژوهشگر، مورخ و نويسنده مجموعه ارزشمند نهضت امام خميني، در گفتگوي پيش رو به بررسي مباني و آثار صدور انقلاب در جهان امروز پرداخته است که در ادامه ميآيد...
سؤال: در خصوص استراتژي حضرت امام درباره صدور انقلاب واکنشهاي متفاوتي ديده شده است. براي شروع بحث بفرماييد اين ايده امام چه واکنشي از سوي طيفهاي ملي گرا و جريان پيرو خط امام داشت؟
پاسخ: حضرت امام در پي پيروزي انقلاب اسلامي، مسأله صدور انقلاب را به عنوان يک استراتژي مطرح کردند که اين مسأله ريشه در جهان بيني ايشان داشت.
امام از آن روزي که نهضت را آغاز کردند، رژيم پهلوي تنها مخاطبش نبود، بلکه همه زورمداران و ستمکاران مخاطبش بودند، لذا پس از پيروزي انقلاب اسلامي مسأله صدور آن را مطرح کرده و فرمودند ما بايد انقلابمان را صادر کنيم. اين ايده ايشان با واکنشهاي متفاوتي رو به رو شد. برخي افراد مي پنداشتند که مقصود امام از اين سخن، لشکرکشي به کشورهاي ديگر است، در حالي که امام معتقد بودند با کشورگشايي نمي توان انقلاب را صادر کرد، صدور انقلاب يعني صدور انديشه و امام از آنجا که مي ديدند امتهاي مسلمان به علت دور شدن از راه اسلام راستين و حسين بن علي(ع) به ذلت و خواري کشيده شده اند، مي فرمودند که جهان اسلام را بايد با اسلام ناب محمدي(ص) و راه حسين(ع) آشنا ساخت. آنچه باعث شد ملت ايران با دست خالي در برابر يک نظام تا دندان مسلح به پيروزي برسد، استکبار جهاني را از ايران بيرون براند و دست همه ابرقدرتها را از سرنوشت ايران کوتاه کند، ادامه راه حسين(ع) به واسطه روشنگريهاي حضرت امام بود.
در حقيقت امام احياگر مکتب عاشورا بودند و راه عاشوراييان را به ملت ايران عرضه داشتند، ايشان درباره ساير ملتها نيز همين عقيده را داشتند که بايد آنها را با مکتب عاشورا آشنا ساخت و از اين طريق در برابر زورمداران جهان ايستاد.
برخي از احزاب و گروه هاي سياسي که در جريان پيروزي انقلاب با امام همراهي کرده بودند، نسبت به انقلاب ايمان نداشتند و نسبت به صدور انقلاب درک درستي نداشتند که صدور انقلاب چه ثمراتي مي توانست داشته باشد و حتي از تأثيرگذاري احتمالي و ناخودآگاه انقلاب ايران در ساير کشورها نيز عذرخواهي مي کردند. اين ضعف و ناآگاهي از خودباختگي آنان در برابر شرق و غرب ناشي مي شد که اگر صدور انقلاب در برنامه ما باشد، موجب خشم قدرتهاي غرب و شرق مي شود. در حالي که خشم و عصبانيت استکبار جهاني نمي توانست در واقعيتها تأثيرگذار باشد. اين مسأله اي بود که از آن هنگام تا به امروز ميان خط امام و خط وابستگان شرق و غرب وجود داشته و دارد.
پيروان خط امام با پيروي از مکتب حسيني، انقلاب را صادر کردند و همه ما اثر آن را در کشورهاي مختلف ديديم. از زماني که فلسطين از سوي صهيونيزم بين المللي اشغال شد، فلسطينيها با مکتبهاي وارداتي و با اتکا به انديشه هاي شرق و غرب چون انديشه هاي سوسياليستي، ناسيوناليستي، مارکسيستي و ليبراليستي تلاش کردند کشورشان را از چنگال اسرائيل آزاد کنند، اما شاهد بوديم که هر روز بيشتر از گذشته شکست خوردند تا هنگامي که انقلاب اسلامي در ايران توانست راهگشايي براي توده هاي مستضعف در جهان باشد پس از آن ملتها با الهام از انقلاب ايران راه خود را يافتند. در فلسطين و ساير کشورها نيز انقلاب فراگير شد و ملتهاي مسلمان توانستند حماسه ساز باشند.
سؤال: در اين نزاعي که بين پيروان خط امام و ملي گراها به وجود آمد، بحث منافع ملي بيشترين عامل اين نزاع عنوان شده است. گرچه امام هم بحث منافع ملي را در اين برنامه در نظر داشتند، ولي تفاوت در بحث نوع نگاه به مقوله منافع ملي است، اين تفاوت از منظر امام و طيف ملي گراها در چه بود؟
پاسخ: در ابتدا بايد به اين نکته اشاره کنم که افرادي که در کشور ما «ملي گرا» خوانده مي شوند، در انديشه خود به معناي واقعي کلمه به مليت اعتقادي ندارند. مشکل اساسي اين است که اين گروه نه به مليت و نه به اسلام و نه به منافع کشور پايبند نبوده و نيستند، بلکه تمام تلاششان اين است که نظريات غرب بويژه سياست آمريکا را در برنامه هاي خود لحاظ کنند. من نمي خواهم کسي را متهم کنم ولي اگر اينان به مليت معتقد بودند، در جريان تحميل کاپيتولاسيون توسط آمريکا و پذيرش آن توسط شاه چه کردند؟ امام با تمام قوا در مقابل اين خيانت شاه به مردم ايستادند و به خاطر همان موضوع هم تبعيد شدند، اما کساني که از «پان ايرانيسم» دم مي زدند کجا بودند؟ آنان هيچ اقدامي در برابر اين اتفاق نکردند، چون معتقد بودند که هرگونه اعتراض به کاپيتولاسيون، اعتراض به آمريکا است.
آنها به خودشان اجازه اعتراض در مقابل آمريکا را نمي دادند. همچنين در جريان جنگ تحميلي که تماميت ارضي کشور در خطر بود، هيچ کدام از اين گروه هايي که دم از مليت مي زدند، در جبهه ها حاضر نشدند و به دفاع از کشور نپرداختند، بلکه از پشت خنجر زدند و با صدور شب نامه آب به آسياب دشمن ريختند. با توجه به اين مسايل، آنان نشان دادند که در واقع به مليتشان پايبند نيستند، بلکه معتقدند ما بايد در مقابل سياست آمريکا تسليم بوده و سازش داشته باشيم، بنابراين وقتي مسأله صدور انقلاب از ناحيه حضرت امام مطرح شد، چون با سياست آمريکا و صهيونيزم بين المللي مغايرت داشت، با آن به مخالفت برخاستند و هنوز هم جرأت نمي کنند از صدور انقلاب سخني به ميان بياورند، در حالي که شاهد آثار خيره کننده آن در سطح جامعه جهاني هستند. مسأله اين گروه با امام در اين بود.
امروز در اثر صدور انقلاب اسلامي، منافع آمريکا و رژيم صهيونيستي در خاورميانه در معرض خطر قرار گرفته است و اين تنها بخشي از آثار صدور انقلاب است.
امام امت، دفاع از اسلام را جداي دفاع از ملت و دفاع از ايران را جداي دفاع از اسلام نمي دانستند. امام در واقع با دفاع از اسلام، از ايران، کرامت و تماميت ارضي و هويت ايران و ايراني دفاع کردند. در عين حال امام با نژادپرستي مخالفت ورزيدند. به عقيده امام کسي که به اسلام اعتقاد داشته باشد، نمي تواند از وطن و کرامت و... بگذرد، زيرا طبق اعتقادات ما مسلمانان، «حب الوطن من الايمان».
بنابراين تعارض ملي گراها با امام بر سر مليت نبود، بلکه بر سر اجرايي نشدن سياستهاي آمريکا بود.
سؤال: چه مؤلفه هايي در انديشه امام درباره صدور انقلاب وجود داشت که توانست در عرصه بين الملل موفق شود؟
پاسخ: «روشنگري» در سيره سياسي حضرت امام يکي از مؤلفه هايي بود که چه در شکل گيري نهضت و چه در پيروزي انقلاب و صدور آن نقش اساسي را ايفا کرده است. آشنايي مردم با اسلام راستين و فرهنگ عاشورا، يکي ديگر از مشخصه هاي انديشه تابناک امام در شکل گيري انقلاب و صدور آن است. امام با زدودن پيرايه هايي که بر چهره اسلام بسته شده بود، توانستند ملتها را با اسلام ناب محمدي(ص) آشنا سازند و زمينه هدايت آنان به سوي رهايي از بند استکبار را فراهم کنند و اين حقيقت را روشن سازند که دين از سياست جدا نيست و اسلام راستين ابعاد گوناگوني دارد و منحصر در عبادات شخصي نيست، بلکه سياست و حکومت داري نيز بخش مهمي از احکام اسلام است. توجه به توده ملتهاي رنج کشيده دنيا و مستضعفين جهان از ديگر ويژگيهاي اين انديشه امام است.
سؤال: جايگاه ملت و دولت در ديدگاه امام در ارتباط با صدور انقلاب چگونه است و آيا در انديشه ايشان تنها امت اسلام مد نظر بود يا ملتهاي ديگر با اديان ديگر نيز مورد توجه ايشان بودند؟
پاسخ: حضرت امام در گام نخست در راه هدايت انسانها، طبق سنت اسلامي، چه شاه باشد و چه شبان تلاش کردند. بعد از چاپ جلد اول نهضت امام خميني(ره) بحثي با حضرت امام داشتم و براي من از اينکه امام، شاه را مورد نصيحت قرار داده بودند، سؤال به وجود آمده بود که امام با نصيحت شاه قصد تأييد نظام شاهنشاهي را دارند، امام فرمودند: رسالتي که ما بر دوش داريم، همان رسالت پيامبران است. پيامبران وقتي به رسالت مبعوث مي شدند وظيفه داشتند همه را به راه راست هدايت کنند و از جهل و تاريکي نجات ببخشند، بر اين اساس امام در جهت هدايت دولتها نيز تلاش کردند. همچنين امام به توده هاي مستضعف جهان توجه داشتند و تنها نظرشان به ملتهاي مسلمان نبود.
امام در پيامشان به حجاج بيت ا... الحرام مي فرمايند: «من دست همه مسلمانان و آزاديخواهان جهان را مي فشارم 5 و در راه نجات انسانها از آنان کمک مي طلبم» گويا مقصود ايشان اين بود که توده هاي ملتهاي جهان و آزاديخواهان همه امتها اعم از مسلمان و غيرمسلمان در راه بيرون رهيدن از ظلم و ستم حرکت کنند و با شناخت مکتب اسلام هدايت شوند، بنابراين نظر امام در اين راستا جهان شمول بود.
سؤال: واکنش ديگر ملتها به نهضت امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي چه بود؟
پاسخ: همچنان که مي بينيم توده هاي مستضعف جهان به نداي امام لبيک گفتند. امروز آنچه در ونزوئلا، بوليوي و کشورهاي آمريکاي جنوبي مي بينيم نشانه صدور انقلاب است و بروز و ظهور اين حرکت را در کشورهاي اسلامي بيشتر مي بينيم؛ الجزاير با الهام از راه امام توانست يک انقلاب اسلامي به وجود بياورد که استکبار جهاني و در رأس آنها آمريکا با تمام قدرت در آنجا ايستادند و حمام خون راه انداختند و اجازه ندادند در آنجا هم حکومت اسلامي بر پا شود.
جناياتي که در مصر، عراق، افغانستان، لبنان و... صورت مي گيرد، براي اين است که مانع پيروزي قيامهاي مردمي باشند که با الهام از راه امام حرکت خود را آغاز کرده اند. پيروزي حزب ا... در لبنان و مقاومت مردم غزه، نتيجه ايستادگي در سايه ايمان است، همه اين حرکتها الهام پذيري از حرکت امام بود.
سؤال: امروز پس از گذشت سي سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي توان مدعي بود که نظام جمهوري اسلامي توانسته است پيام انقلاب را آن گونه که در انديشه امام بود، صادر کند؟
پاسخ: انقلاب صادر شده و تحولات عظيمي به وجود آورده است و آنچه استکبار جهاني را به خشم آورده و ديوانه کرده است نشان دهنده آن است که انقلاب ما صادر شده و جهان اسلام و حتي اروپا را تحت الشعاع خود قرار داده است. دنياي غرب به اين نکته اذعان مي دارد که آينده جهان از آن اسلام است و انديشه هاي اسلامي در حال حاکم شدن بر جريانهاي فکري دنياست. آنان که دم از آزادي مي زدند و کشورشان را مهد آزادي مي دانستند امروز در برابر اسلام خواهي مردم اروپا به خشم آمده اند و نمادهاي اسلام را برنمي تابند و تحصيل زنان را منوط به برداشتن روسري آنان مي دانند. اينکه سردمداران آزادي در غرب، مسلمانان را تحت فشار قرار مي دهند، براي اين است که شاهد صدور انديشه هاي امام و انقلاب اسلامي هستند. امروز انديشه هاي تابناک امام، زمين را زير پاي مدعيان دروغين آزادي به لرزه در آورده و کاخهاي خونپايه آنان را به ويرانه تبديل کرده است و ان شاءا... بزودي فراگير خواهد شد.
سؤال: با توجه به اهميت جهاني شدن انديشه هاي امام خميني(ره) که حضرت عالي هم در خلال صحبتها به آن اشاره داشتيد، بفرماييد آيا سياست خارجي نظام توانسته در کنار صدور انقلاب به تمدن سازي براي جهان امروز موفقيتي حاصل کند؟
پاسخ: حتي اگر به آن هدف نهايي نرسيده باشيم، ما تلاش خود را در راه تحقق آرمانهاي حضرت امام دنبال کرده ايم. بالاخره يک سلسله ضعف هايي در تحقق آرمانهاي امام وجود داشته و نتوانسته ايم آن گونه که امام مي خواستند اسلام و انقلاب را در دنيا پياده کنيم اما آنچه مهم است، اين است که انقلاب اسلامي مانند خود اسلام همچون آفتابي فروزان جهان را روشن کرده و به صورت گسترده اي رو به جلو و پيشرفت است و زمينه در جهت جهاني شدن حرکت مي کند، حال چه افراد و عناصر در اين زمينه تلاش داشته باشند و چه نداشته باشند، انقلاب راه خود را پيدا کرده است و به پيروزي کامل خواهد رسيد.
نکته اي که در پايان بايد عرض کنم اين است که؛ امام خودشان در گام نخست اسلام را در همه ابعاد شناختند و اين شناخت مستلزم اين است که انسان از بسياري خواسته هاي خود دست بشويد، امام اين چنين بودند و اين روش را در زندگي خود به کار بسته بودند و با سلاح ايمان توانستند چنين تحول عظيمي را به وجود بياورند، ملت هم با الهام از مکتب اسلام به دفاع از اسلام برخاست و رژيم پهلوي را سرنگون ساخت.
معجزه اي که سلاح ايمان در پيروزي انقلاب اسلامي انجام داد، امروز در مبارزات حزب ا... لبنان نيز باعث پيروزي بر ارتش قدر صهيونيست شد، بنابراين امروز دشمن با تمام وجود تلاش مي کند تا اين سلاح را از ملت ما بگيرد و جوانان ما را به بيراهه بکشاند. اين هشداري است که اگر جامعه ما به انحطاط اخلاقي کشيده شود، خلع سلاح خواهد شد و دشمن به راحتي مي تواند بر کشور و ملت ما چيره شود. اگر مي خواهيم اين افتخار و استقلال سي ساله مان را حفظ کنيم، بايد با تمام وجود از اين حربه فرهنگي و ديني صيانت کنيم و اين هم نيازمند شناخت بيشتر از اسلام است و مصونيت و استقلال اين ملت منوط به شناخت خط امام است.
نظرات کاربران :