پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

آقاي دكتر كوشكی بخش اول
نحوه کشف استعداد در انتخاب رشته و تغییر رشته  (ويژه)  

علي رغم اينكه همه ي آدم ها به طور كلي در مقام انسان ، امكانات ذهني مساوي دارند ولي بايد بپذيريم كه بعضي‌ در برخي موارد توانايي‌هاي متفاوت‌تري دارند. اين توانايي‌هاي متفاوتي كه در هر فرد ويژه هست را استعداد ميگوييم. هيچ انسان بدون استعدادي وجود ندارد، حتما فرد داراي استعداد است، يعني در يك عرصه، توانايي اش به نسبت بقيه توانايي‌ها يك توانايي خاص ويژه تري دارد.

  
 
شنبه 24 مردادماه 1388  

 

بسم الله الرحمن الرحيم
هر كسي را بهر كاري ساختند...
براي مقدمه اين را عرض ميكنيم كه علي رغم اينكه همه ي آدم ها به طور كلي در مقام انسان ، امكانات ذهني مساوي دارند ولي بايد بپذيريم كه بعضي‌ در برخي موارد توانايي‌هاي متفاوت‌تري دارند. اين توانايي‌هاي متفاوتي كه در هر فرد ويژه هست را استعداد ميگوييم. هيچ انسان بدون استعدادي وجود ندارد، حتما فرد داراي استعداد است، يعني در يك عرصه، توانايي اش به نسبت بقيه توانايي‌ها يك توانايي خاص ويژه تري دارد. مثلا يك نفر در رياضيات، آن هم در بخش خاصي از رياضيات توانايي اش به نسبت بقيه شاخص‌تر است. آدمي كه در يك عرصه استعداد دارد، در آن عرصه‌ی استعدادي اش اگر، كار نكند، مثل اين است كه آدمي كه استعداد ندارد، در آن عرصه خيلي كار كند. خود شما خيلي وقتها ديده ايد دوستان تان ،همكلاسي هاي تان، مثلا در يك درس خاص، يك نفر سر كلاس خيلي هم دقت نمي كند، جزوه هم نمي‌نويسد، درس هم نمي‌خواند، اما مثلا شانزده مي شود، شما مثلا در آن درس خودتان را مي‌كشيد، بيشتر از دوازده نمي‌گيريد. ارتباط ويژه اي هم با استاد ندارذ، مي‌بينيد واقعا بهتر جواب گرفته است از كاري كه نكرده است. استعداد هم در واقع چيز نابرابري نيست، هر كسي در يك چيز خاص يك استعداد اصلي دارد و چند تا استعداد حاشيه اي و فرعي هم مي شود داشته باشد، اما قطعا يك استعداد اصلي بيشتر ، فرد نميتواند داشته باشد. حالا اگر در آن عرصه استعداد اصلي‌ش، انرژي بگذارهد، كار بكند، قطعا نابغه ميشود، آدم خيلي ممتاز مي شود. و استعداد هم از چند چيز است ، ريشه اصلي اش وراثت است و بعد با استفاده از  محيط، محيطي كه فرد در آن قرار دارد، و تربيت خانوادگي، تربيت محيطي، اين استعداد پرورش پيدا مي كند. يعني تركيبي از ژنتيك ، خانواده و محيط اجتماعي و بازتاب‌هايي كه از محيط ميرسد مي باشد. يعني اين ها باعث مي شوند كه هر فردي در يك چيزي استعداد داشته باشد و علت اش هم اين است كه چون جامعه نيازهاي خيلي متنوعي دارد، هر آدمي در يك چيزي استعداد پيدا ميكند، كه بتواند پاسخگوي آن نيازهاي خاص باشد.
امكان نابغگي براي همه هست...
اين امكان وجود دارد كه در جامعه همه نابغه باشند، اما شرطش اين است كه بتوانند استعدادشان را كشف كنند و در آن عرصه كار بكنند تا بيشترين بازدهي را داشته باشند، بيشترين خروجي را بگيرند. منتها خب الان مي‌بينيد كه اينجوري نيست، يعني اكثر آدمها چون استعدادشان را نمي‌شناسند، و به دلايلي از اين دست، كه اصلي ترين شان ميتواند اين باشد، آدم هاي موفقي نيستند. خيلي تلاش مي كنند، زحمت هم مي‌‌كشند، اما در حد متوسط به پايين هستند و در واقع انجايي كه بايد نيستند، به همين خاطر از آن تلاشي كه مي‌كنند، نه راضي مي شوند، و نه خروجي دارد. طرف مياد مثلا ليسانس مهندسي مي گيرد، الان خيلي از بچه هاي دانشگاه صنعتي هم اين مشكل را دارند، اما مي‌بيند مهندسي است كه حتي اگر شغل خوبي هم گيرش بيايد، قانعش نمي كند، نمي تواند خودش را در آن رشته نشان بدهد. مي گويد فوقش من يك مهندس خوب بشوم ،اما نمي‌توانم خودم را آن جا نشان بدهم. نه از بابت خودنمايي‌، ميگويد من توانايي‌هايي دارم كه فكر مي كنم اين جا جاي عرضه اش نيست. مثلا مي بينيد اين ميتواند خيلي شاعر قوي‌اي باشد، مثلا فرض كنيد يك شاعر مطرح جهاني باشد، ولي آمده است اينجا، چهار سال، پنج سال، هم خودش را اذيت كرده است و هم... . من در اين دانشگاه از دوستانم سراغ دارم كه المپياد جهاني فيزيك سال شصت و هشت بود، اما اين آدم به درد فيزيك نمي‌خورد، در اين دانشگاه نزديك يازده ترم طول كشيد يك ليسانس فيزيك گرفت، هم خودش اذيت مي شد، هم دانشگاه اذيت مي شد. ولي خب دانشگاه نمي توانست او را اخراج كند، چون المپياد فيزيكي بود. ولي اين آدم كار اصلي اش و استعدادش، زبان شناسي بود. گيرش هم اين بود كه وسط اين مرحله شناخته بود كه به چه دردي ميخورد. و اين آدم بالاخره ليسانس فيزيك اش را با يك بدبختي گرفت و رفت سراغ زبان شناسي كه در آن عرصه، خودش دارد به طور فردي كار مي كند، خيلي هم مفيد و موثر است، دارد خيلي هم رشد مي كند... .
شيوه ي استعداد شناسي
حالا صحبت سر اين است كه اين استعداد را چه طوري بايد بشناسيم. البته جهت اطلاع ميگويم، شناخت استعداد، زمانش، در سن و سال شماها نيست.( از ما ديگر گذشته است. ) تقريبا مقدار زيادي، فرصت ها از دست رفته است، ولي به هرحال، بازهم همين الان غنيمت است . زمانش، در مقطع ابتدايي راهنمايي است . الان نيست، ببينيد چون ، شما چهار سال دبيرستان، چرا شما رشته رياضي رفتيد؟ چون مدرسه گفته است معدلت مثلا هفده‌ است، حيف است كه بروي رشته ي تجربي. هيچ دليل ديگري هم، غير از اين نداشته است. خيلي خب، وقتي رشته‌ات رياضي بوده است، قاعدتا بايد رشته ي صنعتي امتحان ميدادي، چهار سال دبيرستان، چهار سال دانشگاه، هشت سال. حالا الان مثلا بعد از هشت سال، فرصت‌هاي خوبي از دست رفته، من نمي خواهم بگم الان دير است، ولي ميخواهم بگويم الان وقتش هم نيست. وقتش، در واقع دوران كودكي است. اين يك نكته‌ی مهم. ولي بازهم قابل است يعني اين كه انسان بقيه ي فرصت ها را حفظ بكند. اينكه چطور استعدادمان را در اين مرحله كه الان هستيم، بشناسيم، در واقع بايد ما سعي كنيم يك خودشناسي را شروع بكنيم، اين خودشناسي است كه چند تا مرحله‌ی مختلف دارد.
گام اول بازگشت به بازي هاي كودكي و بزرگ تر هاي مشاهده گر
 اولين مرحله‌اش اين است كه سعي كنيم در خصوص دوران كودكي مان، مثلا، چهار سال تا هفت سال، از كساني كه در اطراف ما بودند و آدمهاي دقيقي بودند، پدر، مادر برادر بزرگتر، خواهر بزرگتر، كسي كه دقيق بوده است . عمويي، خاله اي، كسي كه دقت را داشته است، در مورد بچگي هاي مان اطلاعاتي بگيريم. ببينيد من يه مثال ميزنم، بعضي از بچه ها ،وقتي چند تا اسباب بازي بهشان بديم، اين اسباب بازي ها را خيلي مرتب، طبق يك فرمول خاصي، كنار هم ديگر ميچينند. خوب بايگاني مي كنند، خوب دسته بندي ميكنند. مثلا ميگويم چرا اين چهارتا ماشينت را اين طرف گذاشتي؟ ميگويد چون اين ها از كوچك به بزرگ گذاشتم اينجا، ميگويمم اين ها را چرا اينجوري تقسيم بندي كردي؟ ميگويد بر اساس رنگش و مدلشان. يعني افرادي‌ هستند كه اهل دسته بندي و تقسيم بندي‌اند. به يك بچه‌اي اسباب بازي ميدهيم، مي‌بينيم كه اين فوري ماشين را تكه پاره ميكند، پيچ هايش را باز ميكند و ... ميگوييم چرا اينكار را كردي؟ ميگويد مي خواستم ببينم داخلش چيست؟ چرخ دنده هايش چه جوري كار ميكند؟ اين بچه روحيه‌ی كشف دارد، اهل كشف است . بچه‌ی ديگري همين ماشين را بهش مي دهيد، مي ايد دو تا ميخ به آن اضافه ميكند، يك چوب به آن مي بندد، يك قرقره به آن ميبندد، ميگوييم چرا اينكار را كردي؟ ميگويد مي خواهم يك تريلي درست كنم. يعني خلاقيت تيپ صنعتي دارد، ميخواهد آفرينندگي صنعتي داشته باشد. بچه‌ی ديگري همين ماشين را به او مي دهيم، مي بينيم روي اين ماشين ده تا قصه پرداخت ميكند. مي گويد اسم اين ماشين اين است، اسم راننده اش اين است، اين ماشين يك روز اين طوري رفت يك روز ... بعد اينجوري شد، مي‌بينيم خلاقيت ادبي آفرينش ادبي دارد. بچه ها در آن سن چهار تا هفت سال راحتند، خيلي تحت تاثير محيط به معني رسمي اش نيستند، آن استعداد و خود واقعي شان را تا حد قابل توجهي ميتوانند نشان بدهند. يعني محدوديتي ندارند. اما هرچقدر از سن هفت بالاتر مياد ، محدوديت ها بيشتر ميشود و خيلي وقت ها مجبور مي شوند برخلاف استعدادشان نقش بازي كنند. يك بچه مثلا استعداد خلاقيت ادبي دارد، خب چهار تا هفت محدوديتي ندارد، خلاقيت ادبي اش را با قصه پردازي نشان ميدهد، كسي هم بهش گير نميدهد. اما وقتي كه مي آيد وارد مدرسه مي شود، راهنمايي، دبيرستان ، همين جور مي آيد بالاتر، فشار محيط اين است كه بابا قصه‌گويي كه شغل نيست، كار نيست كه،اعتبار نيست كه،  تو بايد مثلا فرض كن مهندس خوبي بشوي و اين آدم در جبر محيط براي اينكه تحقير نشود، خودش را ناخواسته به زحمت به آن سمت سوق ميدهد، كه برود رشته ي رياضي و مهندس خوبي بشود، اين استعدادش را بي خيال مي شود. توانايي اش را بي‌خيال مي شود، براي اينكه مثلا مي‌شنود از همه كه بابا قصه‌گويي كه كار نشد. يعني چي مثلا اين كارها چيه؟ بجايش برو رياضيت را قوي كن! برو زبانت را قوي كن! همين بازخورد هايي كه اجتماع... .  يعني خيلي وقتها خودسانسوري مي كند. خودش را سانسور مي كند. ولي بين چهار تا هفت، خيلي اهل خودسانسوري نيست، فشار محيطي هم رويش نيست، به نسبت خيلي شفاف ترعمل مي كند، توانمندي‌هاي اش را بروز مي دهد. حالا اگر شما مي خواهيد بفهميد كه استعدادتان در چي بوده است، روي بخشي از كودكي‌تان تمركز كنيد و در قالب يك سوال جواب هايي سعي كنيد، ببينيد كه آن توانايي بيشتري كه در كودكي روي اش تمركز مي كرديد چه بوده است. ما قبول داريم كه بچه ها معمولا در كودكي نقاشي مي كشند و معمولا شعر حفظ مي كنند، يك كارهاي عمومي مي كنند ، اما يك بچه اي آن هايي كه رويش دقت كردند، ميدانند كه روي يك كار بخصوص بيش تر تمركز مي كرد. بيش تر خودش را نشان ميداد، آن كار چه بوده است، آن كار، عرصه ي چه بوده است؟ ممكن است يك مورد نباشد، دو يا سه مورد باشد، آن كارهايي كه آن بچه خودش را نشان مي داده است، چه بوده است، اين ها دقيق، شفاف استخراج بشود، حالا باز بايد يك مقدار پرس و جو از گذشته ها بشود. شايد خودتان يادتان بيايد، بزرگ ترها يادشان بيايد.
گام دوم رجوع به دوران راهنمايي و دبيرستان علاقه به درس ها
قسمت بعد اين است كه شما ببينيد در مقطع ابتدايي و راهنمايي، چه دروسي، =خود آن دروس ، صرف نظر از رفتار معلم ها يا مسائل حاشيه اي،-  چه دروسي شما را بيش تر جذب مي كرد؟ چه دروسي را شب ها خودتان با علاقه، بدون هيچ تشويق بيروني و پارامتر مداخله گر بيروني، سراغش مي رفتيد. يا از اين كه جواب هاي اش را پيدا كنيد، راضي تر بوديد، يا اصلا روي اش مجال بيش تري ميگذاشتيد. خودآموزتر بوديد، قدرت مانور بيشتري داشتيد، بدون معلم خصوصي و بدون هيچ پارامتر مداخله گر. در كدام درس ها، در كدام عرصه ها، مطالعات خارجي - اگر داشتيد احيانا،-در چه عرصه اي بيش تر بوده است؟ اين مال مقطع ابتدايي و راهنمايي است. در كدام درس ها خودتان را نشان مي داديد، نه با ضرب و زور جايزه ‌ی معلم، كلاس خصوصي يا دوپينگ هاي از اين دست. واقعا احساس مي كرديد در كدام درس توانمندتريد؟ از كدام درس لذت بيش تري مي‌برديد. آن هم با حذف همه‌ی پارامترهاي خارجي. وقتي مي گويم لذت، -يك لحظه توجه كنيد،- مثلا شما همه تان حداقل يكبار، يك مسئله را خودتان حل كرديد و آن احساس لذت بعدش را تجربه كرديد. وقتي ميگويم از كدام درس لذت بيشتري مي برديد از آن جنس لذت دارم حرف مي زنم. از نوشتن يك انشاء مثلا خيلي خاص، از ادبيات، از بينش ديني و اينكه تيپ پرسش ها يا جواب هايي كه خودتان به آن پرسش ها رسيديد، تا علوم تا كدام بخش علوم؟ زمين شناسي اش، بخش شيمي اش... تا برود زبان رياضي، كدامش؟ در دوره ي دبيرستان دقت كنيد ببينيد كه اين ها بايد در واقع خودتان يا بازهم اطرافيان تان كمك بگيريد يا همان حافظه‌ی خودتان كمك بگيريد كه در كجا در واقع آن توانمندي شما بروز بيشتري داشته است، در دوره ‌ی دبيرستان، در ابتدايي و  راهنمايي، همين يك دانه پرسش را دنبالش هستيم. البته خودش يك مجموعه اي  از پرسش ها مي شود، اينكه در چه موضعي خودمان را نشان مي داديم، در چه موضعي خودتان را نشون مي داديد. حالا قاعدتا مي‌بينيد ديگر يك بچه‌ی ابتدايي راهنمايي معمولا در عرصه هاي درسي‌است.
گام سوم رجوع به فعاليت هاي جانبي
 ممكن است شما بگوييد من فعاليت جانبي داشتم، اگر فعاليت جانبي داشتي خيلي كمك كننده‌ی خوبي است، يعني من گفتم مطالعه‌ی جانبي، حالا شما ميگوييد نه، اصلا فعاليت جانبي. مثلا شما ميگوييد به فرض، در خانه مان يك كارگاه كوچك درست كرده بودم، نجاري مي كردم. اگر فعاليت جانبي هم داشتيد كه با علاقه سر آن فعاليت مي رفتيد، براي اش وقت مي گذاشتيد، حتي گاهي وقت ها يواشكي و قاچاق سراغش مي رفتيد، بخاطر اينكه مثلا در نظر بزرگترها ممكن است آن كار به فرض شما را از درس و از مشق باز مي داشته است. ولي باز هم علاقه داشتيد، وقتي روي آن كار وقت مي گذاشتيد، اصلا گذران وقت را احساس نمي كرديد. اين كه چه آيتمي احيانا بوده است؟ چه آيتم هايي گاهي وقت ها بوده است؟ آكواريوم بوده، پرورش گل وگياه بوده است. شيطنت هاي دائمي، كه همه‌ی آدم ها در آن مشتركند را كنار بگذاريد ، موارد خاص. يكي چه ميدانم كفتر بازي ميكرد، يكي آكواريوم بازي مي كرد، يك كسي پرنده داشته است ،يه كسي گلداني بوده است، يك كسي خوشنويس بوده، در چه عرصه اي؟ اين كه توانايي نشان داد و وقتي در آن كار تمركز ميكردي، گذران وقت را احساس نمي كردي. حالا من دارم از زمان نسل خودمان ميگويم. الان بديهي‌ شده است همه از بازي كامپيوتر خوش شان مي آيد، اما بازي كامپيوتري مثل تلويزيون نگاه كردن است، اين هنر ويژه اي نيست، هر آدمي مي تواند بنشيند تلويزيون نگاه كند، مثلا كيف كند يا بازي كامپيوتري كند خب اين بازي كامپيوتري بستگي دارد چه سبكي بازي كند خب اصلا يك عرصه ي عمومي‌ است، بله ممكن است كسي سرعت انتقال بالايي دارد بازي مثلا خيلي سريعتر ، محاسبه‌ی ذهني بيشتري دارد. نه سبك هاي بازي مثلا يكي ماريو بازي ميكند ، آتاري بازي ميكند، يكي فوتبال بازي مي كند، يكي هم بازي استراتژيك مي كند، يعني خود آن بازي هاهم نشان ميدهد، يك موقع هست بازي مثلا تمدن سازي‌ است، به فرض. نياز به يك خورده محاسبات فكري و اين ها هم دارد، حتي بعضي از بازي هايي جديدا آمده است، دورانديشي مي خواهد،‌يعني بايد واقعا بنشيني يك دقيقه فكر بكني، آينده نگري كني. مثل اين بازي هاي آدمكشي نيست. حالا آن مقدار بازي هاي پيچيده تري هستند. اما حالا من اين كلياتي كه ميگويم.شما ميتوانيد مصداق يابي فرديكنيد.  حتي ممكن است يك نفر تعلق كاملا اختصاصي دارد كه براي ما قابل فهم حتي ممكنه نباشد، يك كليكسيون خاصي دارد يك كار خاصي. با اين عنوان كلي از آن ياد مي كنيم كه توانايي فردي تان كه در آن عرصه، اخص بوديد، حالا يا براي خودتان و دل خودتان، يا براي بقيه. چي بوده؟ اين مال مقطع دبيرستان است در چه شاخص بوديد؟ حالا اين شاخص بودن ممكن است از نظر بقيه مطرود بوده است ممكن است مطلوب بوده باشد. كجا راحت تر خودت را مي توانستي نشان بدهي؟ كجا راحت تر ميتوانستي بدرخشي؟ ميگويم ميتواند در عرصه‌ی درسي باشد، يا عرصه‌ی غير درسي باشد در عرصه فعاليت جانبي باشد.
فعاليت هاي جانبي ميتواند فعاليت هاي اجتماعي باشد. مثلا در هياتي، بسيجي، كانوني ان جي اويي،  جايي فعاليت ميكني. ممكن است همراه پدرت بروي يك كار صنعتي فني يا چيزي دارد مديريتي مي كني. چون از آن مقطع شما ميتواني به طور جدي تري وارد عرصه هاي زندگي رسمي بشوي، از فعاليت در مسجد محل و بسيج محل بگيريد تا درون فلان كانون يا ان جي او. مثلا فرض كنيد كه در كدام يك از اين كارها درخشندگي داشتيد. يك موقع هست شما در كانون كار ميكردي اما در كانون چهكار ميكردي؟ هرچه بقيه مي گفتند مي گفتي چشم. مثلا يك نيروي اجرايي كانون بودي، نه، كجاها درخشندگي داشتي؟ يعني شما فرض كنيد در كانون كار مي كردي ، درس معمولي ات را هم مي خواندي، مثلا فرض كن هفته اي يك جلسه هم كلاس قصه نويسي مي رفتي، اما فقط در آن قصه نويسيی بوده كه جرقه هايي از خودت نشان مي دادي. در كانون يك نيروي اجرايي معمولي بودي، در مدرسه آدم معمولي بودي، اما در آن قصه نويسي، وقتي وقت مي گذاشتي از آن وقت گذاشتن لذت مي بردي، متوجه گذران وقت نمي‌شدي، ساعت ها در‌ آن غرق مي‌شدي، با علاقه و اشتياق خودت، بدون هيچ مشوق بيروني، يعني خودت انگيزه داشتي كه براي آن قصه نويسي وقت بگذاري و قشنگ هم نتايج اش را مي ديدي، از بين اين يك فعاليت، ‌درسي، مسجد محل و قصه نويسي، |آن قصه نويسي‌. كجا اين آدم درخشيده است؟ اين آدم مثلا توانسته است بيايد با سرعت بيشتري، با كيفيت بهتري، مثلا جشن مدرسه را برگزار كند، چون ببينيد خيلي ها ميتوانند بيايند محور قرار بگيرند اما نه به واسطه ی توانايي هاي ذاتي شان. مثلا من مدير مدرسه ام، به دليلي از اين آقا خوشم مي آيد اين آقا را مي گذارم مسئول مثلا سياه پوش كردن مدرسه، بالاخره اين كار را مي كند اما با كلي دردسر و اعصاب خوردي و  كلي انرژي و وقت و اين ها. اين كه استعداد مديريت ندارد كه، مي گويد من هميشه مسئول بودم در مدرسه، مي گم آره بخاطر اينكه باباش رفيق مدير مدرسه بود، اما يك موقع است كه اين آقا ميرود اين كار را برگزار مي كند اين كار را انجام مي دهد ، سرعت بالا ميرود، كيفيت خيلي بيشتر مي شود، بچه هايي كه با او كار مي كنند دل زده نميشوند، اين دو نفر درست است هر دو تاي شان يك كار كردند اما آن، باكيفيت متفاوت تري كرده است. مي گويم در چه كاري درخشيديد؟ حالا اين درخشش ممكن است فقط به چشم خودتان آمده، يا به چشم بقيه هم آمده، ان آيتم ها را هم دقت كنيد، اينكه انگيزه دروني بوده، گذران وقت را احساس نمي كرديد، در آن غرق مي شديد، از انجامش لذت مي برديد، خسته نمي‌شديد، كدام يك از اين ها اتفاق افتاده است.
در آن عرصه‌ی دبستان و راهنمايي ، معمولا ،آن فرد خيلي فعاليتش رسمي و بيروني نيست، معمولا در حد درس و مدرسه و اين هاست ديگر. اما در مقطع دبيرستان اين بچه كم كم بروز و ظهور عمومي تري ميتواند پيدا بكند، اجتماعي تر مي شود، اجازه پيدا مي كند، در حالي كه در مدرسه ابتدايي و راهنمايي فقط عرصه‌ی درسي است، چون من گفتم ببينيد از كدام درس خوش تان مي ايد ، كدام درس خودتان را نشان ميداديد، بدون انگيزه يا مطالعه‌ی جانبي،چيزي داريد.
گام چهارم دغدغه هاي ذهني دوران دانشجويي
 در دوره دانشگاه دغدغه هاي تان از چه جنسي بوده است، سوال هايي كه به ذهنتان مي رسد بيش تر در چه مايه هايي بوده است، احيانا ايده ها ،پيشنهاد ها، اين ها در چه مايه اي بوده است؟ من يك مثال واسش بزنم ، فرض كنيد چند نفر سوار اتوبوس مي شوند، از خانه مي آيند دانشگاه مثلا، در مسير يك كسي ، چشمش چه چيزي شكار مي كند، بچه هايي كه سر چهار راه گدايي مي كنند، اين به چشمش مي ايد، بعد پيش خودش شروع مي كند فكر كردن، كه چرا اين بچه ها مثلا در خيابان گدايي مي كنند؟ علتش چي است؟ علتش كم كاري دولت است ؟ علتش مثلا اين است كه حق اين ها را پولدارها خوردند، مسئله هايي كه به ذهنش مي رسد از اين جنس است. و چيزي كه به چشمش مي ايد، آن بچه هاي فقيرند كه سر چهار راه گدايي مي كنند يا مثلا فال مي فروشند. در همان مسير در همان اتوبوس، دانشجوي ديگري نشسته است دارد به اين فكر مي كند كه چرا آسفالت هاي ما هميشه ترك دارد، پارسال اينجا را آسفالت كردند چرا باز هم ترك هاي آسفالت هست؟ اصلا راه چاره اي دارد؟ ندار؟ چه جوري است؟ علت فني است؟ علت مثلا دزديدن از كار است؟ علت بد بودن آسفالت هاست؟ علت نداشتن فرمول آسفالت خوب است؟ دغدغه اين است! كسي ديگر همان مسير را رد مي شود، از خودش مي پرسد چرا ماشين ها از شيشه هاي شان آشغال مي ريزند بيرون؟ چرا خيابان ها اين قدر كثيف است، چرا آشغال ها را جمع نمي كنند؟ از يك خيابان ، يك مسير از يك خوابگاه به يك دانشگاه دارند مي آيند اما جنس سوال ها و دغدغه ها مي‌بينيم متفاوت است! در مورد يك خيابان ، گزينه هاي خيلي متفاوتي است، يك كسي به تابلوها دقت مي كند، يك كسي  به مغازه ها، يك كسي به...! چون در دوره ي دانشگاه شان يك مقدار ذهن ، هم ثبات بيشتري پيدا كرده است، هم بزرگتر شده است. اين جا ديگر بحث دغدغه ها، ايده ها ، پيشنهاد ها ، سوالات بيشتر از چه جنسي هستند؟ شما تمامي اين موارد را بايد يادداشت بكنيد، بعد حالا وقتي جواب هاي اين ها را پيدا كرديد، آن مواردي را كه شباهت هاي بيشتري باهم دارند، از بچگي تا مرحله دانشجويي، آخر كارشناسي، اين ها را كنار هم ديگر بگذاريد، مواردي كه فراواني ندارند يا تكرار نشدند،كنار بگذاريد. مثلا يك آيتمي بوده است كه در يك مقطعي بوده نه قبلش نه بعدش هم تكرار نشده است. فقط يك فراواني دارد، آن را فعلا كنار بگذاريد يا با يك علامت رنگي مشخص بكنيد، اما يك نكته است كه سه يا چهار بار تكرار شده است، آن ها را جمع مي كنيد ميگذاريد يه طرف. حالا روي خود آن تمركز مي كنيد، تحقيقات بيشتري مي كنيد پرس و جوي بيش تري مي كنيد، به خودتان مراجعه مي كنيد، دقت بيش تري روي خودتان مي‌كنيد، خروجي اين كار ،هر چه دقيق تر باشد ، يعني هر چه قدر اطلاعاتي كه جمع ميكنيد بيش تر و دقيق تر باشد، خروجي دقيق تري در مي ايد، يك مثال مي زنم، خروجي دقيق اين چيزي است كه الان ميگويم ، ميرسد به اين جا كه من به طور كلي در عرصه‌ی رياضيات استعداد دارم، اما كدام بخش از رياضيات. آموزش رياضيات به دوره راهنمايي، اين يك توان خاص است. آموزش رياضيات در مقطع دانشگاه، يك توانايي ديگري است. كار تحقيقاتي محض در حوزه‌ی رياضيات، كار تحقيقات صنعتي مرتبط با رياضيات يا پيوند رياضيات و صنعت ، پيوند رياضيات و كاربرد عملي، ترجمه متون رياضي از لاتين به فارسي، تاليف كتب رياضي خوب و .... . اين كه بگويم در عرصه رياضي خيلي استعداد دارم ، گزينه مطلوبي نيست، يعني هنوز شما بايد خيلي جلو برويد، بايد خيلي سوالات ديگر بپرسيد، خيلي پرس و جوهاي بيشتري بكنيد. تا به اين جا برسد كه واقعا توانايي شما آيا تاليف يك كتاب رياضي مطلوب ، ترجمه‌ی يك كتاب رياضي مطلوب، پژوهش كاربردي در رياضيات، پژوهش محض در رياضيات، آموزش رياضيات در مقطع دانشگاه است، آموزش رياضيات در مقطع ابتدايي، دبيرستان يا راهنمايي است، كدامش؟ اگر تونستيد تا اين حد به خلوص برسيد، معلوم است كه آن سوالاتي كه جمع كرديد، كافي بوده است. اگر ديديد آن سوالات، كه گفتيم بر اساس اينكه فراواني هاي كدامشان بيش تر ميشوند، كافي باشد قاعدتا شما را به آن خروجي خواهد رساند. ولي اين يك پروسه اي است كه در دو روز سه روز جواب بده نيست، چون بايد اين اطلاعات به تدريج فراهم بشوند ، بايد يك وقتي بگذاريد، دو ماه سه ماه چهار ماه ، بسته به اين كه چه قدر بتوانيد اطلاعات را جمع كنيد، چون اين اطلاعات آرشيو و بايگاني مشخصي ندارد، گفتيم علتش هم چي است؟ علتش اين است كه وقتش الان نيست. عملا اين كار را بعد از وقتش ميخواهيد انجام بدهيد،‌به همين خاطر اين دردسرها بايد تحمل بشود، و الا مثلا اين امكان بود كه شما در مقطع دوم سوم ابتدايي ،كه ديگر خانواده متوجه مي شدند ، يا مدرسه مثلا مكانيسمي داشت كه متوجه مي شد كه شما چه كاره ايد، شما را به آن مسير سوق ميداد،ديگر لازم نبود شما الان در اين دردسر ها بيفتيد. اگر دقت كنند امكان تشخيص هست، ببينيد امكان ندارد كسي استعدادش عوض بشود، ممكن است آن ها در تشخيص اشتباه كنند. اصلا اين ها همه اش بحث تجربي است، بحث علمي به اين معني نيست كه دانشگاه اين ها را درس بدهند، يا رشته‌ی دانشگاهي ،‌حداقل در ايران كه نيست ، اين ها حاصل تجربيات آدم هاي زيادي ست كه من مثلا روي شان كار كردم و ارتباط داشتم، اين كه چرا يكي موفق شد يكي نشد؟ اين اگر موفق شده است، از كجا بوده است؟ اين چرا اينجوري بوده است؟ بحث تجربي ا‌ست حالا اين مي تواند يك علمي باشد، شايد هم فرهنگستان يك علم است. من نمي دانم، شايد شعبه اي از روانشناسي است. ولي اين مباحث همه اش تجربي است. دانشجوياني كه خودم داشتم، همشاگردي‌هايي كه داشتم و... اين ها جمع بندي اين هاست. و مواردي كه آزمون شده و جواب داده اس، يعني كسي كه آمده اين شيوه را پياده كرده است،‌ جواب گرفته است، بر اساس آن مي توانسته برود در مسيري، موفق بشود. يعني محصول تمام اين بررسي ها بايد بشود يه كلمه، مترجمي متون رياضيات. يعني ببينيد شما چرا مي خواهيد استعدادهاي تان را بشناسيد، به چه دردي ميخورد؟ براي اينكه مسير زندگي‌تان را تعيين كنيد. وقتي شما فهميدي كه استعدادت در چه حوزه اي است، ديگر خارج از آن هر جا بخواهي بروي مطمئن باشي يك آدم متوسط به پاين مي شوي. بخشي از استعداد ژنتيكي است‌، به خاطر  تاثيرات

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان