فتنه بیدار شد ای طالع خواب آلوده
شرق شیطان زده و غرب شراب آلوده
شرحه شرحه است صدا در باد شب پا رفته است
نقل امشب نیست از برساد شب پا رفته است
بر دهل بی هنگ بی هنجار می کوفد باد
ضرب شب پا نیست ناهموار می کوفد باد
جگرم داغ ملامت نیست کسبم دشنه است
باز بی نفت است فانوسم اسبم تشنه است
حیف شد بی خبری خنگ خبر را زایید
ظلمت آبستن شر بود بشر را زایید
کار صعب است در این راه بگویم یا نه؟
توامانند مه و ماه بگویم یا نه ؟
این دکان یله بی سود، گهی بی ضر بود
کاش گوساله این نفس پرستان زر بود
تا مذکر به جهان است و مونث برجاست
هبل شهوت این قوم مخنث برجاست
کامشان نیست اگر ننگی اگر نامی هست
دین و دنیا بفروشند اگر کامی هست
کار صعب است در این راه بگویم یا نه ؟
توامانند مه و ماه بگویم یا نه ؟
دستبردی سره کردیم ، غرامت با ماست
اگر از ره بنگردیم ، کرامت با ماست
رسن و حنجره صعب است ، هلا ! بر جا باش
انتقام سره صعب است ، هلا ! بر جا باش
پدرم گفت : چو گفتند نباید نشنود
شرحه شرحه است صدا در باد شاید نشنود
خارها همره او سوسن و سنبل بودند
اسب های پدرم کره دلدل بودند
دشنه ! در حضرت او دشنه گری کسبم بود
دشنه ای داشت پدر تشنه تر از اسبم بود
دخترند این یله گان ایل پسر هم دارد
ایلخی چون برسد کره نر هم دارد
زخم ما یاوگیان را به ادب خواهد کوفت
آن که شب پاست دهل را به غضب خواهد کوفت
------------------------------------------------------
موج کشتی شکن ای نوح موید دریاب
دشمنان طعنه زن ای روح مجرد دریاب
آفتابا شب محنت مه این صحرا باش
هله گر ماه نه ای ، در شب ما شعرا باش
----------------------
نظرات کاربران :