وقتي اعتراضات مالباختگان و بي حيثيت شدگان را به اعترافات تكان دهنده ابطحي و عطريانفر مي ديدم بر آن شدم تا نكاتي را در اين باره بنويسم.
دوست داشتم كساني كه مي گويند صداوسيما دورغگوست و اين اعترافات تحت شكنجه و تهديد گرفته شده است و هيچ اعتباري ندارد، به اين سوالات من پاسخ مي دادند:
دوستان گرامي!
شما كه مي گوئيد اين اعترافات تحت شكنجه گرفته شده است آيا مي دانيد كه شما داراي علم غيب هستيد؟! من واقعا به شما افتخار مي كنم! خب اگر قرار بود بدون شكنجه اعترافي در كار باشد كه اساسا چرا مي بايست اينها دستگير مي شدند؟ اصلا اگر قرار بود اين آقايان به كارهاي خودشان اعتراف كنند خب چرا اساسا آن كارها را انجام دادند كه الان بخواهند در دادگاه اعتراف كنند؟! ها؟!
متفكران عزيز!
آيا تا به حال به اين فكر كرده ايد كه زير شكنجه اعتراف كردن چه معنائي دارد؟ آيا شما شكنجه هاي قبل از انقلاب توسط ساواك را به ياد داريد؟ يا حداقل در تاريخ مطالعه كرده ايد؟ در زمان قبل از انقلاب ساواك تمام عناصر اصلي انقلاب را دستگير كرده بود و آنها را شكنجه داده بود. پس چر اآنها هر آنچه كه مي دانستند را بر طبق اخلاص نگذاشتند؟!! چرا آنها چيزي يا كسي را لو ندادند؟ چرا ابطحي و عطريانفر و ساير رفقاي شما اين كار را كردند؟ آيا به غير از اين است كه آنها به راهشان ايمان داشتند و لو ندادن بعضي از اسرار ولو به قيمت زير شكنجه مردن را براي خود سعادت مي دانستند؟ و اين آقايان ترجيح مي دهند كه هر چه مي دانند را بگويند اما يك سيلي كمتر بخورند؟! آيا از اينجا نمي توان تشخيص داد كه چه كسي حق است و چه كسي حق نما؟
اگر ابطحي و عطريانفر راست مي گويند كه حق با آنهاست چرا حاضر نشدند زير شكنجه «شهيد» شوند اما هر آنچه را كه مي دانند بر زبان نياورند؟(اصرار بر استفاده عبارت از شهيد را بر كشته گان خودتان قطعا نمي توانيد انكار كنيد)
تيزهوشان گرامي!
آيا مي دانيد استبداد يعني چه؟ آيا مي دانيد استبداد صرفا مربوط به حوزه ميليتاريستي نمي شود و و تفكر هم استبداد وجود دارد؟ آيا مي دانيد استبداد نظري يعني چه؟ يعني اينكه شما هر آنچيزي را كه به جز نظر خودتان باشد نفي مي كنيد و آن را خوار مي شماريد. آيا مي دانيد كه اتفاقا اين نوع استبداد ريشه تمام انواع استبداد هم هست؟ اينقدر همه چيز را كه برخلاف ميل شماست انكاركردن چه معنائي دارد؟ چرا وقتي مي بينيد مسائلي كه باب ميل شما نيست از صدا و سيما پخش مي شود زود ترش مي كنيد و به تخريب اين رسانه مي پردازيد؟ آيا چون اين رسانه حرفهاي شما چند ميليون آدم(اشاره به مفهوم نغز خس و خاشاك!) را به حرفهاي 60 ميليون آدم ترجيح نمي دهد "رسانه ملي" نيست؟
باور كنيد استبداد چيزي جز اين نيست! يقين داشته باشيد كه اگر شما قدرت داشتيد همين كار را با ما و مخالفان خودتان مي كرديد. خوب شد كه شما چماق نداريد و لذا خدا خر را شناخت كه به او شاخ عطا نكرد!!!
مستبدين بالقوه عزيز!
هميشه كه نميشود عيب و ايراد را به گردن ديگران انداخت و مقصر را در بيرون از خود جستجو كرد. خب يك بار هم براي رضاي خدا كه شده مشكل را در درون خود جستجو كنيد و خود را بازبيني نمائيد. به خدا ضرر ندارد!!
نظرات کاربران :