پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

میشل دیون
مسلمانان چین  (يادداشت)  

  

 
چهارشنبه 24 تیرماه 1388  

 

مردم خارج چین از وضع مسلمانان این کشور پهناور آگاهی چندانی ندارند. این در حالی است که جمعیت مسلمانان چین بیش از 50 میلیون نفر است. حتی بسیاری از چینی‏های «هان» که اکثریت قومی این کشور را تشکیل می‏دهند، در خصوص همسایگان مسلمان خویش آگاهی کمی دارند.

میراث دینی این مسلمانان به قرن‏های متمادی پیش باز می‏گردد. بسیاری از آنان در روستاها، شهرهای کوچک، محدوده‏های شهرهای بزرگ و... زندگی می‏کردند و فرهنگ غالب بر آن در طول این سالها، بیش از آنکه فرهنگ چینی باشد، فرهنگی اسلامی بوده است. مساجد، مدارس علمیه، کشتارگاه‏های ذبح حلال، غرفه‏های فروش غذا و بسیاری خصوصیات متمایز، تقریباً در بیشتر نقاط چین موجود است؛ از ایالت‏های ساحلی جنوبی «گوآنگدونگ» (Guangdang) و «فوجیات» که نخستین مسلمانان چین به عنوان ملوان و بازرگان در آن پای نهادند تا منتهاالیه ایالت‏های شمال شرقی «لیائویننگ» (Liaoning) و «هیلونگجیانگ» (Heilongjiang)چنین آثاری را می‏توان یافت. در پایتخت، یعنی پکن نیز حضور دیرینه مسلمانان در محله‏های اطراف مسجد (niujie)نیوجی به چشم می‏خورد. در این خصوص می‏توان به مسجد دیگری نیز اشاره کرد. جنوب غرب چین، ایالت یونان (Yunnan)، جمعیت بزرگ و پر نفوذی از مسلمانان را در خود جای داده است که قسمتی از مجموعه متنوع قومی این ایالت را تشکیل می‏دهند.

فرهنگ والای اسلام تأثیر شگرفی بر نقاط دور دست شمال غرب چین که جاده ابریشم نام گرفته، گذارده است ؛ جاده‏ای که مسیر بازرگانی باستانی چین، برای دستیابی به بازارهای آسیای مرکزی، خاورمیانه و اروپا به شمار می‏آمده است ؛ در حال حاضر، این مناطق باستانی ایالتهای گانسو (Gansu)، کینگائی (Qinghai)، شانگزی (shaanxi)، و مناطق خود مختار نینگجیا و شینگجیانگ را در بر می‏گیرد.

شمال غرب چین تاریخچه پیچیده‏ای دارد و آثار باستانی به جای مانده، مؤید این مطلب است. این منطقه در طول قرون متمادی، مأمن خانواده‏های تبتی، ترک تبار، مغولی و چینی زبان بوده است. در آثار هنری پیروان عقاید پیش از اسلام، مانند بودائی‏ها، نستوری‏ها (Nestorian) و پیروان آیین‏هائی که در آن زمان می‏زیسته‏اند، مدارک و شواهدی در خصوص ورود یا چگونگی دین اسلام را در کارهای هنری آنان می‏توان دید؛ برای مثال در غار معبد مائیجیشانMaijishan)) که به بودائیان مربوط است و در ایالت جنوبی گانسو واقع شد و نقاشی‏های غاز بزکلیک(Bezeklik) خارج از جاده میان یورومکی (urumqi) و تورپان (Turpan)در شینگجیانگ اشاره کرد. ویرانی‏های شهرهای گائوچانگ و جیائوهوJiaohe))مبین تمدن‏های پیش از اسلام است.

آنچه از این چهارچوب‏های پیچیده و بغرنج قومی، مذهبی و فرهنگی بدست می‏آید، این است که پیشرفت‏های بسیار مهمی از اسلام در چین اتفاق افتاده است. تصادفی نیست که فرهنگ و جوامع مسلمانان در شمال غرب چین بسیار گسترده‏تر و متمایزتر از سایر بخش‏های این کشور است، زیرا این منطقه در مجاورت و نزدیکی آسیای میانه و سرچشمه‏های خاورمیانه‏ای اسلام چینی‏ها است. وجود این جوامع را می‏توان به دلیل بسط و گسترش فرهنگ غالب آسیای میانه در کشور چین قلمداد کرد. فرهنگ غالب آسیای میانه در برگیرنده کشورهایی چون ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان است.

قلمرو حکمت خونین مسلمان مستقل که بر این سرزمین‏ها حکمرانی می‏کردند، به استیلا و تسخیر روسیه درآمد و در طول قرن نوزدهم به امپراتوری الحاق شد. کشورهایی که امروزه موجودیت دارند، جمهوری‏های سوسیالیستی شوروی را به طور جداگانه ساخته بودند که تحت حکومت استالین، به عنوان ابزاری برای کنترل جمعیت ترک تبار و فارسی زبان (ایرانی زبان) از آنها استفاده می‏شد. این کشورها پس از فروپاشی دولت و قدرت کمونیستی شوروی در سال 1991 م، توانستند استقلال خود را به دست آورند.

به صراحت می‏توان گفت که ایالات شینگجیانگ که از زمان به قدرت رسیدن سلسله کینگ (Qing) در سیطره حکومت چین اداره می‏شد و در طول قرن هجدهم تحت حکمرانی امپراطور وقت کیانلوگ (Qianlog)، به سوی غرب گسترش یافته است، زبان، دین و فرهنگ آسیای میانه را به خود گرفته است و مناطق مجاور، یعنی گانسو، کینگایی، نینگجیا و شانگجی نیز به گونه‏ای ژرف تحت تأثیر تمدن آسیای میانه قرار گرفته‏اند. اکنون بیش از یک سده است که فرهنگ آسیای میانه در فهرست امپراطوری روسیه تعمیم یافته و بعدها نیز در فهرست اتحاد جمهوری‏های شوروی سابق قرار گرفت. زبان روسی زبان امپراتوری شد و به تدریج به زبان تمام جماهیر مبدل شد و جای بسیاری زبان‏های اقلیت را گرفت. مسلمانان آسیاسی میانه از وقتی که ارتباط و تماس نزدیکی با اسلام داشته‏اند، نسبت به حفظ و نگهداری از سنت‏های فرهنگی و زمانی خویش جدیت چندانی نشان نداده‏اند. عقاید اسلامی هم برای امپراتوری روسیه که براساس کلیسای ارتدوکس بنا شده بود و هم از سوی جانشین آن، یعنی اتحادیه شوروی که تقویت کننده کفر و الحاد در آن منطقه بود، غیر قابل تحمل می‏آمد. حضور زیاد مسلمانان و جوامع آنان نیز از سوی آنها به عنوان تحدیدی برای اتحاد کشور قلمداد می‏شد. در نتیجه فرهنگ آسیای میانه، با فرایند روسی سازی به شدت آسیب دید. از زمان تأسیس جمهوری خلق چین در اکتبر 1949 هیچ تلاش اصولی توسط دولت مرکزی برای محاسبه شمار پیروان دین اسلام به عمل نیامد.

در حقیقت باید گفت که این مسئله در مورد مصیچ لک از ادیان صورت نگرفت. در بیشتر دوره‏های زمانی پس از سال 1949 سیاست حکومت و حزب در این کشور، ترویج الحاد، سرکوب یا چشم پوشی، یا نادیده پنداشتن ادیان بود. بر همین اساس حاکمان این کشور ادیان را به موهومات، خرافات فئودای و قرون وسطایی نسبت می‏دادند. این دیدگاه در بیشتر زمان‏هایی که فضای آزاد و باز به وجود می‏آمد تا حدی اصلاح می‏شد و اجازه محدود ابراز عقاید دینی در سال 1979 روشن ساخت که این مسائل با منافع حکومت و کشور تعارض و ناسازگاری ندارد. این توسعه مثبت، در وهله نخست امتیازی برای حقوق اقلیت‏های دینی و اعتقادات آنها به شمار می‏رفت و در گام بعد، نمایانگر برخوردی مطلوب به سوی آزادی‏های دینی قلمداد می‏شد.

اگر چه رهبران دینی چین، خود آماری از شمار پیروان خویش در اختیار دارند، ولی از داشتن منابعی که آمار گردآوری شده دولتی را در اختیارشان گذارد، محروم هستند. سازمان‏های دولتی از میزان جمعیت اقلیت‏های قومی مختلف آگاهی دارند. این جمع‏آوری آمار جمعیت، بر اساس سیاست‏های ملیتی حزب کمونیست چین استوار است که آن نیز خود اقتباسی از آموزه‏های استالین در اتحاد جماهیر شوروی سابق است. در چین 10 گروه به عنوان مسلمان شناخته شده‏اند و دلیل آن نیز فرهنگ و سنت یا پیروان مذهبی فعلی آنان است. بر این اساس میزان دقیق مسلمانان چین مشخص نیست.

معیارهای متعددی در چین به کار گرفته می‏شود تا افراد و جوامع را به طور رسمی به عنوان یک گروه قومی به رسمیت بشناسند. یکی از مهم‏ترین این معیارها زبانی است که این گروه‏های قومی بدان تکلم دارند. 6 گروه از 10 گروه قومی مسلمان که پیروان آنها اغلب منطقه خود مختار شینگجیانگ (که برای بسیاری غیر چینی‏ها به عنوان ترکستان شرقی شناخته می‏شود) اویغورها، ازبکها، قزاق‏ها، قرقیزها، تا تارها و تاجیک‏ها هستند که پنج گروه نخست با زبانی از خانواده زبان ترکی سخن می‏گویند و زبان تاجیک‏ها وابستگی و نزدیکی زیادی با زبان فارسی دارد.

در منطقه‏ای که مرز ایالتهای گانسو و کینگایی است، سه گروه مسلمان کوچکتر به نام‏های سالارها، بائوآن (Baoan) و دانگجیانگ وجود دارند. سالارها به زبان ترکی سخن می‏گویند که برخی زبان شناسان نیز آن را صرفاً گویشی از ایغوری قلمداد می‏کنند. زمان بائوآن و دانگجیانگ مغولی مهجور و منسوخ است و در طول قرن‏ها تماس، تأثیر ژرفی بر چینی‏ها گذاشته است. از میان همه این گروه‏های اسلامی، می‏توان به جالب توجه‏ترین آن‏ها یعنی، «هویی»ها اشاره کرد که اکثر آنان به زبان چینی سخن می‏گویند.

هویی Hui

واژه هویی که برخی اوقات هوئی هوئی (Hnihui) نامیده می‏شود، در دوره‏های زمانی مختلف، هم مثابه نام یک گروه قومی به کار رفته است و هم توصیفی برای پیروان دینی مورد نظر به حساب آمده است. در چینی معاصر نیز کلیه فوق واژه‏ای دوگانه تلقی می‏شود.

برخلاف سایر گروه‏های اسلامی، تعداد زیادی از هوئی‏ها در سراسر چین سکنی گزیده‏اند و می‏توان آن‏ها را در هر ایالت و تقریباً در هر شهر کوچک و بزرگ یافت. اساس سرشماری سال 1990، جمعیت کل هوئی‏ها در چین، بالغ بر 978/602/8 نفر بوده است. مسلمانان هوئی در چین به واسطه زبان آنها از سایر اعضای جامعه مسلمانان متمایز هستند.

ایغورها، قزاقها و سایر گروه‏ها دارای پیشینه اسلامی خاص خود، یعنی زبان ترکی هستند (یا در مورد تاجیکها می‏توان به زبان فارسی اشاره کرد)، اما هویی‏ها به زبانی که زبان (منطقه‏ای) چینی، یعنی مکانی که در آن زندگی می‏کنند یا سه موطن آنها بوده است، صحبت می‏کنند. در این خصوص باید گفت که آنان در استفاده از لغات زیادی از زبان‏های عربی و فارسی را ادامه می‏دهند و وابستگی و دلبستگی خود را به دستخط عربی برای تزیین یا نمادهایی که جهت مقاصد مذهبی به کار می‏رود، حفظ نموده‏اند.

در اینجا باید به این نکته اشاره کرد که میان جوامع مختلف هوئی تفاوت‏های قابل توجهی وجود دارد؛ برای مثال، میان هوئی‏های گانسو و تینگجیا در شمال غرب چین ـ که اسلام قرابت زیادی در تار و پود بافت زندگی آنها دارد ـ و ساکنین هویی شهرهای کوآنکژو و چانگژو در ایالت فوجیان (که در زندگی محلی جمعیت هان جذب و همانند شده‏اند) تفاوت‏های بسیاری وجود دارد.

ایغورها

ایغورها خود را مردم بومی شینگجیانگ می‏دانند و بیشتر آنها در آنجا زندگی می‏کنند، اگر چه ایغورهایی در کشور قزاقستان و سایر نقاط اتحاد جماهیر شوروی سابق و جوامع کوچکی از مهاجرین ترکیه و آلمان نیز حضور دارند. احتمالاً آنها در قرن هشتم و نهم، به دنبال حمله مغول، به عنوان گروه بزرگی از مهاجرین ترک تبار به شینگجیانگ رسیده‏اند. اکنون جمعیت کل ایغورهای شینگجیانگ تقریباً 7 میلیون نفر است. آنها مهارت زیادی در کشاورزی دارند و در این زمینه از سایر گروه‏های ترک زبان دیگر متمایزاند. گروهی از ایغورها که در قرن نهم به گانسو مهاجرت کردند، به زبان‏های متعدد اینوری که تحت تأثیر زبان‏های چینی و مغولی نیز قرار گرفته‏اند، سخن می‏گویند.

قزاقها

قزاق‏های شینگجیانگ در اصل شبیه مردمانی هستند که در کشور همسایه این ایالت، یعنی قزاقستان سکونت دارند. بسیاری از خانواده‏ها، در دو سوی مرز بستگانی دارند و این خود حاکی از مهاجرت وسیع در سال 1962 است. قزاقهای چین و شوروی پس از این سال، فاصله بیشتری از هم گرفتند که خود نتیجه نزاع و مشاجرات چین و روسیه است که از سال 1960 آغاز شده بود. این مشاجرات موجب شد که مرز میان چین همسایگان آن در آسیای میانه بسته شود. پس از فروپاشی و قدرت اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 م، روابط قدیمی تجدید شد و خانواده‏هایی که بیش از سی سال از یکدیگر جدا شده بودند، بار دیگر متحد شدند.

قزاق‏ها به طور سنتی گله‏دار و رمه‏دار هستند و مانند اویغورها، به کشاورزی مشغول‏اند و شیوه و سبک زندگی، فرهنگ و ظاهر آنان شبیه زندگی مغولان است. قزاقها در اسطوره‏های خویش ادعا می‏کنند که از اخلاف چنگیز مغول هستند. جمعیت کل قزاق‏های چین که تقریباً تمامی آنان در شیگجیانگ زندگی می‏کنند، طبق سرشماری سال 1990 م، بالغ بر 718/111/1 نفر است.

زبان قزاق‏ها مانند اویغورها ترکی است و به خط عربی نگارش می‏کنند. این خط با خط سیریلی در اتحاد جماهیر شوروی و خط لاتین در چین در دهه 1960 جایگزین شد (جای خود را به دو خط دیگر داد) اما جمعیت قزاق زبان در چین، به تدریج در دهه 1980 به خط عربی باز گشتند.

قرقیزها

قرقیزهایی که زندگی شبه عشیره‏ای و ایلیاتی دارند، از غرب تا جنوب شینگجیانگ گسترش یافته‏اند ؛ اما جمعیت قابل توجهی از آنان در استان خود مختار کیزیلسوقرقیز Kizilsu kyrgyz متمرکز شده است.

آنان نیز دارای خویشاوندانی در شوروی سابق هستند که همانگونه که از نامشان پیداست، قرقیزهای چین وابستگی و خویشاوندی بسیار نزدیکی با مردم کشور فعلی قرقیزستان دارند. اغلب قرقیزها به کار گله‏داری اشتغال دارند و گله‏های گوسفند و شتر را، بر طبق فصول سال در سرتاسر کوه‏های منطقه می‏چرانند. زبان، آداب و رسوم آنها شباهت زیادی به همسایگان قزاقشان دارد.

ازبکها

ازبکهای چینی خویشاوندی نزدیکی با جمعیت بومی ازبکستان و ازبک‏های افغانستان دارند و آنها را می‏توان در مناطق جنوبی و غربی شینگجیانگ یافت.

ریشه ازبک‏ها از آبادی‏های بزرگ سمرقند، بخارا و تاشکند در آسیای میانه است و به احتمال قوی آنان در قرن هجدهم به شینگجیانگ امروزی نقل مکان کرده‏اند. آنان نیز مانند اویغورها کشاورز هستند. بر طبق سرشماری سال 1990 جمعیت ازبکها تنها 520/14 نفر بوده است ازبک‏ها در شینگجیانگ، در مجاورت نزدیک با ایغورها زندگی می‏کنند و تفاوت اندکی در شیوه زندگی، غذا، لباس و آیین‏های مذهبی این دو گروه وجود دارد .

تاتارها

گروهی که به نام تاتارها طبقه‏بندی شده‏اند، در سرشماری سال 1990 تنها 4872 عضو را به خود اختصاص داده بودند و یکی از کوچک‏ترین گروه‏های قومی در کشور چین هستند. اکثر آنان در جنوب شینگجیانگ و در نزدیکی مرز قزاقستان زندگی می‏کنند.

سالارها

سالارها یکی از گروه‏های قومی چین هستند که به زبان ترکی تکلم می‏کنند و پشینه آبا و اجدادی آنان به مهاجرینی باز می‏گردد که در طول حکمرانی سلسله مینگ (Ming) در طی سال‏های بین 1644 ـ 1368 م، از شهر سمرقند به این کشور رسیده‏اند .

داستان سرایان سالار، از دو برادر حکایت می‏کنند که در زمان فتوحات مغول سمرقند را به قصد یافتن خانه‏ای جدید ترک کرده‏اند. همچنین حکایت می‏کنند که آن دو برادر با هدایت یک شتر سفید که بر پشت آن ظرفی پر از آب، نسخه‏ای از قرآن و... بود، در مسیر جاده ابریشم خود را به چین رسانده‏اند و در زونهوا (zunhua)در قسمت شرقی ایالت کینگایی اقامت گزیده‏اند و به تدریج در این سرزمین سازگاری یافته‏اند.

سالارها زبان خویش را حفظ کرده‏اند و بیش از آنکه به مسلمانان چین نزدیک باشند، به فرهنگ آسیای میانه قرابت دارند. در سال 1990 شمار سالارها 87697 نفر بوده و هنوز هم اکثریت جمعیت آنان در زونهوا (جونهوا ـ ژونهوا) (zunhua)زندگی می‏کنند.

بائوآن

بائوآن یا بونان(Bonan) گروهی قومی کوچکی هستند که تنها به عنوان یک ملیت مجزا در سال 1952 پذیرفته شده‏اند. پیش از این، به نام بائوآن هویی شناخته می‏شدند و به عنوان عضوی از ملیت هویی به شمار می‏رفتند. تنها 12212 نفر در سرشماری 1990 در این گروه قومی نام نویسی کردند و تقریباً تمامی آنان در محدوده کوچکی در جنوب غربی ایالت گانسو زندگی می‏کنند. اصل‏نژادی آنان در این منطقه به گروهی از مغول‏ها و نیروها و لشکریان آسیای میانه‏ای باز می‏گردد که در زمان سلسله یوان (1368 ـ 1271) در شهر مرزی تونگران(Tongren) در ایالت کینگایی امروزی مستقر شده‏اند. جمعیت آنان نیز با ازدواج‏های میان قبیله‏ای و مخصوصاً چینی‏های هان افزایش یافته است. زبان مردم بائوآن به شکل منسوخ شده‏ای از زبان مغولی مربوط است، اما واژه‏های بسیاری از زبان چینی به عاریت گرفته‏اند .

دانگجیانگ

در خصوص مردم دانگجیانگ و تاریخچه آنان، جزئیات کمی در دست است و در خصوص اصل و منشاء آنان نیز ابهام وجود دارد (در خصوص اصل و منشاء آنان نمی‏توان با اطمینان و قطعیت سخن گفت). برخی محققان اصل آنان را به مغول‏هایی مربوط می‏دانند که به پادگان شهر لینجیا(Linxia) در لبه غربی ایالت گانسوی امروزی وارد شده‏اند.

گفته می‏شود که این لشگریان مغول در قرن شانزدهم به اسلام گرویده‏اند. برخی دیگر آنان را اخلاق سرداران مسلمانی می‏دانند که در زمان آغاز سلسله مغول، توسط ارتش چنگیزخان و زمانی که این ارتش حمله عظیمی به آسیای میانه داشته‏اند، به چین رانده شده‏اند .

آنان به عنوان دانگجیانگ که به معنی «روستای شرقی» است، شناخته می‏شوند، زیرا اکثر آنان در کوه‏های شرق لینجیا زندگی می‏کنند، اما برای خود نام سانتا(Santa)را برگزیده‏اند.

اکثر آنان کشاورز هستند و طبق سر شماری سال 1990 جمعیت آنان 373872 نفر بوده است. زبان آنها از خانواده زبان مغولی است. البته شکل کهنه و منسوخی از زبان، مانند بائوآن‏ها دارند و لغات بسیاری را از زبان‏های چینی، عربی، فارسی و ترکی به عاریت گرفته‏اند.

تاجیک‏ها

جمعیت تاجیک چین به منطقه تاشکورگان(Tashkorgan) در جنوب غربی شینگجیانگ محدود است و بر طبق سرشماری سال 1990 م، جمعیت آنان 333538 نفر است. تاجیک به زبانی که با زبان فارسی مرتبط است، سخن می‏گویند؛ یعنی به مانند خویشاوندان خویش در تاجیکستان و شمال افغانستان که آنان نیز به زبان فارسی تکلم می‏کنند.

برخی جوامع تاجیک در ارتفاعات پامیر زندگی می‏کنند و مذهب تشیع (اسماعیلی) خویش را که در هیچ جای دیگری در اسلام چینی یافت

پگاه حوزه :: نهم مهر 1384، شماره 168

فلسطین- چین، آرمان گرایی اسلام ناب – آرمان گرانمایی اسلام امریکایی
http://www.edalatkhahi.ir/004915.shtml
مظلومیت مسلمانان سین کیانگ چین و موج سواری آمریکا
http://www.edalatkhahi.ir/004916.shtml
در حاشیه ی تفاوت فلسطین و چین
http://www.edalatkhahi.ir/004917.shtml
از ترکیه تا ترکستان شرقی
http://www.edalatkhahi.ir/004923.shtml
وقایع اویغورها در «شین جیان» چین را چه کسی هدایت می کند؟
http://www.edalatkhahi.ir/004922.shtml
مشروح گزارش دیدار خانم ربیعه کادیر، رهبر «کنگره جهانی اویغور» با پرزیدنت بوش در واشنگتن (خانم معصومه ابتکار بخواند)
http://www.edalatkhahi.ir/004920.shtml
مسلمانان چین
http://www.edalatkhahi.ir/004919.shtml
القاعده هم وارد بازی سین کیانگ شد
http://www.edalatkhahi.ir/004918.shtml
درخواست کمک از اسراییل، اوباما و ناتو
http://www.edalatkhahi.ir/004924.shtml

            نظرات کاربران :

به سايت شما چند بار سر زده ام مطالب جامع و تحليلي خوبي دارد
نويسنده نظر :معين


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان