یکی از دوستان ایمیل یکی از دوستانش را فوروارد کرد و خواست جواب دهم. موضوع، لینکی بود از آینده نیوز و بحثی راجع به فرق مسلمانان چین و فلسطین. ایمیل بازی مان طی شبانه روز اخیر چندبار تکرار شد.
در ادامه چیزهایی که نوشته بودم را آورده ام. البته چیز خاصی ندارد -مطابق معمول-! فقط به نظرم آمد اینجا گذاشتن شان بهتر از اینجا نگذاشتن شان است!
نامه ی اول
سلام
اجمالاً:
- قرار نیست از هر کار مسلمان ها حمایت کنیم. باید دید حق و باطل چه بوده است. خلاصه باید مطمئن شد که دقیقاً قضیه چه بوده. (سایت آینده به وضوح، این خبر را برای مصرف داخلی و کوبیدن دولت نوشته. برخی جملاتش مثل "به بهانه ی حمایت آمریکایی ها" تابلو است یا این جمله که: دولت مرکزی چین به محض ناآرامی در این استان مسلمان نشین دسترسی به تلفن همراه و اینترنت و برخی سایت ها مانند تویتر را در این منطقه مختل کرده و پلیس نیز در اطلاعیه ای اعلام کرده که برای فرو نشاندن این بحران از هیچ روشی دوری نمی کند!)
- در فلسطین جنگ با دشمن اصلی است. بحث تمام اسلام در برابر تمام کفر است.
- برای همه ی سیاسیون و حتی ادیان دنیا، مسئله ی فلسطین ویژه است.
- قضیه ی یک کشور اسلامی غصب شده، قابل مقایسه با یک درگیری کارگری در یک کشور مستقر نیست.
--------------------
نامه ی دوم
باسمه
سلام
دو بند اول نامه ای که سر جنگ غزه فرستاده بودم را عیناً در انتهای نامه paste کرده ام.
هرکس می خواهد صبورانه به نتیجه ی کامل و عمیق برسد، همان طور که در نامه ی قبل گفتم، باید برود قضیه را کامل و دقیق بررسی کند. تبلیغات این روزها به وضوح سیاسی است. این که کسانی که در شعار انتخاباتی شان رسماً در تلویزیون می گفتند که نباید به فلسطین هم کمک کرد، امروز تیتر یک روزنامه شان این است که چرا به مسلمانان چینی کمک نمی کنیم و... مصداق بارز اشک تمساح است.
راجع به بلوک شرق و غرب هم الان بلوک شرقی در دنیا وجود ندارد. کمونیزم به موزه های تاریخ رفته. الان دوقطبی غرب و اسلام وجود دارد. البته امام از اول هم آمریکا را دشمن اصلی می دانست، نه شوروی. چون نسخه ی اصل تبلور تمدن شیطانی، در غرب بود.
در هر حال اطلاعاتم در حدی نیست که راجع به موضوع قضاوت نهایی کنم. و چنین کاری را محتاج بررسی کامل و دقیق می دانم. اگر بین بچه ها دغدغه شود این موضوع، می توانیم یک جلسه بگذاریم با یکی از مسئولین وزارت خارجه و پرس و جو کنیم.
دو بند اول نامه ای که سر جنگ غزه فرستاده بودم:
چیزی که واضح است این که اصولاً نباید انتظار داشت با مسئله ی فلسطین مانند دیگر مسائل برخورد شود. مسئله ی فلسطین فقط این نیست که یک ظلمی دارد می شود و ما هم از نظر عاطفی و انسانی ناراحت ایم. بلکه فلسطین و لبنان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی اند و در آنجا جنگ با دشمن اصلی (صهیونیزم) دارد صورت می گیرد. یکی از دوستان تمثیل قشنگی داشت. می گفت نسبت غزه و پاراچنار مثل نسبت خوزستان و سیستان است در زمان دفاع مقدس. ما در خوزستان داریم با ارتش متجاوز عراق (و بلکه تمام دنیای استکبار) می جنگیم، حالا چند نفر یاغی هم در سیستان نامنی ایجاد کرده اند. البته با آنها هم باید برخورد شود. اما نباید این دو هم ردیف دیده شوند.
نظام در سیاست خارجی اش در این 30 سال، از بعضی ها علنی حمایت کرده، از بعضی ها غیرعلنی، و از بعضی ها هم اصلاً حمایت نکرده. در هر مورد از این 3 بخش هم سطوح مختلفی وجود داشته. و پشت این ها هم تحلیل هایی -درست و غلط- بوده. تحلیل این که در هر موقعیت -با توجه به همه ی پیچیدگی های سیاسی اش- کار درست چه بوده، نیاز به تحقیق و کسب اطلاعات زیاد دارد و به این راحتی ها نمی شود گفت که وقتی در فلان جای دنیا چند نفر مظلوم را کشته اند، واضح است که باید چه کار کنیم. البته ارتکاب اشتباه -حتی از نوع جنایت بارش!- از دستگاه سنگین، و غیرانقلابی اداری ما (در اینجا: وزارت خارجه) امری طبیعی است متأسفانه. و من هم سوالات زیادی دارم در زمینه ی عدم حمایت (حداقل از نوع علنی) نظام از مظلومین نقاط مختلف.
...
------------
نامه ی سوم
سفیر فعلی ایران در چین، جواد منصوری است که احتمالاً بشناسی اش. الان هم در ایران است. هماهنگی اولیه شده، و برای یکشنبه انشاءالله یک جلسه خواهیم داشت با او. که راجع به این مسائل توضیح دهد.
جلسه را بیا. در گروه هم بحث اش را مطرح کن. خیلی مهم است که دوستان نسبت به این مسائل حساس شوند مثل دوست شما.
----------
نامه ی چهارم
سلام
- ما تابع دستگاه دیپلماسی نیستیم، اما همین جوری بدون اطلاع درست پیدا کردن هم نمی توانیم هرچه رسانه های آمریکایی گفته اند را باور کنیم، و بر پایه ی اطلاعات آنها سریع موضع گیری کنیم. جلسه با مسئولین برای پرس و جو کردن است، نه هماهنگی با آنها!
- کشورهای آمریکای جنوبی را که حیاط خلوت آمریکا بوده اند، تبدیل کرده ایم به اقمار (یا حداقل متحدان) خودمان. و این کار بزرگی است. در نگاه امام خمینی، جبهه بندی مستضعفین-مستکبرین مطرح است، نه این که چه کسی به مسلمان ها آزادی بیشتری می دهد برای مسجد ساختن و... وقتی که ظهور حضرت اتفاق بیفتد، تقسیم بندی های ظاهری می شکند، و جبهه بندی جدیدی شکل خواهد گرفت.
- قراردادهای مشترک کشورها که بین همه ی کشورها هست، و در آنها منافع دو طرف تأمین می شود، به معنی اتکا و تحت سلطه ی آنها قرار گرفتن نیست. سیاست جمهوری اسلامی از اول هم همین بوده که ما به جز اسرائیل (که کشور نمی دانیمش)، با همه ی کشورهای دنیا (که طبیعتاً هرکدام شان کلی اشکال دارند) رابطه داریم -مادامیکه ارتباط را به صلاح بدانیم-.
البته این به این معنی نیست که به آن کشورها امید بسته ایم. نه! شاید جز یکی دو جنبش مبارز مسلمان در منطقه ی فلسطین و لبنان، هیچ دوست واقعی ای در دنیا نداشته باشیم. (دیگران همین یکی دو دوست را هم ندارند البته!). اصلاً روابط کشورها در دنیا بر اساس منافع است، نه دوستی و مرام! بالاخره رابطه با کشورها برای هر دو طرف منافعی دارد. حساب کتاب می کنیم می بینیم برای رسیدن به اهداف عالیه ی نظام بهتر است این روابط تجاری مان را با چه کسی برقرار کنیم و می کنیم. نه آنها تحت سلطه ی ما محسوب می شوند، و نه ما تحت سلطه ی آنها.
- یک نکته ی کلی هم که ماها دچارش هستیم، ایده آلیسم مفرط است. بله، اگر توانش را داشتیم، باید ظلم را در تک تک نقاط دنیا ریشه کن می کردیم. اما وقتی نداریم، دلیل نمی شود که کلاً هم بی خیال شویم. به تعبیر امیرالمومنین علیه السلام: انّ اخذ القلیل، خیرٌ من ترک الکثیر! اتفاقاً دیشب که نهج البلاغه می خواندم، رسیده بودم به خطبه 168 که عنوانی که مترجم برایش انتخاب کرده بود "واقع بینی در مبارزه" بود.
یَا إِخْوَتَاهْ إِنِّی لَسْتُ أَجْهَلُ مَا تَعْلَمُونَ وَ لَكِنْ كَیْفَ لِی بِقُوَّةٍ وَ اَلْقَوْمُ اَلْمُجْلِبُونَ عَلَى حَدِّ شَوْكَتِهِمْ یَمْلِكُونَنَا وَ لاَ نَمْلِكُهُمْ وَ هَا هُمْ هَؤُلاَءِ قَدْ ثَارَتْ مَعَهُمْ عِبْدَانُكُمْ وَ اِلْتَفَّتْ إِلَیْهِمْ أَعْرَابُكُمْ وَ هُمْ خِلاَلَكُمْ یَسُومُونَكُمْ مَا شَاءُوا وَ هَلْ تَرَوْنَ مَوْضِعاً لِقُدْرَةٍ عَلَى شَیْءٍ تُرِیدُونَهُ
اى برادران ، من از آنچه شما مىدانید بىخبر نیستم . ولى مرا چه توانایى است، در حالى كه شورشگران در نهایت توانایى هستند . آنان بر من چیره شدهاند و ما را در برابر آنها قدرتى نیست . اینان جماعتى هستند كه بندگان شما به یاریشان برخاستهاند و اعراب بادیهنشین هم به آنها پیوستهاند . و خود در میان شما هستند و هر آزار كه خواهند بر شما روا دارند . آیا بر آنچه خواستار آن هستید، توانایی تان هست؟
این حرف کلی است ها! برای این که حواس مان باشد، گفتم. وگرنه از آن نتیجه نگرفتم که بی خیال باشیم نسبت به هر چه در چین می گذرد! همان طور که قبلاً هم گفتم، انشاءالله یکشنبه برای این موضوع جلسه ای با سفیر ایران در چین خواهیم داشت.
نظرات کاربران :