نگاه ولی زمان امام خمینی(ره) به جنگ این بود كه: انقلاب اسلامی در یك هجمه سراسری علیه اندیشه غیرالهی غربی تمام حكومتهای مبتنی بر لیبرالیسم و سوسیالیسم و صهیونیزم را به چالش كشیده است لذا جنگی كه علیه ایران اسلامی آغاز شد، حمله عراق به ایران نبود، حمله نظام جهانی علیه انقلاب اسلامی بود. برخی از نخبگان سیاسی، تأثیر گذار جمهوری اسلامی ایران به دلیل درك ناقص و متمایز از امام(ره) در مورد ماهیت جنگ در سطح برنامه ریزی و سلوك اجتماعی- سیاسی و در سطح تبعیت فكری و ایمانی مردم به طی طریق مسیر جنگ در مسیر پیروزی ها خلل وارد كرد.
بخش اول :
برای بررسی این موضوع با نگاه جامعه شناسی سیاسی فرهنگی، باید به زمینه ای كه در آن این واقعه رخ داده است، توجه كرد و بر اساس مبانی و ویژگی های فرهنگی محیط پیرامونی آن تحلیل مناسبی را ارائه داد. البته مبنا قرار دادن جامعه شناسی «فرهنگی» كه در آن برای فرهنگها و بومهای مختلف استقلال نسبی در توصیف قائل است، از سر ناچاری عدم تطابق فضای عمومی جامعه علمی با اصول علمی نویسنده است. برای بررسی این واقعه سیاسی باید مفاهیم را با توجه به اندیشه حكومت اسلامی «ولایت فقیه» و تاریخ خوانی مبتنی با این اندیشه باز تعریف كنیم. نخبه سیاسی كیست؟ جایگاه او در حكومت كجاست؟وظیفه او در حكومت اسلامی چیست؟ رابطه نخبه با ولی زمان و حاكم شرع چیست؟چه رابطه ای با عموم مردم دارد؟ و...
در ابتدا باید گفت منظور ازنخبه سیاسی كسی است كه در مجال سیاسی خویش دارای مسئولیت است. نخبگان سیاسی عموم سیاست ورزان در حاكمیت و مسئولین سیاسی واقتصادی می باشند. در تبیین مفهوم نخبه باید به این نكته اشاره كرد كه در اندیشه اسلامی با توجه به آنكه حق و تكلیف كاملاً با یكدیگر ممزوج و آمیخته است، نخبه كسی است كه توان و استعدادش او را مكلف می سازد كه نقش و جایگاهی بالاتر از عموم مردم در راستای رسیدن به اهداف حكومت اسلامی ایفا نماید. چرا كه این عمل سعادت دنیوی و اخروی را برای او رقم خواهد زد. در جامعهشناسی سیاسی اسلامی بر خلاف جامعه شناسی سیاسی شایع كه در آن تأمین منافع شخصی یا گروهی تعیین كننده كنش سیاسی بازیگران است، انجام وظیفه و ادای تكلیف چرایی و چگونگی كنش سیاسی را معین مینماید. نكته ای كه لازم به ذكر است ساز و كار تشخیص تكلیف و وظیفه می باشد.
بر اساس عقاید اسلامی، شخص مكلّف با تناسبی كه بین معیارهای عقیدتی و اندیشه ای و توانایی های شخصی و شرایط بیرونی برقرار می كند، دست به شناخت و انجام تكلیف می زند. یكی از مهمترین این معیارها «اهداف و مقاصد حكومت اسلامی» است. همچنین یكی دیگر از مهمترین این مقاصد اقامه عدالت و تحقق آزادی واقعی در جامعه جهانی است. البته نباید این نكته بسیار مهم را از نظر دور داشت كه مفسر معیارها واهداف ولی زمان است. در دوره ای كه معصوم علیه السلام حضور دارد، امام معصوم این وظیفه را بر عهده دارد و در دوره ای كه امام غایب از انظار است ولی فقیه این وظیفه را برعهده دارد.
"ولی"، اجتماع اولویتها و مقاصد را متناسب با شرایط مكانی و زمانی به صورت كلی مطرح می كند. رهبر اجتماع تلاش می كند كه با مدیریت نیروها و توانایی های اجتماع به بیشترین مقاصد خویش برسد. هر كدام از این عبارات احتیاج به توضیح پیشینی دارد كه به علت مجال كم این مقاله از ذكر آنها صرف نظر می شود. یكی دیگر از مؤلفه های جامعه شناسی اسلامی جایگاه مردم در حكومت اسلامی است. مردم بر دوش گیرندگان تكلف و زحمت و بار حكومت هستند. آنها هستند كه باید شرایط را برای ولی آماده كنند و حتی بالاتر از این باید برای جلوس ولی و امام مسلمین بر مسند حكومت از هیچ ابرام و اصراری فرو گذاری نكنند. زیرا او در جایگاهی از عقل و علم قرار دارد كه هیچ كس را بدان راهی نیست.
البته این جایگاه مخصوص امام معصوم است و ولی فقیه در جایگاه مادون امام معصوم با ساز و كاری ویژه با امام غایب علیه السلام ارتباط برقرار می كند. نخبه سیاسی در اندیشه سیاسی اسلام باید با بهره گیری از عقل متصل به وحی در راستای این اهداف و آرمانهایی كه ذكر اوصاف و ویژگی هایش در بالا مختصراً آمد، از هیچ تلاشی فروگذار نكند. حد و میزان این تلاش جان، مال، آبرو و همه هستی اوست. یكی دیگر از زوایای پنهان و كمتر مطرح شده اندیشه اسلامی در مباحث سیاسی، «سنن الهی» است كه به صورت تكوینی در طبیعت انسانی، حیوانی، گیاهی و به تعبیر بهتر در كل هستی حضور دارند. سنتهای الهی به عنوان قوانین و ساختارهایی از پیش تعیین شده در جهان وجود دارند. البته این قوانین توسط قرآن و معصومین بیان شده اند. البته این ساختارها آنچنان نیستند كه اختیار آدمی را نفی كنند.
انتخاب بین این سنن بر عهده آدمی است. به عنوان مثال می توان به سنتهای ذیل اشار ه كرد:
«ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» رعد/11
«ان یكن منكم عشرون صابرون یغلبوا مائتین» انفال/65
«فان یكن منكم مئه صابره یغلبوا مئتین و ان یكن منكم الف یغلبوا الفین باذن الله» انفال/66
حضرت امیرالمؤمنین علی صلوات الله علیه:«الناس علی دین ملوكهم» «لا تصلح الولاه الا باستقامه الرعیه»
جاری شدن این سنتها همان گونه كه اشاره شد، بسته به عمل انسانها دارد. یكی از سنتهایی كه در این تحقیق جایگاه ویژه ای دارد، سنتی است كه در كلام امیر المومنین در آستانه پذیرش خلافت ایراد شده است:
«لولا حضور الحاضر وقیام الحجه بوجود الناصر وما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی كظه الظالم ولا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها...» (خطبه3/نهج البلاغه ترجمه دكتر شیروانی)
در این فرمایش حضرت امیر سلام الله علیه می فرمایند الآن كه حضوری از حاضران و قیامی از سوی یاری رسانان، حجت را تمام كرده است، من آن میثاق الهی را به صحنه اجرا می آورم. این جمله حضرت بر این معنا دلالت دارد كه برای انجام مأموریت الهی، این مردمان هستند كه باید هر چه بیشتر فضا را برای او آماده كنند. این ناصران و حاضران هستند كه تجمع و اصرار ظاهریشان، حضرت را به آمدن در صحنه مكلف می كند و طبعاً در جلو بردن مقاصد و برنامه های حكومت نیز یاری و همكاری این نخبگان لازم است. در تابلوی دست نایافتنی سیره حضرت امیر المومنین سلام الله علیه می بینیم كه هدف اصلی معین می شود و برای دستیابی به این هدف، برنامه های اجرایی معین می شود. كارها بین امرا و والیان تقسیم بندی می شود. عثمان بن حنیف برای بصره، سلمان برای مدائن و... و این نخبگان اجرایی و اجتماعی هستند كه باید با حضور با معرفت و غیرتمندانه خود، كار حكومت اسلامی را تنظیم و تنسیق نمایند. در این اندیشه، شكست و پیروزی معنای خاصی دارند. در جامعه شناسی اسلامی، نیل به انجام تكلیف مخلصانه بالاترین و بهترین پیروزی است كه یك نفر می تواند بدان دست یابد. لذا شكست و كامیابی ظاهری ملاك نیست. مهم این است كه مسلمانان به رهبری امام خود به مصلحت اسلام عمل كنند كه مصلحت خود آنها نیز در این خواهد بود، چه در دنیا و چه در عقبی.
نظرات کاربران :