ازکران تا به کران لشکر ظلم است ولی از ازل تا به ابد فرصت درویشان است
دوروز پس از مشخص شدن نتیجه قطعی انتخابات ، زهرا رهنورد - همسر میرحسین موسوی ، نامزد شکست خورده دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که با آرای قاطع مردم سراسر ایران در روز جمعه 22 خردادماه عرصه را به رقیب اصلی و پیروزخود – دکتر احمدی نزاد واگذار نمود - درمصاحبه با بنگاه سخن پراکنی دولت انگلستان (بی بی سی) ، ادله پنچگانه ای را در اثبات نادرستی نتایج انتخابات و شائبه وقوع تقلب درآن برشمرده که بیشتر به توجیهاتی بچگانه شباهت دارد تا استدلالاتی مستند وعالمانه و یا قابل اتکاء و محکمه پسند . رهنورد برای اثبات ادعای خود چنین اظهارفضل نموده که:
"مثلا آذربايجان و ترك زبان ها هيچ وقت فرزند خودشان را نمي گذارند كه به كس ديگري راي بدهند!" و یا این استدلال مضحک را مطرح مینماید که :" خود من لر هستم و موسوي هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراين اهالي لرستان موسوي را نمي گذارند به آقاي احمدي نژاد راي بدهند! اين دو تا ملاك است و باقي موارد هم شبيه همين است!!! " یعنی دیگر خودت حدیث مفصل بخوان از این مجمل ...
زهرا رهنوردکه درمیتینگهای انتخاباتی با سودای "بانوی اول" در سر ، همه جا با غرور درکنار موسوی ظاهر میشد، درپی شکست بزرگ همسرش در انتخابات ، درپاسخ به این سوال بی بی سی که مستندات شما برای برتری موسوی نسبت به احمدی نزاد چيست؟ گفته است : " در شهرستان ها و تهران در واقع تجمع مردم حاكي از اين بود كه آراي موسوي بسيار بالاتر از آن بودكه اصلا قابل تصور باشد. هروقت طرفداران دو طرف حاضر مي شدند طرفداران احمدي نژاد درمقابل طرفداران موسوي در حد يك صدم بودند! "... یاللعجب ازاینهمه صداقت و شجاعت !!! براستی که باید به این بانوی فیلسوف وهنرمند با اینهمه نبوغ آفرین گفت!
رهنورد با این شیوه استدلال ناشیانه و طرح اینگونه معیارهای عوامفریبانه ، ضمن توهین آشکار به سطح درک و شعور و انگیزه هموطنان ترک و لر برای شرکت در انتخابات ، درواقع بحر طویلی را می گشایدکه طبق آن باید تمامی ملیتها و اقوام ساکن در سراسر کشور به موسوی رای داده باشند زیراکه بالاخره در بین انبوه فامیل و بستگان دور و نزدیک خود و اهل بیتش اگر خوب بگردیم ،قطعا" به افرادی با ملیت کرد و بلوچ و ترکمن و گیلک و غیره هم برمیخوریم که بشکلی سببی یا نسبی با این زوج سیاسی ناکام در انتخابات ، ممکن است رابطه ای داشته باشند . بااین شیوه استدلال تقریبا" همه کسانی که شلوار آنها با آقای موسوی در زیر یک آفتاب خشک میشود ، باید به ایشان رای داده باشند ...
بقول مولانا : پای ِچوبین سخت بی تمکین بُوَد
نکته مهم و اساسی آن است که بیان اینگونه اظهارات کلی و استنتاجات ذهنی واستدلالاتی تا بدین حدغیرعلمی و بی پایه واساس ، آنهم ازجانب فردی فرهنگی همچون زهرا رهنورد که عنوان دکترا و کرسی ریاست دانشگاه را یدک می کشد وبهرحال توانسته در سالهای گذشته با رانت و رابطه جایگاهی آکادمیک برای خود دست و پا کند ، شگفت آور و نگران کننده است.
شگفت آور از این جهت که ایشان و همسرش چگونه با اعلام نتایج انتخابات، ناگهان قواعد بازی را بهم زده ودرمصاحبه با بنگاه لجن پراکنی بی بی سی – رسانه رسمی دولت فخیمه انگلستان - ، همگام با دشمنان خیزش و حماسه حضور40 میلیونی مردم ایران درروز 22 خرداد را بکلی نادیده میگیرند ؟ حتما" ایشان انتظار داشته و دارند که در شمارش آرای مردم ، بازای هر اصله نهال و درختان سبز خیابانهای تهران هم یک رای برای همسرشان درنظر گرفته میشد و حالا که نتیجه دلخواه ایشان حاصل نشده ، تمام قوانین بازی وخط قرمزهارا باید کنارگذاشت .
و اما نگران کننده از این حیث که برخورداری امثال زهرا رهنورد از این تفکر ساده لوحانه و سطحی نگر در کشور ، آنهم بعنوان همسر رئیس جمهور کشوری که میخواهد ام القرای اسلام و جهان باشد، پدیده ای انحرافی و خطرناک است که درصورت پیروزی ایشان میتوانست بر سرنوشت امور اجرائی کشور و ذهن و رفتار رئیس جمهور آینده تاثیر گذار باشد.
امروز لشکر رهنوردها و موسوی ها و خاتمی ها و کروبی ها و کرباسچی ها و همه آقازاده ها ی ایشان بجای پذیرش شجاعانه شکست در انتخابات ، متاسفانه با اینگونه بیانات نسنجیده و پافشاری بررفتار تشنج آفرین خود ، درواقع درمقابل این نطر امام راحل (ره) و فرزندان خلفش صف آرائی کرده اند که فرمود : "میزان رای ملت است." ظاهرا" مافیای قدرت و ثروت ورسانه به رهبری عزم خودرا جزم کرده اند تا مسیر بازی را بدلخواه عوض کنند زیرا دیگر "مصلحت" نیست که میزان رای مردم باشد . براستی این چه کید و معمائی است که سالهاست در کشور ما "مصلحت نظام" به "مصلحت" یک خانواده متنفذ گره بخورد و آبرو و حیثیت ایشان و فرزندان فاسدشان با آبرو و اعتبار انقلاب و نظام همطراز و یکی فرض شده است . مگر نه اینست که ازدید این حضرات ِمدعی اخلاق و دینمداری و قانونگرائی "دوران خمینی سپری شده است؟ "
اکنون دیگر با به صحنه آمدن فائزه و مهدی هاشمی برای تشویق حامیان موسوی به ادامه تجمعات غیرقانونی ، مردم آگاه و فهیم ایران بخوبی دریافته اند که چرا این جریان مافیائی ، خنجرهای کج فهمی خودرا ازرو بسته و اینچنین بیرحمانه به قتل عام شقایق ها مشغول است . بدین ترتیب اگر فردا روزی شنیدیم که آقازاده های دیگر هم مثل سایرین احساس تکلیف کردند و "مصلحت" را در هدایت غائله خشونت و اغتشاش دیدند ، اصلا" وابدا" جای تعجب ندارد . اکنون سوال جدی مردم ایران اینست که این قافله شوم از چه چیزی احساس خطر کرده اند؟ امروز دیگر این خود مردم شجاع و عدالتخواه ایران هستند که به این جماعت لقب "اخراجی" را داده اند و نه "منافقان و گروهکهای ضد انقلاب". آری ازدید مردم مسلملن و انقلابی ایران این جریان و صف ضد مردمی که موانع اصلی پیشرفت و عدالت هستند ، باید هرچه زودتر از مجموعه نظام اسباب کشی کنند و دست ازسر این انقلاب و مردم بردارند. رسالت مهم دولت کریمه احمدی نزاد در چهار ساله دوم حضورش بر اریکه قدرت اجرائی کشور ، قطعا" خشکاندن ریشه رانت بازی و ویزه خواری و مفاسد اقتصادی و کوتاه ساختن دست ناپاک آقازاده ها از بیت المال ، یعنی برداشتن موانع موجود برای تحقق پیشرفت و عدالت در کشور و آغاز قدرتمندانه دهه چهارم از انقلاب اسلامی ایران خواهدبود./ انشاءا ...
نظرات کاربران :