در ادامه به طور مختصر بخشی از مکتب تربیتی حضرت امام در باب سیاست مورد بررسی اجمالی قرار می گیرد.
الف) شناخت سياسي: امام، در معرفت سیاسی منظومه ای جدید طرح ریزی کردند و تعریفی جدید از انسان، هستی، و شناخت را با تعالیم سیاسی در هم آمیختند و سیاست را در خدمت اهداف توحیدی قرار دارند. علاوه بر آن به شدت اعتقاد داشتند مردم باید در جریان وقایع سیاسی قرار گرفته و آگاهی های سیاسی جهانی داشته باشند.
ب) احساس سياسي: نظام هاي سياسي ـ حتي عقلانيترين آنها ـ نیازمندند تا برای تحکیم نظام معرفتی خود میان خود و مردم پیوندی عاطفی ایجاد کنند. در نظام های انقلابی به خاطر مشکلات فراوانی که پس از پیروزی گریبان گیر مردم می شود این مسئله اهمیت دو چندان می یابد.
از نكات بسيار اساسي در بينش امام خميني، تركيب و تلفيق موفق دو نوع از عناصر احساسي بود. ، ایشان از یک سو شور و شوق تحول و انقلاب را در درون و برون نظام را گسترش می دادند و از دیگر سو التزام به انقلاب و ارکان اصلی آن و نظام سیاسی را توصیه می نمودند. به تعبیری: وفاداري به نظام سياسي را، با شور و شوقي تحولطلبانه آميخته بودند. احساساتي كه از يكسو حس وفاداري و اطاعت را نسبت به نظام سياسي انقلابي بوجود آورد و از سوي ديگر احساس نياز به تغيير، دگرگونی و تحول در ابعاد مختلف زندگي دروني و روابط بيروني. احساس لزوم حفظ نظام، روحية اعتماد به نفس و استقلال فرهنگي، احساس عزت و اقتدار، فرهنگ استقامت و شهادت، تشکیل جبهه ی جهانی مستضعفین و... از جمله مواردی است که حضرت امام در فرمایشاتشان بر آنان تاکید ویژه ای داشتند.
ج) حس شايستگي سياسي: تربيت سياسي، علاوه بر دو ركن شناخت و احساس سياسي، نيازمند تعيين جايگاه فرد در نظام سياسي است. شخص و موقعيت او در نظام، بايستي تفسير شود، قابليت هاي خويش را پيدا كند و به درستي دريابد كه چه كارهائي در توان و در مسؤوليت اوست.
امام خميني، در راستاي توضيح و تعيين نكتة فوق، مطالب ذيل را يادآور شدند:
اولاً عمل سياسي، تكليف شرعي و ديني است. امام، بارها و بارها از پيوند تفكيكناپذير دين و سياست سخن گفتهاند و جدائي دين و سياست را، توطئهاي استعماري و خانهبرانداز، تلقي كردهاند. از جمله فرمودهاند:
«حضرت موسي بن جعفر را چون نماز ميخواند، چون روزه ميگرفت، چون مردم را دعوت ميكرد كه به هارون الرشيد و اينها، شما برويد و با آنها بسازيد هرچه آنها ظلم ميكنند شما حرف نزنيد؟]که زندان نکردند[ قضيه اين نبوده است؟ آنها از باب اينكه ميديدند... براي دولت خطرناك است براي قدرتها[ي] اينها خطرناك است» [به حبس ايشان اقدام كردند].
ثانياً مسؤوليت پذيري سياسي را، وظيفه و تكليف دانستهاند. گريز از مسؤوليت و روحيه انزوا و كنارهگيري از مسؤوليت سياسي و اجتماعي را، نكوهش كردهاند و از جمله، وسوسههاي شيطاني را در اين زمينه، افشا كردهاند، در خطاب به فرزند گراميشان نوشتهاند:
«پسرم از زير بار مسؤوليت انساني كه خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالي مكن كه تاخت و تاز شيطان در اين ميدان، كمتر از ميدان تاخت و تاز در بين مسؤولين و دست اندركاران نيست».
ایشان این بهانه را که حضور در عالم سیاست دام های شیطانی را بر انسان می گستراند رد کرده اند و تصریح نموده اند که در عالم خلوت هم به همان اندازه تاخت و تاز شیطانی هست.
ثالثاً فعاليت سياسي، در انحصار قشر و طبقه خاصي نيست بلكه تمامي مردم، بايستي خود را موظف به اجراي نقش سياسي بدانند. تأكيد امام بر حضور تمامي اقشار در ميدان عمل و سياست، در طول دورة مبارزه تا رحلت ايشان، ادامه يافت. ايشان، در برابر كنارهگيري تمامي گروههاي اجتماعي بويژه روحانيان و دانشگاهيان، موضعگيري نشان دادند و آنان را، موظف به ايفاي مسؤوليتهاي سياسي ـ اجتماعي دانستند.
از جمله تأكيدات امام، لزوم دخالت سياسي نسل تحصيلكرده در مسائل سياسي ـ اجتماعي است. در مقطع انتخابات مجلس دوم، ايشان در برابر القائات برخي از گروهها ـ كه نتيجهاي جز حذف تعهد سياسي در دانشگاهيان نداشت ـ چنين موضعگيري كردند:
«از قراري كه من شنيدهام در دانشگاه بر بعضي از اشخاص رفتهاند، گفتهاند كه دخالت در انتخابات، دخالت در سياست است و اين حق مجتهدين است. تا حالا ميگفتند كه مجتهدين در سياست نبايد دخالت بكنند. اين منافي با حق مجتهدين است. آنجا شكست خوردهاند. حالا عكسش را دارند ميگويند. اين هم روي همين زمينه است... دانشگاهيها بدانند اين را كه همانطوري كه يك مجتهد در سرنوشت خودش بايد دخالت بكند يك دانشجوي جوان هم بايد در سرنوشت خودش دخالت كند... بيدار باشيد، توجه كنيد، اينها با توطئههايشان ميخواهند كار را انجام بدهند... آنوقت شيطنت اين بود كه سياست از مذهب خارج است و بسيار ضرر به ما زدند و ما بسيار ضرر خورديم و آنها هم بسيار نفع بردند. اين مطلب شكست خورده، حالا ميگويند كه سياست حق مجتهدين است. يعني در امور سياسي در ايران پانصد نفر دخالت كنند. باقيشان بروند سراغ كارشان... اين از آن توطئه سابق بدتر است براي ايران... براي آنكه آن يك عده از علما را كنار ميگذاشت. منتها به واسطة آنها هم يك قشر زيادي كنار گذاشته ميشوند. اين تمام ملت را ميخواهد كنار بگذارد. يعني نه اينكه اين ميخواهد مجتهد را داخل كند. اين ميخواهد مجتهد را با دست همين ملت از بين ببرد.»
مشابه خطاب و عتاب فوق، در ارتباط با حوزهها نيز از حضرت ايشان صادر شده است. مكرراً تفكر جدائي دين از سياست را در حوزهها، تخطئه كردهاند، ضرورت حضور فعال روحانيان را در عمل سياسي يادآور شدهاند و آنان را، از تسرّي تفكرات اهل جمود، برحذر داشتهاند:
«علماي دين باور در همين حوزهها تربيت شدهاند و صفوف خويش را از ديگران جدا كردهاند. قيام بزرگ اسلاميمان نشأت گرفته از همين بارقه است. البته هنوز حوزهها به هر دو تفكر آميختهاند و بايد مراقب بود كه تفكر جدائي دين از سياست، از لايههاي تفكر اهل جمود به طلاب جوان سرايت نكند.»
و همین طور طبق نگاه دینی که کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته همه ی مردم را موظف به مشارکت سیاسی می دانستند.
منابع این بحث در مطلب تربیت سیاسی 1 مورخ سوم خرداد ذکر شده اند.
در ادامه به بحث عوامل دخیل در تربیت سیاسی پرداخته خواهد شد.
خانواده: امام خميني بر تأثيرگذاری نهاد خانواده در تعليم و تربيت، تأكيدات پيوستهای داشتهاند و از جمله نقش اين نهاد را در شكلگيری شخصيت سياسی، ياد آور شدهاند. ایشان در نقش انکار ناپذیر خانواده در تربيت فرزنداني مهذب، شجاع، مستقل، مبارز، آرمان خواه و متعهد و به ويژه در تأثير روحيه زنان بر حالات سياسي مردان سخنان مبسوط و مفصلي دارند. در نگاه ايشان، اگر زنان يك جامعه، آمادگي استقامت و مبارزه را نداشته باشند، مردان آن جامعه، در پيكار از پاي خواهند افتاد. بنابراين در هر مبارزه و نبرد، نقش پشت پرده و حساس جامعه زنان كشور و علاوه بر ان نقش مستقیم و بلاواسطه ایشان بايستي مورد توجه قرار گيرد.
امام خميني در اين زمينه، خطاب به مادران چنين ميگويند: «تهذيب كنيد بچه هاي خودتان را، تربيت كنید، تربيت اسلامي.» و در ادامه اشاره می کنند: «بايد بگويم كه آنها [بانوان] در صف اول واقع هستند براي اينكه مردها هم از آنها شجاع شدند، از مجاهدات آنها تشجيع شدند». یا می فرمایند: «قرآن کریم انسان ساز است و زن نیز انسان ساز»
مدارس و دانشگاه ها: حضرت امام اعتقاد داشتند که پرورش مناسب سياسي، جز با تحول در نظام آموزشي غير ممكن است. از جمله حساسيت هاي امام، به نكات ذيل ميتوان اشاره نمود:
اولاً: حضور معلمان و اساتید مستقل که خودباخته و و ابسته به استکبار و استعمار نیستند به تاکید در بیانات ایشان شنیده و دیده می شود.
«اينطور نباشد كه معلمين ما و مربيهاي جوان هاي ما، تربيت مسكو شده باشند يا تربيت واشنگتن. سادهانديشي است كه ما گمان كنيم كه بايد همه اينها كه تخصص دارند هر طوري كه ميخواهند باشند. بايد بيايند و ما از آنها استفاده كنيم. استفاده نميتوانيم بكنيم. اگر مرض ظاهري ما را يك متخصص خوب كند، امراض باطني براي ما ايجاد ميكند... از يك مرض كوچك به يك مرض بزرگ ما را ميكشاند».
ثانياً: امام، با تاکید اين نكته را هشدار دادند كه نباید دانش جویانی خودباخته و وابسته تربیت نمود. در يكي از پيام هاي خويش، چنين فرمودهاند:
«مبادا اساتيد و معلميني كه بواسطة معاشرتها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن، جوانان ما را كه تازه از اسارت و استعمار رهيدهاند، تحقير و سرزنش نمايند و خداي ناكرده از پيشرفت و استعداد خارجيها، بت بتراشند و روحيه پيروي و تقليد و گداصفتي را در ضمير جوانان تزريق نمايند».
ایشان تعهد را مقدم بر تخصص و همراه با تخصص ذکر نموده اند و اشاره فرموده اند: «مهم اين است كه دانشگاه يك كسي كه از آن بيرون بيايد بفهمد كه من با بودجه اين مملكت تحصيل كردم، متخصص شدم، به مقام عاليه علمي رسيدم و بايد براي اين مملكت خدمت بكنم و براي استقلال اين كشور بايد خدمتگزار باشم». و در جای دیگر اشاره داشته اند: «علم تنها، اگر ضرر نداشته باشد فايده ندارد... تمام اين مصيبتها كه براي بشر پيش آمده است، ريشهاش از دانشگاه بوده... دانشگاههاي سرتاسر جهان اگر چنانچه مواضع انساني را، اخلاق انساني را، آنچه در فطرت انسان است، در كنار تعليم و تعلم قرار بدهند يك عالم عالم نور ميشود، علم و عمل، علم و تعهد به منزله دو بال هستند كه با هم ميتواند به مراتب ترقي و تعالي برسند... اين فاجعه بوده است براي اين ملت كه ابزار علمش دست كساني باشد كه متعهد نيستند». و دانشگاهی این چنین را مبدا همه ی تحولات بر می شمردند.
«اگر چنانچه تربيت يك تربيت انساني باشد، و موافق با فطرت انسان كه همان فطرت وديعه گذاشته شده از طرف خداوند است، و «فطرت ا... التي فطرالناس عليها» آنطور باشد، در دانشگاه هم همانطور تربيت باشد، اينها بعد كه تحويل به جامعه داده ميشود، و مقدرات جامعه قهرا به دست اينها سپرده ميشود روند يك كشور را كشور نوراني، كشور انساني، كشور به فطرت ا... تربيت ميكنند».
رسانههاي گروهي: امام خميني، به اهميت ابزارهاي اطلاعرساني جدید اشراف داشتند و در این ميان بر نقش راديوـ تلويزيون. از آن جا که دربرگیرنده ی مخاطب عام است تأكيد فراوان تری کرده اند.
«اهميت راديو ـ تلويزيون بيشتر از همه است. اين دستگاهها، دستگاههاي تربيتي است. بايد تمام اقشار ملت با اين دستگاهها تربيت شوند. يك دانشگاه عمومي است. دانشگاه دانشگاهِ موضعي است. اين يك دانشگاه عمومي است يعني دانشگاهي است كه در تمام سطح كشور گسترده است... بايد اين دستگاه، دستگاهي باشد كه بعد از چند سال تمام قشر ملت را روشن كند. تمام را مبارز بار بياورد. تمام را متفكر بار بياورد. تمام اينها را مستقل بار بياورد. آزادمنش بار بياورد. از غرب زدگي بيرون كند. استقلال به مردم بدهد».
تعمق در جملات اخير امام، نشان ميدهد كه ايشان چه رسالتي را از راديو ـ تلويزيون انتظار داشتند. به نظر ايشان، اين دستگاه موظف است كه روحيه مناسب با نظام سياسي انقلاب را، در جامعه بيافريند. و متاسفانه آن چه شاهدش هستیم خلاف این مسئله را اثبات می کند.
امام خميني، در سهم مطبوعات و نشريات در رشد و تربيت سياسي جامعه،... سخنان مبسوط و مفصل دارند. بارها و بارها از نقش قلم سخن گفتند و مسؤوليت ارباب قلم را در ابعاد مختلف تربيت اجتماعي و به ويژه تربيت سياسي، يادآور شدند. ايشان، در تأثيرگذاري مجلات و مطبوعات، كلام نغز و قابل توجهي دارند:«آنچه كه بيش از همه در فرهنگ مردم تأثير ميگذارد، مجله و فرم مجله است. براي اينكه مجله و نحوة ارائه آن خيلي تأثير دارد. اين حتي خودش اگر مجله را هم نخواند، ورق زدن مجلّه، اين خودش در روحيهاش تأثير ميگذارد».و این یعنی اهتمام حضرت امام به تعریف قالب هایی متناسب با محتوای دینی. ایشان هم چنین فرموده اند:«در باب نشريات خودتان ميدانيد كه نقش نشريات در هر كشوري از همه چيزها بالاتر است روزنامهها و مجلات ميتوانند كه يك كشوري را رشد بدهند و هدايت بدهند به راهي كه صلاح كشور است و ميتوانند كه به عكس عمل كنند».
احزاب و تشکل ها: در كشورهاي صنعتي، «احزاب» يكي از عوامل تربیت سياسي شناخته شدهاند. در كشور ما، به علل مختلف، تحزب نقش چندانی در تربیت سیاسی سالم ندارد. البته حضرت امام در بیاناتشان نسبت به احزاب و گروه ها بیاناتی داشته اند که ضمن رد حزب بازی، وجود گروه های مختلف با آرا و عقاید متفاوت را در زیر سایه جمهوری اسلامی مایه خیر برای نظام و رشد فضای عمومی می دانستند. لازم به ذکر است که ایشان به مردمی بودن احزاب توجه فراوانی داشتند و احزاب فرمایشی دولت نشانده را رد می کردند. در انديشه سياسی حضرت امام تحزب امري جدای از حزب بازی است، امام در راستای افزایش ضریب تاثیر احزاب نکاتی فرموده اند. به عنوان نمونه در خصوص عضو گيري به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی تاكيد مي كنند که: «مساله مهم ديگر قضيه عضوگيری است. شما بايد سوابق افراد را قبل و بعد از انقلاب بررسی كنيد. اينكه خانوادهاش كيست، بعد از انقلاب چه جوری بوده است؛ اين را بايد حتي الامكان، دقت كنيد... البته رعايت چنين امري در سراسر مملكت مشكل است ، اما اگر مسامحه شود كار مشكلتر ميشود. بايد از افرادي صحيح كه ميدانيد ريشه فاسدی ندارند ، عضوگيری كنيد.» البته ایشان مکررا تاکید و توصیه می کردند که گروه ها از تفرقه بپرهیزند و حتی در بیاناتی تند خطاب به احزاب می گفتند: « هر روز در روزنامهها ميخوانيد كه گروه كذا هم اظهار وجود كرد، بسيارشان به اسم اسلام است و خيلی شان هم غير اسلامی، هم آن كه به اسم اسلام است حالا اشتباه دارد ميكند، هم آن كه به اسم غير اسلام است اشتباه میكند. همه بايد تحت لوای لااله الا الله باشيم، همه يكی باشيم انشاءالله ». در این میان کارنامه حزب جمهوری اسلامی بسیار درخشان است. در اهداف این حزب آمده است: بالا بردن آگاهی اسلامی و سياسی مردم ايران و سرعت بخشيدن به خودسازی انقلابی آنها در همه ابعاد. و همچنین تبديل نظام آموزشی وارداتی استعماری به نظامی اصيل و اسلامی
مساجد و مؤسسات ديني: مساجد از صدر اسلام جایگاه اجتماعی –سیاسی خاصی داشته اند و جنبش ها و نهضت های سده ی اخير در كشورمان، عمدتاً در محور «مساجد» شكل گرفتهاند و به تاريخ سياسی كشور، جهت بخشيدهاند.
امام خمينی، با توجه به نقش تاريخی مساجد، فرمودهاند:«مسجد در اسلام و در صدر اسلام، هميشه مركز جنبش و حركتهای اسلامی بوده، از مسجد تبليغات اسلامی شروع میشده است و از مسجد حركت قوای اسلامی برای سركوبی كفار و وارد كردن آنها در بيرق اسلام بوده است... شما كه از اهالي مسجد و از علماي مساجد هستيد، بايد پيروی از پيـامبر اسلام و اصحاب را مرور كنيد و مساجد را براي تبليغات اسلام و حركت اسلاميه و براي قطع ايادي شرك و كفر و تأييد مستضعفين در مقابل مستكبرين قرار بدهيد».
امام، معتقد بودند كه پيروزي نهضت، نه تنها از نقش مساجد و ضرورت آن در ابعاد مختلف تربيتی و به ويژه تربيت سياسی، نكاسته بلكه بر اهميت آن افزوده است. در هشدارهای اوليه پس از پيروزی، فرموده بودند:«راه ديگری كه الآن در نظر آن هاست، اين است كه اين مراكزی كه مربوط به ربط روحانيت و ملت است، اين مراكز را سست بكنند و كمكم از بين ببرند. وسوسه كنند به اينكه اين آخوندها كه از آنها كاری نميآيد، ميرويد توي مسجد چه كنيد؟... مسجد محلي است كه از مسجد بايد امور اداره بشود. اين مساجد بود كه اين پيروزی را براي ملت ما درست كرد. اين مراكز حساسی است كه ملت بايد به آن توجه داشته باشد. اينطور نباشد كه خيال كنند حالا ديگر ما پيروز شديم و ديگر مسجد میخواهيم چه كنيم».
شعائر مذهبي: ديانت اسلام با تشريع و تأكيد بر شعائری چون حجّ، نمازجمعه، نماز جماعت و موارد مشابه، زمينه ی نوعی خاص از تربیت سياسی را پديد آورده است. امام خمينی بر اين وجه از شعائر دينی، تأكيد فراوان داشتند و در گسترش و تعميق آن، تلاش مؤكّد نشان دادند. ايشان، به مبلغان مذهبی، توصيه داشتند كه از موقعيت تجمعات مذهبی، در افزايش دانش و آگاهي سياسي جامعه، بهرهبرداری لازم را بنمايند.«به عهده علمای بلاد و خصوصاً ائمة جمعه هست... كه در خطبههايشان كه يك فرصتی است كه مردم مجتمعند و مطالب را میشود گفت، تنبه بدهند مردم را كه غفلت نكنند از اين دستهائی كه به خيانت میخواهند اين انقلاب را متلاشی كنند».
همچنين در ارشاد به مبلغان در مراسم سنتی روضه و عزاداری، فرمودهاند:«عزاداری به همان قوت خودش بايد باقی بماند و گويندگان پس از اينكه مسائل روز را گفتند، روضه را همانطور كه سابق میخواندند و مرثيه را همانطور كه سابق میخواندند، بخوانند و مردم را مهيا كنند برای فداكاری. اين خون سيدالشهداست كه خون های همه ی ملت های اسلامی را به جوش میآورد و اين دستجات عزيز عاشوراست كه مردم را به هيجان میآورد و براي اسلام و حفظ مقاصد اسلامی مهيا میكند».
امام در بيان فوق، بر دو وجه تأثيرگذاری اين مراسم، تأكيد كردهاند. از سویی ایجاد روحیه ی فداکاری و شهادت و از سویی دیگر آموزش سیاسی.
طرح «حج ابراهيمی» از سوی ایشان در راستای هویت بخشی و تربیت سیاسی مسلمانان سراسر جهان بود. از اين رو، در مناسبت های مختلف بر تلفيق سياست با مراسم عبادی حج، تأكيد كردند و مراسم حج را بدون انتقال اطلاعات لازم سياسي و ابراز و گسترش احساسات متناسب، ابتر و ناقص دانستند. از جمله فرمودهاند:
«اعلان برائت از مشركان كه از اركان توحيدی و واجبات سياسی حج است، بايد در ايام حج به صورت تظاهرات و راهپيمائی با صلابت و شكوه هرچه بيشتر و بهتر برگزار شود... اعلان برائت در حج، تجديد ميثاق مبارزه و تمرين تشكل مجاهدان برای ادامه نبرد با كفر و شرك و بتپرستيهاست و به شعار هم خلاصه نميشود كه سرآغاز علني ساختن منشور مبارزه و سازماندهي جنود خدای تعالی در برابر جنود ابليس و ابليسصفتان است».
طبیعتا مراکزی چون حوزه علمیه و یا تشکل های دانشجویی و مردمی در بحث تربیت سیاسی از اهمیت به سزایی برخوردارند که در این فرصت مختصر نمی توان به آن پرداخت. ان شا الله اگر فرصتی بود در ادامه به نقش این دو نهاد
نیز خواهم پرداخت.
نظرات کاربران :