«آقايان كه تربيت بچهها را ميكنند، مسائل سياسي روز را هم به آنها تعليم بكنند. نميگويم همة آن اين باشد. همه چيز بايد باشد. يك بچهاي كه از يك مدرسه بيرون ميآيد، بايد مسائل دينياش را بداند. مسائل نماز و روزهاش را بداند. هم تربيتهاي علمي بشود... و هم تربيت سياسي»
امام خمینی(ره)
حضرت امام هم واره از ارتباط «تربيت» و «سياست» سخن گفتهاند و تربيت سياسي را يكي از مواد و عناصر ضروري و لازم در نظام آموزشي، عنوان كردهاند. در سخن راني كه حضرت امام با جمعي از فرهنگيان داشتهاند چنين اظهار فرمودهاند:
«اين جواناني كه دست ما هستند و با آن ها رابطه داريم، اين ها را بايد تربيت اسلامي، تربيت ديني و متوجه به مسائل روز كنيم. جوري باشد كه از اول اين بچهها و جوان ها، مسائل روز دستشان باشد و بفهمند كه بايد چه بكنند در آتيه».
ايشان حتي در نقد عملكرد برخي از مؤسسات آموزشي كه به كاركرد سياسي بيتوجهي داشتهاند، چنين فرمودهاند:
«شما متصديان مدرسة علوي ـ البته از قراري كه تا حالا به من گفتهاند ـ بسيار خوب عمل كردهايد... فقط يك نكته بوده است كه اشكال داشتم و آن نكته را از اين به بعد، شما مورد نظرتان باشد و آن اين كه بچههاي ما در هر زمان موافق آن زمان، بايد تربيت بشوند و در روايات هم هست كه بچههاتان را تربيت كنيد به غير آنطوري كه خودتان هستيد. براي زمان آتيه. براي اين كه اين ها در زمان آتيه بايد دست به كار مملكت و كشور بشوند. شما بچهها را از سياست... دور نگه نداريد. دور نگه داشتن بچهها از سياست، آن فرمي ميشود كه وقتي وارد اجتماع شدند، مثل يك آدم كوري وارد اجتماع بشوند... تربيت و تعليم همه جانبه بايد باشد. يعني آن مقداري كه كشور احتياج به آن دارد. انسان احتياج به آن دارد. خود شخص احتياج به آن دارد، تعليم و تربيت در آن جا به همه ابعاد باشد».
اگر بخواهیم به بحث درباره تربیت سیاسی بنشینیم اول باید مشخص کنیم در تربیت سیاسی می خواهیم فرد را به کجا برسانیم؟ تحلیل گر متخصص مسایل سیاسی؟ دایرة المعارف اصطلاحات و رویدادها و جریان ها و شخصیت های سیاسی؟ یک روشن فکر منتقد و ...؟
فکر می کنم قبل از همه ی این ها ما می خواهیم فردی با بینش و تحلیل سیاسی و دغدغه مند و مسئول و آگاه نسبت به فضای اجتماع و جهان تربیت کنیم. فردی که کنش گر و منتقدانه مسایل سیاسی را در ذیل نگاه های ایدئولوژیک و فرهنگی ومفاهیم اعتقادی پیگیری می کند. در این راستا دیدگاه استاد مصطفی محمد طحان لبنانی الاصل خواندنی است. ایشان در کتاب تحدیدات سیاسیه تواجه الحرکة الاسلامیة (چالش های سیاسی جنبش اسلامی معاصر) تربیت سیاسی را ایجاد، تاسیس و رشد شخصیت سیاسی انسانی که تحت پرورش است تا جایی که با فرهنگ حقیقی سیاست تناسب داشته باشد تعریف نموده اند. همچنین اشاره داشته اند تربیت سیاسی به معنای تقویت بینش انسان است به صورتی که اهل نظر بوده، توانایی تحصیل و کسب بینش سیاسی ( مستقل) را برای خود به ارمغان آورد و نیز به معنای تقویت بنیه مشارکت سیاسی انسان به نحوی که قدرت و توانایی فعالیت و مشارکت سیاسی را در جامعه با تمام اشکال و عناوین موجود که به ایجاد تغییر و تحول بهتر بیانجامد، داشته باشد.
ایشان در این کتاب با نگاهی روشن بینانه و البته منطبق با مبانی نظری اسلام که به پيوند منطقي و عقلايي اسلام با شرايط و مقتضيات عصر می انجامد در ادامه به تبیین چند موضوع می پردازد:
1- تربیت سیاسی، فعالیتی است که تنها به تقویت جنبه نظریه ها و آگاهی های مشخص سیاسی نمی پردازد، بلکه هدف از آن، پرداختن به رشد و گسترش روز افزون بینش و دیدگاه هایی است که در بر گیرنده ارزش ها، اعتقادات و جهت گیری ها و عواطف سیاسی می باشد؛ بصورتی که شخص نسبت به موضع گیری های سیاسی، قضایای محلی، منطقه ای و جهانی آگاه و مطلع باشد و همچنین بر مشارکت و فعالیت دقیق در صحنه سیاسی به ویژه در جامعه به طور کلی توانا باشد.
2-تربیت سیاسی، بدین معنا نیست که فرد نسبت به نظام حاکم ارادت داشته باشد و تمام عملکرد ها و رویکردهای آن را توجیه کند؛ بلکه پروسه ای است که به ایجاد شخصیتی عقلانی، منتقد، توانا در گفتگو های سازنده و توان مند در عملکردهایی برای بهبود هر چه بیشتر وضعیت، می انجامد. بنابراین تربیت سیاسی در فضایی که در آن آزادی نظر و انتقاد و گفتگو وجود نداشته باشد و حکومت ها همواره بر افکار و اندیشه ها مسلط باشند، امکان پذیر نخواهد شد.
3- تا زمانی که انسان موجودی سیاسی است و در جامعه ای که با سیاست آمیخته است زندگی می کند(همیشه)، تربیت سیاسی نیز در طول زندگی انسان مطرح و عملی مستمر و انقطاع ناپذیر است و در یک مرحله سنی و یا در یک مقطع تحصیلاتی خلاصه نمی گردد. همان گونه که خود سیاست هم، به گروهی مشخص از اعضای جامعه تعلق ندارد، بلکه مساله ای است مربوط به نوع انسان و هر شهروندی در جامعه.
4-شرایط، ابزار و امکانات تربیت سیاسی تنها در مدرسه و در خانواده خلاصه نمی شود بلکه شامل دستگاه ها و نهادهای دولتی و غیر دولتی، رسمی و غیر رسمی نظیر احزاب و رسانه ها و... هم می شود. همچنین روش ها و راهکارهای آن شامل آموزش های مستقیم و روش های غیر مستقیم است، روش هایی مانند شاگردی، الگوپذیری، تعلیم مستقیم سیاسی و مهیا کردن شرایط برای موضع گیری های عملی افراد و تمرین فعالیت های سیاسی که از طریق آن انسان تجارب و اندوخته های سیاسی را کسب کرده و توانائی هایش را افزایش می دهد.
5- تربیت سیاسی، آموزش اصول و بنیادهای عقیدتی، جامعه شناختی و سیاسی است که در مجموع، فرهنگِ سیاست را تشکیل می دهند. فرهنگ سیاسی یعنی تشکیل ارزش ها و باورهای اساسی که در خلال آن عواطف و رویکردهای فرد شکل گرفته و در لابلای آن، نوع و میزان مشارکت سیاسی انسان پایه ریزی می شود.
پس از ذکر این پنج اصل در ارتباط با تربیت سیاسی ایشان نتیجه می گیرند که: تریبت سیاسی دارای سه بعد اساسی است:
- قواعد و پایه های تشکیل دهنده فرهنگِ سیاست
- اهداف و ارزش هایی که به تربیت سیاسی منجر می گردد و نیز اهداف تربیت سیاسی که عبارتند از: محتوای سیاست و مفاهیم سیاسی، ایجاد بینش سیاسی و مشارکت سیاسی.
- ارئه راهبردها و ایجاد شرایط مناسب برای تحقیق بخشیدن به دو بعد ذکر شده.
سپس به بررسی اهداف تربیت سیاسی می پردازند:
1- سازماندهی و تقویت بنیان سیاست
2- ایجاد بینش سیاسی
3- ایجاد توانایی ها و سامان دهی استعدادها در جهت مشارکت سیاسی
و در ادامه چند کلیدواژه را در بحث تربیت سیاسی توضیح می دهند(مواردی که در () ذکر شده اند توضیحات نگارنده است و مباحث استاد نمی باشند):
محتوای سیاست:
- عو اطف و احساسات سیاسی که در مجموعه ای از گرایش ها و سلیقه های سیاسی اشخاص تجسم می یابد. (در پست بعدی درباره این مورد توضیح بیشتری خواهم داد)
- ارزش ها و باورهای سیاسی که دارای محتوای سیاسی مستقیم و غیر مستقیم اند. (باید ها و نباید های سیاسی،اجتماعی و فرهنگی که به نوعی با سیاست مرتبط اند)
- آگاهی ها، واقعیت ها و سنجش و ارزیابی عواملی که در امور سیاسی مؤثر هستند. (هست ها و نیست ها همراه با تحلیل سیاسی)
بینش سیاسی یعنی:
1- نگاهی فراگیر به رویدادها و حوادث(نگاه عام داشتن)
2- داشتن دیدگاه های انتقادی (توانایی تحلیل و جداکردن سره از ناسره)
3- احساس مسئولیت (نسبت به سرنوشت خویش، افراد جامعه، نظام حاکم بر جامعه، مردم جهان و...)
4- داشتن شوق و علاقه برای ایجاد تغییر و تحول به منظور ایجاد آزادی عمل و ابراز نظر در رویارویی و برخورد با مسائل و رویدادهای جامعه (پویایی و آرمان خواهی در مناسبات اجتماعی- سیاسی)
مشارکت سیاسی:
مشارکت سیاسی یعنی جریانی که شخص در خلال آن نقشی را در حیات سیاسی جامعه اش ایفاء کند و این فرصت را دارد که در وضع تبیین اهداف و ارزش های عمومی برای جامعه، سهیم و شریک باشد که این هم از طریق فعالیت های سیاسی در جامعه امکان پذیر است فی المثل شخص خودش را نامزد یا داوطلب انتخابات نماید و برای بحث و بررسی قضایای عمومی اعلام آمادگی کند و هم از طریق مشارکت در مجادلات سیاسی و یا از طریق فعالیت های غیر مستقیمی از طریق خواندن و مطالعه روزنامه های سیاسی و کسب اطلاع از اوضاع عمومی جامعه اظهار علاقمندی کند. (و یا خود را موظف به نظارت بر ارکان سیاسی جامعه بداند و نسبت به احقاق حقوق اعضای جامعه هوشیار و حساس باشد.)
رشد اندیشه دمکراسی عمدتاً به میزان مشارکت افراد جامعه در فعالیت و تعیین و ایجاد ارزش های سیاسی بستگی دارد. بدین معنا که فرصت های مشارکت برای مردم فراهم شود و مشارکت در فعالیت های سیاسی برای هر شهروندی بدون هیچ گونه اختلاف و تبعیضی امکان پذیر باشد. (البته تاثیرگذاری بیشتر در عرصه سیاسی خصوصا مدیریت کلان به تخصص و ویژگی هایی بستگی دارد که نظام را مجبور به گزینش نیروهای شایسته و توانمند می نماید. پس وقتی صحبت از تبعیض می شود باید توانمندی افراد لحاظ شود. نه این که همه ی افراد، یکسان و در هر شرایطی می توانند مدیریت نظام را بر عهده بگیرند. اما هر فردی باید بتواند در صورت احراز شرایط لازم و کافی برای مدیریت، مانعی نداشته و کاندیدای انتخابات برای تصدی بالاترین مسئولیت های کشوری شود. تاثیرگذاری در مناسبات کشوری هم بستگی به رصد فضای جامعه، اطلاعات کافی، قدرت تحلیل، قدرت تشخیص و... دارد. پس عدم تبعیض بستگی به خود افراد دارد.)
نهادهای عهده دار تربیت سیاسی: (در پست بعدی به تفصیل در این باره صحبت خواهد شد)
1- خانواده: خانواده در دوران طفولیت انسان اولین و مهمترین سازنده ساختار رشد سیاسی محسوب می شود.
2- مدرسه و دانشگاه (نهادهای رسمی آموزش و پرورش)
3- گروه ها و احزاب سیاسی
4- رسانه های گروهی و وسایل ارتباط جمعی
منابع بحث (تربیت سیاسی 1 و 2):
سایت مقالات علمی ایران
سایت حوزه
سایت نوگرا
وبلاگ حکمت تربیت
درگاه پاسخ گویی به مسایل دینی
کتاب خانه اینترنتی تبیان
و...
کتاب ارزشمند صحیفه نور (رهنمودهای امام خمینی(ره))
نظرات کاربران :