مبانی مدیریت اسلامی بر اساس ارزشهای اسلامی است که میتوان آنها را در پنجمؤلفه خلاصه کرد: «نگاه جامع به انسان، نگاه جامع به خانواده، نگاه جامع به نظام اسلامی، نگاه جامع نظام مدیریت زمان و در آخر مدیریت از نگاه اسلام». این مقولهها اثرات قابل توجهی در برنامهریزی کشور دارد.
از بین این پنچمورد، «نگاه جامع به خانواده و مدیریت زمان» پایه و مهم بوده و باید نقشی محوری در برنامههای نظام داشته باشند. چرا که از نظر اسلام خانواده مهمترین نهاد اجتماعی است و جامعه سالم در خانواده سالم توصیف شده است. آنچه در دین ما اصالت دارد خانواده است و جامعه بدون خانواده به رسمیت شناخته نمیشود.
برخلاف نگاه مدرنیته، انسانِ بدون خانواده فاقد تعادل روانی است و در سیاستگذاری، کشور باید خانوادهمحور باشد.
اگرچه غرب خانوادهمحور نیست، ولی در چند دهه اخیر برخلاف کشور ما، به سمت خانوادهمحوری رفته است، اما ما از این نکته غافل هستیم و در حال فاصله گرفتن از آن هستیم.
سلامت خانواده حول محور زن میچرخد، چون زن دارای دو شأن همسری و مادری است که به مراتب نقشی سختتر از مردان به عهده دارد و مردان باید علاوه بر نفقه، به روشهای گوناگون زحمات زنان را جبران کنند. چرا که 90درصدِ فعالیت زن در خانواده است و این فعالیتها الزام فقهی ندارد، بلکه الزام اخلاقی دارد و خداوند میفرماید انجام نقش مادری واجب نیست. اما وجدان زن او را به انجام این فعالیتها تشویق میکند و از نظر قرآن گفتن وظایف مادری اهانت به زن است، به این دلیل که خانمها وجدان مادری دارند.
همانطور که خانواده سالم شرط جامعه سالم است، شرط خانواده سالم ازدواج سالم است که در ازدواج باید شش ضرورت را رعایت کرد. آموزش، فرهنگ و حقوق خانواده، مشاوره و موردیابی، سه ضرورت فرهنگی هستند. سه موردِ مسکن، امکانات اولیه و حداقل زندگی و حقوق و درآمد نیز موارد اقتصادی هستند و از وظایف دولتهاست که آن را تأمین کنند.
تولید علم و جنبش نرمافزاری بدون سلامت خانواده معنا ندارد و به همین دلیل دشمن زیربنای جامعه که همان خانواده است را نشانه گرفته است.
اگر تأهّل و سلامت خانواده شکل نگیرد، "علم" علمی نجس است. اما ما در جبهه ازدواج ضعیف بودیم و آنچنان که باید کار نکردیم. تقوی یک مثلث است که سه رکن دارد و آن تقوای نظری، تقوای حاصل ازآموزش و تقوای حاصل از ازدواج است که دو مورد آخر اکتسابی است که متأسفانه اقدام جندانی نشده است.
در جامعه ما یا از زنان بیگاری میکشند (نگاه سنتی) یا شرکت سهامی و بیبند و باری (فمنیسم) است. حوزه علمیه زنان باید توسط زنان اداره شود. چرا در دانشگاههای ما 70درصد از دانشجویانِ رشتههایی همچون مهندسی معدن زنان هستند یا در علوم پزشکی، مردان در رشته جراحی زنان میروند و زنان در رشته اورولوژی مردان؟ و هیچ تناسبی بین زنان و مردان با رشتههای تحصیلیشان نیست. این از معضلهای سیستم آموزشی کشور ماست.
از آنجا که بدترین نوع "اسراف" اسراف عمر است، در اسلام مدیریت زمان براساس ساعات عبادت است و و از طلوع آفتاب فعالیت شروع شده و تا غروب ادامه پیدا میکند. در این زمینه ما نیازی به الگو نداریم، چرا که خداوند خود به ما الگو داده است ولی ما در برنامهریزی تابع غرب هستیم.
از دیدگاه اسلام مقطعبندیِ سن بر اساس رشد و جنس افراد است که بر این اساس پسرها سه تا هفت سال و دخترها سه تا شش سال در نظر گرفته است. دوره کودکی، دوره قبول فرماندهی کودک با سیادت است و ما از همان دوره اول باید کودکان را با آموزش هویتبخش و قرآنمحور بزرگ کنیم و یکی دیگر از دورهها نیز دوره شغلمحور وخانوادهمحور و مشارکتمحور است. دوره آخر دوره تولید علم است که مخصوص نخبگان است و جای هرکسی نیست. در این دوره برخلاف دورههای قبل که افراد، به عنوان یک تکنسین تربیت میشدند، در این دوره لازم نیست هر کسی وارد شود.
نظرات کاربران :