پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

ابراهيم فياض
برخورد گفتمان هاي انقلابي و غربي جمهوري اسلامي در انتخابات دهم  (ويژه)  

هيجان هاي كاذب، بعد شكست و بعد نااميدي اجتماعي. وقتي شما تئوري نداشته باشيد، هرگز اين مملكت اصلاح نمي شود. در همه دوره ها مثل دوره ناصرالدين شاه بازسازي همواره با فساد كساني بوده كه بازسازي مي كرده اند. يعني دستشان در جيب مردم بوده است بعد كه منافعشان تامين شد مي روند كنار. و از آن بازسازي فقط يك اسم و يك تصوير مي ماند.

  
 
چهارشنبه 30 اردیبهشتماه 1388  

 

ارزيابي شما از هندسه سياسي و هندسه گفتماني كشور در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري چيست؟
    كشورهايي مثل كشور ما كه دچار نقصان حوزوي و دانشگاهي هستند مشكلشان اين است كه هميشه واقعيت از تئوري جلو مي افتد يعني واقعيت هاي اجتماعي آن قدر گسترش دارند ولي تئوري ها هرگز نمي توانند اينها را احصا كنند. جامعه ما جامعه اي است به شدت پويا و اين پويايي را نمي توانيم احصا تئوريكي اش بكنيم به همين دليل مردم جلوتر از دانشگاه ها و حوزه ها هستند و متاسفانه دانشگاه ها به دنبال مردم مي روند.
    در نتيجه ما هميشه دچار مشكليم، چون انقلاب را نفهميديم، جهت هاي آينده انقلاب را نفهميديم كه اين بحث را من باز خواهم كرد. يعني چون نتوانستيم انقلاب را تئوريك تحليل كنيم باعث شد كه بسياري از فرصت هايي كه انقلاب به ما داد را از دست بدهيم و ديگران از اين فرصت ها استفاده كنند. مثل استفاده هايي كه مسيحيت از جمهوري اسلامي ايران براي بسط خودش در جهان كرد. و حتي كشورهايي مثل آمريكا و برخي نقاط در اروپا آمدند با استفاده از انقلاب ايران مسيحيت را در جامعه خودشان بسط دادند و امروز به شدت دارند هويت مذهبي پيدا مي كنند. حتي جامعه ايي مثل جامعه فرانسه كه لائيك است و به شدت سعي مي كند غير مذهبي و حتي ضد مذهبي باشد امروز ديگر هويت سياسي و حتي مذهبي پيدا كرده است.
    غربي ها توانستند از انقلاب ما استفاده تئوريكشان را بكنند ولي ما نتوانستيم. آمريكا آمد جماعت گرايي راه انداخت خط سوم، راه سوم گيدنز و ... همه اين تئوري ها از انقلاب ما به وجود آمد.
    اگر ما انقلاب خودمان را باز توليد تئوريك مي كرديم الان كشور ما پيشرفته تر از چيزي بود كه الان هست. حالابدتر اينكه ما چارچوب هاي تئوريك غربي را گرفتيم و آنها را مبناي سياستگذاري ها و برنامه ريزي هايمان قرار داديم و نتيجه آن هم شد اين انحرافاتي كه طي 16 سال اخير بعد از جنگ رخ داد و تا آنجا رسيد كه ضد انقلاب اسلامي شويم و اين چيزي كه به نظر بنده آينده رياست جمهوري و هندسه تفكر رياست جمهوري را تشكيل مي دهد همين دو برخورد است. يك برخورد تئوريك و باز توليد تئوريك بومي ايران و انقلاب اسلامي و جهت هايي كه داريم و ديگري تداوم باز توليد تئوريك غربي جمهوري اسلامي كه اين دو ساختار در آينده ما بسيار حياتي هستند. البته در انتخابات رياست جمهوري دهم به ظاهر به سمتي پيش مي رويم كه همه اعلام مي كنند هندسه تفكري انقلاب اسلامي را قبول دارند و بايد آن را محلي و بومي كنند.
     با فرض پذيرش صحبتهاي شما مبني بر تقابل گفتماني رهيافت انقلابي و غربي در انتخابات رياست جمهوري آينده به نظر تان شعارهاي مطرح شده برخي نامزدها درباره ضرورت بازگشت به گفتمان انقلاب اسلامي چقدر عمق دارد؟
     طيفي از غرب گرا ها به اين دوره از انتخابات رياست جمهوري به عنوان يك كاتاليزور نگاه مي كنند كه چون نمي توانند به واسطه نهضتي كه در دوره دولت نهم به وجود آمد مستقيما بروند به سراغ غرب گرايان و آنهايي كه محور تفكري خودشان را غرب قرار مي دهند،آمده اند و گفته اند بياييد فعلابه اين دوره به عنوان كاتاليزور نگاه كنيم و تا مرحله بعد برگرديم و دوباره آن محوريت گفتماني قبل را قرار مي دهيم و اين بحث بسيار مهمي است و روي اين ساختار بايد به شدت كار كنيم. ما الان بايد بفهميم شاخص هاي فكري كجاست، فهم اين شاخص ها خيلي مهم است. ظاهرا غربي ها همه متوجه شده اند كه انتخابات رياست جمهوري اين دوره بسيار تعيين كننده است، نه فقط براي ايران نه فقط براي منطقه بلكه براي كل جهان. چون تمام دنيا ديدند كه اين دوره رئيس جمهور احمدي نژاد توانست پرخاش بوش را به طور كامل جواب بدهد و توانست روي حرف خودش تا آخر بايستد. الان اوباما سركار آمده است. باز خورد اوبامادر ايران چگونه است. غرب گراها در ايران كسي را مي خواهند مثل اوباما سركار بياورند در حالي كه خود اوباما نتيجه دولت احمدي نژاد بود. اوباما با همان تيپ احمدي نژاد كه مي خواهيم تغيير بدهيم روي كار آمد. شاخص هاي شخصيتي احمدي نژاد باعث سركار آمدن سياهپوستي شد كه به لحاظ پرستيژ سياسي در آمريكا آنرمال بود و چيزي غير از هيئت حاكم آمريكا به حساب ميآمد. الان هم بحث اين است كه اگر بتوانند اين ساختار را در ايران شكل بدهند مي توانند يك دولت كاتاليزوري در ايران بعد از احمدي نژاد شكل دهند. يعني دولتي كه ظاهرا حرف هايي مثل احمدي نژاد بزند ولي بتواند خودش را منتقل بكند به دنياي آينده غرب گرايي كه در ايران محوريت غربي دارد.
     تبار تاريخي و ريشه هاي جامعه شناختي طيف غرب گرا در ايران را چگونه تحليل مي كنيد؟
    ما در ايران اشرافيتي داشته ايم كه همراه با غرب گرايي بوده است از زماني كه صفويه تشكيل شد. غرب گرايي از صفويت شروع مي شود نه از قاجاريه دوره شاه عباس كه ديگر اوج اش است. همان موقعي كه رنسانس شروع مي شود در ايران هم صفويه به وجود مي آيد. همين غرب گرايي كمر صفويه را شكست. و اين چيزي است كه تابه حال در ايران روي آن كار نشده است. يعني از دوره شاه عباس كه برادران شرلي مي شوند برادر شاه عباس. و بعد قصه هايي كه انگليس مي خواهد انتقامش را از پرتغالي ها بگيرد. بعد ازعثماني برسند به سوي هند و ... . ما اگر مي خواهيم دنياي امروز ايران را بشناسيم بايد با مطالعه صفويه حالت تعاملي پيدا كنيم.
    اوج ورشكستگي ما با غرب گرايي شاه سلطان حسين صفوي كليد مي خورد كه مقام معظم رهبري هم تاكيد فرمودند. ايشان در رابطه با انتخابات رياست جمهوري گفتند اينها مي خواهند شاه سلطان حسين صفوي را سر كار بياورند. او فردي كاملاغرب گرا بود در دوره اين آدم نقاشي هاي برهنه به تقليد از غرب و سبك ناتوراليستي به شدت رواج پيدا كرد و جامعه به شدت غرب گرا شد. همين جا بود كه سر وكله محمود افغان پيدا شد.
    اشرافيت غرب گرا به شدت پويايي و افتخار خود را در اين مي داند كه از جامعه خود دور مي شود و سعي مي كند كه از غرب چارچوب ها را بگيرد و در ايران اجرا كند.
    در عصر قاجار از دوره فتحعلي شاه غرب گرايي در ايران شروع مي شود كه اوجش ناصرالدين شاه است. كه اين قصه از اميركبير و دار الفنون شروع مي شود يعني غرب گرايي و غرب محوري. در دوره پهلوي هم اين اشرافيت غرب گرا بيش از پيش رشد مي كند. پس اشرافيت غرب گرا در بعد معرفتي كاري كه مي كند مي آيد تئوري هاي غرب گرا آن همه از نوع تقليلي اش را وارد مي كند. انقلاب ايران دقيقا ضد مدرنيته محمدرضايي و رضا شاهي است اما متاسفانه ما بعد از انقلاب مجددا همان شاخصهاي سابق را معيار و محك بازسازي و نوسازي در دوره آقايان هاشمي و خاتمي قرار داديم.
     غربي ها در انتخابات آينده دنبال همين هستند يعني اشرافيت غرب گرايي كه در بعد معرفتي علوم تجربي را مركز قرار مي دهد. نوسازي يا سازندگي اش به شدت آمرانه است به شدت جلو مي رود مردم را له مي كند، سنت ها را مي شكند، دين و هر چه هست را نابود مي كند.
     تقويت تئوريك فرايند دولت سازي اسلامي در ايران چگونه ميسر است؟
    ما بايد در دوره آينده علوم انساني را محور قرار دهيم نه علوم تجربي را و بازسازي را بر اساس آن ترسيم كنيم.
    اگر در آينده غير از اين انجام دهيم دوباره بحران فرهنگي خواهيم داشت. حالاهر دولتي كه مي خواهد باشد احمدي نژاد باشد يا فرد ديگري. يعني حتي اگر دولت آينده هم دولت احمدي نژاد با همين روش فعلي باشد محورهاي تئوريك را با كارش همراه نكند بحران جامعه را فرا مي گيرد. شايد الان نه ولي 5 سال ديگر حتما جامعه ما از درون خواهد شكست.
    در اين دور از انتخابات به وضوح مي بينيد كانديداهاي رياست جمهوري كمتر تئوري مدوني داشته باشند يعني آن قدر يك نامزد رياست جمهوري تنزل پيدا مي كند كه مي آيد شعار مي دهد كه گشت ارشاد را جمع مي كند. حالاخودتان ببينيد ما چقدر در اين قصه عقب مانده خواهيم شد. مشخص است اين نامزد تئوري امنيت ندارد. در واقع وي به جاي اينكه بيايد تئوري امنيتي خود را اعلام كند مي آيد يك تكنيك را عملي مي كند مثل يك شومن برخورد مي كند.اين دارد نشان مي دهد كه ما در آينده با چه ركودي روبرو خواهيم شد. يعني هيجان هاي كاذب، بعد شكست و بعد نااميدي اجتماعي. وقتي شما تئوري نداشته باشيد، هرگز اين مملكت اصلاح نمي شود. در همه دوره ها مثل دوره ناصرالدين شاه بازسازي همواره با فساد كساني بوده كه بازسازي مي كرده اند. يعني دستشان در جيب مردم بوده است بعد كه منافعشان تامين شد مي روند كنار. و از آن بازسازي فقط يك اسم و يك تصوير مي ماند. صنيع الدوله خيلي عجيب است اول گفت كشتي جنگي بياورند بعد كشتي مسافري مي آورد. فسادي كه صنيع الدوله داشته الان هم هست اگر برويد تحقيق كنيد.
     لذا محال است كه بدون علوم انساني دچار فساد نشويم، محال است بدون علوم انساني در آينده بتوانيم كشور را پيشرفت دهيم. محال است نااميدي نيايد حتما مي آيد چون ابتدا با هيجان شروع شده است. و الان كل هندسه فكري اين دو سوال است كه آيا محور را علوم تجربي قرار دهيم تئوري غربي يا اينكه علوم انساني را وارد كنيم كه علوم انساني هم حوزه است هم دانشگاه هر دو با هم در يك تعامل بسيار شديد با محوريت دولت.

            نظرات کاربران :

اي کاش اين مطالب را همه مردم مي خوانند و ايکاش قبل از انتخابات بود
نويسنده نظر :f.k sh


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

مناظره داغ تلویزیونی درباره تحریم شرکت اسرائیلی نستله
طرح‌های گرافیکی جدید برای تحریم حامیان اقتصادی صهیونیست‌ها
تحریم کالاهای صهیونیستی راهکار عملی ضربه زدن به اسرائیل
کاریکاتورهای جدید تحریم کالاهای صهیونیستی2
کاریکاتورهای جدید تحریم کالاهای صهیونیستی1
تحریم کالاهای صهیونیستی، چرا و چگونه
عکس: آگهی‌ها حرف می‌زنند!!
حوزه فرهنگ پاشنه آشیل دولت دهم
جستاری در سیاست مطلوب قرآن کریم
سخنرانی تکان دهنده استاد مطهری در روز عاشورا پیرامون فلسطین
تبلیغات عبری نستله از تهران تا اسرائیل+عکس
مباني اعتقادي و سياسي حمايت ايران از ملت فلسطين
به یاری این برادران و خواهران مصیبت زده بشتابیم
تداوم تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه حرم حضرت ابراهیم (ع) در الخلیل
شعرخوانی حداد عادل در جلسه شعرا با رهبر انقلاب
بریدن سر حزب الله بدون درد و خون ریزی
سیل فاجعه بار پاکستان با چاشنی حملات خونبار آمریکا!
گزارش تصویری از غرفه دانشجویان برای کمک به پاکستان
معترضان در امریکا جایی ندارند
جلسات نمایشی و برای پز دادن!
گزارش تصویری از غرفه «انتفاضه اقتصادی»
طلبه سیرجانی: حرف‌ خصوصی و مخفی از مردم ندارم
ارایه سه پیشنهاد در کمیسیون تخصصی رفع محاصره غزه
نظرات رهبر معظم انقلاب درمورد رابطه با آمريكا
"دیروز، امروز، فردا" فدای یک تار موی عادل فردوسی‌پور!
هنر و «سرمایه‌داری + ۱۷ رکعت»
پیام "کرار" و "ذوالفقار" و "غدیر" به جهان
حکایت یکی از نسل اولی‌های شعر انقلاب ازمقام معظم رهبری
مسجد کارآمدترین نهاد سازمانده اجتماعی
تلویزیون به سمت فربه کردن طبقه متوسط مدرن حركت مي‌كند
به سخره گرفتن مستضعفین در رسانه ملی
الزامات تحقق مرجعيت علمي
حرفهای دل ما بود
امام جماعت مرجع فکری محله و حلال مشکلات مردم
ظلم ستیزی و بيان درد مردم؛ شاخصه هاي سينماي امريكاي لاتين
پخش مستند «سید موسی» از شبکه اول
مسجد کارآمدترین نهاد اجتماعی
شرکت حامی صهیونیسم یعنی چه؟
بخشی از وصیت‌نامه‌ی شهید سید اسدالله لاجوردی
تحریم شرکت های صهیونیستی از سوی نروژ

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان