يكي از احكام مشهوري كه درباره سينما و تلويزيون عنوان مي شود، اين است كه اينها ظرف هايي هستند كه هر مظروفي را مي پذيرند . اينها «ابزار» هستند و اين ما هستيم كه بايد از اين ابزار درست استفاده كنيم.
كسي از خود نمي پرسد كه اگر اينچنين بود چرا ما بعد از يازده سال از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، هنوز نتوانسته ايم از تلويزيون و سينما آنچنان كه شايسته است استفاده كنيم.
مي توان با يك نتيجه گيري عجولانه از گفته ها و نوشته هاي شهيد آويني به اين نتيجه رسيد كه براي پيگيري اهداف متعالي انقلاب اسلامي بايد قلمي سرخ بر همه محصولات تكنولوژيك كشيد.اما در واقع آوینی این گونه نمی اندیشد. با تامل در کتاب "آیینه جادو" برخورد آويني با پديده سينما مي تواند نمونه اي از طرز تفكر وي در مورد رابطه شايسته با مظاهر تمدن غرب باشد.
سوالی که مطرح می شود این است که آيا دستيابي به غايات انقلاب اسلامي از طريق توسل به ابزارها و شيوه هاي مرسوم كه تمدن غرب به ارمغان آورده بود، ممكن است يا خير؟! آوینی برای پاسخ به این سوال به چیستی تکنیک در سینما اشاره دارد ومعتقد است كه تكنيك علاوه بر قالب، محتوا را نيز دربر دارد. «قالب» تكنيك از همان ابتدا متناسب با «هدفی خاص» شكل گرفته است. لذا قالب تكنيك موجود با هر هدفي سازگار نيست. بدیهی است که قالب تکنیکی که در غرب بر مبنای اومانیسم شکل می گیرد با مبانی معرفتی اسلامی سازگار نیست .اما این عامل باعث نمی شود که آوینی کلا بر سینما خط بطان بکشد و از این رو در مقاله اي در شرح آراء مك لوهان، مي نويسد: "مقصود ما نه نفي تكنولوژی كه تحقيق در ماهيت آن است و لذا از خوانندگان درخواست مي كنيم كه پيش از آنكه مقاله ما به مرحله استنتاج برسد، درباره مطالب آن قضاوت نكنند."
آويني تأمل درباب تكنيك و اينكه "تكنيك فی نفسه محتواست" را مقدمه ای برای امری اساسی قرار می داد و آن «فرق حجاب تكنيك» بود. او معتقد بود براي اينكه سينما بتواند در خدمت غايات انقلاب اسلامي درآيد، بايد حجاب تكنيك را فرق كرد، يعني تكنيكي متناسب با اين غايات خلق كرد. آويني به تصرف و تغيير تكنيك معتقد بود نه تخريب آن. او مي گفت بايد تكنيكي متناسب با غايات انقلاب خلق كرد.[1]
آويني غلبه بر مظاهر تمدن غرب از جمله سينما را دشوار مي دانست اما آن را غيرممكن نمي شمرد. او براي اثبات اين امكان بر سه نكته تأكيد مي ورزيد:
1- تفكيك ذات سينما از تاريخ سينما : محل پيدايش سينما غرب بوده است و طبيعي است كه سينما و تكنيك فيلمسازی نيز متناسب با غايات غربی و سازگار با ذائقه های غربی رشد يافته باشد. اين سينما كه در تاريخ خود چنين شكل گرفته است با اهداف انقلاب اسلامي چندان سنخيت ندارد. آنچه تاكنون بوده است، سينماي شكل گرفته در تاريخ غرب است و اين همه ی سينما نيست. آويني تاريخ سينما را مانع مي بيند نه ذات سينما را. "محتواي بد و مفسده انگيز، از لوازم ذاتی سينما نيست".
2- قابليت هاي سينما: آوينی برای انعكاس واقعيت های معنوی، به قابليت های نامكشوف سينما اميد داشت. او معتقد است هنوز همه قابليت های سينما كشف نشده است و آنچه در غرب و در تاريخ غرب تعيّن يافته است، حكايتگر همه توانايی های سينما نيست.
او از قابليت شگفت انگيز سينما به عنوان مظهری از تمدن غرب در قبول فرهنگ ها و هويت هاي گوناگون سخن مي گويد كه از مسير تصرف و خرق تكنيك مرسوم سينما و خلق تكنيكي ديگر حاصل مي شود.
«ما چاره اي نداريم جز آنكه سينما را يك بار ديگر در ادب و فرهنگ اسلام معنا كنيم. ما بايد قابليت هاي كشف ناشده سينما را در جواب به فرهنگ و تاريخ خويش پيدا كنيم… و چه كسي مي تواند ادعا كند كه سينما، ديگر قابليت هاي ناشناخته ندارد.»
3 - نقش اراده و تفكر انساني: آويني به «انسان» و در واقع به «فطرت» او ايمان و اعتقاد داشت. او قائل به اصالت ابزار نبود. او انسان را در برابر تكنولوژي دست بسته و اسير نمي ديد.
آويني در آينه جادو سعي دارد تا نقش عنصر انساني را برجسته سازد. او معتقد بود آن كس كه پشت دوربين قرار مي گيرد، همه اعتقادات ، بينش ها و بلكه تاريخ و هويت خود را به همراه مي آورد.
بنابراين مي توان اميدوار بود كه اگر دست اندركاران فيلم سازی انسان هايی باشند كه خود اهل حق بوده و دست حق را در عالم ببينند و دغدغه مند انعكاس حقيقت در فيلم باشند، سينما نيز در برابر آنها تمكين خواهد كرد.
" يك فيلم همواره و در همه جهات در سايه غايات فيلمساز شكل مي گيرد."
به اعتقاد نگارنده، تعبير «سينماي اسلامي» درست نيست. سينما شايد آنچنان كه هست مسلمان شدني نباشد، اما مي توان آن را به خدمت اسلام درآورد و اين وظيفه اي است گران بر گرده ما.
نظريه آويني مبتني بر امكان خرق حجاب تكنيك و خلق تكنيكي ديگر و امكان تمكين سينما به عنوان يكي از مظاهر تمدن غرب علاوه بر بحث های نظری به تجربه هاي عملي نيز مستند بود. برخي از این نمونه ها _از زبان شهيد آويني_ عبارتند از: «انسان و اسلحه» ، «ديدبان» ، «قصه هاي مجيد» ، «عبور» ، «روزنه» که در این کار ها فیلمساز در پي «ايجاد تحول» در مخاطبان خويش از طريق «فطرت»است.
در پایان باید گفت که هدف آوينی اين بود كه مظاهر تمدن غرب را از بند غايات تمدن غرب رهايي بخشد. آوينی به پشتوانه ها و مواريث فرهنگی مسلمانان اعتقاد داشت و بالاتر اينكه آوينی به فطرت الهي انسان و به قدرت جاذبه حقيقت و معنويت ايمان داشت. فطرت و حقيقتی كه ولايت تكنيك را در هم مي شكند و تكنيك را مسخر انسان قرار مي دهد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ) « اگر محتواي سينما بخواهد كه به سوي حق و اسلام متمايل گردد تكنيك سينما، يعني مجموعه روش ها و ابزار آن حجابي است كه بايد فرق شود» (ج 1، ص 157). قالب هاي هنري غربي، هر نوع پيام يا محتوايي را نمي پذيرند و كسي كه مي خواهد در سينما و تلويزيون عوالم غيبي و حال و هواي معنوي انسان ها را به تصوير بكشد، بايد بر تكنيك بسيار پيچيده اين وسايل غلبه كند.
نظرات کاربران :