اواخر دولت اصلاحات است. در شهر سيرجان پيچيده است که زمين خواري بزرگي از سوي نهادهاي دولتي و امنيتي و افراد متنفذ در شهر رخ داده است. اعتراض ابتدا از يک جانباز شيميائي 68 درصدي شروع مي شود. يکي از نهادهاي امنيتي او را بازداشت مي کند. عليرضا جهانشاهي طلبه اي وجيه که امام جماعت مسجد امام حسن مجتبي ع است از موضوع آگاه مي شود. بعد از تحقيق ازکم وکيف موضوع جلوي همان نهاد امنيتي تحصن مي کند و بالاخره مي تواند جانباز شيميائي را آزاد کند. جهانشاهي به حسن شهرت در سيرجان معروف است و اين را از صفوفي که در نماز جماعت وي تشکيل مي شود به راحتي مي توان فهميد. اما موضوع تمام نمي شود . بعد از مدتي همان جانباز شيميائي اظهاراتي تکان دهنده بيان مي کند . مي گويد او را در راه بازگشت از نماز جمعه ربوده اند . از آنچه در محل کار يکي از زمين خواران معروف بر سرش گذشته مي گويد . از شکنجه از کتک زدن و سپس از سکته کردن مادرش. اوايل کار خبرهاي کمي از زمين خواري سيرجان در رسانه ها منتشر مي شود. يکي از مسئولان سيرجاني موضوع را با پي گيري خبرنگار روزنامه حزب الله که از پايتخت به سيرجان رفته است با ابراز تاسف " فقط" تائيد مي کند. عليرضا جهانشاهي طلبه سيرجاني براي پي گيري موضوع زمين خواري تلاش مي کند با مسئولان رده بالا ديداري داشته باشد بعد از ديدار با چند مقام مسئول به ديدار داوود احمدي نژاد بازرس ويژه رئيس جمهور مي رود . بازرس ويژه او را به امضاي طوماري ترغيب مي کند. طوماري که نشان دهد مردم سيرجان اذعان کنند که زمين خواري صورت گرفته است. طوماري که نشان دهد زمينهائي که قرار بود به مردم فقير واگذار شود واگذار نشده است. جهانشاهي خوشحال از اينکه توانسته است صداي مردم را به گوش مسئولان برساند به سيرجان بر مي گردد. طومار را در مسجد امام حسن مجتبي تدارک مي بيند .به سرعت موضوع در شهر مي پيچد و سيل جمعيت است که براي امضا کردن به سمت مسجد امام حسن مجتبي مي روند. انگار اميدوار شده اند که طلبه اي اعتراض خاموش آنها را به گوش مسئولان رسانده است . اما زمين خواران نيز بيکار نمي نشينند . گفته مي شود آنها سعي مي کنند موضوع را منحرف کنند و بگويند جهانشاهي براي واگذاري زمين ثبت نام مي کند و به نوعي فضا را متشنج مي کنند . بعدها از سرنوشت طومار خبري منتشر نمي شود اما موضوع به اينجا ختم نمي شود. عليرضا جهانشاهي طلبه اي است که مدام به شهر قم در رفت و آمد است. در يکي از اين سفرها دادگاه ويژه روحانيت قم او را بازداشت مي کند . بدون اطاله دادرسي و به سرعت حکم صادر مي شود 2 ماه و يک روز زندان . حکم قابل تبديل شدن به جزاي نقدي نيست و جهانشاهي به زنداني در کرمان منتقل مي شود.
61 روز موضوع مسکوت مي ماند و در فضائي که به نظر مي رسيد حساسيت ها کم شده است طلبه سيرجاني آزاد مي شود. اما جهانشاهي اين بار محکمتر از قبل و با اراده اي آهنين از قصد خود براي پياده روي از سيرجان تا تهران سخن مي گويد. گفته مي شود جهانشاهي برخلاف کساني که با کمترين رنجش اصل نظام را زير سئوال مي برند بدون اينکه با نظام مشکلي داشته باشد حرکت خود را همسو با منويات رهبر معظم انقلاب براي فرياد عدالتخواهي اعلام مي کند. آري او در شهري درس خوانده است که رهبر کبير انقلاب انقلابش را از آنجا آغاز کرد انگار اين طلبه از اينکه نا اهلان و نامحرمان تلاش دارند انقلاب را به نفع خود مصادره کنند نگران شده است . اين بار موضوع رسانه اي تر مي شود سيل حمايت از اقدام انقلابي اين طلبه از سوي جريانات دانشجوئي و جنبش هاي عدالتخواهانه / انجمن هاي اسلامي و بسيج دانشجوئي منتشر مي شود. طلبه سيرجاني در روز شهادت حضرت فاطمه زهرا س حرکت خود را به سمت تهران آغاز مي کند . گرماي تابستان و پاي پياده آزارش مي دهد اما او انگار تمرين صبر بر مصائب را آغاز کرده است . در مسير پياده روي برخي از طرفداران مي خواهند به او بپيوندند او آنها را از اين کار منع مي کند . برخي ديگر که بيشتر آنها از مسئولان امر هستند هم سعي مي کنند او را متقاعد کنند تا برگردد اما او زير بار نمي رود . برخي ديگر از جمله نماينده سيرجان در مسير با او ملاقات مي کند و قول مساعد ! پي گيري مي دهد مدتي مي گذرد عملي نمي شود .
جهانشاهي از پياده روي خسته نمي شود اما گرما زدگي او را متوقف مي کند . به بيمارستان منتقل مي شود چند روزي آنجا مي ماند. حالش کمي بهتر که مي شود به پياده روي خود به سمت تهران ادامه مي دهد. بارها از او مي خواهند که برگردد و او نمي پذيرد و بازگشت خود را به حضور يکي از مسئولان قضائي در مسير پياده روي و پاسخگوئي درباره زمين خواري سيرجان منوط مي کند . جهانشاهي بدون توجه به پاسخگوئي نهادينه شده مسئولان ! در برابر مردم به پياده روي ادامه مي دهد. جريانات دانشجوئي هرچه نامه مي نويسند هرچه بيانيه مي دهند به روساي سه قوه به دبير شوراي عالي امنيت ملي به علما پاسخي نمي آيد و طلبه سيرجاني همچنان پياده روي مي کند . طلبه سيرجاني بعد از ... کيلومتر پياده روي از محدوده استان کرمان خارج مي شوند و وارد محدوده استان فارس مي شود . موقعي که آباده در شمال فارس پذيراي جهانشاهي مي شود اتفاق ديگري مي افتد . ماموران انتظامي با در دست داشتن نامه اي از دادگاه ويژه روحانيت فارس او را به اتهام " پياده روي به قصد تشويش اذهان عمومي" که حرکتي خلاف شان روحانيت است بازداشت مي کنند . او را در محراب عبادت در مسجدي در آباده سوار خودرو مي کنند و به شيراز منتقل مي کنند. تعدادي از دانشجويان عدالتخواه در شيراز مقابل دادگاه ويژه اين شهر تجمع مي کنند فايده اي ندارد . تعدادي ديگر از اين دانشجويان تلاش مي کنند مسير پياده روي او را ادامه دهند اما ماموران انتظامي جلو آنها را هم مي گيرند و باز مي گردانند. طلبه سيرجاني در زندان اعلام مي کند که اگر آزاد شود پياده روي خود را از همان محل که بازداشت شده است ادامه خواهد داد . بر خلاف اطاله دادرسي معمول - که خود مسئولان قضائي بارها آنرا يکي از چالشهاي دستگاه قضائي عنوان کرده اند اين بار از اطاله دادرسي خبري نيست و حکم در ده روز صادر مي شود . 12 مرداد عليرضا جهانشاهي در آباده بازداشت مي شود و 22 مرداد حکم محکوميتش روي خروجي رسانه ها قرار مي گيرد: " 23 ماه زندان 30 هزار تومان جريمه و 3 سال ممنوع الورود به سيرجان ." اما جهانشاهي کوتاه نيامده است او زنداني بودن يوسف صديق و موسي ابن جعفر ع را خوب بخاطر مي آورد و مي داند که براي عدالت در طول تاريخ چه هزينه هائي پرداخت شده است. مسئولين دادگاه ويژه روحانيت از طلبه سيرجاني درخواست تجديدنظر در کار خود داشتند، اما او با نوشتن عبارت " بسم الله القاصم الجبارين" با درخواست آنها مخالفت مي کند و با فرياد عدالتخواهي مي گويد : "اگر سالهاي سال زندانيام کنيد، نميتوانيد مرا از راه حقي که بدان اعتقاد و يقين دارم منصرف کنيد. شما هم به جاي برخورد با امثال من، که جرمي مرتکب نشدهايم، به برخورد با زمين خواران و مفسدين اقتصادي بپردازيد." طلبه سيرجاني انگار مدتي در شيراز مي ماند و سپس ظاهرا با درخواست خانواده اش به زندان اوين در تهران منتقل مي شود. يادم مي آيد همان زمانها که طلبه سيرجاني در شيراز محبوس بود از سخنگوي قوه قضائيه در نشست خبري پرسيدم که آيا در سيرجان زمين خواري بوده است يا نه و او هم کلي گوئي کرد و از جزئيات اينکه چه کسي کي و کجا زمين خواري کرده چيزي نگفت. جالب توجه اينکه حجت الاسلام علما امام جمعه سيرجان گفته که " حتي پرندگان آسمان هم زمينخواري سيرجان را ميدانند» . ماه گذشته در نشست سخنگوي قوه قضائيه نه درباره " زمين خواري سيرجان" که درباره " وضع طلبه سيرجاني" پرسيدم و سخنگو هم اينطور جواب داد که ساختار دادگاه ويژه روحانيت جدا از دستگاه قضائي است و اطلاعاتي در اين باره ندارد. تعطيلات عيد که شد خبري خوش انگار آمده بود اما ما که مسافرت بوديم بعد از عيد فهميديم . رهبر معظم انقلاب که معمولا کمتر در پرونده هاي قضائي وارد مي شود دستور ويژه براي آزادي عليرضا جهانشاهي طلبه سيرجاني صادر مي کند. در حاليکه 15 ماه از مدت حبس جهانشاهي مانده بود . رهبري با پيام شفاهي " شکر الله مساعيک " از او دلجوئي هم مي کند . مي خواسته بگويد خدا اجر تلاشهاي عدالتخواهانه ات را بدهد . او خوب مي داند که مبارزه با مفاسد اقتصادي بسيار سخت تر از آن است که حتي با صادر کردن فرمان هشت ماده اي بتوان آنرا ريشه کن کرد . و گرنه سال گذشته در هفته قوه قضائيه پس از گذشت هفت سال از صدور فرمان هشت ماده اي آن را " به روز" اعلام نمي کرد و تذکر نمي داد که نقش دستگاه قضائي در مبارزه با مفاسد اقتصادي " سنگين است ". اين سختي کار را موقعي مي توان درک کرد که رهبر معظم انقلاب سال گذشته در شيراز دانشجويان را امر به " فرياد کردن عدالتخواهي " مي کند و درعين حال به آنها دستورالعمل احتياطي " مصداق سازي نکردن " را توصيه مي کند . اين توصيه براي اين بود که هم از احتمال " اشتباه " مصون بمانند وهم در دام " قانون دان هاي قانون شکن " نيفتند. يادم مي آيد سال 1378 که رهبر انقلاب به دانشگاه شريف رفته بودند دانشجوئي از رهبر معظم انقلاب درباره بررسي اموال مسئولان پرسيد که آيا وقت آن نرسيده است که به اين موضوع پرداخته شود ؟ و رهبري هم جواب داد که "چرا وقتش رسيده است " اما با اين جمله که " گفتنش آسان است و اجراي آن سخت و بمحض شروع فريادها و گله ها و تلفنها آغاز مي شود " خواست بفهماند که عدالتخواهي چقدر سخت است. سختي کار عدالتخواهي را در پرونده عليرضا جهانشاهي مي توان مشاهده کرد . وقتي امام جمعه سيرجان مي گويد پرنده ها هم از زمين خواري سيرجان خبر دارند و رهبري هم با " شکر الله مساعيک " از طلبه سيرجاني دلجوئي و قدرداني مي کند نشان مي دهد که اجراي عدالت چه هزينه هائي در بر دارد. در حاليکه 4 سال از زمين خواري مورد ادعا در سيرجان گذشته است هنوز اطلاعات درستي درباره اينکه چه کساني به چه شکلي و با چه مجوزي زمين خواري کرده اند منتشر نشده است. فقط چيزهائي در رسانه هاي شنيده ايم و يا خوانده ايم و مطالبي را که در اينجا نوشته ام هم بر همين اساس بوده است .فقط سه نفر در اين باره اظهار کرده اند يکي طلبه سيرجاني ديگري امام جمعه سيرجان و يکي ديگر هم محمد ايران نژاد عضو شوراي شهر سيرجان که تابستان سال 87 در اعتراض به تغيير کاربري غير قانوني در اين شهر استعفا داد. يادم نرفته که محمود احمدي نژاد رئيس جمهور در يکي از مطالب وبلاگ خود - که مدتهاست بروز نشده نوشته بود که - در مبارزه با مفاسد اقتصادي تنهاست. با نگاه به نظر رئيس جمهور مي توان اين جمله چند سال پيش رهبري را در دانشگاه شريف فهميد که " گفتن اين حرف آسان است اما اجراي آن خيلي سخت. "
نظرات کاربران :