پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

گفتگوی کانون اندیشه جوان با حسین کچویان :
اصالت انقلاب اسلامی ایران(1)  (ويژه)  

ما در فضای اجتماعی‌مان می توانیم جریان هایی ایجاد کنیم یا نیروهایی را به صحنه بیاوریم یا حرکت‌هایی را ظاهر کنیم که این جریان‌ها، نیروها و حرکت ها اساساً هیچ نسبتی با غرب ندارد، یعنی  جهان دیگری است کاملاً متفاوت با غرب. به‌نظر می‌رسد به هر میزان که از زیر بار مؤلفه هایی که مربوط به غرب است مثل روشنفکری و دعواها و نزاع‌هایش خارج می‌شویم، بیشتر روشن می‌شود که ما جهان متفاوتی با نیازها و مسائل و دغدغه‌های خاص خودمان هستیم و در حال حاضر، به میزان زیادی، این «دیگر بودن» خود را بروز داده است

  
 
سه شنبه 11 فروردینماه 1388  

 

کانون اندیشه جوان، به‌تازگی گفتگویی با حسین کچویان پیرامون انقلاب اسلامی ایران انجام داده و در دو بخش (بخش اول، بخش دوم) منتشر کرده است. در ادامه متن کامل این گفتگو را از نظر می‌گذرانید.
(س) به نظر می رسد که انقلاب اسلامی ایران، دارای برخی ویژگی‌ها و مختصات است که به این انقلاب تعیّن نظری و تاریخی می‌بخشد، آیا اینها، ویژگی‌ها و شاخصه‌های تعیین کننده‌ای نسبت به حوادث و انقلاب‌های دیگر در جهان می‌باشند؟ به عبارت دیگر، آیا انقلاب اسلامی یک حادثه و رخداد اصیل است که نمایان کننده آغاز تاریخ جدیدی برای ما است یا اتفاق عارضی و موقتی است که در روند تحولات تاریخی ایران، عارض جامعه ایرانی شده است؟
(ج) بسم الله الرحمن الرحیم. در این جا اصیل بودن دو معنا دارد، و این دو معنا با مفهومی که من از مسئله جامعه می‌فهمم یکی می شود، ولی در مقام سخن گفتن و فهم موضوع، این دو را باید از هم تفکیک کرد. معنای اول این است که وقتی می‌گوییم یک انقلاب اصیل است که واقعاً انقلاب به معنای واقعی‌اش روی داده باشد، یعنی در معنای تام و تمام‌اش انقلاب باشد. چون انقلاباتی که در عالم اتفاق می‌افتد، به لحاظ عمق تغییرات با هم تفاوت دارند، برخی از نوع تغییرات مهم سیاسی می‌باشند که حتی ممکن است اسمش را هم انقلاب بگذاریم، اما از حیث بعد تغییرات، ظرفیت‌های محدودی داشته باشند. و فرضاً  به حوزه سیاست محدود شود، مانند بعضی از اتفاقات نظیر کودتا که فقط افراد، در سیاست عوض می‌شوند، یا این که در سطحی دیگر، رژیم‌ها تغییر می‌یابند، و نیز برخی مواقع غیر از این که رژیم عوض می‌شود، ساختار طبقاتی رژیم هم تغییر می‌کند. این از سطح بالاتری از تغییر و از عمق بیشتری برخوردار است.
در سطح دیگر، انقلاب فرهنگی و تمدنی است که بنیان‌های ارزشی نظام و جامعه را دگرگون می‌کند. البته در ادبیات قبلی ما، قبل از این که انقلاب اسلامی آغاز گردد، معمولاً بحث انقلاب‌های تمدنی و فرهنگی مطرح نبوده است، و می‌توان گفت که ما این اصطلاح را باب کردیم. مراد ما از انقلاب فرهنگی این است که انقلاب‌ها سطح دیگری هم دارند که بالاتر از سطح اجتماعی است که در آن ارزش‌های بنیادین نظام عوض می‌شود. بنابراین وقتی می‌گوییم این انقلاب، انقلاب اصیلی است، منظور این است که این انقلاب جدّی است و در همه چیز دگرگونی ایجاد می‌کند.
گاهی هم اصیل بودن، به معنایی است که در ذهن شما است. در این جا، صورتبندی مسئله این است که اتفاقی که در اینجا افتاده است بر فرض که خیلی عمیق باشد، آیا واقعاً یک حادثه متفاوتی است از حوادثی که در جاهای دیگر به صورت عمیق اتفاق افتاده است، یا نه؟ این مسئله از این جهت موضوعیت می‌یابد که مطابق با اصطلاحاتی که ما در مورد انقلابات داریم، اگر انقلابات عمیق باشند و اگر فرض کنیم که تاریخ شکل واحدی یا صورت واحدی دارد، این سئوال مطرح می‌شود که در جایی دیگر مانند ایران که یک انقلاب اتفاق افتاده است، آیا این انقلاب اصیل است یا اصیل نیست؟ یعنی آیا به همان عمق می‌رسد؟ این دو تا معنا از اصالت هست ولی ظاهراً منظور شما این است که آیا انقلاب اسلامی در عین حال که انقلاب به معنای اول و عمیقش می باشد، چیز متفاوتی هم هست یا نه، که این با همان مطلبی که ما در جای دیگری به آن اشاره کرده‌ایم، یعنی هر تمدنی و هر جامعه‌ای تاریخ خاص خودش را دارد، منطبق است.  مفهوم این که هر جامعه‌ای، تاریخ و جهان خاص خودش را دارد در مورد انقلاب اسلامی بدین معنا است که آیا در انقلاب اسلامی، آن تاریخ خاص توانسته است خود را از زیر لایه‌های تمدنی دیگری که بر سرش آمده اند و انباشت شده‌اند، خارج کند و خود را در صورت اصیلش به همان نحوی که اقتضاء دارد ظاهر کند یا نه؟ آیا ما ایرانی با اقتضائات خاص جامعه ایرانی نه به معنای ناسیونالیستی اش شده ایم؟ یعنی به عنوان یک موجود، جامعه و اجتماعی متفاوت با هر نوع اجتماع دیگری که اکنون به صحنهٔ تاریخ آمده‌ایم و با قواعد خاص خودمان بازی می‌کنیم. قبل از این تحول (انقلاب) ما بازیگر صحنه تاریخ نبودیم، گویی خوابیده بودیم و دیگران برای ما بازی می‌کردند و ما تحت نفوذ و اثر آنها بودیم. اصلاً ما چیزی نبودیم و ما را اداره می‌کردند، حال آیا در ایران، چنین اتفاقی افتاده است که ما به صحنه تاریخ بازگشت نموده باشیم، همچون موجود مرده‌ای که دوباره زنده شده باشد و با ویژگی‌ها و تعیّنات خاص خودمان، دوباره در مسیر تاریخ قرار بگیریم و بتوانیم جهان خودمان را و تمدن و زندگی خودمان را ایجاد کنیم به نحوی که از اقتضائات رشد و پویایی‌مان، شاید این باشد که فردا بر کل تاریخ هم غلبه کنیم؟
پاسخ به این سئوال از جهتی واقعاً دشوار است، ببینیید! افراد مختلفی از هگل به بعد این بحث را مطرح ساخته اند که تا زمانی که شما در یک رخداد و حادثه قرار دارید، نه می‌توانید عمق آن رخداد و حادثه را ببینید و پیش بینی کنید  و نه می‌توانید را معنا و مفهوم کنید. این امکان برای کسی وجود دارد که بالای تاریخ ایستاده باشد و از آغاز تا پایان این رخداد را زیر نظر دارد و روند تکاملش را می بیند و این که آن چگونه در مسیر خویش گام می گذارد و به پیش می رود، و این امکان برای ما که در حال حاضر، در این حوادث قرار داریم، فعلاً میسر نیست.
از وقتی که به این مسئله علاقه‌مند شدم همیشه به دنبال علائمی هستم که ببینم آیا این انقلاب اساساً یک رخداد متفاوتی هست؟ آیا انقلاب اسلامی می‌خواهد از دیگر حوادث و انقلابات، متفاوت و متمایز شود؟ دائماً به دنبال این گونه علائم هستم. هر چند در مواقعی مأیوس می‌شوم اما بعضی مواقع هم به نشانه‌هایی دست می‌یابم که دلالت می‌کنند این انقلاب واقعاً یک رخداد متفاوتی می‌باشد.
(س) برخی از این علائم متفاوت بودن را توضیح بفرمایید.
(ج) یکی از رخدادهایی که نشان داد انقلاب ما یک حادثه متفاوت می‌باشد، جنگ تحمیلی بود. به طور طبیعی، اگر ما قابلیت‌ها و تمایزهای خاص خود را نداشتیم و اساساً موجود زنده‌ای نبودیم، نمی‌توانستیم جنگ را واقعاً به پایان برسانیم، و در آن جنگ، باید از بین می‌رفتیم. نفس این که توانستیم جنگ را اداره کنیم با این که آمادگی نداشتیم و امکانات و تسلیحات نظامی و نیروی نظامی آموزش دیده و فنون و مهارت‌های جنگی نداشتیم، یکی از این علائم است. و حتی نفس اداره کشور، نیز می‌تواند یکی از این نشانه‌های تفاوت باشد. چون بعد از انقلاب، مجموعه نیروهایی که کنترل حکومت  را در دست گرفتند و حتی رهبری‌شان هم  در حکومت و اداره کشور سابقه‌ای نداشتند. نفس این که توانستند ایران را اداره کنند و بدون این که لزوماً از قدرت استفاده‌های بد نمایند، رقبا را هم در جریان سیاسی کنار بزنند، نشانهٔ مهمی است. در حقیقت اگر قرار بود انقلاب ما، متفاوت نباشد، علما و روحانیون نمی‌بایست چنین شأنیت و مقامی پیدا می‌کردند، یا قانون اساسی و ولایت فقیه تصویب می‌شد.
و نیز از جمله اموری که این تفاوت را آشکار می‌سازد، همین راهپیمایی‌های ۲۲بهمن یا انتخابات‌ها است. ما تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ تصورمی‌کردیم به اصطلاح سیاسی، در ایران فاقد یک پولیتی (polity) هستیم. یعنی یک اجتماع سیاسی نداریم که بتوانیم به طور ثابت و پایدار به آن تکیه کنیم و این اجتماع بتواند خودش را احیا و با مشکلات تقابل کند و راه حل‌های ویژه‌اش را برای ورود و خروج به معضلات سیاست پیدا کند. ولی بعد از انتخابات، من به این نقطه رسیدم که ما یک پولیتی، جامعه یا اجتماع سیاسی ثابتی داریم که صرف نظر از این که تحریمش کنید یا نه، می‌تواند به پیش برود و مسائل را حل و فصل نماید. چون ما قبل از انتخابات ۸۴، تصورمان این بود که جهان ما، جهان اجتماعی است که با همه جهان‌های اجتماعی نقاط دیگر مشابه است، و از این رو، روشنفکران و نیروهای مدرن قاعدتاً باید شأن مهمی در آن داشته باشند و همیشه تحریم آنها و عدم ورودشان به بازی، برای ما خطر محسوب می‌شد. اما بعد از دور دوم انتخابات که همه جریان‌های روشنفکری و نیروهای مدرن به میدان آمدند، معلوم شد که یک اجتماع و پولیتی سیاسی در ایران شکل گرفته که دیگر کسی نمی‌تواند به این پولیتی بی‌اعتنا باشد. و با کنار رفتن و بی‌اعتنایی به آن، چیزی از این پولیتی کاسته نمی‌شود. بنابراین، من آنجا به این نتیجه رسیدم که امر متفاوتی واقعاً در جامعهٔ ایران ظاهر شده است که از همه چیزها و امور مختص به دیگران مستقل است و هنوز هم هر چه زمان می‌گذرد در اعتقاد به این موضوع راسختر می شوم.
یکی از مواردی که باز حاکی است که امر دیگری به وجود آمده است و جریان های اجتماعی ما به میزان زیادی مستقل شده‌اند،  فضای اجتماعی بود که در ایران، در طی جنگ غزه ایجاد شد. روشنفکران و حتی جریان های دوم خردادی، در این فضا و در ایجاد آن مشارکت نداشتند، اما این فضا توانست ایجاد شود و به نحوی عمل نماید که در ۲۲بهمن امسال هم اثرش را بر مردم گذاشت. البته نباید این گونه برداشت کنیم که در وضعیت فعلی، کسی وجود ندارد که هنوز ساز قبلی را نمی‌زند و ما را با عنوان زائده یا جزئی از تاریخ غرب نمی بیند.
همین موارد مختلف مؤید این است که ما در فضای اجتماعی‌مان می توانیم جریان هایی ایجاد کنیم یا نیروهایی را به صحنه بیاوریم یا حرکت‌هایی را ظاهر کنیم که این جریان‌ها، نیروها و حرکت ها اساساً هیچ نسبتی با غرب ندارد، یعنی  جهان دیگری است کاملاً متفاوت با غرب. به‌نظر می‌رسد به هر میزان که از زیر بار مؤلفه هایی که مربوط به غرب است مثل روشنفکری و دعواها و نزاع‌هایش خارج می‌شویم، بیشتر روشن می‌شود که ما جهان متفاوتی با نیازها و مسائل و دغدغه‌های خاص خودمان هستیم و در حال حاضر، به میزان زیادی، این «دیگر بودن» خود را بروز داده است. خصوصاً بعد از این که ما هشت سال بعد از دوم خرداد را طی کردیم، و نیروهایی که بستگی و پیوند خوبی با سنت‌های جامعه داشتند، توانستند خودشان را سازماندهی کنند، و بار دیگر، در موقع اجتماعی مطلوبی قرار بگیرند و بتوانند جهت‌های اجتماعی را، به سمتی  که اقتضا جامعه است و نه اقتضا غرب و نیازهای غرب هدایت کنند.
این امور همه نشان‌دهندهٔ این است که ما با یک اجتماع متفاوتی روبرو هستیم، هر چند بعضی مواقع ممکن است اتفاقاتی بیفتد که انسان را دچار تردید نماید. در واقع، به این دلیل که در کوران این جریان هستیم، دائماً دچار حالت خوف و رجاء هستیم در مورد این که آیا ما امر متفاوتی شده‌ایم یا نشده‌ایم؟ آیا در حال هضم شدن در مسیر غرب هستیم یا مسیر خودمان را می‌رویم؟ آیا ما دغدغه‌ها و مسائل مختص خودمان را طرح می‌کنیم یا دغدغه‌ها و مسائل دیگران را؟ تا زمانی که در موقعیت کاملاً تثبیت شده‌ای قرار نگیریم و به عنوان یک جریان قوی، از لحاظ اجتماعی و فرهنگی، رنگ و بوی ما کاملاً متمایز نشده باشد و هنوز آثاری از دیگران در ما وجود داشته باشد، همواره می‌توان شک نمود و احتمال داد که چنین حادثه متفاوتی اتفاق نیفتاده است کما این که غربی‌ها از ما همین تصور را دارند. بر عکس ما که به دنبال چیزهای متمایز هستیم، آنها وقتی که به ایران می آیند دقیقاً به دنبال وجوه  مشابهت میان ما و خودشان می‌باشند. آنها برخی امور و موضوعات را مشاهده می‌کنند و می‌گویند ایران جامعه متفاوت و دیگری نشده است و ما هم اموری را ملاحظه می‌کنیم و می‌بینیم که متفاوت شده‌ایم مانند حضور اقشار مختلف مردم در جریان اعتکاف یا موج‌های عجیبی که در نمازهای عید فطر و قربان شکل می‌گیرد یا در قضیه غزه مشاهده می‌کنیم که با این که سیستم حکومتی داریم همراهی مردم ایران با غزه به حیث مردمی بودن در منطقه نمونه نداشت. آن هم در شرایطی که در طول این سال‌ها تلاش می‌کردند ما را از مسئله فلسطین و مسائل منطقه جدا کنند. با این وجود، ما همچنان در کنار این مسئله با موضع رادیکال و دینی قرار داریم و در عین حال، دچار مشکل هم نمی‌شویم و می‌توانیم خیلی موفق حرکت اجتماعی ایجاد کنیم. در واقع، جامعهٔ ما به جای این که با غرب پیوند داشته باشد، چنین حساسیت ها و پیوندهای خوبی با مسائل منطقه دارد. اینها همه نشان می‌دهد که وضع جامعه ایرانی متفاوت شده است. و این جامعه متفاوت دارای ویژگی‌های متفإA

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان