برادر کوچکم سوال کرد: چرا امام (ره) با آن همه عظمت ٬ شهید نشدند؟ گفتم شهادت همیشه تیر خوردن یا مسموم شدن و جاری شدن خون نیست ٬ شاید کسی هم در بستر جان دهد اما شهید باشد٬ مگر امام زنده نیستند؟مگر از دست خدا روزی نمی خورند؟ . اطراف ما ادمهایی هستند که زنده اند ٬ اما سالهاست شهید شده اند٬ شهید زنده یک معنی و وجود واقعی دارد که این است . گفت مثلا کی؟ با کمی فکر گفتم : جهانشاهی ٬ کسی که برای اقامه عدل قیام کرد و چون توسط حکومت اسلامی به ناحق حبس میشود٬ در زندان چفیه اش را روی دوشش می اندازد تا نگویند با انقلاب و ولایت مشکل دارد .
عصر همان روز وقتی خبر آزادی او را از بچه ها شنیدم از فرط خوشحالی فریاد زدم . انگار که در امتحانی کوچک پیروز شده باشم و آن پافشاری بر حق در کمی عده و همفکر بود . متاسفانه به دلیل سفری که پیش آمد نتوانستم مطلبی در آن روز بنویسم...
تابستان سال پیش بود که خبر دستگیری طلبه سیرجانی را در مسجدی در نزدیکی آاباده ٬ با حکم دادگاه ویژه روحانیت فارس شنیدیم . اینکه او را در نماز!! و در ملاء عام به طرز زننده دستگیر و تا زمان زیادی هیچ اطلاعی از او در دست نبود ٬ برای ما به شدت محل حادثه شده بود . گروهی به دادگاه ویژه و گروه دیگر به مراکز اداره اطلاعات ٬ استانداری و فرمانداری و... برای جویا شدن وضعیت طلبه دست به کار شدند . در کمال ناباوری تمام دستگاههای نامبرده اظهار بی اطلاعی کرده و ما را به هم پاس میدادند.
خدا به تجمع دانشجویی برکت عنایت فرماید که خوب وسیله ای است تا با آن دهن آقایان را باز کنیم . خادمان انقلاب در شیراز که خوب ما را از تجربه فعالیت هایمان در مبارزه با مفاسد اقتصادی و زمین خواری و مفاسد مدیریتی خوب می شناختند با شنیدن تهدید تجمع دانشجویی لب به سخن گشودند و فرمودند ٬ ایشان(طلبه) در مرکز ۱۱۳ شیراز بازداشت هستند ٬ و این را بعد از نزدیک به دو هفته گفتند . و باز وقتی شنیدیم که ایشان به اتهام " عدم رعایت شأن روحانیت " و توسط دادگاه ویژه فارس دستگیر شدند ناچار به عملی کردن تهدیدمان شدیم .
قرار این بود که از رئیس محترم دادگاه ویژه بخواهیم که در جمع دانشجویان پاسخ گوی سولاتشان باشند . ولی زهی خیال باطل ٬ که هوا گرم بود و دل کندن از کولر گازی و صندلی راحتی ٬ امری بس دشوار . شاید هم بزرگواران در مرحله " خلق الی الحق " بودند که نمی توانستند میان خلق ظاهر شوند.
ابتدا پیغام دادند که تجمع را تعطیل کنید ٬ ما خودمان به دانشگاه می آییم!!! ٬ موافقت نشد. فرمودند تجمع را تعطیل کنید ٬ نماینده دانشجویان داخل بیاید!!!! تا با او مذاکره کنیم. گفتیم ٬ تعطیل نمی کنیم ولی ۵ نفر به داخل می اییم برای مذاکره .
گفتیم علت دستگیری طلبه چه بوده؟
- رعایت نکردن شان روحانیت.
- تعریفش چیست؟
- یعنی کاری که ایشان کرده اند٬ هیچ روحانی انجام نداده اند!!!!
- خوب کاری که امام (ره) انجام دادند هم هیچ روحانی نکرد
-وقتی این آقا پیاده راه بیفتد و مردم به او متلک بگویند ٬ به شان روحانیت توهین نشده؟
- خوب حاج اقا جسارت نمی کنیم ولی پیش امده که به روحانیون در خیابان که گاها افراد لاابالی به آنان میگویند " مارمولک"٬ خوب آن روحانی که مقصر نیست مشکل آن شخص بی فرهنگ و نامسلمان است نه شما . ما یک سوال داریم اینکه وقتی آن اقا با لباس روحانیت در ایتالیا با زنان دست داد٬ ان وقت شان روحانیت کجا رفته بود؟؟؟
- شما(دانشجویان) میدانید چه جرمی مرتکب شده اید؟؟ دادگاه ویژه روحانیت یک نهاد سری و مخفی است که کسی نباید از وجودش اطلاع یابد شما با این تجمع این اصل را رعایت نکردید!!!!!. تازه شما روی پلاکارد هایتان نوشته اید " وای به روزی که بگندد نمک " ٬ یعنی ما گندیده ام؟ ما با شما به هیچ نتیجه ای نمیرسیم!!
این جملات همان و بهت و دیدن عینی اسلام امریکایی همان . نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا جلوی دادگاه به جماعت خوانده میشد و تجمع ۲ ساعتی تبدیل به تحسن شد. بیانیه مدام توسط دانشجویان قرائت و در تیراژ مناسب بین مردم توضیع میشد . در روز اول واکنش مردم بسیار درخور توجه بود که مجال تحلیل ندارد. شب غذا شد ٬ نان و پنیر و هندوانه که واقعا چسبید . و بعد از این غذای اشرافی همه در خیابان و جلوی دادگاه ویژه خوابیدیم.
صبح کار ادامه پیدا کرد که ناگهان متوجه آرایش خاص برادران نیروی انتظامی شدیم . در جلوی خود یک سد انسانی مشاهده کردیم . در این حین در دادگاه ویژه باز شد و حدود ۲۰ نفر ادم!!! به پلاکاردها و پارچه نوشته ها و وسایل تدارکات پشتیبانی حمله ور شدند و هرچه را که بدستشان میرسید از عکس امام و رهبری گرفته تا جملات ایشان همه را پاره و نابود کردند ٬ و برادران نیروی انتظامی مانع از دخالت دانتشجویان شدند تا نیروهای مخلص روحانیت با خیالی آسوده بهتر عملیات چریکی - فرهنگی خور را انجام دهند . بعد از این عمل شایسته و در خور دادگاه روحانیت ٬ در دادگاه مثل یک قلعه باز شد تا گلادیاتورها وار شوند و مجددا در بسته شد!!!!
تا یادم نرفته این را نیز بگویم که قبل از تجمع با روحانیون برجسته شهر هم صحبت کردیم ٬ متاسفانه انان که کارشان شده است منبر داری و مریدپروری ٬ حرکت طلبه را زیر سوال بردند و به آن انگ های فراوان وارد کردند. یادم امد ٬ ایام اعتکاف بود و همه قرق عبادت و سیر و سلوک.
بعد از تجمع اول ٬ در شهر علیه دانشجویان عدالتخواه سم پاشی بسیار زیادی صورت گرفت و انگهایی مثل ضدیت با ولایت فقیه(گفتند رهبری در شیراز به شما گفته مصداق سازی نکنید و شما این کار را کرده اید پس ولایی نیستید) تا براندازی نرم گرفته تا تخریب و شبهه افکنی در حرکت طلبه . این عوامل دست به دست هم دادند تا تجمع دوم روبروی دادگاه که در ترم قبل انجام شد ٬ و پیشنهادی بود از سوی دوستان دیگر کشور (به این صورت که بعد از شیراز شهرهای ٬ مشهد ٬ کرمان ٬ قم ٬ تهران و... روبروی دادگاه ویژه روحانیت شهر خود تجمه کنند و این حرکت ادامه پیدا کند ٬ که متاسفانه فاجعه غزه رخ داد و به طور کامل عملی نشد) با تعداد کمی اما با شور انقلابی فزونتری صورت پذیرفت .
تجمع بعدی یک تجمع بزرگ بود که با شرکت دانشجویان شهرهای دیگر صورت پذیرفت که به مدد و برکت اجلاس جنبش در شیراز صورت پذیرفت که اینجاست.
به هر تقدیر طلبه آزاد شد ٬ آن هم با تایید امام انقلاب و باز مشخص و مبرهن شد که انقلاب اسلامی هنوز زنده و پایدار است.
"روحانیت پدر معنوی انقلاب است اگر تحریف شود ضربه جبران ناپذیری به اسلام و انقلاب وارد خواهد شد که جبران آن محال خواهد بود "٬ این تکه ای از سخنرانی یکی از دانشجویان روبروی دادگاه بود که هنوز فکرم را مشغول کرده است.....
بی شک این واقعه حاصل زحمات دانشجویان عدالتخواه سراسر کشور و دلسوزان انقلاب در حوزه و مطالبه جدی هماهنگ آنان در این امر بود است .که جای بسی تبریک دارد.
نظرات کاربران :