پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري


جایگاه گلزار شهدا در تبیین هویت انقلاب اسلامی  (ويژه)  

متاسفانه ما مسائل فرهنگی که از پیچیدگی مسائل حوزه انسانی بهره مندند را با نگاه "مهندسی" می بینیم. سوژه مهندس پدیده های بیجانی است که ماده یا عنصر خطاب می شود و او وظیفه دارد در آن ماده یا عنصر تصرفی بکند و آن را به شکلی که مطلوب است تغییر بدهد.

  
 
دوشنبه 26 اسفندماه 1387  

 

ما در طول سال هر جا می رفتیم سری هم به گلزار شهدا می زدیم و متاسفانه در اکثر نقاط این بلا بر سر آنها آمده بود؛ اما از اینکه این حرف ها در برنامه های بعدی اثر داشته باشه نا امید نیستیم. لااقل بتوانیم آخرین بازمانده دفاع مقدس یعنی گنجینه بهشت زهرا را حفظ کنیم. اینجا نمایشگاهی است از تفکرات و انگیزه ها و اعتقادات کسانی که شهید شدند یعنی بازیگران و کارگردانان اصلی قضیه ای به نام دفاع مقدس. خیلی از شهدا طرز تفکرشان، جهان بینی شان و انگیزه هاشان را در قالب یک جمله، شعر، آیه، حدیث یا بخشی از وصیت نامه شان آنجا آورده اند. خیلی از آنها خودشان گفته اند که بر سنگ مزارشان چه جمله ای نوشته شود. با این جمله می خواهد تمام ایده هایش را به مخاطب منتقل کند. و جالب این است که در این زمینه سلیقه ها کاملا متفاوت است. کسی که این ها را نگاه کند در واقع مجموعه ای از تفکرات و جهان بینی ها را می بیند و متوجه می شود کسانی که پا در این عرصه گذاشتند چگونه فکر می کردند. کسی می گفت ما می آییم برای هر 16 تا شهید یک جمله از امام می نویسیم. من گفتم شما نیابتا از شهدا این کار را می کنید؟! کی گفته آن شهید مثل تو فکر می کرده است؟! مادر شهید کسی است که بهتر از بقیه فرزندش را می شناخته؛ او گفته می خواهم این جمله از وصیت نامه فرزندم اینجا باشد. با اجرای طرح یکسان سازی این طور به نظر می آید که شهدا هم دولتی فکر می کردند به معنی بخش نامه ای و اداره ای.
آنچه خواهید خواند، بخشی از سخنرانی دکتر کوشکی در انتقاد به طرح یکسان سازی گلزارهای شهدای سراسر کشور و بهشت زهرای تهران است.

ما در طول سال هر جا می رفتیم سری هم به گلزار شهدا می زدیم و متاسفانه در اکثر نقاط این بلا بر سر آنها آمده بود؛ اما از اینکه این حرف ها در برنامه های بعدی اثر داشته باشه ناامید نیستیم. لااقل بتوانیم آخرین بازمانده دفاع مقدس یعنی گنجینه بهشت زهرا را حفظ کنیم. آن روزی که حضرت امام سال 67 در پیام بازسازی شان تاکید جدی داشتند که یا همه یا بخش قابل توجهی از خرمشهر حفظ شود بدون اغراق کسی در این مملکت شعور فرهنگی نداشت که بفهمد مراد حضرت امام از اینکه حفظ شود چیست؟! آن روز که تمام آثار جنگ را به طور تعمدی از بین بردند کسی فکر نمی کرد که بعدا بنیاد حفظ آثار یا جای دیگر مجبور شود در شلمچه یک شلمچه قلابی بسازد یا چیزی که نسل بعد از شما می رود بفهمد اینجا جنگ بود.

متاسفانه ما مسائل فرهنگی که از پیچیدگی مسائل حوزه انسانی بهره مندند را با نگاه "مهندسی" می بینیم. سوژه مهندس پدیده های بیجانی است که ماده یا عنصر خطاب می شود و او وظیفه دارد در آن ماده یا عنصر تصرفی بکند و آن را به شکلی که مطلوب است تغییر بدهد. اگر سوژه یک تپه باستانی باشد نباید مهندس ها سراغش بیایند. اینجا دیگر نگاه مهندسی بهش نمی شود. اینجا هویت یک ملت است؛ شناسنامه یک ملت است با لودر سراغش نمی رویم با قلم مو گردش را می زنیم کنار. وقتی سوژه می شود "دارالشفای آزاگان" یعنی جایی که آدمها می آیند آنجا و رازو نیاز می کنند. این جا را می توانیم به امام زاده هایمان تشبیه کنیم، بدون مبالغه. امام زاده ها را نگاه مهندسی که بهشان نمی کنیم مثلا می خواهیم حرمی را بازسازی کنیم حالا به جای اینکه گنبد و بارگاه و معماری اسلامی رعایت بشود بیاییم ساختمان 8 طبقه بالای آن بسازیم! منظوراز مهندسی این بود و الا همین که دوستان مهندس همت کردند و این جلسه را تشکیل دادند یعنی دغدغه های فرهنگی هم دارند.
اولین مشکلی که در بحث یکسان سازی گلزار شهدا و بازسازی اش و به تعبیر بنده "تخریب" اش (البته با عذر خواهی از مسولین) اتفاق افتاد حاکمیت این نگاه مهندسی است که قضایای بسیار پیچیده را ساده می کند. یعنی همان جور که به یک مقدار آجر نگاه می کند همان جور هم به گلزار شهدا نگاه می کند! مدرنیته تنوع را با نظم سازگار نمی بیند. اینجا رد پای نگرش مدرنیسم که یکی از عرصه های آن یکسان سازی (یونیفرم) است را شاهدیم. طنز قضیه این جاست که وقتی خود فرنگی ها خواستند مدرنیته را در شهرها جاری کنند این مدرنیته را در قسمت هایی که جدید ساختند لحاظ کردند. شما در نظر بگرید شهر "ونیز" را؛ بافت قدیمش هست حالا مدرنیته آمده در بافت جدیدش مکعب هایش را ساخته اما ما هر چه می گردیم در تهران هیچ نقطه ای را پیدا نمی کنیم که عمرش از 150 سال بیشتر باشد مگر استثنا.

من این جمله را از حضرت امام وام می گیرم؛ ایشان فرمودند :"گلزار شهدا دارالشفای آزادگان جهان خواهد بود". آنجا چه ویژگی دارد که دارالشفا ست؟ آیا همه قضیه این است که آنجا به دلیل دفن وجود متبرک است که چنین تاثیر معنوی دارد؟! اگر این تاثیر گذاری ها واقعی است چرا شیعه اصرار بر زیارتگاه سازی دارد و چرا ما عملکرد وهابیت را در تخریب قبور گذشتگان تایید نمی کنیم؟! آن مکان قرار است الهام بخش باشد و تاثیرات فکری-فرهنگی داشته باشد. نماد و نشانه باشد؛ سوال برانگیز باشد.
تسلط تفکرمدرن (یونیفرم سازی) بر این مکان های کاملا فرهنگی و با روح باعث می شود که فرهنگ اصلی محیط حذف شود. برای فهم چرایی آن باید یک بحث روانشناسی کنیم که چرا انسان به نماد ها و نشانه ها وبه تعبیر عرب ها، به "رموزی" وابسته است؟ پیوند ذهن انسان و نمادهای بیرونی با مفهوم فرهنگی، بحث نشانه شناسی است. چرا ستونهای روم یا بعلبک ارزش نگهداری دارند؟ چرا قرآن گفته "قل سیرو فی الارض فنظروا کیف عاقبة الذین من قبل"؟ اگر فقط بحث تئوری بود خوب کتاب می خواندیم؛ اما می گوید "ببینید". خداوند انسان را طوری آفریده که با نشانه ها پیوند خورده؛ نشانه هایی که ما داریم در طرح یکسان سازی نابودش می کنیم.

این کار از جمهوری اسلامی به جاهای دیگر دنیا سرایت کرده. بروید "روضة الشهیدین" بیروت که به غلط "روضة الشهدا" گفته می شود و آرامگاه حاج مغنیه آنجاست را ببینید؛ دقیقا کپی شده از فضای بهشت زهرا است. جای بحث دارد که چرا این نگاه در جاهای دیگر گسترده شده اما در ایران غریب شده است.
بحث بعدی، بحث جامعه شناسی این قضیه است. از لحاظ جامه شناسی وضع فعلی چه دارد که باید حفظ شود؟ اینجا نمایشگاهی است از تفکرات و انگیزه ها و اعتقادات کسانی که شهید شدند یعنی بازیگران و کارگردانان اصلی قضیه ای به نام دفاع مقدس. خیلی از شهدا طرز تفکرشان، جهان بینی شان و انگیزه ها شان را در قالب یک جمله، شعر، آیه، حدیث یا بخشی از وصیت نامه شان آنجا آورده اند. خیلی از آنها خودشان گفته اند که بر سنگ مزارشان چه جمله ای نوشته شود. با این جمله می خواهد تمام ایده هایش را به مخاطب منتقل کند. و جالب این است که در این زمینه سلیقه ها کاملا متفاوت است. کسی که این ها را نگاه کند در واقع مجموعه ای از تفکرات و جهان بینی ها را می بیند و متوجه می شود کسانی که پا در این عرصه گذاشتند چگونه فکر می کردند. کسی می گفت ما می آییم برای هر 16 تا شهید یک جمله از امام می نویسیم. من گفتم شما نیابتا از شهدا این کار را می کنید؟! کی گفته آن شهید مثل تو فکر می کرده است؟! خیلی از آنها دوبیتی باباطاهر را برای مطرح کردن زاویه دیدشان به دنیا ترجیح دادند. مادر شهید کسی است که بهتر از بقیه فرزندش را می شناخته ؛ او گفته می خواهم این جمله از وصیت نامه فرزندم اینجا باشد. با اجرای طرح یکسان سازی این طور به نظر می آید که شهدا هم دولتی فکر می کردند به معنی بخش نامه ای و اداره ای.

بحث بعد واقعیتهای اجتماعی است. پدر شهیدی وضع مالی اش خوب است؛ سنگ مرمر گذاشته. دیگری خوب نیست سنگ معمولی گذاشته. شهید بزرگواری در گلزار شهدای دزفول گفته می خواهم فقط سیمان باشد؛ صافِ صاف و این جمله را بنویسید: "پر کاهی تقدیم به آستان الهی و دیگر هیچ." بنابراین اینجا نمایانگر تنوع مردمی است که تصمیم گرفتند در آن دفاع شرکت کنند. این واقعیت دفاع مقدس ما بود که بار اصلی اش به دوش مردم بود نه یک قشر خاص. اگر یکسان سازی کنند احساس میشود یک عده سرباز وظیفه به تعبیر اجباری رفتند و دولت هم برای همه آنها سنگ قبر یکسان گذاشته است؛ بلا تشبیه شهدای ما، دارد می شود گورستان کشته شدگان آمریکا در ویتنام.
حجله¬هایی که بالای قبر هر شهید است موزه است. هر خانواده ای به تشخیص خود چند عکس و یادگاری از شهید مثلا قرآن، پیشانی بند و یا لباسش را آنجا گذاشته است؛ به طور طبیعی موزه شهدا داریم. حالا می خواهیم اینها را از آنجایی که خود آن شهید دفن است و قرآن بالای سرش و وصیت نامه روی مزارش هست یعنی بیشترین تاثیر فرهنگی؛ برداریم ببریم در جایی از شهر و موزه شهدا بسازیم! یک یک این ویترین ها نشاندهنده سلیقه فرزند شهید، مادر یا همسرش است؛ اینکه چگونه فکر می کند. هر بار که خانواده شهید در ویترین را باز می کند ، آنرا پاک می کند و عشق بازی می کند با آن شهید؛ یعنی زنده بودن این مسیر. می رویم در بهشت زهرا دختری هست مثلا 28 ساله می گوید من بعد از شهادت پدرم به دنیا آمدم. الان هم نوه شهید را آوردم و به او دستمال دادم تا ویترین بابابزرگ را پاک کند. شب های قدر، عید نوروز مردم می روند آنجا. داریم زنده ترین موزه فرهنگی دنیا را به دست خودمان نابود می کنیم. "اصل" هر چیز با "بدل" و قلابی آن خیلی فرق می کند. کجای دنیا کسی می آید اصل را نابود کند و به جای آن بدل بگذارد؟!

سوال: نمادی را به عنوان احترام به شهدا نداریم. آیا چنین ضرورتی در کشور ما هست وبا تفکر انقلابی ما چنین مسئله ای سازگار است؟
دکتر کوشکی: ما می رویم مسکو برای سرباز گمنام کنار کاخ کرملین تاج گل می دهیم؛ اگر یک نفر اینجا خواست تاج گل بدهد چه کار کنیم؟ ما خیلی جا داریم گل ببریم یک روز می بریمش سر قبر شهید فهمیده، سر قبر چمران(همان قبر سیمانی خیلی ساده چمران) می خواهد تاج گل ببرد می بریمش سر قبر ... همه شهدا برای ما قهرمان اند. و اتفاقا ببریمش آنجا که اگر شما یک سرباز گمنام قهرمان دارید ما 35000 داریم. همه شان هم برای ما از سرباز بسیجی 15 ساله تا فرمانه لشکرش برای ما یکی است. آوینی مشهور کنار یزدان پرست گمنام است. چرا دنیا نگاهش را به ما تحمیل کند؟ ما در دنیا نو آوری بکنیم. ما ملتی هستیم که به تک تک اینها افتخار می کنیم و از اینها زندگی کردن را یاد می گیریم، شما هم بیایید زندگی کردن را یاد بگیرید.

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان