پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

مقاله اي از ابوالقاسم يعقوبى
فرهنگ نقد از نگاه امام خميني (2)  (ويژه)  

انتقاد غير از انتقامجويي است. انتقاد صحيح، بايد باشد. هركس از هر كس مي تواند انتقاد صحيح بكند؛ اما اگر قلم كه دستش گرفت انتقاد كند، براي انتقامجويي، اين همان قلم شيطان است.

  
 
چهارشنبه 21 اسفندماه 1387  

 

انتقاد نه انتقام
انتقادهاي برخاسته از حسدها و غرض ورزيها و تسويه حسابها، نه تنها مشكلي را نمي گشايد كه وضع را بدتر مي سازد؛ زيرا انسان كينه توز نمي تواند به انتقاد درست دست يابد. (النصيحة من الحاسد محال) 56. از اين روي، بسياري از نقدهاي وي انتقام است.
هدف از انتقاد، بر شمردن عيبها و كاستيها نيست؛ بلكه پيدا كردن راههاي درمان براي دردهاي موجود و رهايي از بحران و آشفتگي و نابساماني است.
در انتقاد سالم، عالم محضر خداست و مردمان همه آفريده هاي او. كاستيها و ضعفها، با توجه به اين بينش، به گونه اي مطرح مي شوند كه ناسازگار با آن حضور نباشد. انتقام گرفتن خويي است حيواني، در برابر انتقاد سالم.
(انتقاد غير از انتقامجويي است. انتقاد صحيح، بايد باشد. هركس از هر كس مي تواند انتقاد صحيح بكند؛ اما اگر قلم كه دستش گرفت انتقاد كند، براي انتقامجويي، اين همان قلم شيطان است.) 57
بنابراين، قلمي كه همسو با خويهاي شيطاني است و از آن فريبندگي و وسوسه58، شبهه افكني، ظاهر آرايي59، دعوت به فقر60 و فساد، فتنه گري61، تشنج آفريني و دشمن تراشي62 و مانند آن تراوش مي كند، انتقاد نيست، بلكه انتقام گرفتن از اسلام و مردم مسلمان و نظام اسلامي است.
اگر ديو كينه توزي به جاي مهرورزي و مهرباني بنشيند، پرده اي تار در پيش چشم آدمي مي كشد كه بين او و حقيقت و واقعيت فرسنگها فاصله مي اندازد. و در نتيجه نگاه او نگاهي دشمنانه و حركتهاي او هم حركتهاي براندازي خواهد شد: (يك وقت مخاصمه هست، اين طرف مي خواهد او را بكوبد آن طرف مي خواهد او را بكوبد، اين نه راه اسلام است نه مقصد اسلامي مي تواند داشته باشد… و يك وقت مباحثه است.) 63
بحث و بررسي و گفت وگو، در فضاي برادري و تفاهم، نه تنها مانعي ندارد، بلكه كارساز و رهگشا نيز هست. اگر بحثها به درگيري و دشمني كشيده شود و مچ گيري و انتقامجويي رواج يابد، نه تنها مشكلي گشوده نخواهد شد، بلكه بر مشكلها افزوده خواهد شد. امام صادق(ع) مي فرمايد: (اياكم والمراء والخصومة فانّهما يمرضان القلوب علي الأخوان و ينبت عليهما النفاق.) 64
از بگومگوهاي بي حاصل و دشمنيها بپرهيزيد؛ زيرا اين دو مايه بيماري دلها و زمينه ساز نفاق در ميان مؤمنان است.
امام خميني در شرح اين حديث نوراني مي نويسد: (بيان آن كه مراء و خصومت در مقال، قلب را مريض مي كند و انسان را به دوستان بدبين مي كند و نفاق در دل مي روياند، آن است كه پيش از اين مذكور شد كه اعمال ظاهريه را در باطن و دل آثاري است متناسب با آنها….) 65
پرخاشگري و پريدن به يكديگر و به كار گرفتن عبارتها و تعبيرهاي نيش دار و كينه توزانه، بذر بدبيني و بدخواهي را درجامعه مي افشاند و نتيجه اي جز تشنج و سلب آرامش و آسايش به دنبال ندارد.
هيچ ملت و گروهي در سايه انتقام، به آقايي و سروري نمي رسد. (لا سؤدد مع الأنتقام.) 66
بزرگواري و آقايي از راه انتقام به دست نمي آيد.
كسي كه به بهانه انتقاد مي خواهد انتقام شخصي و يا گروهي خود را از ديگران بگيرد، داراي روحيه خود كم بيني و حقارت نفس گرديده است، شفاي خاطر خود را در تخريب ديگران مي بيند، از اين روي، هيچ گاه نمي تواند گام اصلاحي بردارد و سخن مصلحانه و خيرخواهانه بر زبان و قلم خودجاري سازد.
اين گونه كسان، نه تنها كاستي و منكري را بر طرف نمي كنند كه خود گرفتار كاستي و منكرند: (مع الأسف بعضي از نويسندگان و گويندگان، به جاي انتقاد سالم و هدايت مفيد، با انتقاد كينه توزانه مي خواهند افراد جامعه را به جمهوري اسلامي بدبين كنند. اينان به جاي انتقاد سازنده به فحاشي پرداخته و به جاي نهي از منكر، خود مرتكب منكر مي شوند.) 67
يك پارچگي جامعه در گرو انتقاد سالم و سازنده است. قلم و نوشته اي كه انتقامجوست، اين وحدت و يگانگي را شيطان گونه به (عداوت و بغضاء) 68 دگر مي سازد و در عمل، قلم او قيچي را مانند است كه پيوندها را مي گسلد و جامعه و ارزشهاي حاكم بر آن را مُثله و پاره پاره مي كند. امام رضا(ع) به عبدالعظيم حسني مي فرمايد: (… ولايشغلوا انفسهم بتمزيق بعضهم بعضاً…) 69
[به دوستان ما بگوييد]: مبادا به خود مشغول شوند و همديگر را پاره پاره كنند!
امام بزرگوار اين ادب را در باب انتقاد به ما آموخت كه فضاي دشمني و درگيري را كه فضاي جهنميان است، از جامعه بزدائيم: (وانّ ذلك لحق تخاصم اهل النار) 70 و فضاي بهشت و بهشتيان را در پيوندها و پيوستگيها و برخوردها و انتقادها، حاكم سازيم: (اخواناً علي سرر متقابلين) 71 جالب اين است كه قرآن نيايش بهشتيان را اين گونه ترسيم مي كند: (… ولاتجعل في قلوبنا غلاّ للذين آمنوا…) 72 [پروردگارا] در دل ما غل و غش و كينه نسبت به مؤمنان قرار مده.
اگر بخواهيم بهشت اخلاقي اسلام را در پيوندهاي فردي و معاشرتهاي اجتماعي پي بريزيم، بايد مواظب گفتار و نوشتار خود باشيم. در هر كجا و هر اداره اي كه هستيم و مسؤوليتي كه داريم، ديده باني باشيم كه عقبه نيروها را درست گرا بدهيم و خداي ناكرده با كينه ورزيها، روشهاي انتقامي، گلوله هاي آتشين را در جبهه خودي مصرف نكنيم. مقام معظم رهبري مي گويد: (امام مكرراً توصيه مي فرمودند كه: در مجلس از تنازعات اجتناب شود، من هم اين توصيه را مي كنم. مجلس بايد آزاد باشد هر كسي نظر و رأي خود را ابراز كند؛ اما اظهار رأي غير از خصومت و تنازع و درگيري است… روحيه خصومت و تنازع را از بين ببريد و آن را به روحيه محبت تبديل كنيد، اگر چنانچه محبّت باشد، كارايي به حد كمال خواهد رسيد.) 73

پاسداشت حرمت ديگران
روح حاكم بر جامعه ديني، روح برادري و حرمت و آبرومندي است. همگان درحفظ و پاسداشت، آبرو و شرف يكديگر مي كوشند، آبرو و شرف فردي و اجتماعي افراد در امان است و نگهداشته شده. آنچه به شخصيت شهروندان صدمه مي زند و بي حرمتي به شمار مي رود، در جامعه ديني وجود ندارد. در پيدا و پنهان، حريمهاي قانوني و ايماني مؤمنان محترم شمرده مي شود. اين اصل اصيل مي طلبد كه انتقادها هم، در چنين فضايي به گونه اي باشد كه آبروي كسي زير سؤال نرود، موقعيت مدير و مسؤولي به ناحق دچار تزلزل نگردد. شايسته است شيوه و روش برخورد با كاستيها و كژيها، به گونه اي گزينش شود كه ناسازگاري با اين اصل اساسي، نداشته باشد.
از اين روي، در معارف ديني به اين نكته اشاره شده كه: بازگويي عيبها و نقصها تا جايي كه امكان دارد، غير مستقيم و غير علني باشد.
امام علي(ع) مي فرمايد: (النصح بين الملأ تقريع.) 74
نصيحت و خيرخواهي آشكارا و علني نوعي سركوب به شمار مي رود.
اگر انسان بتواند عيب و كاستي كسي را به گونه اي مطرح كند كه جايگاه اجتماعي و حيثيت حقوقي و حقيقي او صدمه نبيند، بايد چنين كند و هرگز افشاگري و در بوق و كرنا دميدن، پسنديده نيست. گرهي كه به آرامي و نرمي و با دست گشوده مي شود، چرا با سروصدا و با دندان بگشائيم. در آموزه هاي علوي آمده است:
(من قال لمسلم قولاً يريد به انتقاص مروته حبسه الله في طينة خيال حتي يأتي مما قال لمخرج.) 75
هر كه به مسلماني سخني بگويد و مقصودش بردن آبروي وي باشد، خداوند او را در لجنزار دوزخ زنداني كند، تا از آنچه گفته عذري آورد.
امام خميني با الهام از اين آموزه ها، همواره سفارش مي كرد: در انتقادها مواظب باشيم با حيثيت و آبروي كسي بازي نكنيم و كسي را از موقعيت و مسؤوليتي كه دارد، فرو نيفكنيم..
(انتقاد آزاد است، به اندازه اي كه نخواهند كسي را خفيف كنند، يا يك گروهي را خفيف كنند و از صحنه خارج كنند، انتقادات براي اصلاح امور لازم است.) 76
اگر كسي خداي ناخواسته براي استوارسازي موقعيت اجتماعي خويش، به ويران گري ديگران بپردازد، و با اشاره و با بيان روشن، سبب فرو افتادن ديگران از جايگاه اجتماعي خود گردد، دچار آفت اخلاقي بزرگي شده است كه به آساني قابل گذشت و جبران نيست. درهم شكستن جايگاه اجتماعي افراد، كاري نيست كه با توبه و طلب بخشش قابل جبران باشد، كسي كه به وسيله قلم مسموم و زهرآگين نويسنده اي و يا با زبان نيش دار گوينده اي، خوار مي گردد، و در ديد جامعه و مردم جايگاه پست و گاه خيانت كار و خلافكار پيدا مي كند، به آساني نمي تواند نگاههاي سرزنش آلود و بدبين را از خود برگرداند و ذهنيتها را دگرگون سازد و جايگاه ويژه خود را بيابد. از اين روي، امام امت به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مي گويد:
(انتقاد كنند، انتقاد سازنده، انتقاد نصيحت و انتقاد خصمانه نكنند. در نطق هاي قبل از دستور… و در صحبتهايي كه وقتي معرفي مي كنند وزرا را هتّاكي نكنند، اين از شأن آقايان به دور است… برخوردها برخوردهاي اسلامي سالم باشد، چه در مجلس و چه در خارج مجلس…) 77
عيب و كاستي ديگران را فاش گفتن، مصاحبه انجام دادن، تيتر درشت برگزيدن و جوّ جنجال و غوغاسالاري آفريدن، از آداب نقد اسلامي به دور است.
امام صادق(ع) مي فرمايد: (المؤمن مرآة لأخيه، فاذا رأيتم من اخيكم هفوة فلاتكونوا عليه اِلباً وكونوا له كنفسه وارشدوه وانصحوه وترفقوا به.) 78
مسلمان، آيينه مسلمان است. اگر از برادر ديني خويش لغزشي ديديد، بر او مشوريد و براي او همچون خود او باشيد و او را هدايت و نصيحت كنيد و نسبت به او مهربان و خيرخواه باشيد.
ويژگي آيينه آن است كه بي سروصدا و با كمال آرامش عيبها و كاستيها را نشان مي دهد، هدف آن، شكستن كسي نيست، بلكه نماياندن و نشان دادن نازيباييها و كاستيهاست.
رو به رو و با صداقت عيب را با صاحب عيب مطرح مي كند و او را با انتقاد سازنده، هشياري مي دهد:
اي غزالي گريزم از ياري
كه اگر بد كنم نكو گويد
مخلص آن شوم كه عيب مر
همچو آينه روبرو گويد
جامعه ديني آيينه گونه، آبرومند و با صفا و صميميت مي زيد و كينه و كدورت بردار نيست. مردمان در چنين جامعه اي آن چنان صاف و شفاف و بي غلّ و غش با يكديگر برخورد مي كنند كه نه تنها يادآوري عيب و نقد يكديگر را بد نمي دانند، بلكه آن را (هديه) و تحفه اي ارزشمند به شمار مي آورند. امام راحل در پي، پي ريزي چنين فرهنگي از نقد و انتقاد بود. آن بزرگمرد به ديگران انتقاد داشت، لكن هرگز انتقادها و اظهارات او به آبرو و موقعيت ديگران خدشه و صدمه وارد نمي ساخت، مگر در مواردي كه مصلحت نظام و مسأله مهمتري از افراد مطرح بود. و اگر اقدامي از سوي شاگردان، دوستان و يا نزديكان ايشان صورت مي گرفت كه بوي تنه زدن و سست كردن جايگاه اجتماعي ديگران را داشت، از آن با شدّت جلوگيري مي كرد.
در زماني كه در نجف مي زيست، رياست حوزه در دست آقاي خويي بود و وي به عنوان (زعيم الحوزات العلمية) شناخته مي شد. در همان روزگار، كتاب تحريرالوسيله امام را چند تن از شاگردان ايشان به زيور طبع آراستند و روي جلد آن اين لقب را براي امام نوشته بودند. امام با ديدن اين عنوان، مسؤول چاپ كتاب را خواستند و گفتند: (اگر اين جمله را از روي كتاب من برنداريد، دستور مي دهم تمام اين كتاب را بريزند در دجله!) 79
در مورد ديگر از ايشان استفتايي شده بود: فلان شخص در فلان شهر ادعا مي كند كه در جمع آوري وجوهات شرعي و مصرف آن براي فلسطيني ها از ناحيه شما نمايندگي دارد، آيا درست است يا نه؟
امام در پاسخ نوشته بود: (شما كلي سؤال كنيد، بگوييد آيا كسي تا به حال شخصا از طرف شما اجازه يا دستور داشته براي جمع آوري يا نه؟ و من پاسخ خواهم داد، ولي به گونه شخصي جواب نمي دهم!) 80
آنان كه سنگ امام را به سينه مي زنند و براي خط و راه امام دل مي سوزانند و نگرانند، شايسته است به اين ريزه كاريهاي راه امام نيز توجه كامل داشته باشند و خداي ناخواسته در كنار سفره امام و انقلاب كاري نكنند كه به امام و آرمانهاي او كم توجهي شود.
 انتقاد خيرخواهانه
واژه (نصيحت) به معناي خيرخواهي از ريشه (نُصح) به معناي خالص شدن و خالص كردن است. در زبان عرب، به عسل صاف و خالص گويند: (نصح العسل.) 81
و نيز به خياط (ناصح) گويند و به نخي كه در دوختن به كار مي برد (نصاح) گفته مي شود. از اين روي، در نصيحت افزون بر خيرخواهي، نوعي پيوند دادن نيز وجود دارد. انتقاد اگر به انگيزه خيرخواهي صورت بگيرد، مي شود انتقاد سالم و سازنده و در اين گونه انتقادها، پيوند مردم با يكديگر براساس خيرخواهي و وحدت تقويت مي شود و نيروها و استعدادها در جهت شكوفايي و بالندگي به كار مي افتد.
هرگونه انتقادي كه از روي خلوص و خيرخواهي و بدون خدعه و نيرنگ انجام بگيرد، سالم و سودمند است و در برابر آن نقدي كه براساس هدفهاي شخصي و گروهي شكل مي گيرد، انتقاد ناسالم و (غشّ) نام دارد.
به همين جهت، ارباب لغت واژه (غش) را در برابر واژه (نصيحت) دانسته اند. 82 آن كه از روي دلسوزي و مهرورزي و با انگيزه بهبود بخشيدن به پيوندهاي اجتماعي لب به سخن مي گشايد و دست به قلم مي زند، ناصح و خيرخواه است. از اين روي قرآن كريم در موارد بسياري از پيامبران الهي، به عنوان (ناصح امين) 83 نام برده است.
جامعه اي كه زمينه پذيرش نقد سالم و ناصحان امين در آن وجود داشته باشد، جامعه اي است عزّتمند در برابر اگر در جامعه اي زمينه پذيرش نقد وجود نداشته باشد، ناقدان و ناصحان نتوانند انتقاد سالم خود را به گوش ديگران برسانند، آن جامعه بيمار است. علي(ع) مي فرمود: (لا خير في قوم ليسوا بناصحين ولايحبون الناصحين.) 84
آن مردمي كه خيرخواه يكديگر نيستند و از خيرخواهان نيز استقبال نمي كنند، از سعادت بهروزي بي بهره اند.
امام خميني در بيان ويژگيهاي انتقاد سالم به اين نكته توجه تام و تمام دارد. او، به همه كساني كه در مقام نقد و انتقاد قرار دارند و يا شغل و كارشان اقتضاي آن را دارد كه مسائل را بحث و بررسي كنند كه از آن جمله است نمايندگان مجلس مي گويد: (مجلس بايد محيطي باشد كه با كمال تفاهم و خيرخواهي براي ملت و كشور مسائل را پيش ببرند، انتقاد مي كنند. انتقاد خيرخواهانه باشد، جواب انتقاد مي دهند، آن هم خيرخواهانه باشد.) 85
امام به روزنامه نگاران و اهل قلم، اين نكته را از روي خيرخواهي يادآور مي شود: تلاش و همت شما اين نباشد كه درشت بنويسيد، بلكه بكوشيد كه درست بنويسيد. تيترها با محتوا و خبرها يكسان باشد. برخلاف واقعيت، تيترها را برجسته نكنيد. در گزينش خبرها و مطلبها، خير جامعه و نظام را در نظر بگيريد و اگر چنين نكرديد؛ گرفتار (غشّ) و انتقاد ناسالم و ناروا شده ايد: (اخباري كه مي نويسيد، تيترهايي هست، مردم اينها را در روزنامه ها مي بينند و مي فهمند كه اين تيتر، از كجا پيدا شده است و براي چه مقصدي اين تيتر را گذاشته اند… بايد توجه كنيد كه روزنامه اي تيترش چيزي نباشد كه محتوايش آن طور نباشد… اين غشّ است، درست مثل كاسب كه روي متاعش چيز خوب مي ريزد و آخرش فاسد است و اين حرام است. و اگر تيتر با محتوا نخواند، غشّ است كه شما با قلم هايتان مي كنيد.) 86
اين نگاه فقيهانه امام است به مسأله نقد و انتقاد، كه هرگونه ناخالصي در برخوردهاي زباني و قلمي را غشّ مي نامد و حكم به حرام بودن مي دهد. در فضاي جامعه ديني هرگونه غشّي با هر كسي با دوست و يا دشمن، رفيق و يا رقيب، با زبان، يا با قلم نادرست و ناپسند است.
امام علي عليه السلام مي فرمايد: (شرّ الناس من يغش الناس.) 87
بدترين مردم كسي است كه با مردم غلّ و غش مي كند.
اين سخن مولي، اطلاق دارد و چشم اندازي گسترده و همه غش ها را، در همه حوزه هاي فرهنگي سياسي، اجتماعي و اقتصادي شامل مي شود. نشانه سلامت زبان و قلم انتقادگر آن است كه آن را از غشّ و خيانت خالي و خالص سازد و خير و نيكي و آرامش و آسايش شهروندان و هم كيشان خود را در نظر داشته باشد.
آن نوشته زهرآگين كه با نيش خود زندگي را بر كام همنوعان تلخ مي سازد و با تك تك واژگان، تيري بر دل آزادگان مي زند و شعله اي در بوستان عاشقان و شيفتگان ولايت بر مي افروزد، نوشته اي است ناسالم و غش دار: (ببينيد كه آيا اين صحبت در سطح كشور، يك تشنجي ايجاد مي كند… و يا آرامش ايجاد مي كند؟ ببينيد اين روزنامه ها، اين قلم ها آرامش در اين كشور ايجاد مي كنند، يا تشنج؟ اگر چنانچه تشنج ايجاد كرد، اين روزنامه چماق است و آن گفتار چماق و اگر آرامش ايجاد كرد اين رحمت است و اين مشكور است پيش خداي تبارك و تعالي.) 88
ميزان و معيار انتقاد سالم از نگاه امام آن است كه ذهن و فكر و اعصاب مردم را به سوي آرامش و اطمينان بكشاند، اعتمادساز باشد، نه اعتماد سوز. و اگر چنين نبود و نشد، ويرانگر و ناسالم است. ترديدي نيست كه (غش) اجتماعي، از غش فردي ويران كننده تر و زيان بار تر است. آن كه جوّ و فضاي جامعه را با انتقاد ناسالم و غيرخيرخواهانه مي آلايد، كاري بس زشت تر و ناپسندتر انجام داده است.
علي عليه السلام مي فرمايد: (وانّ اعظم الخيانة خيانة الاُمة وافظع الغش غش الأئمة.) 89
بزرگ ترين خيانت، خيانت به مسلمانان است و زشت ترين، فريبكاري، ناراستي كردن با امام ايشان.
نكته ديگر آن كه غش و خدعه و نيرنگ، با پيشواي جامعه، كه سكاندار كشتي امنيت مردم است، بسيار بدتر و زشتتر از غش و فريب با ديگران است؛ از اين روي، بر خورد مردم با رهبر جامعه ولايي بايد برخورد خيرخواهانه باشد (النصيحة لأئمة المسلمين) 90، نه غش آلود.
امام علي(ع) مي فرمايد: (… فاعينوني بمناصحة خلّية من الغش سليمة من الريب…) 91
پس مرا ياري كنيد به نصيحت به دور از دغل و ريب.
پرهيز از غش و نيرنگ، در انتقاد و حركت در مسير خيرخواهي امت و امام، همان آرماني است كه امام امت همواره آن را بر زبان مي آورد و مردم را به آن فرا مي خواند و مقام معظم رهبري نيز بر آن تأكيد و پافشاري دارد: (مبادا كساني در گوشه و كنار پيدا شوند و از كاهي كوه بسازند و اگر ديدند كاري در بلند مدت قابل اصلاح است، ولي در مدت كوتاهي اصلاح نشده، مورد انتقاد قرار دهند بايد زباني و عملي و مالي و با هر وسيله اي كه مي شود دولت و مسؤولان را كمك و حمايت بكنند.) 92
مرزهاي انتقاد
هر كشور و مملكتي با هر ايده و مرام و مكتبي، براي خود مرزهايي دارد و خط قرمزهايي. اين مرزها هم در مسائل جغرافيايي وجود دارد و هم در مسايل سياسي، اجتماعي و امنيتي، كه از آن به (خطوط قرمز) كشورها تعبير مي شود.
گذر از مرزها و ناديده انگاشتن خط قرمز، در همه جاي دنيا جرم است. حتي به اصطلاح، دموكراتيك ترين كشورها هم اجازه نمي دهند كه كساني از اين خطوط قرمز بگذرند و پا را فراتر نهند. در مَثَل، ماركسيسم درنظام سرمايه داري آمريكا، خط قرمز بود و آن زماني كه سوسياليسم در دنيا مطرح بود، ماركسيستها در شرايط سختي در آن كشور مي زيستند و تنگناهاي ويژه اي براي آنان در نظر گرفته بودند.
اگر امروز هم در مثل، شماري در آمريكا سخن از تجزيه آن كشور بزنند و بگويند: سياهان و يا سرخ پوستان حق حاكميت جداگانه دارند، دولت آمريكا با آنها به شدّت برخورد مي كند و آنان را از سر راه بر مي دارد. اين حالت در ساير كشورهاي جهان هم مطرح است.
مقام معظم رهبري مي گويد:
(همه توجه داشته باشند كه يك خط قرمزي وجود دارد از اين خط قرمز هيچ كس نبايد عبور كند، نه اين كه ما اجازه نمي دهيم، در هيچ جاي دنيا اجازه نمي دهند….) 93
براي آن كه به توان جامعه اي را بر سر پا نگهداشت و از گزنده ها و دست اندازيها به دورش داشت، ضرورت روشن كردن مرزهاي اصلي چاره ناپذير است. اين حدّ و حق، بايد به گونه اي روشن باشد كه تكليف وظيفه همگي با آن معلوم گردد.
اگر چنين نشود و نباشد و در جامعه مرزي و خطي وجود نداشته باشد، همه چيز به هم مي ريزد و شيرازه جامعه از هم مي گسلد. چطور مي توان درجامعه اي، حتي بدوي ترين آن، بدون مرز و خط زيست. هر واحد كوچك و بزرگ، هر قوم و قبيله، هر كشور و سرزمين براي بهروزي و ادامه زندگي، مرزهايي و خط قرمزهايي دارد. هر جامعه اي براي خود معيارهايي دارد و برابر آن معيارها، مرزهايي.
بايستگي وجود خطهاي قرمز براي روشن شدن وظيفه مردم يك كشور و وجود چهارچوب براي حركت در محدوده آن، مسأله اي است مورد تأييد همه خردمندان و خردورزان.
اگر چهار چوبها، روشن باشد، طبيعي است كه انتقادگران هم محدوده نقد خويش را خواهند شناخت و نقد سياسي و اجتماعي نيز سامان مند و اصولي خواهد شد.
ما در اين جا، براي روشن تر شدن سخن، به خطهاي قرمزي كه بايد از آنها نگذشت و پارا فراتر ننهاد، اشاره مي كنيم و از سخنان و سيره امام خميني براي آن شاهد و نمونه ارائه مي دهيم:
* قانون اساسي
* رهبري و محوريت نظام
* امنيّت ملي
* وحدت مردمي
* ارزشهاي پايدار ديني
 قانون اساسي
قانون براي جامعه همان ضرورت را دارد كه هوا براي فرد زنده، قانون سند آبروي هر كشور و خميرمايه نظم و انضباط سياسي و اجتماعي آن است. هر كشوري، هر چند كوچك و دور افتاده، براي خود مرجع قانوني دارد و اين اصلي است مشترك و همگاني. روشن است كه داشتن قانون، به تنهايي كارگشا نيست. قانون بايد آن چنان در روح و جان مردم جا گير شود كه نفس وجود قانون آنان را از دست اندازي به مرزهاي اجتماعي و حقوق مردم، بازدارد. قانون اگر درست شناخته شود و درست اجرا گردد و به خوبي در روح و جان مردم جاي بگيرد، بسياري از نابسامانيها رخت برخواهند بست و همگان در سايه سار آن زندگي آرام و به دور از دغدغه اي خواهند داشت.
امام خميني مي گويد:
(قانون براي نفع ملت است، براي نفع جامعه است. براي نفع بعضي از اشخاص و بعضي گروه ها نيست. قانون توجه تام به تمام جامعه كرده است. و قانون براي تهذيب تمام جامعه است.) 94
همه بايد در برابر قانون، سر فرود آورند و به هيچ روي در برابر آن نايستند. حال اگر قدرت مندان و زر اندوزان، جناحهايي با نفوذ، در برابر آن بايستند و هر جا قانون را به زيان خود ديدند، سربرتابند و گردن ننهند، جامعه دچار بيماري مي شود و از حركت به سوي كمال باز مي ماند و بي قانوني، بسان خوره به جان جامعه مي افتد و آن را از پاي در مي آورد.
براي همين پيامدهاي ناگوار است كه امام، همگان را به قانون مداري فرا مي خواند:
قانون در رأس واقع شده است و همه افراد هر كشوري بايد خودشان را با آن قانون تطبيق بدهند. اگر قانون برخلاف خودشان هم حكمي كرد، بايد خودشان را در مقابل قانون تسليم كنند آن وقت است كه كشور كشور قانون مي شود.) 95
هنگامي كه بيش ترين مردم، به قانون اساسي رأي دادند، همان ملاك و ميزان سياستها و برنامه ريزيها و تصميم گيريها مي شود. مبارزه با چنين قانوني، گذر از خط قرمز است و فساد در زمين:
(همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد و لو برخلاف رأي شما باشد. بايد بپذيريد براي اين كه ميزان اكثريت است. بعد از اين كه چيزي قانوني شد، ديگر نق زدن در آن اگر بخواهد مردم را تحريك بكند، مفسد في الارض است.) 96
تا زماني كه قانون مرجع است و قانونيت دارد، گرچه برخلاف انديشه و سليقه و نظر من باشد، بايد به آن پايبند باشم. ممكن است اشكالهايي به ذهن برسد و قانون كاستيهايي داشته باشد كه نياز به اصلاح دارد، لكن تا وقتي كه قانونيت دارد بايد آن را پذيرفت و به آن گردن نهاد:
(در مقام عمل، قبول داريم؛ اما رأيمان اين است كه اين جوري نيست؛ اما در عمل هم ملتزم هستيم. اين هيچ مانعي ندارد.) 97
بنابراين، بحث درباره مواد قانوني و انتقاد به پاره اي از اصول و يا تبصره هاي آن، خط قرمز نيست. آنچه مرز است و خط قرمز، اصل قانوني بودن، قانون اساسي يك كشور است. در مجموع مي توان گفت: آناني كه با جوّسازي و غوغاسالاري، خود را اصل مي گيرند و محور و مركز همه چيز را منافع شخصي خود مي دانند و با شيوه هاي گوناگون به قانون مي تازند، به تعبير امام خميني، ديكتاتورند.
(اگر بنا باشد كه يك جائي بخواهند، دادستان بخواهد روي قوانين عمل بكند، ما بخواهيم بگوييم كه خير ما دادستان را قبول نداريم. اين معناي ديكتاتوري است. ديكتاتوري، همين است كه نه به مجلس سر فرود مي آورد، نه به قوانين مجلس و نه به شوراي نگهبان و نه به تأييد شوراي نگهبان و نه به قوه قضائيه و نه به دادستاني….) 98
 (نمي شود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم، غلط مي كني قانون را قبول نداري، قانون ترا قبول ندارد…. مردمي كه رأي دادند به قانون اساسي، منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود، نه هر كس از هر جا صبح بلند مي شود بگويد… من قانون اساسي را قبول ندارم.) 99
نگهداري و پاسداري از مرزهاي قانوني، وظيفه همگاني است. همگان وظيفه دارند. با گردن نهادن به آن، دفاع از آن در برابر قدرت مندان و زراندوزان و افراد و جناحهاي با نفوذ، قانون را پاس دارند و بهترين پاسداشت، ايستادن اهل نفوذ، قدرت، با ديگران در يك صف در برابر قانون است:
(در اسلام همه كس حتي پيامبر عظيم الشأن(ص) در مقابل قانون بي امتياز در يك صف هستند.) 100
روشن شد، از جمله مرزهاي انتقاد كه مي توان آن را خط قرمز ناميد، قانون اساسي است. حركت بر محور اين قانون، تكليف و وظيفه ملي و ديني است و مخالفت با اصل قانون و مصوبات قانوني، مخالفت با رأي اكثريت ملت و نامشروع به شمار مي رود. كساني كه اهل قلم و سخن هستند، بايد همواره اين معيار و ميزان را در نوشته ها و سخنهاي خود رعايت كنند و برخلاف دين و جريان ملي و مردمي گام برندارند.
 محور نظام (ولايت فقيه)
بدون نظم و نظام و ناظم، نمي توان امور كشور را سامان و سازمان داد. قانون اساسي كشورها، پشتوانه بي زبان نظامها به شمار مي روند. بايد مرجع ديگري باشد كه از آن قانون سخن بكشد و او را به زبان آورد. رهبري جامعه، چنين نقشي دارد. او قانون را به زبان مي آورد و راه را بر رهروان، روشن و هموار مي سازد؛ از اين روي، در معارف ديني ما سخن از (قرآن صامت) و (قرآن ناطق) به ميان آمده است.
رهبري چون برق در تن سيم است. كالبد جامعه به روح و حيات نياز دارد، تا ادامه حيات دهد. آن نيروي توانايي كه پراكندگيها را پيوند مي زند، استعدادها را شكوفا مي سازد، نيروها را بسيج و سازمان مي دهد، رهبر است.
امام علي(ع) مي فرمايد: (مكان القيم بالأمر مكان النظام من الخرز يجمعه ويضمّه، فان انقطع النظام تفرق وذهب ثم لم يجتمع بحذافيره ابداً.) 101
جايگاه زمامدار در اين كار، جايگاه رشته اي است كه مهره ها را به هم فراهم آورد و برخي را ضميمه برخي ديگر دارد. اگر رشته ببرد مهره ها پراكنده شود و از ميان رود و ديگر به تمامي فراهم نيايد.
رهبري عمود خيمه نظام است و رشته جمع كننده تك تك مردم. انتقادها و خرده گيريها تا جايي آزاد است و ميدان دارد كه نخواهد اين عمود را بشكند و آن رشته را بگسلد. اگر نقد وارد اين حريم گردد، به انگيزه سست كردن محور نظام و پاره كردن ريسمان وحدت و انسجام مردم، بي گمان خط قرمز ناديده انگاشته و از آن گذشته است.
بحث از اين نيست كه كسي درباره مسائل نظري ولايت فقيه، تحليل و بررسي علمي نداشته باشد. اين شيوه نقد و بررسي در مسائل علمي و نظري، همواره در ميان فقها و حوزه ها مطرح بوده و هست. كارشناسان و خبرگان در اين گونه مسائل علمي سليقه ها و برداشتهاي گوناگوني ارائه داده و در نوشته هايشان به يادگار گذاشته اند.
بحث از اين است كه اگر بر اساس قانون اساسي و با رأي مستقيم مردم، يا بارأي مردم به خبرگان رهبري، فردي رهبري امت را عهده دار گرديد و در رأس نظام به عنوان پيشوا و جلودار برگزيده شد، و در راستاي اختيارهاي قانوني عمل كرد، كسي حق ندارد با صراحت يا با كنايه، به اين مرز و حق بتازد و مشروع بودن آن را زير سؤال ببرد و در تصميم گيريهاي او كه براساس قانون شرع، قانون اساسي و مصلحت نظام است، چون و چرا كند. امام علي(ع) مي فرمايد: (فان اجتمعوا علي رجل وسمّوه اماماً، كان ذلك لله رضي فان خرج عن امرهم خارج بطعن او بدعة ردوه الي ما خرج منه فان ابي قاتلوه علي اتباعه غير سبيل المؤمنين وولاه اللّه ماتولي.) 102
پس اگر گرد مردي فراهم گرديدند و او را امام خود ناميدند خشنودي خدا را خريدند. اگر كسي كار آنان را عيب گذارد، يا بدعتي پديد آرد، او را به جمعي كه از آن برون شده باز گردانند و اگر سرباز زد، با وي پيكار كنند ـ كه راهي ديگر را پذيرفته ـ و جز به راه مسلمانان رفته و خدا در گردن او درآرد آن را كه بر خود لازم دارد.
اصل لشگر بي گمان سرور بود
قـوم بي سـرور، تن بي سر بود
وجه و چهره نظام اسلامي در مقام امامت و رهبري تبلور و تجلّي مي كند و شكوه و شكوفايي انسانها در پرتو وجود او عينيّت مي يابد. رهبري، در حقيقت هم ايدئولوك نظام است و هم زمامدار و هم پشتوانه معنوي، فرهنگي و ديني براي مديران اجرايي.
ولايت فقيه، به عنوان روح قانون اساسي و شالوده و اساس نظام اسلامي، امروز از مرحله نظريه پردازي گذشته و به مرحله قانوني رسيده است. و چون در متن قانون اساسي اين مسأله به رسميت شناخته شده و نمايندگان مردم در خبرگان قانون اساسي، آن را با حوزه اختياري گسترده، در قانون جاي داده اند و سپس اكثريت به آن رأي داده اند، از آن پس هرگونه چون و چرا در اصل زنده و حياتي (ولايت فقيه) و زير سؤال بردن و انتقاد به آن، قانون شكني و گذر از خط قرمز نظام و فساد در زمين به شمار مي رود.
اين كه شماري پنداشته اند: (هيچ خط قرمزي در طرح مباحث نظري و مسائل سياسي جز آنچه قانون اساسي به صراحت مشخص و تبيين كرده وجود ندارد و هيچ مقامي مصون از انتقاد و سؤال نيست) بايد به اين نكته توجه كنند و خود را به ناداني و غفلت نزنند كه همان قانون اساسي كه آنها آن را به عنوان خط قرمز مي شناسند، مواردي را به عنوان خط قرمز نظام تعيين كرده كه از آن جمله است: (ولايت فقيه) و رهبري فقيه عادل و مدير و مدبّر. پوشيده نماند كه مقصود اين اشارت آن نيست كه رهبري مصون از خطا و معصوم و از هرگونه انتقادي مبرّا و به دور است. امام علي(ع) با آن كه معصوم بود خود را بي نياز از يادآوري و رايزني نمي دانست و از مردم مي خواست كه او را در ادامه رهبري و اداره امور ياري و مدد رسانند. 103
امام خميني نيز به روشني مي گويد: (هيچ كس نبايد خود را مطلق و مبرّاي از انتقاد ببيند، البته انتقاد غير از برخورد خطي و جرياني است.) 104
كساني و جريانهايي كه از آغاز با ولايت فقيه و وليّ فقيه درافتادند و زبان به انتقاد گشودند و اكنون نيز، با فضاي جديد، سوداهايي در سر مي پرورند، به خاطر قدرت و اقتدار آن بوده و هست. اينان از اين كه بتوانند اين درياي بي كران را از جوش و خروش باز ايستانند و او را به عقب نشيني وا دارند، نااميد شده اند، از اين روي هر روز به بهانه اي بر اين برج و باروي مقدس يورش مي برند. و در اين لشكر كشي، به تازگيها ترفند جديدي ساز كرده اند و آن هماهنگ نشان دادن خود با يكي از جناحهاي كشور و اين ترفند، شماري از ساده لوحان را به سويي انداخته كه دشمن در پي آن بود و آن انتقاد كينه توزانه و غرض آلود، از ولايت فقيه و اختيارها و… است.
امنيت ملي
در هر كشوري مسأله امنيت ملي، از مهم ترين و بنيادي ترين دغدغه ها و حساسيتهاي مسؤولان آن كشور به شمار مي رود و برقراري امنيت، درهمه جا، نشانه اقتدار دولت و نظام است. برقراري امنيت و آسايش مردم، جلوگيري از هرج و مرج خواهان، بر هم زنندگان امنيت و آسايش مردم و… وظيفه اساسي دولتهاست.
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز، به اين نكته، به روشني اشاره دارد كه شوراي عالي امنيت ملي، براي تأمين منافع ملي و پاسداري از انقلاب اسلامي و تماميت ارضي و حاكميت ملي، تشكيل مي شود و با بهره گيري از امكانات مادي و معنوي كشور و هماهنگ كردن فعاليتهاي سياسي، اطلاعاتي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، با تهديدهاي داخلي و خارجي مقابله مي كند. 105
به كارگيري توان مادي و معنوي براي پديدآوردن و برقراركردن امنيت ملي و پاسداري از آن رويارويي با جريانهايي كه به آشوب و بلوا دامن مي زنند، نشانگر اين معنا است كه (امنيت ملي) جزء خطوط قرمز حكومتهاست. در نظام جمهوري اسلامي نيز، اين خط قرمز مورد توجه قرار گرفته و به هرگونه انتقاد و انتشار مطلب و يا نوشته اي كه بخواهد اين اصل را كمرنگ سازد و آرامش مردم را بر هم زند گذر از خط قرمز خواهد بود. هرگونه حركتي كه جوّ عمومي جامعه را دچار تزلزل و آلودگي رواني سازد و مردم را كلاف سر درگم كند و زمينه انتخاب و گزينشهاي درست را از آنان بگيرد، حركتي است عليه امنيت ملي.
البته اين سخن به اين معني نيست كه آزاديهاي مشروع از بين برود و جوّ خفقان و استبداد بر انديشه ها و قلمها، حاكم گردد؛ اما معني آزادي هم اين نيست كه نخاله ها و عقده ايها و رجّاله ها سر برآورند و ميدان دار آزادي بيان گردند و به نام آزادي هرگونه فكر تخريبي را القاء كنند.
نظام خوش آيند آن است كه زمينه اي فراهم سازد تا جوهره انساني انسانها رشد يابد و اين به معناي آزاد گذاشتن فتنه انگيزي و فتنه گري كه امنيت ملي را از بين مي برد، نيست: (انتقاد غير از توطئه است. لحن توطئه با لحن انتقاد فرق دارد… اين لحن آزاد نيست، توطئه آزاد نيست، انتقاد آزاد است.) 106

آزادي و امنيت ملي كامل كننده يكديگرند. اگر قرار باشد آزادي بيان و قلم امنيت جامعه را به خطر بيندازد، بايد آن آزادي مهار گردد، تا كساني به بهانه آزادي، هرگونه رطب و يا بسي را به هم نبافند و نظام و امنيت آن را زير سؤال نبرند. نبايد گذاشت آزادي ملعبه شود: (الآن آزادي پيش بعضي از اشخاص، ملعبه شده است كه هر چه دلشان مي خواهند، بايد بنويسند و بگويند….) 107
امام راحل و آينده نگر، برداشت نادرست دگرانديشان و دشمنان كينه توز را از آزادي مطرح كرده و به آن پاسخ داده است: (آزادي مطلق بايد باشد كه آنها مي گويند اين است كه: چريك فدايي و فلان دسته منافق و فلان دسته كافر و فلان دسته اي كه هيچ اعتقاد به اسلام ندارند، اينها آزاد باشند، بيايند هر چه دلشان مي خواهند بگويند، هر كاري مي خواهند بكنند و لو فرض كنيد به ضد اسلام حرف بزنند، آزادند و لو به ضد جمهوري اسلامي حرف بزنند، آزادند و يك دسته نفهم هم مي گويند نخير بايد اين چيزها باشد… اين روزنامه ها نمي فهمند، يا فهميده عمل مي كنند چرا بايد اين روزنامه ها دامن بزنند به اختلافات… روزنامه ها را به بازي گرفته اند.) 108
هشدار امام به روزنامه ها، گوياي موقعيت ويژه اي است كه روزنامه ها دارند. آنها اگر در دست ناپاكان دين به دنيا فروشان، وابستگان به قدرتها و محفلهاي خارجي و پشت كردگان به انقلاب باشد، امنيت كشور را به خطر مي اندازند و اگر در دست پاكان و انسانهاي شريف، مسلمان، انقلابي، علاقه مند به وطن و ملت باشد، امنيت مي آفرينند.
پس روزنامه هم مي تواند امنيت بيافريند و هم مي تواند تشنج آفريني كند. كه در آشوب كوي دانشگاه ديديم، بسياري از روزنامه هاي دگرانديش و متأسفانه پاره اي از روزنامه هايي كه با بودجه بيت المال اداره مي شوند،چگونه به آشوب دامن زدند.
اگر بررسي‌ها،گزارش‌ها، انتقادها، با انصاف و عدل همراه باشد و در تجزيه و تحليل هاي روزانه حقايق را كتمان نكنند و عيبهاي كوچك را بزرگ جلوه ندهند، درست نويسي را به درشت نويسي بدل نكنند، و در يك كلام، از موهبت آزادي قلم و بيان به شايستگي بهره برند، نقش مهم و بنيادي در تأمين امنيت فرهنگي و فكري مردم دارند و اگر رفتاري غير از اين داشته باشند، و به جاي استوار ساختن باورها دست به ويرانگري بزنند و از نعمت آزادي سوء استفاده كنند و انتقاد را به انتقام دگرسازند، برخلاف مسير مردم و قانون گام برداشته اند.
در پايان اين بخش، اصل نهم قانون اساسي را كه بيانگر مرز آزادي در پيوند با امنيت ملي است، يادآور مي شويم: (در جمهوري اسلامي ايران، آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد ياگروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي، به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران كم ترين خدشه اي وارد كند و آزاديهاي مشروع را هر چند با وضع قوانين و مقررات سلب كند.) 109
وحدت ملي و روح اميد
از محورهاي بنيادي يك نظام، (وحدت ملي) آن است. آنچه مي تواند يك جامعه را در برابر آفتها و آسيبهاي گوناگون مقاوم سازد، وفاق اجتماعي و همگرايي نيروها و روح اميد و اميدواري مردم نسبت به آينده نظام است.
امام خميني، دو هدف اساسي را هميشه دنبال مي كرد: وحدت ملي و دميدن روح اميد به كالبد مردم و جامعه با سيري در انديشه امام درخواهيم يافت، وحدت ملي و اميددادن به مردم، از اصول اساسي تفكر ايشان است كه هم در بيان و هم در بنان ايشان جلوه اي خاص يافته است. امام ترفندهاي دشمن را به خوبي دريافته بود كه در پي ويران كردن چه چيزهايي است. به گفته مقام معظم رهبري: (دشمن سه هدف مرحله يي و مقطعي را تعقيب مي كند: اول عبارت است از تخريب وحدت ملي… دوم تخريب ايمان و باورهاي كارساز در دل مردم… سوم: تخريب روح اميد و تخريب آينده در ذهن مردم… اسم اين تخريبها را هم (اصلاح) مي گذارند.) 110
امام، با تمام توان در برابر اين سه هدف ويرانگر دشمن ايستاد و ديگران را نيز به ايستادگي فرا خواند. او، در مقام بيان فرهنگ نقد، همواره به اين نكته اشاره داشت كه انتقادها نبايد مردم را سست و دلسرد كند و آنان را نسبت به نظام و مسؤولان آن بدبين و بي اعتماد گرداند: (ما امروز احتياج به اين داريم كه اين ملت را اميدوار كنيم و دلگرم… نبايد اين مردم را سست شان كنيم… بايد همه كوشش كنيم كه اميد ايجاد كنيم.) 111
انتقاد و امر به معروف و نهي از منكر، وظيفه اي است ديني و همگاني؛ اما بايد در انجام اين دو فريضه بزرگ روشي را برگزينيم كه آن رويه و روش هم معروف و پسنديده باشد، نه منكر و ناپسند. (مع الأسف بعضي از نويسندگان و گويندگان به جاي انتقاد سالم و هدايت مفيد، با انتقاد كينه توزانه مي خواهند افراد جامعه را به جمهوري اسلامي بدبين كنند، اينان به جاي نهي از منكر، خود مرتكب منكر مي شوند.) 112
روح حاكم بر انتقادها و ايرادها و خرده گيريها بايد اين باشد كه نابسامانيها سامان يابد، نارضايتيهاي مردم ريشه يابي گردد و درمان شود. دشواريها و گرفتاريهاي آنان شناسايي و از راه قانوني، براي آنها راه حل ارائه شود. شكل و شيوه انتقاد بايد به گونه اي باشد كه مردم را از صحنه انقلاب و اسلام خارج نكند، بلكه پرتو اميد در دل آنها بيفكند و خرسند از اين باشند كه كسي و كساني براي برداشتن بازدارنده از سر راه آنان و سامان دادن نابسامانيهاي زندگي آنان دل مي سوزانند و پي گيرند: (در جمهوري اسلامي همه بايد با انتقادها و طرح اشكالها راه را براي سعادت جامعه باز كنند.) 113
اگر در انتقادهاي سياسي و اجتماعي منتقدان، اين جهت و اين هدف رعايت نشود، و نقد آلودن فضاي ذهني و فكري مردم و به نااميدي كشاندن و دلمرده ساختن آنان را در پي داشته باشد، اين انتقاد نيست، بلكه به گفته امام: (انتحار) 114 است.
روشن است در اين گونه شيوه ها و انتقادهاي ويرانگر تر و خشك و باگناه و بي گناه، همه خواهند سوخت. هدف از انتقاد، بايد آن باشد و فكر و دل خدمتگزاران را به يكديگر نزديك كنيم و مردم را در صحنه هاي سازندگي اميدوار و پرنشاط گردانيم، نه آن كه تيشه به ريشه منافع ملي و مردمي خود بزنيم: (در هر حال، يكي از كارهايي كه يقيناً رضايت خداوند متعال در آن است، تأليف قلوب و تلاش جهت زدودن كدورتها و نزديك ساختن مواضع خدمت به يكديگر است. بايد از واسطه هايي كه كارشان القاء بدبيني نسبت به جناح مقابل است پرهيز نمود. شما آن قدر دشمنان مشترك داريد كه بايد با همه توان در برابر آنان بايستيد.) 115
در اين فراز از رهنمود امام راحل چند نكته اساسي به چشم مي خورد:
1. حركت در جهت پيوند دلها و از بين بردن كينه ها و كدورتها، كاري خدا پسندانه است.
2. هنر ناقدان و مصلحان اجتماعي، بايد آن باشد كه مواضع خدمت را به يكديگر نزديك كنند و به وحدت نيروها و همدلي آنان در پيشبرد هدفهاي نظام و خدمت به مردم، مدد رسانند.
3. در هر جامعه اي آتش بياران معركه مايه فتنه و فساد و دو دستگي هستند. آنان كه به هيچ جناحي پايبند نيستند و هدفي جز جوّسازي و بدبين كردن نيروهاي انقلابي به يكديگر ندارند، آنان را بايد شناسايي كرد و از خود دور ساخت.
4. سرگرم شدن در جبهه خودي و نقد و بررسي عملكردها، بزرگ كردن عيبهاي كوچك و كاستيهايي كه در درازمدت قابل جبران است، نبايد ما را از غيرخودي و دشمن مشترك غافل سازد. يكي از آفتهاي سياسي و اجتماعي براي يك نظام توانا و قدرت مند همين است كه در مسائل جزيي سرگرم شود و از مسائل اصلي و اصولي و دشمنيهاي بيروني غافل بماند.
امام خميني، با توجه به اين اصول و اين كه وحدت ملي مردم، به هيچ روي نبايد فداي چيز ديگري بشود، مي گويد: (ممكن است هر كس در فضاي ذهن و ايده هاي خود نسبت به عملكردها و مديريتها و سليقه هاي ديگران و مسؤولين انتقادي داشته باشد، ولي لحن و تعابير نبايد افكار جامعه و آيندگان را از مسير شناخت دشمنان واقعي و ابرقدرتها، كه همه مشكلات و نارساييها از آنان سرچشمه گرفته است، به طرف مسائل فرعي منحرف كند و خداي ناكرده همه ضعفها و مشكلات به حساب مديريت و مسؤوليت مسؤولين گذاشته شود و از آن تفسير انحصارطلبي گردد كه اين عمل، كاملاً غير منصفانه است و اعتبار مسؤولين نظام را از بين مي برد و زمينه را براي ورود بي تفاوتها و بي دردها به صحنه انقلاب، آماده مي كند.) 116
باورها و ارزش‌هاي پايدار ديني
آخرين بخشي كه در اين نوشتار در باب مرزهاي انتقاد و خطهاي قرمز به آن مي پردازيم، برگرفته از آخرين اصل قانون اساسي است كه در ذيل آن آمده: (محتواي اصل مربوط به اسلامي بودن نظام و ابتناي كليه قوانين و مقررات براساس موازين اسلامي و پايه هاي ايماني و اهداف جمهوري اسلامي ايران و جمهوري بودن حكومت و ولايت امر و امامت امت و نيز اداره كشور با اتكاء به آراء عمومي و دين و مذهب رسمي ايران تغيير ناپذير است.) 117
روح اين اصل آن است كه در اين كشور، چند چيز از اصول پايدار و ثابت و دگرگوني ناپذيرند:
1. اسلامي بودن نظام
2. جمهوري بودن آن
3. ولايي بودن حكومت
4. مردمي بودن
هر قلمي و سخني كه به اين اصول اساسي خدشه وارد سازد و بخواهد به حريم آنها دست اندازي كند، ناسالم است و گذر از خط قرمز.
مقام معظم رهبري در تفسير و بيان نمونه ها و مصداقهاي خط قرمز، خطاب به دشمنان انقلاب، مي گويد: (شما انقلاب را زير سؤال ببريد، اصل انقلاب را نفي كنيد نظام جمهوري اسلامي را نفي كنيد و كسي چيزي نگويد؟ بديهي است اين خط قرمز است. اين قابل تحمل نيست.
گزارشهاي نامربوط كه به چيز ديگري مربوط است آن را مي كشانند به يك جايي كه به نظام ضربه بزنند، يا زير سؤال ببرند. دستگاه هم تاحالا چيزي نگفته و حرفي نزده است، ولي توجه داشته باشيد كه اينها خط قرمز است.) 118
بي گمان، نظام اسلامي، و ارزشها و باورهايي كه اين نظام بر آنها استوار است و در اصل سوم قانون اساسي، به روشني بيان شده، در حوزه نقد و انتقاد ناقدان نمي گنجد. با پذيرفتن اين اصول و در چارچوب آن باورها و ارزشها، اگر انتقادي صورت بگيرد تا زماني كه به سست كردن نظام و ارزشهاي آن نينجامد، آزاد است و اين نكته را امام راحل، به روشني در رهنمودها و سخنان و سيره عملي خود، ترسيم كرده است.
امام با آن كه نقد و انتقاد را مايه هدايت و رشد و تعالي مي دانست و همواره اهل سوز و درد را دعوت به خيرخواهي و نقد هدايت گرانه و سالم مي كرد، اما نسبت به باورهاي ديني و پايه هاي اعتقادي و اصول ارزشي حساسيّت ويژه داشت و غيرت ديني و شجاعت و صلابت او در اين زمينه زبانزد همگان است.
امام در مسأله عزل قائم مقام رهبري، اين واقعيت را به اثبات رساند كه چارچوب دوستي و پيوند او با ديگران بر محور باورها و ارزشهاي پايدار ديني و مصلحت نظام اسلامي است؛ از اين روي به روشني به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي يادآور شد: (سفارش اين موضوع لازم نيست كه دفاع از اسلام و نظام شوخي بردار نيست. در صورت تخطي، هر كس در هر موقعيت، بلافاصله به مردم معرفي مي شود.) 119
و به همه كساني كه در جامعه پايگاه و مخاطب دارند، گوشزد كرد: (طلاب عزيز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه ها و راديو تلويزيون، بايد براي مردم اين قضيه ساده را روشن كنند كه در اسلام مصلحت نظام از مسائلي است كه مقدم بر هر چيز است و همه بايد تابع آن باشيم.) 120
پايداري امام بر اصول پايدار، شكوفه بسيار داد، اسلام را به ژرفاي دلها برد، باورندگان به اسلام را فزوني بخشيد. البته شماري هم تاب اين اصول مداري امام را نداشتند و از گردونه و چرخه نظام به كنار ماندند.

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان