پرچم عدالت خواهي را همواره پيامبران الهي و پيروان راستين آنان بر دوش كشيده‌اند.امروز و هميشه مجاهدت در زير اين پرچم، صادقانه ترين نشانه‌ي پيروي از رسولان الهي است. آنچه در كنار همه‌ي الزامات اين حركت، ضروري و حياتي است آن است كه اوّلاً مراقبت شود كساني با انگيزه هاي ديگر، اين شعار حق را ابزار نكنند. و ثانياً به نام عدالت طلبي، حركتي غير منصفانه از سر جهل يا غفلت انجام نگيرد. صبر و بصيرت را براي شما و ديگر تشكلهاي عزيز دانشجوئي از خداوند متعال مسألت ميكنم. مقام معظم رهبري

حجه الاسلام سید عباس نبوی پژوهشگر و عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
رهبری دینی از منظر امام خمینی  (ويژه)  

 از نظر امام خمینی قدس‏سره ، رهبری دینی هم در مرحله‏ی پیشینی و هم در مرحله‏ی پسینی شکل‏گیری و استمرار جامعه‏ی دینی، نقش محوری و تعیین کننده دارد. در مرحله‏ی پیشینی جامعه‏ی دینی، وجود رهبری دینی در قالب رهبری غیررسمی لازم و ضروری است تا بتواند فطرت اجتماعی را بیدار کند و رویکرد دینی را در جامعه فراگیر نماید

  
 
شنبه 26 بهمنماه 1387  

 

چکیده
در مسیر تاریخی ظهور و بسط دین مبین اسلام، نزاع نظری و عملی درباره‏ی مفهوم «دینداری»، جایگاه یکی از مهم‏ترین موضوعات اعتقادی و کلامی مورد مناقشه را به خود اختصاص داده است. پس از رحلت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، مفهوم و نمادهای عینی دینداری، به نقطه‏ی مرکزی ارزیابی و داوری فردی و اجتماعی مبدل گردید و نزاع نظری و عملی آغاز شد.

در دوران معاصر، در مسیر تکوین، رشد و پیروزی انقلاب اسلامی، بار دیگر صفحه‏ی مباحثه و مناقشه‏ی تاریخی صدر اسلام درباره‏ی چیستی ایمان
و دینداری گشوده شد؛ سؤالات فراوانی به میدان اندیشه و ذهن اجتماعی گام نهادند. چگونگی پاسخ به این سؤالات، به طور طبیعی موجب پدید آمدن گروه‏های فکری و سیاسی متعددی شد.
فارغ از مناقشات کلامی، سیاسی و اجتماعی، امام خمینی قدس‏سره تفسیر دیگری از ایمان و دینداری مردم داشت. او قبل و پیش از هر داوری، با اشراف کامل به مفهوم حقیقی ایمان و دینداری، بر پایه‏ی تفسیر پیشوایان معصوم علیهم‏السلام ، ملاک اصلی ایمان و دینداری فردی و اجتماعی را، در «هسته‏ی بنیادین» دینداری جستجو می‏کرد: «نفی حقانیت، آمریت و سلطه‏ی غیرخدا در تمامی امور»؛ گزاره‏ای که تفسیر دقیق «لا اله الا اللّه‏»، چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ عملی، است.
مقاله‏ی حاضر، با تأکید بر رویکرد امام خمینی قدس‏سره ، در باب تفسیر نظری و عملی ایمان و دینداری، چیستی و مؤلفه‏های پایه‏ی دینداری و جامعه‏ی دینی را بر پایه‏ی آیات قرآن کریم و روایات پیشوایان معصوم علیهم‏السلام مورد بررسی قرار داده است.
واژگان کلیدی: دینداری، ایمان، باور دینی، رفتار دینی، امام خمینی قدس‏سره ، راهبری دینی، جامعه‏ی دینی.

درآمد
در مسیر تاریخی ظهور و بسط دین مبین اسلام، نزاع نظری و عملی درباره‏ی مفهوم "دینداری"، جایگاه یکی از مهم ترین موضوعات اعتقادی و کلامی مورد مناقشه را به خود اختصاص داده است.1 در دوران رسالت پیامبر گرامی اسلام، اصولاً "دینداری" چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ عملی، در حال تدوین و تحقق بود و مسیر رشد و بالندگی را می‏پیمود؛ از رهگذر رخداد حوادث و وقایع گوناگون و نزول آیات الهی متناسب با شأن هر حادثه و واقعه، مؤلفه‏ها و ابعاد دینداری معرفی و تبیین می‏شد و حتی در برخی زمینه‏ها، نظیر اظهار کفر عمار یاسر در زیر شکنجه قریشیان، کار به تبیین نکات دقیقی همچون "تقدم شهادت قلبی بر اظهار زبانی" نیز می‏رسید.2

پس از رحلت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، مفهوم و نمادهای عینی دینداری، به نقطه‏ی مرزی ارزیابی و داوری فردی و اجتماعی مبدّل گردید و نزاع نظری و عملی آغاز شد. سؤالات و مباحث فراوانی درگرفت؛ آیا داشتن سابقه‏ی بت پرستی و کفرورزی، به ماهیت و خلوص ایمان و دینداری یک فرد مسلمان لطمه می‏زند؟ اگر جواب مثبت است، بسیاری از صحابه باید در صفوف مؤخر بایستند و راه را برای مؤمنان مخلص‏تر باز کنند و پیشوایی و راهبری آنان را گردن نهند! ارتکاب گناه مشهود چطور؟ آیا دینداری را مخدوش می‏کند؟ اگر پاسخ آری است، مرتکبان گناه‏های مشهود باید به کناری بایستند و به مؤمنان خویشتندار و پرهیزگار اقتدا کنند. ارتکاب گناه کبیره تا چه حد موجب خدشه بر ایمان و دینداری می‏شود؟ آیا ایمان را از بین می‏برد؟ آیا مساوی با کفر است؟ آیا ... ؟
و این چنین بود که نطفه‏ی شکل گیری مذاهب اعتقادی و کلامی در صدر اسلام منعقد شد و معرکه‏ی آرائی سهمگین برپا گردید. این نزاع، به سرعت آثار اجتماعی و سیاسی خود را نیز بروز داد. لایه‏ها و طیف‏های فکری ـ سیاسی متعددی برپا شدند. در منتهی الیه یک سو، "مرجئه" که "اذعان قلبی صادق به وحدانیت پروردگار و خاتمیت نبوت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله " را تنها ملاک دینداری می‏دانستند و در پرتو شهادت قلبی، دینداری را با ارتکاب هر فسق و فجوری قابل جمع تلقی می‏کردند، جای گرفتند و در منتهی الیه سوی دیگر، "خوارج" که ارتکاب عامدانه‏ی گناه را کفر شمرده و مرتکب را از دایره‏ی اسلام خارج و قتلش را واجب می‏نمودند، مکان گزیدند. (سبحانی، 1380 ، 65 به بعد)
مرجئه، معاویه و یزید را تکریم و تقدیس کردند و با تمسک به مفاهیم جبرگرایانه‏ی دینی، به تطهیر جنایات و انحرافات امویان پرداختند؛ و خوارج، حتی پاکی مطلق و عصمت علی علیه‏السلام را تاب نیاوردند و به اندک تفسیر جاهلانه و نابخردانه از ماجرای حکمیت و نمایندگی ابوموسی اشعری از جانب امام علی علیه‏السلام ، گناه فریب خوردن ابوموسی اشعری از عمروعاص را به پای علی علیه‏السلام نوشتند و حکم به قتل برترین انسان هستی، پس از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، دادند. از نظر خوارج، صورت مسأله بسیار ساده و فریبنده بود! علی علیه‏السلام به مصالحه با معاویه‏ی فاسقِ مرتکبِ گناه کبیره رضایت داده، پس خود مرتکب گناه کبیره شده، پس قتلش واجب است!! و درد ناتمامی بر پیشانی تاریخ بشریت باقی ماند که این جاهلان، موفق به کشتن آن دو تن (معاویه و عمرو عاص)، که مصالحه با آنان را مستوجب قتل می‏دانستند، نشدند، اما موفق به کشتن کسی شدند که، به زعم شان، مرتکب گناه کبیره‏ی پذیرش حکمیت و مصالحه با آن دو تن شده بود؛ واقعه‏ای که، صورت مسأله‏اش از اساس وارونه نمایانده شده بود و قرن‏ها طول کشید تا پرده‏ها از آن حقایق برداشته شود.
این نگرش‏های اعتقادی و کلامی، در واقع بنیان‏های تفاسیر نظری و عملی درباره‏ی چیستی "ایمان" و "دینداری" در اسلام را پایه ریزی کردند و مذاهب کلامی متعددی پدید آوردند. برپایه‏ی این نگرش‏ها، فرقه‏های سیاسی و اجتماعی گوناگونی به وجود آمدند و هر یک فریاد "وا اسلاما"ی خود را برآوردند و کار به جایی رسید که اندکی بیش از نیم قرن سپری شدن از عمر جامعه‏ی صدر اسلام، حسین بن علی علیه‏السلام خود را در درون جامعه‏ای یافت که ارکان ایمان و دینداری را برآب زده بودند و نزدیک بود که در زیر نام ایمان و دینداری، بر هر فسق و فجوری مهر جواز و صحت بزنند و یزید، نماد ایمان و دینداری و جامعه‏ی یزیدی، نماد جامعه‏ی اسلامی شود. لذا امام حسین علیه‏السلام تأمل را روا نداشت، کربلا را به پا کرد تا مرز میان ایمان با کفر، پرهیزگاری با فسق، جامعه‏ی دینی با جامعه لاادری مسلک، اصلاح با افساد، عزت با ذلت3، و در یک کلمه، مرز میان تمامی فضیلت‏های برخاسته از ایمان با تمامی رذیلت‏های برخاسته از کفر و نفاق را نشان دهد و کشتی نجات اسلام گردد. (مجلسی، 77 ، 77 و 288)
در دوران معاصر، در مسیر تکوین، رشد و پیروزی انقلاب اسلامی، بار دیگر صفحه مباحثه و مناقشه‏ی تاریخی صدر اسلام درباره‏ی چیستی ایمان و دینداری گشوده شد؛ سؤالات فراوانی به میدان اندیشه و ذهن اجتماعی گام نهادند: با ملاحظه‏ی عرصه‏های فردی و اجتماعی زندگی، ایمان و دینداری چه مفهوم و مصادیقی دارند؟ آیا مؤمن می‏تواند در آشفته بازار حکومت‏های رهبران فاسد و جائر، ساکت بماند و از خود هیچ عکس‏العمل جدی‏ای در برابر ظلم‏ها، ستم‏ها و دین ستیزی‏ها نداشته باشد؟ اصولاً چه مقدار از جمعیت گسترده‏ی مسلمانان و یا شیعیان را می‏توان به معنی واقعی کلمه، مؤمن دانست؟ مؤلفه‏ها و شاخص‏های فردی و اجتماعی دینداری کدامند؟ کدام یک اصلی و کدام یک فرعی‏اند؟
در دهه‏های اخیر، چگونگی پاسخ به این سؤالات، به طور طبیعی موجب پدید آمدن گروه‏های فکری و سیاسی متعددی شد. در یک سو، گروه‏هایی نظیر انجمن حجتیه قرار گرفتند که ایمان قلبی را معیار اصلی دینداری دانستند و با اجتناب ناپذیر تلقی کردن آغشتگی و آلودگی عموم مؤمنان به فضای مفسده‏آمیز دنیای کنونی و احاله‏ی دینداری کامل و عملی به دوران ظهور مهدی موعود علیه‏السلام ، به منظور تسریع دوران انتظار و ظهور هرچه زودتر امام زمان، هرگونه سازش کاری و حتی تأیید افزایش ظلم و ستم و دین ستیزی را روا و جایز شمردند و با تمسک به پاره‏ای از ظواهر سهل و آسان دینی، نظیر برگزاری مراسم بی‏خطر یادبودها و پاسداشت‏های مذهبی، اعماق و ژرفای ایمان را به مسلخ بردند و در حقیقت، چتری را گشودند که در زیر آن، حتی روشنفکران متمایل به لادینی جای گرفتند و در سوی دیگر، مؤمنان متحجری صف کشیدند که تخطی از احکام فرعی شرعی را منافی با اصل و اساس ایمان و دینداری برشمردند و به راحتی، حکم به کافر بودن بسیاری از مسلمانان و شیعیان دادند!
امام خمینی قدس‏سره ، اما، تفسیر دیگری از ایمان و دینداری مردم داشت. او پیش از هر داوری، با اشراف کامل به مفهوم حقیقی ایمان و دینداری، برپایه‏ی تفسیر پیشوایان معصوم علیهم‏السلام ، ملاک اصلی ایمان و دینداری فردی و اجتماعی را، در "هسته‏ی بنیادین" دینداری جستجو می‏کرد: "نفی حقانیت، آمریت و سلطه‏ی غیرخدا در تمامی امور"؛ گزاره‏ای که تفسیر دقیق "لا اله الا الله" چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ عملی است.
در نگرش امام قدس‏سره ، به رغم اذعان به آغشتگی بسیاری از مؤمنان با پاره‏ای هواهای نفسانی و آلودگی‏های دنیای جدید، مادام که مؤمنان در مسیر کلی تحقق بندگی پروردگار و نفی سلطه‏ی غیر خدا حرکت می‏کنند، مؤمن هستند و هر چه در این راه بیشتر تلاش کنند، به درجات بالاتری از ایمان و دینداری دست خواهند یافت؛ و جامعه‏ی ایران در دوره‏ی تکوین انقلاب اسلامی و استقرار میراث آن، یعنی نظام جمهوری اسلامی، دقیقاً مصداق بارز بالاترین درجه‏ی ایمان و دینداری در طول تاریخ اسلام است:
من مدعی هستم که مثل ملت ایران ... از صدر تاریخ عالم تا حالا نبوده، بهترین عصرها در اسلام، عصر رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است؛ در عصر رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ... همین مقدس مآب‏های مکه و مدینه و همین افرادی که اظهار ارادت می‏کردند، با پیغمبر چه می‏کردند؟ ... اگر به آنها می‏فرمود به جنگ بروید نمی‏رفتند، اگر می‏رفتند با بهانه برمی‏گشتند ... شما کدام ملت را سراغ دارید که با این همه گرفتاری و رنج، با این همه شهید دادن و خون دادن، با این همه زجر و ناکامی، این طور مستقیم ایستاده باشد؟ آن عراق و کوفه و آنها در صدر اسلام و آن مکه و مدینه در صدر اسلام، صدر نورانی اسلام؛ پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در زمان خودش غریب‏تر بود و مظلوم‏تر بود از حالا، اطاعتش را نمی‏کردند، نزدیکانش هم اطاعتش را نمی‏کردند ... کدام زمان را شما سراغ دارید که مثل حالا باشد؟ (امام خمینی قدس‏سره ، 16 ، 95-89)
این بیان، در واقع تفسیری گویا از آیه‏ی شریفه است: "الّذینَ قالوا ربٌّنا اللّه ثٌمّ استَقامٌوا" (فصلت، 30 و احقاف، 13) و معرّف دیدگاه امام خمینی قدس‏سره درباره‏ی ایمان و دینداری ملت ایران است و به وضوح، از تفسیرهای افراطی و تفریطی فاصله دارد.

واژه‏شناسی ایمان و دینداری
واژه‏ی "ایمان"، از مصدر "اَمانت" برگرفته شده و استعمال آن در باب "اِفعال"، به معنی "تصدیق مطلق و بی قید و شرط" است؛ تصدیق امانت ربوبیّت پرودگار نسبت به انسان‏ها که خداوند در فطرت انسان‏ها به ودیعه گذارده و در عالم شهود
معهود، از تمامی نفوس انسان‏ها بر آن اقرار گرفته است.4 این واژه هرگاه با ترکیب متعدی "ایمان بـ " به کار رود، به معنی "قبول قلبی" و "خضوع باطنی" نسبت به متعلَّق "بـ" است و هرگاه با ترکیب "ایمان لـ " به کار رود، به معنی "تبعیت از اوامر و نواهی" وجودی است که مجرور "لـ" واقع می شود.5
در قرآن کریم، "ایمان" ضد "کفر"، که همانا "انکار امانت ربوبیّت الهی" است، برشمرده شده6 و تجلی و تحقق عینی آن، نتیجه‏ی آماده شدن قلب انسان‏ها برای دریافت نور الهی معرفی گردیده7؛ نوری که گاهی با تعبیر اعطای آن از سوی پروردگار8 و گاهی با تعبیر برانگیختن گرایش قلبی به کمال9 و گاهی با تعبیر منقوش کردن قلب انسان‏ها از جانب خداوند10 بیان شده است.
در واژگان فارسی، "مؤمن" به معنی "دیندار" است و گویای آن است که چنین فردی، اولاً ایمان قلبی و باطنی به خداوند و شریعت فرو فرستاده شده از سوی او دارد، و ثانیاً به مقتضای ایمان خود وفادار است و می‏کوشد رفتار خویش را هماهنگ با ایمان قلبی و باطنی خود قرار دهد. در زبان فارسی، واژه‏ی "دیندار" ترکیبی است که می‏توان برای آن، واژگان‏های مترادفی نظیر: دین مدار، دین محور، دین باور، دین مرام و نظایر آنها را به کار برد. در تمامی این واژگان، دو مفهوم اصلی "باور دینی" و "رفتار دینی" نهفته است و بسته به استعمال واژه‏ی دیندار درباره‏ی فرد یا جامعه، فرد دیندار کسی است که باور دینی و رفتار دینی دارد و جامعه‏ی دیندار نیز جامعه‏ای است که در آن باور دینی و رفتار دینی، گرایش و رفتار محوری و غالب جامعه است.

چیستی ایمان و دینداری
بخش بزرگی از آموزه‏های قرآن کریم، به توضیح و تبیین ماهیت و ابعاد ایمان و دینداری اختصاص یافته است. به لحاظ اعتقادی، شهادت دادن به "وحدانیت اللّه"، "پیامبری محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله "11، "رسالت پیامبران الهی علیهم‏السلام "12 و "حقانیت قرآن کریم"13 و به لحاظ رفتاری، "انجام دادن عمل صالح"14، "دوری گزیدن از فسادها و گناهان بزرگ"15 و "غرق نشدن در فسادها و گناهان معمولی"16، به
عنوان مؤلفه‏ها و شاخص‏های اصلی ایمان و دینداری معرفی شده است.
در قرآن کریم، ایمان ملازم با عمل صالح شمرده شده و ترکیب "آمَنوا و عَمِلُوا الصّالِحاتِ" پنجاه مرتبه در آیات مختلف به کار رفته است.17 این تلازم مؤکد همراه با شاخص‏های اعتقادی و رفتاری ایمان، نشان می‏دهد که ایمان و دینداری، اگرچه ابتدا از مرحله‏ی تصدیق قلبی و باطنی آغاز می‏شود و نباید در این مرحله متوقف شود، اما تحقق آن در مرحله‏ی عمل و رفتار فرد مؤمن و دیندار، از ژرفا و پیچیدگی خاصی برخوردار است و با تفاسیر سطحی و یک سویه، سازگار نیست.
در پرتو آموزه‏های قرآنی، این نکته به وضوح قابل درک است که بسیاری از تفاسیر افراطی ـ نظیر تفسیر خوارج ـ و تفاسیر تفریطی ـ نظیر تفسیر مرجئه ـ از ایمان و دینداری، ناقص و محدود نگرند. تأکید وافر و بی‏وقفه‏ی قرآن کریم بر تلازم ایمان با عمل صالح، از یک طرف تفسیر مرجئه را که به تصدیق قلبی اکتفا می‏کنند و پس از تصدیق قلبی، هیچ رفتاری را منافی با دینداری و مضرّ به آن نمی‏دانند، رد می‏کند و از طرف دیگر، نگرش افراطی خوارج را که مرتکب گناه را، خارج از ایمان برمی‏شمرند، نیز برنمی‏تابد.
در روایات پیشوایان معصوم علیهم‏السلام ، ضمن استناد به آیات قرآن کریم، توضیحات مفصلی درباره‏ی چیستی ایمان و دینداری بیان شده است. در برخی از این روایات، ایمان مبتنی بر سه رکن: "اقرار زبانی"، "تصدیق قلبی" و "عمل بر وفق آموزه‏های دینی" دانسته شده است.18 اما در تبیینی گسترده‏تر، در روایات متعدد دیگر، بر "ملازمت ایمان با عمل" تأکید شده و صدور اعمال صالح و رفتارهای صحیح و نیکو و مداومت به انجام آموزه‏ها و تکالیف دینی، از لوازم مستمر ایمان برشمرده شده است. (الکلینی 2 ، 1365 ، 28-25) نیز، در برخی روایات بر این نکته‏ی مهم تصریح شده که "اقرار قلبی و زبانی صرف" به معتقدات پیش گفته، تنها موجب ورود فرد به اسلام و اتصاف به صفت "مسلمان" و برخورداری از حق احترام مسلمانی می‏شود، اما ایمان و دینداری، مستلزم همراه شدن "اقرار" با "عمل" است و بدون عمل، دینداری دست نیافتنی است.19
حال پس از تأکید بر ملازمت ایمان و دینداری با عمل صالح، این سؤالات مهم به میان می‏آید که: آیا دینداری ملازمت صددرصد با عمل صالح و انجام آموزه‏های رفتاری دینی دارد؟ آیا ذره‏ای تخلف از رفتارهای واجب و صحیح، ایمان و دینداری را ضایع می‏کند و از بین می‏برد و فرد مؤمن را به وادی فسق و کفر می‏افکند؟ آیا دینداری با آلوده شدن گاه و بیگاه به برخی گناهان سازگار است؟ چه حجم و چه میزان از عمل صالح، موجب حفظ و بقای دینداری می‏شود؟ آیا باید کمّیت اعمال صالح و فاسد فرد دیندار را سنجید و مثلاً فردی را که بیش از 50 درصد عمل صالح انجام می‏دهد، مؤمن و دیندار دانست و به عکس، فردی که بیش از 50 درصد عمل فاسد و گناه انجام می‏دهد، را فاسق و، در مراحل شدیدتر، کافر تلقی نمود؟!! یا خیر، باید کیفیّت اعمال را ملاحظه کرد و فردی را که کیفیت اعمال صالحش بر اعمال فاسدش غلبه دارد، مؤمن و دیندار شمرد و حالت بالعکس را، ورود در وادی فسق و کفر قلمداد نمود؟!! درباره‏ی ایمان و دینداری جامعه چطور؟ آیا کمیت رفتار دینی و اعمال صالح غالب افراد جامعه را باید ملاک دینداری بدانیم یا کیفیت رفتار آنها را؟ آیا اکثریت عددی افراد دیندار را باید لحاظ کرد یا می‏توان جامعه‏ای را که اقلیتی بسیار دیندار دارد را نیز جایگزین اکثریت عددی افراد کرد؟ به واقع این سؤالات و حالات اعتقادی و رفتاری مورد بحث، بسیار دقیق و گسترده‏اند و یافتن پاسخ جامع به آنها، کلید تبیین ارکان و رموز ایمان و دینداری فردی و اجتماعی به شمار می‏آیند.
در پاسخ به سؤالات فوق، از صدر اسلام تاکنون، نظریه‏های متعددی مطرح شده‏اند و در حقیقت، راز پدید آمدن مذاهب و فرقه‏های کلامی متعدد را نیز باید در چگونگی پاسخ به این سؤالات جستجو کرد. به رغم عدم تصریح عموم متکلمان ـ و سایر عالمان دینی ـ به بسیاری از مؤلفه‏های ضروری ایمان و دینداری نزد ایشان، به واقع آنان، در مقام داوری درباره‏ی ایمان و دینداری افراد و جوامع، در ضمیر پنهان و مفروضات مستتر خود، یک طرف از دوگان‏های سؤالات فوق را قائل بوده و ترجیح داده‏اند. هم از این روست که در لابلای کتب عالمان دینی بسیار خوانده‏ایم که از بی‏دینی مردم دوران خود شکوه کرده‏اند و یا در برخی موارد نادر، دینداری مردم زمان خود را تمجید کرده‏اند. این گونه داوری‏ها بر پایه‏ی چه معیارهایی انجام گرفته است؟ کمیّت اعمال؟ کیفیّت اعمال؟ اکثریت عددی اعمال افراد؟ اقلّیت کیفی اعمال افراد؟
این مقاله گنجایش آن را ندارد که زمام بحث به سوی بررسی تاریخی نظریه‏های کلامی، درباره‏ی چیستی و مؤلفه‏های ایمان و دینداری، رانده شود و نقاط قوت و ضعف هر نظریه، مورد بررسی و ارزیابی عقلی و دینی قرار گیرد، لذا ترجیح می‏دهم به پاسخ سؤال محوری این بحث بپردازم و نظریه‏ای نسبتاً جامع نگر در باب "چگونگی ملازمت عمل صالح با ایمان" ارائه نمایم؛ نظریه‏ای که علاوه بر ابتنا بر آموزه‏های قرآنی و رهیافت‏های پیشوایان معصوم علیهم‏السلام درباره‏ی چیستی ایمان و دینداری، می‏کوشد به جوانب درهم تنیده‏ی "عمل" با "تصدیق قلبی" توجه کافی داشته باشد و رخداد تحولات فردی و اجتماعی در باب ایمان و دینداری را نیز ، در مسیر گذار تاریخی و دوران‏های جوامع بشری در نظر بگیرد.
به نظر می‏رسد از مجموع آیات قرآن کریم و روایات پیشوایان معصوم علیهم‏السلام ، سه شاخص مهم برای دو رکن "اعتقادی" ـ تصدیق قلبی ـ و "رفتاری" ـ عمل صالح ـ ایمان و دینداری قابل ارائه است؛ سه شاخصی که می‏توانند ارزیابی روشنی از چگونگی و میزان دیندار بودن فرد و جامعه به دست دهند و داوری درباره‏ی ایمان و دینداری افراد و جوامع را از ابهام خارج سازند و امکان ارزیابی نسبتاً دقیق را در این زمینه فراهم آورند.
شاخص اول، "پایداری اقراری و تصدیقی" است. برمبنای این شاخص، اصل و مقدار دینداری فرد یا جامعه به لحاظ اعتقادی، باطنی و قلبی، در آزمون "پایداری" محک می‏خورد؛ فرد یا جامعه‏ای که به "اقرار و تصدیق" قلبی خود وفادار است و تحت هیچ شرایطی از آن دست نمی‏کشد، به لحاظ اعتقادی مؤمن و دیندار است20 و در نقطه‏ی مقابل، فرد یا جامعه‏ای که در آزمون پایداری اعتقادی، تزلزل می‏ورزد و سست می‏شود و عقب نشینی می‏کند، مؤمن و دیندار نیست.
در قرآن کریم، نه تنها در آیات فراوان به آزمون پایداری مؤمنان و دینداران تصریح شده، بلکه به درستی می‏توان ادعا کرد که بخش بزرگی از آیات قرآن، به بیان آموزه‏های استقامت بر محتوای قلبی و باطنی ایمان اختصاص یافته و در تمامی داستان‏های امت‏های پیشین و پیامبرانشان، روایت و حکایت چگونگی پایداری یا عدم پایداری افراد و جوامع بر "اقرار و تصدیق قلبی"شان بازگو شده است. در این زمینه، در حقیقت، حجم وسیعی از آیات قرآنی، چگونگی "پاسداری از ایمان قلبی" را به مؤمنان و دینداران آموزش می‏دهد و مخاطرات و سرنوشت سوء "سست ایمانی" و "تصدیق قلبی متزلزل و ناپایدار" را یادآور می‏شود! حتی در مورد دینداری فردی همچون عمار یاسر، قرآن کریم به مؤمنان می‏آموزد که در زیر طاقت فرساترین شکنجه‏ها، اگرچه مجبور به "اظهار زبانی" برخلاف "تصدیق قلبی" خود می‏شوند، ولی، قلبا وفاداری ایمانی خود را حفظ کنند و ایمان قلبی خود را تباه نسازند و از "تصدیق قلبی" خود رویگردان نشوند!
شاخص دوم، "گرایش رفتاری صالح گزین" و یا به تعبیر دقیق‏تر، "تلاش مستمر بر عمل صالح" است. برمبنای این شاخص، اصل و مقدار دینداری فرد یا جامعه به لحاظ رفتاری، در آزمون "گرایش مستمر صالح گزینی" متبلور می‏شود؛ فرد یا جامعه‏ای که در عرصه‏ی رفتار و عمل، اصل و محور اختیار و انتخابش "صالح گزینی" است، به لحاظ رفتاری مؤمن و دیندار است و فرد یا جامعه‏ای که، گرایش اصلی و محوری‏اش در این عرصه، "صالح گزینی" نیست و در انتخاب گزینه‏های رفتاری، گاهی میان گزینه‏های صالح و فاسد سرگردان است و گاهی بی‏تفاوت و خنثی است و گاهی دیگر، اساساً "فاسد گزینی" را بر "صالح گزینی" ترجیح می دهد، مؤمن و دیندار نیست.
برمبنای این شاخص رفتاری، اصولاً ملاک اصلی داوری درباره‏ی دینداری فرد و جامعه، مقدار و حجم کمّی و یا کِیفی رخداد فساد و گناه نیست، بلکه ملاک و معیار اصلی این است که محور گرایش و انتخاب فرد یا جامعه‏ی مورد نظر، "صالح گزینی" یا "فاسد گزینی" است. دقیقاً به همین دلیل است که در آیات قرآن کریم و روایات پیشوایان معصوم علیهم‏السلام ، برای مؤمنان و دینداران اصل امکان رخداد پاره‏ای فسادها و گناهان نفی نشده است و تنها به "تأکید بر اجتناب از فسادها و گناهان بزرگ" و "امیدواری به بخشش فسادها و گناهان عادی و جزئی" اکتفا شده است.
بدیهی است، به لحاظ کیفیت و کمیت عمل و رفتار، همواره ژرفا و عمق کیفی و حجم کمّی اعمال صالح و نیک فرد یا جامعه‏ی دارای گرایش صالح گزینی، از کیفیت و کمیت اعمال صالح و نیک فرد یا جامعه‏ای که این گرایش را ندارد، بالاتر و بیشتر است، ولی حتی در صورت تساوی کیفیت و کمیت اعمال صالح و فاسد این دو دسته، به لحاظ وجود گرایش صالح گزینی در دسته‏ی اول و عدم وجود این گرایش در دسته‏ی دوم، اولی متصف به ایمان و دینداری می‏شود، اما دومی متصف به این صفت نمی‏شود.
شاخص سوم، "اعتقاد و التزام به هدایت و راهبری دینی" است.21 برمبنای این شاخص، آغاز و استمرار ایمان و دینداری، اولاً به لحاظ اعتقادی، مستلزم "تصدیق قلبی به حقانیت رهبری دینی" است و ثانیاً به لحاظ رفتاری، مستلزم "پیروی و تبعیت از راهنمایی‏ها و راهبری‏های" اوست. این رهبری دینی، در دوران رسالت پیامبر گرامی اسلام، در ایشان متجلی بوده و حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، علاوه بر شأن رسالت و ابلاغ پیام و کلام الهی به انسان‏ها، دارای شأن رهبری دینی نیز بوده است و پس از او، پیشوایان معصوم علیهم‏السلام عهده‏دار شأن رهبری دینی شده‏اند و پس از غیبت حضرت مهدی علیه‏السلام ، این مسؤولیت به نیابت از امام غایب معصوم علیه‏السلام ، بر عهده‏ی عالمان اسلام شناس فقیه و مهذّب، گذاشته شده است.
در زمینه‏ی ارزیابی اصل وجود، چگونگی و مقدار دینداری فردی و اجتماعی، شاخص راهبری دینی از اهمیت بسیار مهمی برخوردار است؛ زیرا این شاخص، اولاً هم دارای ویژگی اعتقادی و تصدیقی است و هم دارای ویژگی رفتاری و عملی است؛ ثانیاً بیشتر از دو شاخص قبلی، قابل ارزیابی عینی و واقع نمایی است؛ ثالثاً نقش محوری در استمرار ایمان دینی و ثبات رفتار دینی فرد و جامعه ایفا می‏نماید. از همین روست که در آیات قرآن کریم، پیامبر "الگوی دینداران"22 معرفی شده و مسلمانان در مورد "عدم پیروی از رهبران حق" مورد سرزنش و شماتت قرار گرفته‏اند.23 نیز، در روایات پیشوایان معصوم علیهم‏السلام ، اعتقاد قلبی و التزام رفتاری به هدایت راهبری دینی و حق، به حدی مورد تأکید فراوان قرار گرفته که در برخی روایات، قبول تمامی اعمال دینداران و حتی اصلی‏ترین آنها یعنی نماز، روزه، زکات و حج نزد پروردگار، منوط به وجود این شاخص دانسته شده است.24

گونه‏های جامعه‏ی دینی
ترکیب سه شاخص پیش گفته‏ی ایمان و دینداری، معرّف گویایی از وضعیت دینداری فرد و جامعه به دست می‏دهد. به ویژه شاخص سوم، یعنی اعتقاد و التزام به رهبری دینی، در مورد ارزیابی دینداری جامعه بسیار کارامد و گویاست. بر مبنای شاخص سوم، اصولاً وجود یا فقدان رهبری دینی در هر جامعه، اصلی ترین معیار و ملاک داوری درباره‏ی دینداری جامعه است؛ البته این شاخص، اصلی‏ترین معیار و ملاک است، اما تنها معیار و ملاک لازم و کافی نیست و دو شاخص دیگر، یعنی اعتقاد قلبی و گرایش صالح گزینی، نیز لازم است. در اینجا فرض‏های متعددی قابل تصویر است:
یکم، جامعه‏ای که در آن عقیده‏ی اصلی و غالب مردم مبتنی بر اعتقاد قلبی به آموزه‏های اسلامی است و گرایش اصلی و غالب مردم مبتنی بر رفتار صالح گزین است و هدایت جامعه مبتنی بر رهبری دینی است. چنین جامعه‏ای روشن‏ترین مصداق جامعه‏ی دینی است و در آن، امکان دینداری فردی و اجتماعی در بالاترین حد آن متصور است و استمرار دینداری فرد و جامعه و پاسداری از آن تضمین می‏شود.
دوم، جامعه‏ای که در آن عقیده اصلی و غالب مردم مبتنی بر اعتقاد قلبی به آموزه‏های اسلامی است و گرایش اصلی و غالب مردم مبتنی بر رفتار صالح گزین است، اما هدایت جامعه مبتنی بر رهبری دینی نیست. در این جامعه، اگرچه مصادیق فردی دینداری به وفور موجود باشد و حتی خرده جامعه‏ی دینی وفادار به رهبری غیررسمی دینی وجود داشته باشد، اما دینداری فردی و اجتماعی حالتی سیّال و نامنسجم دارد و تضمینی برای پایداری و استمرار دینداری در میان افراد و فضای غالب جامعه نیست. لذا چنین جامعه‏ای را نمی‏توان جامعه‏ی دینی نام نهاد.
سوم، جامعه‏ای که در آن هدایت جامعه مبتنی بر رهبری دینی است اما عقیده‏ی اصلی و غالب مردم مبتنی بر اعتقاد قلبی به آموزه‏های اسلامی نیست و یا گرایش اصلی و غالب مردم مبتنی بر رفتار صالح گزین نیست. آیا چنین جامعه‏ای را می‏توان جامعه‏ی دینی دانست؟ اگرچه به نظر می‏رسد تحقق عینی و واقعی چنین فرضی بعید باشد، اما جامعه‏ای این چنین، در حال طی کردن مسیر سقوط از جایگاه جامعه‏ی دینی به سوی جامعه‏ی غیردینی است؛ چرا که وجود مؤثر و کارامد هدایت و مدیریت رهبری دینی، مستلزم تصحیح اعتقادات و رفتارهای دینی غالب در میان مردم است و در غیر این صورت، چالشی سه‏گانه در میان شاخص‏های جامعه‏ی دینی رخ می‏دهد که نتیجه‏ی آن، یا توفیق یافتن رهبری دینی به هدایت آحاد مردم به سوی اعتقادت و رفتارهای مبتنی بر آموزه‏های دینی است که در آن صورت، این جامعه به سمت مصداق بارز جامعه‏ی دینی بودن حرکت می‏کند؛ و یا ناکامی رهبری دینی در هدایت مردم و منزوی شدن این رهبری است که در این حالت، رهبری رسمی دینی نقش جدی و کارامد خود را در مناسبات اعتقادی و رفتاری جامعه از دست می‏دهد و جایگاهی تشریفاتی به خود می‏گیرد و فضای غالب جامعه به سمت "دین گریزی" و "خودبسندگی" طی می‏کند و مصداق بارز جامعه‏ی غیردینی می‏شود.
چهارم، جامعه‏ای که در آن عقیده‏ی اصلی و غالب مردم مبتنی بر اعتقاد قلبی به آموزه‏های اسلامی نیست و گرایش اصلی و غالب مردم نیز مبتنی بر رفتار بر وفق آموزه‏های دینی نیست و هدایت جامعه مبتنی بر رهبری غیردینی است. بدیهی است چنین جامعه‏ای را صرفاً به دلیل وجود برخی افراد و خرده جامعه‏ی مؤمنان در آن، نمی‏توان جامعه‏ی دینی نام نهاد و در آن، دینداری فردی نیز حالتی سیّال، ناپایدار و سردرگم دارد. البته امکان بهره‏مندی از رهبری غیررسمی دینی و تأثیر این رهبری در هدایت افراد و خرده جامعه‏های دینی، معمولاً در تمامی جوامع وجود دارد، اما این وضعیت گویای دینداری پایدار فردی و اجتماعی نیست.

دینداری جامعه در نگرش امام خمینی قدس‏سره
اکنون سرّ داوری و تأکیدات امام خمینی قدس‏سره ، درباره‏ی عمق و ژرفای دینداری جامعه‏ی ایران، در دوران رهبری ایشان آشکار می‏شود. جامعه‏ی ایران در دوران امام و حتی بعد از آن تاکنون، به وضوح واجد سه شاخص پیش گفته‏ی دینداری بوده است. در سه دهه‏ی اخیر، اعتقاد و رفتار غالب مردم ایران مبتنی بر ایمان به آموزه‏های اسلامی و رفتار بر وفق آنها بوده و تمامی ابعاد حرکت جامعه در مسیر ترسیم شده برپایه‏ی هدایت و رهبری دینی شکل گرفته است.
در ارزیابی و داوری امام خمینی قدس‏سره ، اعتقاد و التزام به ولایت و رهبری دینی، اصلی‏ترین و مهم‏ترین شاخص دینداری جامعه معرفی شده است.25 در نگرش امام، پیروی از ولایت و رهبری دینی، ملازم با اعتقاد قلبی و پیروی رفتاری از تمامی آموزه‏های اسلامی است و انکار اعتقادی و سرپیچی عملی از آن، بدون تردید ملازم با نفی تمام و یا حداقل بخشی از آموزه‏های اسلامی است! مفروض پایه‏ی این نگرش، علاوه بر مفاد بسیاری از آیات قرآنی و روایات پیشوایان معصوم علیهم‏السلام ، داوری عقلی و تجربه‏ی تاریخی عموم جوامع اسلامی است که محوریت هدایت و رهبری دینی در ترویج، تثبیت و استمرار دینداری اجتماعی را لازم و ضروری می‏نماید.
از نظر امام خمینی قدس‏سره ، رهبری دینی هم در مرحله‏ی پیشینی و هم در مرحله‏ی پسینی شکل‏گیری و استمرار جامعه‏ی دینی، نقش محوری و تعیین کننده دارد. در مرحله‏ی پیشینی جامعه‏ی دینی، وجود رهبری دینی در قالب رهبری غیررسمی لازم و ضروری است تا بتواند فطرت اجتماعی را بیدار کند و رویکرد دینی را در جامعه فراگیر نماید و حرکت اجتماعی را به سمت سه شاخص پیش گفته، هدایت و راهبری کند و در مرحله‏ی پسینی، رهبری دینی در حقیقت پاسدار و تضمین کننده‏ی حفظ و بقای دینداری فردی و اجتماعی مردم است و تنها در چنین شرایطی است که امکان سوق یافتن جامعه به سمت تحقق هرچه بیشتر آموزه های دینی فراهم می شود.
دقیقاً به همین دلیل است که امام قدس‏سره ، حاکمیت اسلامی مبتنی بر رهبری دینی را رکن اصلی دینداری جامعه برمی‏شمرد و حفظ این حاکمیت را از اهم فرایض شمرده و آن را از نماز نیز واجب‏تر می‏دانست!26 و در سال‏های آخر عمر پربرکت خود، تمامی فتاوای فقهی خود را نیز با لحاظ برپایی حاکمیت دینی و شکل گیری جامعه‏ی دینی در ایران معاصر، صادر نمود و در برخی فتاوای مهم پیشین خود تجدید نظر کرد و آثار فقهی این روش را تا آنجا گستراند که استماع یک موسیقی مشتبه به غنا از رسانه‏های رسمی جمهوری اسلامی را به دلیل "رفتار صالح گزین" حاکمیت اسلامی و اجرای حکم حلّیت و اباحه‏ی حکومتی جایز دانست، در حالی که استماع همان موسیقی از رسانه‏های دیگر کشورهای اسلامی را به دلیل "رفتار فاسد گزین" حاکمیت باطل و عدم جریان حکم حلّیت و اباحه، حرام اعلام نمود.27 این مطلب حاوی نکات تخصصی فقهی و علمی دقیقی است که از گنجایش بحث حاضر خارج است.
پس از بحث درباره‏ی چیستی دینداری و جامعه‏ی دینی و شاخص‏های اصلی آن، عرصه‏ی گسترده‏ی تبیین ابعاد، مؤلفه‏ها و جوانب دینداری و جامعه‏ی دینی گشوده می‏شود. در این عرصه، سه شاخص اعتقادی، رفتاری و راهبری پیش گفته، ریز مؤلفه‏های فراوانی را معرفی می‏کنند که هر یک در جای خود نیازمند بررسی و تبیین جداگانه‏اند. در دوران معاصر، امام خمینی قدس‏سره در جایگاه رهبری دینی رسمی، تبیین‏های نظری و کاربردی بسیاری در این زمینه ارائه نمود و در حقیقت، بخش بزرگی از سخنرانی‏ها، بیانیه‏ها و مواضع ایشان از آغاز دوران نوپایی نهضت تا مرحله‏ی پیروزی انقلاب و سپس دوران رهبری رسمی ایشان، به تبیین نظری و کابردی دینداری و شکل‏گیری جامعه‏ی دینی و پاسداری از آن اختصاص یافته است. بهره‏گیری مستمر پژوهشگران از میراث نظری و سیره‏ی عملی امام خمینی قدس‏سره ، ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

پی‏نوشت‏ها
1 ) برای مطالعه بیشتر، به دو تاب "بحوث فی الملل و النحل" (4 جلد) و "الهیات" از استاد جعفر سبحانی مراجعه نمایید. بررسی تاریخی گسترده‏تر در این بحث، مستلزم رجوع به کتب کلامی تفصیلی نظیر "شرح المقاصد" تفتازانی و "شرح مواقف" عضدالدین ایجی و "شرح تجرید الاعتقاد" علامه حلی است. همچنین، ابن ابی الحدید معتزلی در شرح خود بر نهج البلاغه، در موارد فراوانی به این منازعه کلامی در دوران حیات امام علی علیه‏السلام اشاره کرده است.
2 ) "اِلاّ مَنْ اُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالایمانِ"، آن کسی که او را بر اظهار کفر مجبور کنند و قلبش از ایمان آکنده و آرام است، کافر نمی‏شود؛ (نحل/106). نیز برای تفسیر آیه رجوع کنید: المیزان، جلد 12، ص 353.
3 ) "اَلا و انّ الدّعیَ بن الدّعی قد رکّزنی بین اثنتَین ِ السِّله و الذّله و هَیهاتَ منّا الذله"، بحار الانوار، جلد 44 ، ص 329.
4 ) "وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنّا کُنّا عَنْ هذا غافِلِینَ"، و هنگامی که خداوند از تمامی نسل‏های بنی‏آدم بر خودشان گواه گرفت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری! شهادت می‏دهیم. این شهادت برای آن بود که روز قیامت نگویید از اقرار به پروردگار غافل بودیم؛ (اعراف/172).
5 ) لسان العرب، جلد 12، ص 294؛ مجمع البحرین، جلد 1، ص 113.
6 ) "إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَی الْإِیمانِ فَتَکْفُرُونَ"، کافران به ایمان دعوت می‏شوند اما کفر می‏ورزند؛ (غافر/10).
7 ) "جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا"، کتاب و ایمان را نوری قرار دادیم که بندگان خود را به آن هدایت کنیم؛ (شوری/53).
8 ) "الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِیمانَ"، کسانی که علم و ایمان به آنها داده شده است؛ (روم/56).
9 ) "حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ"، خداوند ایمان را در قلوب شما محبوب و زینت قرار داد؛ (حجرات/7).
10 ) "کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ"، خداوند ایمان را در قلب‏های ایشان نوشت و آنان را با روحی از جانب خود تأیید کرد؛ (مجادله/22).
11 ) "إِنَّمَا الْمُوءْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا"، مؤمنان کسانی‏اند که به خدا و پیامبرش ـ محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ـ ایمان آورده‏اند و در ایمان خود هرگز دچار تردید نمی‏شوند؛ (حجرات/15)، (نور/62).
12 ) "آمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ"، مؤمنان به خداوند و پیامبرانش ایمان آورده‏اند؛ (نساء/152)، (حدید/19 و 21).
13 ) "یُوءْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ"، مؤمنان به آنچه به تو نازل گردیده ـ قرآن کریم ـ و آنچه به پیامبران قبل از تو نازل گردیده ـ کتب آسمانی ـ، ایمان دارند؛ (بقره/4)، (نساء/162).
14 ) "وَ یُبَشِّرُ الْمُوءْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصّالِحاتِ"، و قرآن بشارت دهنده است بر مؤمنان، همان کسانی که عمل صالح انجام می‏دهند؛ (اسراء/9)، ( هف/2).
15 ) "الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ"، مؤمنان از گناهان و آلودگی‏های بزرگ دوری می‏گزینند؛ (شوری/37)، (نجم/32).
16 ) "إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ"، اگر از نواهی بزرگ دوری گزینید، گناهان معمولی شما را می‏آمرزیم؛ (نساء/31). و نیز: "الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ"، مؤمنان از گناهان و آلودگی‏های بزرگ دوری می گزینند، مگر وقوع برخی گناهان سبک، به درستی خداوند آمرزش گسترده دارد؛ (نجم/32).
(بقره/25،82 و27)، (آل عمران/57)، (نساء/57،122،173)، (مائده/9و92)، (اعراف/42)، (یونس/4و9)، (هود/23)، (رعد/29)، (ابراهیم/23)، (کهف/30)، (مریم/96)، (حج/14،23،50 و56)، (شعراء /227)، (عنکبوت/7،9 و58)، (روم/15، 45)، (لقمان/8)، (سجده/19)، (سبا/4)، (فاطر/7)، (ص/24 و 28)، (غافر/58)، (فصلت/8)، (شوری/22،23 و26)، (جاثیه/21و30)، (محمد/2و12)، (فتح/29)، (طلاق/11)، (انشقاق/25)، (بروج/11)، (تین/6)، (بینه/7)، (عصر/3).
18 ) عن الصّادق(ع): "اَلایمانُ هو الاقرارُ باللسانِ و عقدٌ فی القَلبِ و عَملٌ بالارکانِ"، ایمان همانا اقرار زبانی و تصدیق قلبی و عمل با اعضاء و جوارح است؛ اصول کافی، جلد2، ص27، روایت 1.
19 ) عن الصّادق(ع): "الایمانُ اقرارٌ و عملٌ و الاسلامُ اقرارٌ بلاعملٍ"؛ اصول کافی، جلد2، ص24، روایت دوم.
20 ) "الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا"، کسانی که گفتند الله پروردگار ماست سپس بر این گفته استوار ماندند؛ (فصلت/30)، (احقاف/13).
21 ) عن الصّادق(ع): "بُنیَ الاسلامُ علی خمسٍ علی الصَّلوه و الزّکوة و الصَّوم و الحجِّ و الولایه و لم یُناد بشی‏ءٍ کما نودیَ بالولایَه فاَخذَ النّاسُ بالاربع و ترکوُا هذه"، اسلام بر پنج پایه بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و رهبری پیشوایان دینی معصوم علیهم‏السلام ، و مردم به چیزی دعوت نشدند در مقام و رتبه اهمیت دعوتی که به ولایت شدند، پس مردم چهار پایه را گرفتند و این پایه پنجم را رها کردند؛ اصول کافی، جلد2، روایات ص 18 تا 21.
22 ) "لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ"، پیامبر خدا الگویی نیکو برای شماست، (احزاب/21).
23 ) "أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاّ أَنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ"، آیا کسی که به سوی حق هدایت می‏کند سزاوار پیروی است یا کسی که راه هدایت را نیافته و باید او را هدایت کنند، شما را چه می‏شود؟ چگونه داوری ناروا می‏کنید؟؛ (یونس/35).
24 ) "اَما انّ رجلاً لو قامَ لیلَه و صامَ نهارَه و تصدَّق بجمیعِ مالِه و حجَّ جمیعَ دَهره و لم یَعرف ولایَة ولیَّ الله فیُوالیه و یکُون اَعمالُه بدلالَته الَیه ما کانَ له علی الله عزَّ و جلَّ حقٌّ فی ثوابِه و لا انَ من اهلِ الایمانِ"، اگر فردی شبهایش را نماز گذارد و روزهایش را روزه بگیرد و همه مال خود را صدقه دهد و تمام روزهایش را حج گذارد، اما ولایت ولی خدا را نشناسد تا از او پیروی کند و اعمالش به سبب راهنمایی او باشد، نسبت به ثواب اعمال خود هیچ حقی بر خداوند ندارد و این فرد از اهل ایمان نیست!!؛ اصول کافی، جلد 2 ، ص 19، روایت 5.
25 ) صحیفه نور، جلد 9، ص 170 و 178 و 250؛ جلد 10، ص 26 و 33 و 48 و 86 و 135 و 148 و 173 و 229؛ جلد 11، ص 122و 151؛ جلد17، ص 199، جلد 20، ص 173 و 174؛ جلد 21، ص46.
26 ) "حفظ جمهوری اسلامی از اعظم فرایض است"؛ صحیفه نور، جلد 15، ص 201. نیز: "حفظ جمهوری اسلامی ... از نماز اهمیتش بیشتر است"؛ صحیفه نور، جلد 19، ص 269.
27 ) اگرچه این رأی امام قدس‏سره در زمان حیات خود ایشان از سوی فرزندشان مرحوم حجت‏الاسلام سید احمد خمینی قدس‏سره اعلام شد، ولی نگارنده در مجموعه آثار مکتوب امام قدس‏سره اثری از آن نیافتم.
منابع و مآخذ
1 ) قرآن کریم.
2 ) ابن ابی الحدید معتزلی، نهج البلاغه، [قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، CD نرم‏افزار نور].
3 ) ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد (بی‏تا)، مقدمه ابن خلدون (من کتاب العبر و دیوان المبتدا و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربر)؛ [بیروت، نشر مؤسسه اعلمی)].
4 ) ابن قدامه الحنبلی، ابی محمد عبدالله بن احمد بن محمد (1405 ه.)، المغنی (10 جلد)، [تحقیق: محمد سالم محسن- شعبان محمد اسماعیل، بیروت، نشر دارالفکر].
5 ) اقبال لاهوری، محمد (بی‏تا)، احیای فکر دینی در اسلام، [ترجمه‏ی احمد آرام، تهران، نشر رسالت قلم].
6 ) الکلینی، محمدبن یعقوب (1365)، اصول کافی (2 جلد)، [تهران، نشر دارالکتب الاسلامیه].
7 ) الیاده، میرچا (1374)، فرهنگ و دین، [ترجمه زیر نظر بهاءالدین خرمشاهی، تهران، انتشارات طرح نو، چاپ اول].
8 ) امام خمینی قدس‏سره ، روح اللّه‏، صحیفه نور، (21 جلد)، CD] نرم‏افزار صحیفه سازمان مدارک انقلاب اسلامی].
9 ) ایجی، عبدالرحمن و جرجانی، سید علی بن محمد (1412 ه.)، شرح المواقف (8 جلد)، [قم، منشورات الشریف الرضی چاپ اول].
10 ) تفتازانی، سعد الدین مسعود بن عمر (بی‏تا)؛ شرح المقاصد (2 جلد)، [پاکستان، اولنمشدر].
11 ) حلی، علاّمه حسن بن یوسف (1366)، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، [قم، نشر مؤسسه مطبوعات دینی].
12 ) سبحانی، جعفر (1380)، الملل و النحل، [قم، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم].
13 ) سبحانی، جعفر (1369)، الهیات، [قم، انتشارات المرمز العالمی، چاپ اول].
14 ) شهرستانی، عبدالکریم (1364)، الملل و النّحل، [قم، منشورات الشریف الرضی، چاپ اول].
15 ) طباطبایی، علاّمه محمد حسین (1396 ه.)، بررسی‏های اسلامی، [به کوشش سید هادی خسروشاهی، قم، انتشارات دارالتبلیغ اسلامی، چاپ اول].
16 ) مجلسی، محمدباقر بحارالانوار، [قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، CDنرم‏افزار نورالحدیث].
17 ) مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، [نشر صدرا، CD نرم‏افزار مطهر].

            نظرات کاربران :


 
نظر شما درباره اين مطلب:







به خاطر سپردن اطلاعات؟



   

 

 

اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه شريف به احضار مسئول بسيج دانشجويي اميركبير
دانشجویان به اقدام های عملی دفاع از مسجد الاقصی، جایزه 200 هزار دلاری می دهند
رونمایی از پوستر جایزه 200 هزار دلاری دفاع از مسجد الاقصی
لزوم پايان دادن به شعارها و اقدام عملي جدي در مبارزه با مفاسد اقتصادي و دانه درشت ها و اعتراض به برخي برخورد ها با عدالت خواهان
خاطره شيخ‌الاسلام از صدور انقلاب اسلامي به فيليپين
محاصره غزه؛ تداوم درد و رنج كودكان يتيم فلسطيني
مراسم رونمایی پوستر جایزه 200 هزار دلاری عملیات موفقیت آمیز علیه اماکن صهیونیستی+سخنراني دكتر كوشكي درباره مسائل جاري فلسطين
خدمت به مردم، و حضور در زمان نیاز به حضور، كارهای خدایی هستند
زبان مشترک!
النفط وماادریک ماالنفط!
ویرایش جدید "لبنان به روایت امام موسی صدر"
مناظرات انتخاباتی از واجبات بود
مهار قدرت در مردم سالاری دینی
طرح تدوین تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
بصیر در فراز و فرودهای تاریخ
چگونه می مکند این اقویا خون ضعیفان را
ما پیروزیم
مسجد الاقصی ماست نه معبد آنها ...
آنان که امام را پذیرفتند/ اسلام قیام را پذیرفتند
جنگ با ظلم و فساد و ستم و جور و جفا/ کنم از راه وفا
نمی بینی مگر این فتنه سازان را؟
ما صبح عدالتیم، اینک
بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .
راهبردهای رهبری در مهار فتنه
عید ما روزی بود کز ظلم آثاری نباشد
جايي­که­زندگي­دردِ­مردمه
ای گوشه نشینان! بكوشيد و بجوشيد و غوغاي زندگي را برپا داريد...
دومين يادنامه "محمدرضا آقاسي" نوشته شد
عرضه 50 هزار نسخه كتاب تاریخ انقلاب در یک ماه
"تبسم‌هاي فيروزه‌اي"
«پیاده‌ها» راهی بازار نشر شدند
انشای احکام قضایی ساده و قابل فهم می شود
مناسبات قدرت و قانون در ايران معاصر
خواستم بی خبر نمانی!
شمع های صف کشیده!
نظريه ولايت و دولت در دوران معاصر
عباس سلیمی‌نمین و مظلومیتی مضاعف
قوه‌ی قضائیه؛ بیم ها و امیدها/ نگاهی به عملکرد هاشمی شاهرودی و آینده لاریجانی آملی:
یدالله مع الجماعه
صاویری ناب از قبه الصخره و مسجد الاقصی

    


 


   

    



 

استفاده و باز نشر  مطالب سايت با ذکر ماخذ بلامانع مي‌باشد  |  ارتباط با ما
طراحي و برنامه‌نويسي از موسسه نرم‌افزاري آرمان