|
بیانیه تحليلي جنبش عدالتخواه دانشجویی در موضوع زمزمه های مذاکره با چهره ای جدید از شیطان بزرگ
ضرورت شفاف سازی در مورد مناسبات با شیطان بزرگ
(ويژه)
|
|
در صورت عدم طي شفافيت و احساس هر نوع عدول از آرمان هاي انقلاب و فرامين مقام عظماي ولايت ساكت نخواهد نشست و نخواهد گذاشت اين موارد شيريني ميوه هاي مقاومت سي ساله انقلاب اسلامي ايران در كام ملت و همه ثمرات شيرين انقلاب اسلامي در جهان به تلخي بدل شود.
|
|
جمعه 18 بهمنماه 1387
|
|
با انتخاب اوباما به عنوان اولین رئیس جمهور سیاهپوست ایالات متحده که با وعده ایجاد تغییر در سیاست های داخلی و خارجی آمریکا و تحقق بخشیدن به "رویای آمریکائی" به کاخ سفید واشنگتن راه یافته، موضوع مذاکره شیطان بزرگ با ایران اسلامی به طور نسبتا جدي در قياس با گذشته، در دستور کار هیات حاکمه آمریکا قرار گرفته است. چرا؟ آیا حکومت آمریکا دست از خصومت با انقلاب اسلامی برداشته و به لحاظ ماهوی در این زمینه سیاستی دیگر را در پیش گرفته است؟ در این حال، اخبار و شایعات مربوط به آغاز مذاکرات محرمانه مابین مسئولین دو دولت ایران و آمریکا بازتاب رسانهای یافته و به رغم تکذیب نه چندان قاطع این شایعات از جانب برخی از مقامات کشورمان، شائبه تغییر سیاست رسمی و علنی جمهوری اسلامی در خصوص منع مذاکره با آمریکا در شرایط تداوم قلدری و مشی استکباری شیطان بزرگ، و عدول از شرايط مشخص شده به وسيله مقام معظم رهيري يعني منوط بودن مذاكره و رابطه به تحقق تغيير «نشانه های قلدری و سلطه ی ناحق» آمريكا و كنار گذاشتن «مظهريت ستم به ملتهای ضعیف عالم» ،عدم «دخالت در کار دولت ها و کشورها»، پايان دادن به «حمایت از رژیمهای نامشروع و فاسد»، كنار گذاشتن«ستیزه با نهضت های آزادی خواهانه و بیداری ملتها»، خارج كردن از دستور كار «دشمنی با ملت مسلمان ایران و ملت های به پا خواسته ی مسلمان»، قطع «سیاست های مبنی بر زور و ظلم و فشار و خشونت با جمهوری اسلامی»، ترك «پشتیبانی از رژیم صهیونیستی »، « اصلاح روش های غلط»، «آدم شدن »، «خود را قیم دنیا ندانستن»، «دروغ» و «فریب» و «جنایت» را کنار نهادن، «خاطرات جنایت ها در مورد مردم ایران و بالاخص زدن هواپیمای مسافربری و مسدود کردن دارایی هایی ایران را جبران کردن»، «توبه» نمودن، ترك «فاجعه آفرینی برای دنیا»، از بين رفتن رابطه گرگ و میش»ای ، عدم اجراي «خصومت وقیحانه و آشکار» علیه ايران، شكل گيري «ارتباط برابر، متوازن، دوستانه و همراه با احترام متقابل»، ترك«دخالت در امور داخلی و اعمال نفوذ»، «عدم تعقيب اهداف خود در ايران»، «دست برداشتن از خوي استكباري» از جانب آمريكا و فراهم شدن «جهاز تبلیغاتی برای خنثی کردن تبلیغات امریکا» در جان ايران به شکلی انکار ناپذیر در افکار عمومی امت مسلمان و حامیان جهانی انقلاب اسلامی در حال شکلگیری میباشد. آیا به راستی چنین مذاکراتی صورت گرفته و یا در شرف انجام میباشد؟ در شرایطی که ماهیت سلطهگری آمریکا و دشمنی آن با انقلاب اسلامی کماکان تداوم یافته و سیاست کودتا و تجاوز نظامی صرفا در مقطع فعلی جای خود را به خط مشی تحریم اقتصادی و "براندازی نرم" داده و چماق تهدید استفاده از "راه حل نظامی" هم چون گذشته بر سر ملت نگهداشته شده است، و زمانی که هیچگونه علامت واقعی و ملموس از تغییر نگاه و برخورد تحقیرآمیز ایالات متحده نسبت به مردم غیور و سربلند ایران به چشم نمیخورد، آری در چنین شرایطی آیا این امکان وجود دارد که مسئولین کشور به دور از چشم و گوش ملت باب مذاکره با آمریکا را گشوده و یا به ابتکار عمل هدف دار ایالات متحده در این زمینه پاسخ مثبت داده باشند؟ جنبش عدالتخواه دانشجوئی به عنوان چشم بيدار مردم ايران و سرباز ولايت فقيه، قبل از هر چیز وظیفه خود میداند که بر ضرورت حفظ مواضع شفاف و صداقت غیر قابل خدشه از جانب مسئولین دولت و دستگاه ديپلماسي در خصوص موضوع حساس مذاکره با آمریکا تأکید کند و علیه نقض این خواست همگانی ملت غیور ایران به خاطیان احتمالی به شدت هشدار دهد. اما ملاحظاتی چند در خصوص سایر جوانب موضوع قدیمی مذاکره با آمریکا که اکنون در شرایطی جدید مطرح شده است. 1- اوباما که در تبلیغات انتخاباتی به دفعات نسبت به مذاکره مستقیم با ایران اسلامی اظهار تمایل کرده بود، در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود بعد از قبول رسمی مسئولیت ریاست جمهوری از پیوند با مسلمانان جهان سخن میگوید و تلویحا از ایرانیان میخواهد که به جای "مشتهای گره کرده"، با دولت ایالات متحده "دست دوستی" دهند. رئیس جمهوری که حکومتش برای به گلوله بستن هزاران زن و کودک بی گناه و نسل کشی مردم مسلمان غزه به دولت صهیونیستی چراغ سبز نشان میدهد و ارتش کشورش سرزمین دو کشور اسلامی عراق و افغانستان را به اشغال درآورده و دست سربازانش به خون صدها هزار مسلمان عراقی و افغان آغشته است، از ارج نهادن به مسلمانان جهان دم می زند! رئیس جمهور کشوری که 59 سال پیش حکومت منتخب مردم ایران را با کودتا سرنگون کرده و رژیم استبدادی دست نشانده خود را جایگزین آن کرده است، رئیس جمهوری که کشورش طی 30 سال عمر انقلاب اسلامی تمامی امکانات خود را برای شکست این انقلاب به کار برده و برای این منظور به سازماندهی کودتا، تجاوز نظامی، حمایت از جنگ تحمیلی و عملیات تروریستی، تحریم اقتصادی و تهاجم تبلیغاتی و فرهنگی علیه ملت ایران متوسل شده است، امروز "دست دوستی" به طرف ایران "مشت گره کرده" دراز می کند! با چنین اظهاراتی که ریاکاری و عوامفریبی بر آن به شدت سایه افکنده، به نظر می رسد اوباما فرض را بر این گذاشته که حافظه تاریخی ملت ایران کاملا محو شده است. با این حال، لحن اخیر نسبتا ملایم و سازشکارانه اوباما حاکی از واقعیتی دیگر نیز میباشد و آن وضعیت قوای تعیین کننده بین المللی است كه امروز، در آستانه سیامین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی به نحوی فاحش به زیان ایالات متحده آمریکا دگرگون شده است. 2- انقلاب اسلامی مردم ایران در 30 سالگی خود نه تنها شکست نخورده، بلکه به لحاظ استقلال طلبی و سلطه ناپذیری، قوام نیز یافته است. انقلاب اسلامی در مقابل 8 سال جنگ تحمیلی مورد حمایت تمامی قدرتهای بزرگ جهان مقاومت کرده و تجربهای ظفرمند را پشت سر گذاشته است. تلاش امپریالیسم آمریکا برای سازماندهی کودتا، دخالت نظامی، به راه اندازی و پشتیبانی از اقدامات تروریستی، فشارهای سیاسی و تحریم اقتصادی به منظور منزوی کردن و از پای درآوردن انقلاب، تماما به شکست انجامیده و به جای ایجاد یأس و انفعال به افزایش اطمینان به نفس و تقویت روحیه مبارزه جوئی و پایداری ملت منجر شده است. با چنین پشتوانهای و به شکرانه رهبری خردمندانه، شجاعانه و سازش ناپذیر انقلاب اسلامی، ملت بر حقوق مسلم خود پافشاری کرده و با تکمیل چرخه تولید انرژی صلح آمیز هستهای، فشارهای قدرتهای سلطهگر در این زمینه را قاطعانه پس زده است. انقلاب اسلامی نه تنها منزوی نشده، بلکه در خارج از مرزهای ایران گسترش یافته و از متحدین شکست ناپذیری هم چون حزب الهی لبنان و جنبش حماس در فلسطین برخوردار شده است. این متحدین افتخارآفرین با الهام گرفتن از انقلاب اسلامی ایران، حماسههای بی نظیری را در تاریخ نهضتهای آزادیبخش جهان خلق کرده و به کابوس نظام سلطه جهانی تبدیل شدهاند. آنها افسانه شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی را باطل کرده و نیروی لایزال جنبش مقاومت را به شکل اعجاب انگیز در معرض دید جهانیان گذاشتهاند. شیعه و سنی متحد شده و با همبستگی پیروان سایر ادیان و سلوک دیگر، چشم انداز شکست قاطع استکبار جهانی را واقعی نمودهاند. اهداف حکومت ایالات متحده در تجاوز نظامی به افغانستان و عراق تحقق نیافته و مردم آمریکا خواستار خاتمه یافتن این اشغالگری و بازگشت سربازان آمریکایی به کشورشان میباشند. توانمندی حکومت ایالات متحده به جهات دیگر نیز تضعیف شده است. آمریکای لاتین که زمانی حیات خلوت ایالات متحده محسوب میشد، امروزه به صحنه پیروزیهای پی در پی نیروهای استقلال طلب و آزادیخواه تبدیل شده و این نیروها به رغم فاصله زیاد جغرافیائی از مرکز ثقل جنبش مقاومت اسلامی، خود را به این جنبش نزدیک می بینند و همبستگی عمیق با آن دارند. رژیم صهیونیستی که همواره به عنوان متحد غیر قابل جایگزین و ابزار سلطهگری ایالات متحده در منطقه خاورمیانه عمل کرده، به شکلی بی سابقه در تاریخ موجودیت تجاوزگر و خشونت بار خود منزوی شده و جنبش وسیع جهانی برای محاکمه بین المللی سران آن دولت به خاطر جنایات جنگی در غزه به راه افتاده است. خیزش جنبش های رهائی بخش در حالي صورت میگیرد که سرمایهداری جهانی و در رأس آن ایالات متحده با بزرگترین بحران اقتصادی و معنايي مواجه شده و در شرایط بی سابقه ورشکستگی وسیع بانکها و موسسات مالی و اعتباری، رکود شدید، بیکاری گسترده و انبوه، از بین رفتن قدرت خرید و بی خانمان شدن بخش های عظیمی از جامعه جهانی مصرف کننده کالا و خدمات قرار دارد. 3- برای گذر از این اوضاع وخیم، تغییر در برخی از سیاستهای ایالات متحده اجتناب ناپذیر شده است. حکومت ایالات متحده در موضع ضعف قرار گرفته و برای رهائی از این وضعیت نابسامان، صلاح خود را در این می بیند که با سیمائی دیگر به سلطهگری ادامه دهد. اگر سرکوب جنبشهای مقاومت با توسل به زور نیروی نظامی فعلا مقدور نیست، باید تحت لوای دراز کردن دست دوستی، مقدمات براندازی نرم حکومتهای استقلالطلب را فراهم کرد و این عین سیاستی است که در شرایط فعلی ایالات متحده برای مقابله با انقلاب اسلامی در پیش گرفته است. طرح موضوع مذاکره با ایران در چنین شرایطی که حاکی از ضعف دشمن و برتری نیروهای مقاومت می باشد، صورت میگیرد. و به عبارتی تقاضای ایالات متحده برای مذاکره با ایران "به معنای انفعال اندیشه غرب، شکست تفکر سرمایهداری و شکست نظام سلطه است." 4- امروزه برخی از مشاورین ارشد حکومت ایالات متحده و از جمله "ویلیام لورس"، "توماس پیکرینگ" و "جیم والش"، در دستورالعملی که به تأیید عالیترین مقامات سیاست گزار آن حکومت از قبیل برژینسکی و هنری کیسینجر رسیده است، صراحتا به اوباما پیشنهاد میکنند که از طرح پيش شرط توقف غنيسازي سوخت انرژي هستهاي براي انجام مذاكرات با ايران و استفاده از سیاست "چماق و هویج" جهت مقابله با جمهوري اسلامي صرف نظر کرده و مذاکرات مستقیم با مقامات ایرانی در خصوص سه موضوع انرژی هستهای، عراق و افغانستان را در پیش گیرد. آنها ضمن پیش بینی اینکه انتخابات ریاست جمهوری ایران به دور دوم خواهد رسید و نتایج آن در تابستان معلوم خواهد شد، توصیه میکنند که شروع مذاکرات در سطح عالی به بعد از تعیین نتایج اين انتخابات موكول شود و طي اين فاصله حكومت آمريكا به برخي از اقدامات محدود و اوليه جهت اعتماد سازي بسنده كند. از جمله توصيه ميكنند كه حكومت آمريكا پايبندي خود را به بند 1 قرارداد الجزيره كه مطابق آن دولت ايالات متحده ميبايست از دخالت سياسي و نظامي در امور داخلي ايران پرهيز كند، اعلام دارد. آنان همچنين توصيه ميكنند كه قبل از مشخص شدن نتايج انتخابات رياست جمهوري ايران، "تماسهاي رسمي در سطح مقامات مياني به منظور اتخاذ اقدامات همزمان از جانب دو كشور، ابتدا براي بهبود لحن و سپس جهت بهبود اصل و جوهر روابط فيمابين برداشته شود." طبق توصيههاي انجام شده توسط اين مشاورين، تماس مستقيم مقامات دو كشور در مقطع فعلي ميتواند بحث پيرامون مواردي از قبيل تجديد گفتگوها در مورد عراق، صدور مجوز پرواز مستقيم هواپيما بين ايالات متحده و ايران، تسهيل محدوديتهاي سفر ديپلماتهاي ايراني مقيم نيويورك، تأسيس دفتر حافظ منافع ايالات متحده در ايران، همكاري در خصوص مبارزه با نقل و انتقال مواد مخدر در مرز ايران و افغانستان و اقدامات اعتمادساز مابين نيروي دريائي دو كشور در خليج فارس به منظور كاهش تنش موجود و پرهيز از خطر حوادث ناشي از درگيريهاي احتمالي مابين اين نيروها را در برگيرد. 5- همانطور كه ملاحظه ميشود، موضع حكومت ايالات متحده در خصوص مذاكره با ايران در مقطع فعلي حاكي از عقبنشيني ناشي از ضعف و استيصال ميباشد. با اين حال، هيچ اقدام عملي تا كنون در زمينه تغيير سياستهاي سلطهگرانه آمريكا در مقابله با ايران صورت نگرفته است. گزينه استفاده از نيروي نظامي كه قبلا به دفعات از جانب مقامات آمريكائي اظهار شده، كماكان موجود است. تحريم اقتصادي ايالات متحده و متحدين اروپائي آن عليه ايران به قوت خود باقي است و به شدت اعمال ميشود. سياست براندازي نرم جهت شكست انقلاب اسلامي با استفاده از جاسوسان اجير شده و به كارگيري سياست ايجاد تفرقه مابين نيروهاي انقلاب، دنبال ميشود. در يك كلام، نقض حاكميت ملي ملت ايران، همچون گذشته، در رأس برنامه حاكمين كاخ سفيد قرار دارد و هم از اين رو هر گونه توهم در مورد تغيير اساسي در سياستهاي خصمانه حكومت ايالات متحده عليه انقلاب اسلامي ناشي از خام انديشي بوده و در صورت غلبه بر خط مشي جمهوري اسلامي، منافع انقلاب را به طور جدي در معرض خطر قرار ميدهد. بدين خاطر، فهم صحيح و مبتني بر اظهارات روشن رهبر فرزانه انقلاب از روابط مابين ايران و آمريكا در شرايطي كه حكومت ايالات متحده بر حسب ضرورت و نياز، تغيير لحن داده و چهره عوض كرده است، بيش از گذشته قابل تأكيد ميباشد. واقعيت اين است كه ضديت حكومت آمريكا با انقلاب اسلامي ريشه در پيروزي تاريخي ملت ايران به رهبري امام خميني(ره) بر استبداد سلطنتي دارد. قيام ظفرمند 22 بهمن 1357 حكومت پهلوي را كه پايگاهي مطمئن براي حفظ منافع آمريكا بهشمار ميرفت ساقط كرد و از آن پس هيات حاكمه ايالات متحده هر آنچه را كه در توان داشته براي ضربه زدن و تحميل شكست به انقلاب اسلامي، بهكار گرفته است. بدين ترتيب، عناد حکومت ایالات متحده با انقلاب اسلامی ایران مقطعی و گذرا نبوده و به موضوع انرژی هستهای و يا موضوعات مقطعي ديگر، محدود نمی شود. سیاستگزاران آمریکائی طی 30 سال گذشته به دنبال انتقام گرفتن از ملت ایران بودهاند و به هیچ چیز کمتر از شکست انقلاب اسلامی و استقرار مجدد حکومتی که مجری برنامه و اراده شان در ایران باشد، رضایت نمیدهند. 6- اين پذيرفتني نيست كه دشمن سياست مقابله با انقلاب اسلامي را تحت لواي مذاكره به بحث علني بگذارد و نتايج مطالعات و گزارشات كارشناسان و مواضع سياستمداران خود را در اين زمينه به آگاهي افكار عمومي برساند و ما در سرزمين مقاومت عليه استكبار جهاني با شايعات گوناگون و ابهامات ناشي از عدم صراحت و بعضا پنهانكاري در اين خصوص مواجه باشيم. موضع دولت جمهوري اسلامي در خصوص مذاكره با آمريكا در شرايط فعلي، چيست؟ خطوط قرمزي كه در اين زمينه قبلا اعلام شده، آيا كماكان به قوت خود باقي است؟ چرا بايد مقامات جمهوري اسلامي نسبت به موضوع مذاكره با آمريكا برخوردي انفعالي داشته باشند و به اظهارات مبهم در اين زمينه بسنده كنند؟ مسئولين حكومتي براي عدم پاسخگوئي شفاف به اين قبيل سوالات چه پاسخي دارند؟ در چنین شرایطی، حفظ اصول و منافع انقلاب اسلامی و سازش ناپذیری در مقابل سیاستهای سلطه طلبانه حاکمین کاخ سفید تنها راهکاری است که در مقابله با تهدیدات و تهاجم امپراطوری آمریکا، می توان به آن اطمینان داشت. در این حال همچنین، حفظ منافع انقلاب اسلامي و به ياد سپردن تجربيات واقعي تاريخي، هوشياري مسئولين حكومتي در مقابل عقبنشيني موقتي و لفاظيهاي عوامفريبانه دشمن را اكيدا لازم ميآورد. بديهي است جنبش عدالتخواه دانشجويي در صورت عدم طي شفافيت و احساس هر نوع عدول از آرمان هاي انقلاب و فرامين مقام عظماي ولايت ساكت نخواهد نشست و نخواهد گذاشت اين موارد شيريني ميوه هاي مقاومت سي ساله انقلاب اسلامي ايران در كام ملت و همه ثمرات شيرين انقلاب اسلامي در جهان به تلخي بدل شود. قطعا عملكرد و موضع گيري هر يك از فعالان سياسي در قبال زياده خواهي هاي آمريكا و ميزان پايبندي عملي به مواضع رهبري انقلاب و آرمان مبارزه با ظلم و كفر و استكبار انقلاب اسلامي نقش مهمي در تصميم گيري مردم و دانشجويان در انتخابات رياست جمهوري خواهد داشت. و فصل الخطاب همه بحث ها مقام عظمای ولایت خواهند بود.
|
|
| |
|
|
|
نظرات کاربران :