|
چه نسبتي است ميان حسين ما و حسيني که مرگ را براي خود افتخار مي داند؟ حسيني که عليه ظلم و ستم -هر چند به نام خلافت اسلامي- و عليه سرمايهداري زمان خود و براي تشکيل آن" جامعه اعلون قرآني قيام مي کند. امر به معروف ميکند. نماز اقامه ميکند و قرآن تلاوت مي کند. * انگار حبيب بن مظاهر و سليمان بن صرد خزاعي همين الآن اين نامه را به او مي نويسند:... انثزى على هذه الامة فابتزها امرها و غضبها فيئ ها و تأمر عليها بغير رضى منها ثم قتل خيارها و استبقى شرارها و جعل مال الله دولة بين جبابرتها و اغنيهائها..... که سرمايه داران- با همدستي همان جماعت هميشگي زَر و زور تَزْوير و زِر!- خود را بر اين امت تحميل كرده اند و خون ضعفا را در شيشه ريخته اند. اين كه مي گويند اغنيا يعني نسل همانهايي كه با رسول خدا جنگيدند. منتها آن روزها ديگر با رسول خدا و اسلام نميجنگيدند. خودشان شده بودند حاكميت اسلامي. با آن مثل توپ بازي ميكردند و دست به دست بين خودشان مي چرخاندند. دقيقترين گزارش از كوفه هماني است كه هلال ابن نافع به امام مي دهد:امّا، ثروتمندان دلشان با ابن زياد است، ولي ديگر مردم، دلهايشان با شماست... خوب به واقعه كربلا نگاه كنيد! اين كه حسين نواده پيامبر و يزيد نواده ابوسفيان باهم روبرو شدند نشانه مهمي براي ماست! اين كه در زيارت عاشورا درخواست ميكنيم كه ما هم به همراه امام مهدي(هدي-ظاهر-ناطق) انتقام خون حسين را بگيريم هم نشانه است. يعني هيچ چيز عوض نشده! تمام عدل زير علم حسين و فرزندانش است و تمام ظلم زير پرچم هر كس غير از حسين (عليه السلام). يعني سرمايهدار ها در طول تاريخ عوض نشده اند! تاريخ هميشه صحنه جنگ همين دو گروه بوده است. يزيد و حسين! يزيديان و حسينيان! اسلام ناب محمدي و اسلام آمريكايي! اسلام پابرهنگان در مقابل اسلام انجمن حجتيه و مرفهين بي درد! امامت و سلطنت! در يك طرف تشنگي (محروميت) و شهادت (مظلوميت) و اسارت براي نجات انسان در طرف ديگر انسانها، ولي محروم و مستضعف و اسير مستكبرينْ! هدف امامْ معلوم است. امر به معروف، اِصلاح، اما كدام نوعش؟ امام حسين عليه السلام در خطبه اش در مِنا فرمود: خدا از امر به معروف و نهي از منكر به عنوان تكليفي واجب از خود آغاز كرده است!....امر به معروف دعوت به اسلام است همراه رد مظالم و مخالفت با ظالم و تقسيم بيت المال و غنايم و گرفتن زكات از جاي خود و صرف آن در امور بسزاي خود... [ولي شما اي گروه عالمان دنياپرست كاري كرديد كه زورگويان و مال پرستان] در هر شهري خطيبي سخنور (يعني همان جماعت زِر !) دارند كه به سود آنان سخن مي گويد، سرتاسر كشور اسلامي بي پناه مانده و دستشان در همه جاي آن باز است و مردم بردگان آنهايند....شگفتا و چرا در شگفت نباشم كه ديار اسلامي در اختيار فريبكاري نابكار و ماليات بگيري ستمگر و فرمانرواي بي رحم بر مومنان است،.... با اين كلام امام روشن شد كه حسين زنده يعني چه؟ و حسين مرده كيست؟. عجيب نيست بشنويم که هيإت يک نهاد مدني است. راست هم مي گويد. بچه هیأتي امام حسين، افتاده به دنبال حاج آقا فلاني و کربلايي بهماني و نه مبارزه و جهادي و نه دادگري و فرياد كشيدن بر سر ظالم. اصلًاًًًًً به كسي كاري ندارد. اصلا جامعه مدني يعني همين. همه شروع كنند به داد زدنهاي بي هدف تا در ميانه اين دعواها و جار و جنجالها، بعضي ها با آرامش كار خودشان را انجام دهند و هر بلايي كه مي خواهند سر ملت بياورند. نهاد مدني يعني جايي كه سهم آن از فرياد از قبل مشخص شده است تا يك وقت خطرناك نشود. داد زدن از نوع سهميه بندي شده! يعني همان سکولاريزم که حسين را از عرصه جامعه -که امامت آن به عهده اوست و خلافت حق مسلم او- کنار زده و امامت و خلافت را در اتاق کوچک عزاخانه به او تقديم کرده و تازه سرش منت هم ميگذارد كه يكي از نهادهاي جامعه مدني را به او تقديم كرده است. حقا به معيارهاي جامعه مدني – البته اسلامي– نزديک شدهايم. همان که به آن مي گويند مدينه فاضله. ولي ما به آن ميگوييم مدينه فاضلاب! .بگذار اين سالهاي حرام بگذرد!
|
نظرات کاربران :