فساد اقتصادي: هدايت سرمايه گذاري به مسير غير مولد و غير كاركردي که مانع رشد اقتصادي، عامل ضرر به فقرا، وسيله مهم نابوذي نظام سياسي است.
فساد سازماني(تعريف بانك جهاني): سوء استفاده از قدرت عمومي براي بهره گيري خصوصي، پيشنهاد دادن، دريافت و تقاضاي هرچيز با ارزش براي تاثير گذاري رفتار كارمندان دولتي در انجام يك قرار داد
انواع فساد(Amnuldsen) :
1- رشوه: پورسانت و زیرمیزی
2- اختلاس: ورای قانون باروش های غیر قابل کنترل و غیرقابل مجازات عمومی است که از مهم ترین شیوه های کسب ثروت است.
با نام خصوصی سازی انتقال تعداد زیادی از شرکت های دولتی و نیمه دولتی به دوستان و خانواده مسئولین
اسما ملی کردن انحصارات و تجارت و رسما توزیع بین خانواده های حکام
3- كلك هاي اقتصادي: با چشم پوشی وزار و مسئولان از روش هایس غیر قابل قبول و نامشهودشان که در گونه هایی نظیر چاپ اسکناس برای پرداخت حقوق/پولشویی(وارد چرخه اقتصادی عادی کردن پول به دست آمده از راه نامشروع)/ تجارت موارد مخدر صورت میپذیرد.
4- باج گيري:
از پایین وقتی نیروی غیر دولتی اعمال فشار به حکومت برای فرار از مالیات و آزادی شغلی می نماید.
از بالاوقتی باج گیری حکام از بخش خصوصی در قالب مالیات زیاد/محدودیت امتیازات/ کنترل و بازرسی بیرحمانه ÷لیس/انتظار تامین مادی تبلیغات ریاست جمهوری/باج گیری پلیس و ارتش در جادهتحقق سافته است.
5- امتياز دادن(Favoritism) به دوستان /اقوام/ افراد خاص به صورت نمونه:ارزان خریدن زمین های بایر و دولتی برای بهره برداری کارهای مختلف دولتی/
Nepotism امتیاز به ایل دادن
علل: نبود نظام حقوقی، قضایی و کنترل قوی/نبود توانایی کاربرد اقتصاد فعال تولیدی/نبود بهره گیری از امکان رشد واحدهای خرد افتصادی
دولت بازيكن ضعيف و بازنده و منفعل است و زنده ماندن حكومت نسبت يافتن با ميزان تامين منافع يك گروه خاص می باشد.
الف) عوامل موثر در سطح كلان
Durkheim: ذستيابي يك عده به ثروت ناگهانيمنتج به فقر يك عده، فقرا مشاهده ثروتمندان، بر هم خوردن نظام ارزشي، برهم خوردن تعادل افراد(نارضايتي)، روي اوردن به خلاف تحقق می یابد.
Merton: هسته اصلي فسادٰ،به هم خوردن رابطه اهداف-وسايل مشروع دستيابي به اهداف/ ارزش و نياز منبعث از فرهنگ در نتیجه مكانات تحقق انگيزه ها
ديويس و استاتستز: ارران مشاهده تصوير شكوهمند كالاهاي مادي در وسايل ارتباط جمعي
روند فساد در جامعه: مشاهده ثروت، نمايش ثروت به علت برتري جويي/به دنبال رفاه بيشتر بودن ثروتمندان/اساس سرمايه داري براي فروش ، مشاهده ثروت، مقايسه خود با هم ترازان(تئوري فستينگر) / وجود اقشار متوسط: روان سازي فرآيند مقايسهٰ، احساس محروميت نسبي
عامل اصلي: درك نابرابري و احساس محروميت نسبي نه وجود نابرابري
اگر راه مشروع مسدود و محدود، پذيرش راه نيمه مشروع
كنترل:
دورني: پايبندي مذهبي/ جمع گرايي و احساس مسئوليت جمعي
بيروني: (weise) احتمال كنترل و كشف بالا و مجازات سنگين
(Atkinson):وقتي دست زدن به خلاف كه ارزش بالا/احتمال دستگيري پايين
پليس و قوه قضاييه
ب) عوامل موثر در سطح متوسط
(لويدتكه/شوايتزر( انسان بر اساس شرايط گزينش عقلاني در گسترش فرد گرايي، تمايل به فساد/جمع گرايي، حذر از آن
عامل تقويت كننده فساد:
ميزان نابرابري، عدم احساس مسئوليت در وظايف دولتي
اجتماعي شدن در محيط قوم گرا و خاص گرا، ترجيح منافع شخصي بر جمعي
Rose-Ackerman)): عومال مثر فساد: سرمايه گذاري افزراطي و غير مولد دولتي/عدم بهره برداري از سرمايه گذاري گذشته/ افزايش فقر/ امتيازات بيشتر كنشگران اقتصادي بي وجدان، مسئولين به جاي پذيرش، سياست ترميميدر نتیجه استقراض خارجينهایتا وابستگي مالي كشورها/نفود و تاثير سارمان هاي وام دهنده و در این هنگام تفسير مثبت از فساد به عنوان نشانه رشد
ار ديگر عوامل: اقتصاد غير توليدي رانتخوار که منتج به كاهش كارامدي سياست صنعتي/تشويق تجارت غير رسمي/تهديد مقررات مالياتيگشته و موجب از بين رفتن مشروعيت حكومت می گردد.
مارسل موس: هديه:داراي نيروي اجبار كننده به هديه متقابل
استرك: رابطه متقابل: رابطه عمودي که موجب بهره مندي خارج از نوبت و در نتیجه تشديد نابرابري می گردد.
اقتصاد غير رسمي: راه اندازي كار با دولت با كانال غير رسمي/پارتي بازي/دادن رشوه
فرايندهاي فساد بانك مركزي: آشفتگي اقتصاديدر نتیجه ژكاهش توان جلوگيري از تورمدر نتیجه آن انتظار تورمدر مردم و نهایتا تحقق تورم واقعي
خريد دلار منتج به كاهش ارزش پول ملي در نتیجه فروش دلار و به دست آوردن سود
ج) عوامل سطح خرد
د) شرايط خاص ايران
1- قبح نبودن فاسد
مردم عمل بر اساس هنجار پذيرفته شده جمعي
هزينه عمل>فايده عمل:عمل
هزينه عمل<فايده عمل:حذر از فساد
2- فرهنگ ايلي و قبيله اي
ه) نگاهي به گذشته
عوامل قديمي : حكومت هاي غاصب و بي فرهنگ/ نظام ايلي/حكومت مطلقه/ عياشي اشراف/ غرور و غفلت و بي قيدي
و) شهرام جزايري: ارتباطات و عقيده سازي/حيطه فرهنگي/حيطه سياسي/حيطه اقتصادي
ز)نتيجه گيري
شروط لازم مبارزه با فساد: عزم راسخ/محاسبه دقيق/ داشتن مدل جامع اداره جامعه/اجراي قاطع و بدون كم ترين محاسبه/ پذيرش درد
علل بين المللي:
(Amnuldsen) :ايجاد فساد به وسيله خارجي ها:مهم ترين عامل تعيين كننده پيددايش فساد
علل داخلي:
1- اقتصادي/ اجتماعي
عدم هماهنگي حقوق با سطوح ژايين نيازها
هزينه كردن نفت در تجهيزات به جاي پرسنل
نظام غلط حقوق و پرداخت و در نتیجه دامن زدن به مدرك گرايي
2- فرهنگي
فرهنگ هديه گرفتن
سنت اپوزيسيون بودن روحانيت و عدم درك شرايط تشكيل دولت و جمهوري اسلامي
راه حل ها:
هزينه كردن نفت در پرسنل به جاي تجهيزات
لغو قانون مدرك زده نظام هماهنگ حقوق و پرداخت
بيشتر كرئدن حقوق افراد كنترل كننده از سطح نيازها و كنترل آنان با نظام اطلاعاتي دقيق و سالم
كنار گذاشتن روحيه اپوزيسيوني روحانيت و هديه نگرفتن از مردم
خروج از روند بسته اتسقراض خارجي و توسعه
نظرات کاربران :