|
چه کسی از سیاسی کردن غزه سود می برد؟
فاطمه رجبی , تحصن مورد تشکر مقام عظمای ولایت
(ويژه)
|
|
فاطمه رجبی در یادداشتی جدید ضمن انتقاد از متحصنین در فرودگاه برای اعزام به غزه متحصنین فرودگاه را به جلوافتادن از رهبری و تشکیل میتینگ سیاسی متهم کرد. این در حالی است که حجه الاسلام و المسلمین محمدیان نماینده مقام معظم رهبری در جمع متحصنین حضور یافته در پایان تحصن در بیت رهبری ضمن تشکر ويژه از متحصنین فرودگاه دعای خیر مقام معظم رهبری را بدرقه راه آنان خواندند.
|
|
پنجشنبه 19 دیماه 1387
|
|
فاطمه رجبی در یادداشتی جدید ضمن انتقاد از متحصنین در فرودگاه برای اعزام به غزه متحصنین فرودگاه را به جلوافتادن از رهبری متهم کرد. این در حالی است که حجه الاسلام و المسلمین محمدیان نماینده مقام معظم رهبری در جمع متحصنین حضور یافته و در پایان تحصن در بیت رهبری ضمن تشکر ويژه از متحصنین فرودگاه دعای خیر مقام معظم رهبری را بدرقه راه آنان خواندند. فاطمه رجبی حضور قشرهای مختلف و نخبگان متفاوت سیاسی را در فرودگاه محکوم کرد. سوال این جاست چرا یک عده می خواهند مسئله فلسطین را محدود به یک طیف خاص سیاسی کنند و اصلا چه کسی از این مسئله سود می برد. متحصنین فرودگاه از موافقین دولت نظیر دکتر رامین، هاشمی ثمره پروفسور مولانا و کلهر و شمقدری و احمدینژاد مشاورین رییس جمهور تا دیگر اصول گرایان نظیر فدایی دبیر جمعیت ایثارگران، توکلی و افروغ در میان تحصن کنندگان حضور یافتند علاوه بر این نخبگاه فرهنگی حزب اللهی نیز در این سه روز در فرودگاه حضور به هم رسانیده اند به همه این ها حضور سه وزیر فرهنگ، بهداشت و راه نیز در میان متحصنین شاهد این مطلب است. مطلب تفرقه برانگیز و انتخاباتی فاطمه رجبی و تهمت یک شبه عدالتخواه شدن به تشکلی که سال ها پیش از عدالتخواه شدن طیف و جناح منتسب به خانم رجبی علم عدالت را در لبیک به ندای رهبری بلند کرد و رهبری نیز با تاکید بر این که اگر علم عدالت در دانشگاه ها به وسیله جوانان مومن دانشگاهی بلند نمی شد مسیر به تشکیل دولت عدالتخواه منجر نمی شد نمونه عینی استفاده ابزاری از عدالت است. خوب است فعالان سیاسی با درس گرفتن از فرامین امام و رهبری برای کنار گذاشتن اختلافات، به دفاع از آرمان های جهانی انقلاب نظیر غزه همت راستین بگذارند. در زیر متن تفرقه برانگیز فاطمه رجبی می آید: غزه در خون است. «هولوکاست» کار خود را کرده است و اسرائیل - این غده سرطانی را به پا نموده، آن را بدتر از «سگ هار» و «گرگ درنده» به جان جهان اسلام و مسلمین انداخته، و امریکا این شیطان بزرگ با حمایت مادی و غیرمادی همهجانبه آن را در نسلکشی مسلمین تقویت میکند. این یعنی «گفتوگوی تمدنها» با لحاظ «دموکراسی»، «حقوق بشر» و «آزادی» و … اگر دروغ بودن هولوکاست - مبنای مشروعیت اسرائیل - پس از مطرح شدن توسط رئیسجمهور دنبال میشد، و اگر مدافعان هولوکاست دروغین از خاتمی گرفته تا برخی نظامیان یکشبه رجل سیاسیشده و راستهای ناراست و … در سیاستی سنجیده، غیرشتابزده، خردمندانه، و … رئیسجمهور را بمباران نمیکردند، تا اسرائیل همچنان «مشروع و قانونی» بماند، امروز غزه در خون نبود! این یک واقعیت است. واقعیتی دردناک و وحشتناک که «غزه در خون است». اما مهمتر از آن قدس در دستان یهود - این دشمن قسمخورده اسلام و قرآن و پیامبر اعظم صلیالله علیه و آله، اسیر است و سرزمین فلسطین به وسیله مشتی یهود و صهیونیست در اشغال! هولوکاست باید شکسته شود، دروغبودن و هدفمند بودن آن باید افشا گردد، و غرض نسلکشی و تمدنکشی اسلامی آن توسط غرب جنایتکار، هر چه زودتر باید عریان شود. اگر چنین باشد، قطعا غزه دیگر در خون نخواهد بود، و فلسطین در اشغال نخواهد ماند، و قدس شریف از اسارت یهود آزاد خواهد گردید. حال وظیفه ما - مسلمانان و بالاتر، شیعیان شهادتطلب و حسینی علیهالسلام ایران چیست؟ آیا پیش افتادن از امام، و تحت فشار قرار دادن زعیم برای «اعلان جهاد» تکلیف شرعی و وظیفه دینی ماست؟ آیا تحصن در فرودگاه و درخواست اعزام به غزه ؟! جلو افتادن از امام نیست؟ هر چند این اقدامات برخاسته از روح دینی و حس بشردوستی باشد. این که ایران را سراسر، جوانان و نوجوانان، پیران و میانسالان عاشورایی تشکیل داده است، یک واقعیت است، و این که «عاشورا» ایران را «کربلا» میکند، واقعیتی دیگر! به همین دلیل بود که سه دهه پیش «سایرونس ونس» دریافت: آیتالله خمینی میتواند میلیونها جوان شهادتطلب ایرانی را برای جنگ با امریکا بسیج کند. (نقل به مضمون) اما یقینا این روحیه و ایمان، و این شیفتگی و عشق باید در پیروی از امام باشد، نه عقبماندن از او و کوفهساختن و نه پیش افتادن و واداشتن به پذیرفتن حکمیت. امام معصوم معیار حق است، و نایب او مقتدایی است که باید: - فرامینش را شنید و اطاعت کرد. - ضمیرش را دریافت و به آن پرداخت. - مصالح و منافع مورد نظرش را در زمانی که به او نیاز دارد به سرعت دنبال کرد. آیا امروز رهبری معظم امر به اعزام به غزه کرده است؟ تحصنها، تجمعها و طومارها و فریادها باید باشند تا جهان ددمنش آمادگی ملت ایران را در ستیز با اسلامستیزان، به ویژه غده سرطانی اسرائیل با پشتوانه امریکا بنگرد و بداند. اما استمرار و اوجگیری این تحصنها و تجمعها و به ویژه صف بستن در فرودگاهها برای اعزام، چه مطلبی را دنبال میکند؟ خبرها از حضور «طیفهای سیاسی خاص» در میان این تجمعات دارد. برخی چهرههایی که طرح دروغ بودن هولوکاست را در زمان داشتن پست و مقام و وکالت و … تخریب میکردند، در بین تحصنکنندگان رفت و آمد دارند. چهرههایی که با تندرویهایی که «مصرفی جز مطرحشدن فردی» برایشان ندارد، و از آنسو، برای نظام اسلامی در دیپلماسی خارجی هزینهزاست، از گردانندگان برخی تجمعات شدهاند. بدون آن که خدای ناخواسته اصل تحصن، تجمع و اعتراض علیه جنایات اسرائیل، و درخواست حمایت همهجانبه از غزه مورد شبهه باشد، اما باید پرسید؛ این گردانندگان، ملاقاتکنندگان یا مصاحبهکنندگان - حتی در اطراف رئیسجمهور - که امروز تاب و قرار ندارند، در دولتهای تسلیم و ذلت ۱۶ ساله کجا بودند؟! وقتی آن دولتها برای امریکا و انگلیس در ورود به افغانستان و عراق فرش قرمز پهن کرد، کدام کلمه از این افراد نوشته شد یا کدام «زمزمه»ای از آنها شنیده؟ جلوتر بیاییم! وقتی خاتمی با سفر ننگین به امریکا «هولوکاست» را تایید کرد، و «اسرائیل» را مشروعیت بخشید، این خانم و آن آقا، کدام ناله را در اعتراض سردادند؟ و این طیف خیلی انقلابی و خیلی عدالتخواه چه دردی در خود احساس کرد؟ وقتی ننگیننامه دولت خاتمی به «بوش» افشا شد که حتی خلع سلاح حزبالله لبنان در آن پیشنهاد شده بود، این افراد چرا هیچ بروز و ظهوری نداشتند؟ آیا در همه این موارد، «دیوار اعتماد» ساختهشده توسط هاشمی و خاتمی برای آنها اطمینانآور بود؟ خدا نکند که جناحها با اسامی ارزشمند و رسومات سیاسی آلودگی منتشر کرده و گروهی هر چند پاکدل را ابزار کار سیاسی خود یعنی همان مافیای قدرت و ثروت گردانند. مافیایی که به تازگی به عدالتخواهی روی آورده و از میان اصولگرایان، گروه و افراد و تندرو یافته است. امروز غزه در خون است! همه آمادهایم و چشم به فرمان مقام معظم رهبری دوختهایم. نیروهای موظف بیش و پیش از همه به این مهم میپردازند، و بقیه لحظههایی را انتظار میکشند که «ولی» امر کند. انتظاری سازنده و معنادار! خدا کند در آن روز همه آماده باشند! همه استشهادی! همه عدالتخواه! و همه اصولگرا! و همه ولایتمدار!
|
سلام. تعبير حمله فاطمه رجبي تعبير نادرستي است. چنان تيتر زده ايد که هر کس نداند فکر مي کند چه گفته باشد. ما که دشمني با کسي نداريم و به نظرم او هم. پس بهتر است تيتر و عناوين مناسب تري برايش انتخاب کنيد.مانند دغدغه هاي فاطمه رجبي در مورد تحصن دانشجويان/ باز هم فاطمه رجبي مي خواهد خبرساز شود/ ساز انتقاد را اين بار رجبي مطرح مي کند و...
و شايد اينکه اگر او دعوت مي شد چه بسا چنين يادداشتي نمي نوشت
نويسنده نظر :yaser asgari
|
|
| |
|
|
|
نظرات کاربران :