محمدصالح مفتاح در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به بيانات اخير مقام معظم رهبري در جمع دانشجويان دانشگاه علم و صنعت اظهار كرد: جمهوري اسلامي ايران، نظامي بيبديل در تاريخ بشريت و از ثمرات شجره طيبه انقلاب اسلامي است؛ هرچند اين شيوه حکومت، برگرفته از حکومت انبياء الهي و امامان معصوم است، اما متناسب با دوران ما در قالب نويني عرضه شده است که در آن علاوه بر محتواي اسلامي، شکلي روزآمد در نظر گرفته شده است.
اين فعال دانشجويي ادامه داد: بر اساس اين که ما ترکيب نظام اسلامي را ترکيبي اضافي بدانيم و يا وصفي، ميتوان ظواهر و بواطن آن را تعريف کرد و شناخت. اگر اين ترکيب را اضافي بدانيم، به معني تعلق نظام به اسلام است و اگر وصفي بدانيم منظور آن خواهد بود که نظامي که اسلامي است؛ البته اين اقرب به مقصود است.
وي خاطرنشان كرد: بر همين اساس، اين نظام بايد در تمام سطوح اين وصف را داشته باشد و چه در شکل و چه در محتوا آن را دنبال کند. قانون اساسي اين موضوع را به خوبي پي گرفته است و پيشبيني شوراي نگهبان و مجلس خبرگان در کنار ولايت فقيه اين جريان مشروعيت الهي را در کنار مردمسالاري در قالب پارلمان و رياستجمهوري پيشبيني کرده است.
مفتاح با بيان اين كه حفظ باطن انقلاب از ظاهر آن مشکلتر است، گفت: در نظام اسلامي، زمينه نفاق و ريا بيشتر است؛ چرا که دسترسي به باطن سختتر است و تغييرات در آن به کندي صورت ميپذيرد؛ از اين رو نيازمند توجه بيشتر و تدقيق عميقتري خواهيم بود.
وي ادامه داد: همانگونه که مقام معظم رهبري نيز بيان داشتهاند، باطن نظام اسلامي عدالت، كرامت انسان، حفظ ارزشها، سعى براى ايجاد برادرى و برابرى، اخلاق و ايستادگى در مقابل نفوذ دشمن است. بايد اين موارد با سنجههاي دقيق هر روز مورد بررسي قرار گيرد و ببينيم تا چه اندازه از اين آرمانها دور يا به آن نزديک شدهايم.
عضو شوراي مرکزي جنبش عدالتخواه دانشجويي خاطرنشان كرد: انقلاب و نظام اسلامي و دستيابي به آرمانهاي آن، نياز به انسانهاي مذهبي دارد تا در برابر وسايس شيطاني عقب نروند و بتوانند براي بسط کلمه الله در زمين بکوشند. اگر اين امر ميسر نشد، تمام تلاشهايي که براي حفظ اسلاميت نظام به کارگرفته ميشود، بيارزش خواهد شد. اين امر در مقدمه و فصل اول قانون اساسي بارها تأکيد شده است.
مفتاح ادامه داد: متأسفانه ما شاهد توجه به ظواهر نظام شدهايم و فراموش کردهايم که باطن نظام را نيز بايد مورد توجه قرار دهيم. اگر به نوع رفتارهاي بسياري از نهادهاي متولي فرهنگ و سياست بنگريم، اين امر به شدت مشهود است و اينکه قالبها بر محتواهاي آن غالب شدهاند. گاهي نيز تصور کردهايم تزئين کردن ما را از اصلاح بينياز ميکند. در حالي که آنچه تزئين کردهايم هيچ سودي به حال ما و نظام اسلامي نخواهد داشت و در مواقعي که بدان نياز افتد، اطلاع از عدم کارايي اين ارکان و اجزاء سودي نخواهد رساند.
وي ادامه داد: تعبير ديگري که از ظاهر و باطن انقلاب اسلامي ميتوان ارائه کرد، همان چيزي است که در تفاوت ظرف و مظروف بيان ميشود. به بيان شهيد مطهري جمهوريت شکل نظام است و اسلاميت محتواي آن. بر همين اساس، جنبش دانشجويي وظيفه دارد هم تحقق مردمسالاري را پيگيري کند و هم اسلامي شدن تمام ارکان و اجزاي نظام اسلامي را.
مفتاح در ادامه گفت: جنبش دانشجويي به دليل عدم وابستگي به قدرت و آرمانخواهي و نيز روحيهي جوان و پرشور خود بهتر از ديگر اقشار ميتواند در جهت صيانت از نظام اسلامي در سطوح ظاهر و باطن تلاش کند. جنبش دانشجويي به دليل مرجع بودن و پيشگام بودن در عرصهي آرمانخواهي، همواره بيش از ديگر طبقات و اقشار بر اجراي اين وظيفهي خود تأکيد داشته و آن را به انجام رسانده است. اين نقش را احزاب و گروههاي سياسي و سياستمداران و سياستبازان به دليل معطوف بودن رفتارهايشان به قدرت نميتوانند به درستي انجام دهند. آنها گاه به نقد بيانصافانه دست ميزنند و گاه به توجيه نامعقول و اين هردو آفت رفتارهاي اصلاحگرايانه و اصولطلبانه است.
وي تعقل، تهذيب، تعميق انديشه، شجاعت، اخلاص، اخلاق، صبر و بسياري صفات ديگر را لازمه جنبش دانشجويي دانست و اظهار كرد: تشکلهاي دانشجويي بايد با ايجاد بستر مناسب براي جاري شدن اين ويژگيها در سرتاسر تشکلشان تلاش کنند كه اين امر نيازمند برنامهريزي و ارزيابي مداوم در جهت نيل به اين اهداف و آرمانهاست. در اين بين تشکلهاي دانشجويي بايد افقهاي ديد خود را گسترش و آرمانهاي واقعي اسلام را ملاک عمل قرار دهند. اينکه شاهديم برخي تشکلهاي دانشجويي بيش از آنکه معطوف به اصلاح جامعه تلاش کنند، به تخريب و تقابل با يکديگر ميپردازند، ناشي از کوتاهبيني و نداشتن آرمان و اعتقاد به راهي است که به نام آن وارد عرصهي تشکل دانشجويي شدهاند.
مفتاح در پايان تصريح كرد: تشکلهاي دانشجويي و فعاليتهاي آنها بايد به بستري براي تقويت بنيههاي اجتماعي و فهم اعضا بدل شود تا بتوانند نيروهاي کارآمدي را براي مناصب و مشاغل مختلف تربيت کنند. البته بايد مواظب بود که اين امر باعث جهتگيري اهداف تشکل به سمت سکوي پرش شدن افراد نشود که همان آفت ريا و نفاق را در تشکلهاي دانشجويي گسترش خواهد داد.
نظرات کاربران :