توضيح اين يادداشت كه به درخواست خبرنار روزنامه ايران براي بخش دانشجويي اين روزنامه در روز دانشجو ارسال شده بود منتشر نگرديد. لذا پايگاه عدالتخواهي به صورت مستقل اقدام به نشر آن مي نمايد.
1- دوره هاي معدود وجود و درخشش جنبش دانشويي در كشور ماْ،- يعني وجود يك گفتمان غالب ميان تشكل ها و فعالين دانشجويي پذيرش اين فتمان به وسيله بخش عمده بدنه دانشجويي دانشاه ها و تكاپوي معي براي تحقق آن- در سه دوره انقلاب و پس از انقلاب اسلامي، نيمه دهه هفتاد و ابتداي دهه 80 پي يري و حاكم شدن سه گفتمان را در پي داشت كه دال برتر آن ها اسلام ناب، آزادي خواهي و عدالت خواهي بود.
2- اما عوض شدن طبقه دانشجويان به خاطر ساختار پولي ورود به دانشگاه ها كه محدود به مدارس غير انتفاعي و كلاس هاي كنكور رديده است، هم چنين پولي شدن دانشگاه و افزايش دوره هاي پولي و خصوصي نسبت به دوره هاي روزانه-كه خود بازتوليد تغيير هرم طبقاتي دانشجويان به سمت طبقات مرفه است-، نداشتن آرمان به خاطر«رشد فرديت و روزمرگي، بي اطلاعي از منظومه آرمان هاي انقلاب و عدم درك اوليت ها ميان اين آرمان ها، ايجاد شدن واسطه ميان رهبري و دانشجويان به وسيله افراد و شخصيت ها و روه ها و به تبع آن اصل شدن نظرات انان نه نظرات رهبري»، سياست زدگي و پايده نظامي جنبش دانشجويي براي احزاب، گروه ها و شخصيت ها، سكوي پرتاب شدن بعضي تشكل هاي دانشجويي و به تبع آن از بين رفتن اخلاص و خلوص و اصلات اين حركت ها به ويژه با سيطره گفتمان معطوف به قدرت ماكياوليتي حتي با برچسب هاي مذهبي، ياس در نتيجه«عدم درك درست جايگاه خود و نتيجتا نااميدي به خاطر عدم دستيابي به بعضي خواسته ها ، احساس تضاد بين آرماتن و مصلحت، پيگيري و مطالبه تحقق ارمان هاي بي اولويت، فضاي انتقادي صرف و ورود به چرخه بسته نقد و برخورد » بسته شدن فضاي دانشگاه ها «چه از طرف بعضي مسئولين دانشاه ها چه خودسانسوري هاي حاصل از مصلحت سنجي هاي خيالي، از بين رفتن فضاي آزاد انديشي به خاطر محدودسازي هاي بيمورد در حوزه انديشه –به ججاي محدود سازي لازم در حوزه ارزش ها- »، تخليه هيجانات سنين جواني با موسيقي هاي راك و پاپ براي غير مذهبي ها و عزاداري هاي هيجاني براي مذهبي ها و هم چنين درگيري هاي بين تشكل ها و فعالين دانشگاه ها»، رشد ريان هاي فكري آلترناتيو انقلاب اسلامي نظير غرب گرايي، سنت گرايي و به ويژه انجمن حجتيه (بازتوليد تفكر دوري از حركت اجتماعي و حكومت با لباس سخنان موجهي چون فعلا وقت خودسازي است.)، عدم ارتباط صحيح فعالين دانشجويي با متفكرين و فرهيختان فكري و فرهني و هنري جبهه فرهني انقلاب اسلامي، حكومتي كردن آرمان خواهي به وسيله برخي جريان ها و نهادها، عدم ارتباط سيستماتيك فعالين دانشجوي با مردم و اقشار فرودست جامعه و مطالبات و نيازهاي ان ها و... همه و همه شرايط ركود دانشاه ها را رقم زده است.
3- معدود حلقه هاي آرمان خواه كه حركت هاي مختلف اجتماعي و دانشجويي را سامان مي دهند نيز از آسيب مصون نيستند. محدود شدن مطالبه عدالت به مطالبه مصداقي، ماندن در حصار انتقادي صرف، ناتوناي تنظيم دقيق رابطه با افرادي كه با تكرار شعارهاي جنبش دانشجوي كرسي هاي قدرت را در نهادهاي تقنيني و ارايي در دست رفته اند و... نيز نمونه اي از اين آسيب هاست.
4- اين اشكال سنجي ها به معناي سياه نمايي و تعطيل كردن كارها و پركردن پازل آن ها كه مي گويند خداحافظ جنبش دانشجويي زنده باد دانشگاه نيست كه عين ارمان گرايي است. البته كسي مدعي عدم وجود رويش هاي بيشماري در حركت هاي دانشجويي نظير جوانه زدن هسته هاي خودجوش فعال در عرصه جهان اسلام، به بار نشستن بخش هايي از بدنه خودجوش اردوهاي حهادي گفتمان عمومي شدن مطالبه دانشجويي دفاع از انرژي هسته اي، حساسيت در مصاديقي نظير دانشگاه آزاد، طلبه سيرجاني، وزير كشور و... نيست. اما ريشه يابي معضلات براي استفاده حداكثري از ظرفيبت ها ضروري است. فعالان دانشجويي بايد گذشته خويش را ارزيابي كنند و بازبيني هاي جدي در بخشي از كردارهاي جمعي و فردي خويش بنمايند. به صورت نمونه ارتباط با مردم و اقشار فرودست جامعه بايد از كاري صوري و تشريفاتي يا مردم رايي نمايي بيانيه ها و مصاحبه ها دربيايد و جزو برنامه هاي تشكيلاتي و سيره شخصي فعالين تشكل ها بشود چنان كه براي بخشي از بدنه خودجوش اردوهاي جهادي اين اتفاق براي يك عمر زندي شده است و حتي آنان را پس از كار دانشجويي به برنامه ريزي براي يك عمر نقش آفريني در اين عرصه كشانده است. بايد فضاي فرانسوي زدي و مرگ بر و درود بر گفتن و مصداقي شدن و سطحي شدن به سمت اصلاح ساختارهاي فساد خيز و رانت خيز تغيير بيابد. مهم تر از اين كه چرا نماينده ها اولين مصوبه شان تامين امكانات رفاهي خودشان باشد يا فلان مسئول عالي با مردم با بي صداقتي برخورد كرده است، اين است كه چه ساختارهاي غلطي موجب شده تا شايسته سالاري در عدالت سياسي تحقق نيابد و با چند شام و نهار دادن و چندصد ميسليون خرج در حوزه هاي چند هزار نفري يك نفر راهي مجلس شود. به صورت عيني تر به جاي چند همايش و تجمع براي زنده نشان دادن دوپينگي دانشگاه در 16 آذر به دنبال اصلاح ساختارهاي غلط و عواملي رفته شود كه فضاي نشاط را از دانشگاه گرفته است(كه بعضي از آن ها در بند دوم همين نوشته ذكر شد)
5- اگر مقام عظماي ولايت تكاپوي اميدوارانه و مومنانه براي تحقق اين آرمان ها از دانشجويان مطالبه مي كنند و جوان مسلمان ايراني را در كانون بيداري اسلامي مي دانند، بيدار بودن دانشجوي مسلمان آن هم در شرايط هجمه ي سنگين تبليغاتي دشمن و متحجرين و وجود اين همه مانع بر سر آرمان گرايي و العتقاد به امكان وجود افقي بالاتر از شرايط موجود و تلاش براي تحقق آن خود تاييدي بر اين مسئله است.
نظرات کاربران :